دیدگاه هفتگی نهاد حقوق بشر مردم آذربایجان در ایران ـ آهراز
از سرکوب تا جنگ؛ چگونه حقوق بشر در ایران به حاشیه رانده شد
در حالی که تقابل نظامی میان جمهوری اسلامی و محور آمریکا-اسرائیل، ایران را به کارزاری جنگی بدل کرده، جامعه مدنی در میان فشار مضاعف سرکوبهای داخلی و تهدیدهای خارجی در حال فروپاشی است. گزارش هفتگی «آهراز» نشان میدهد که چگونه مفاهیمی چون امنیت ملی و شرایط جنگی، به ابزاری برای بازداشتهای گسترده، قطع اینترنت و به حاشیه راندن کامل حقوق بنیادین شهروندان تبدیل شده و در این میان، آسیبپذیرترین اقشار جامعه یعنی زنان و کودکان، بیشترین هزینه را در بنبست سیاسی و اقتصادی فعلی میپردازند.

نمایی از ویرانیهای گسترده در مناطق جوادیه و بریانک در نتیجه حملات آمریکا و اسرائیل در تهران، ایران در ۱۵ مارس ۲۰۲۶ ـ عکس:Fatemeh Bahrami/ منبع: AFP

آنچه امروز در ایران جریان دارد، صرفاً یک جنگ کلاسیک میان دولتها نیست، بلکه نوعی کمپین چندوجهی جنگ است که در آن، حقوق بشر در میان فشارهای همزمان داخلی و خارجی بهشدت به حاشیه رانده شده است. کشور بهتدریج به کارزاری نظامی میان دو جبهه دگم تبدیل شده است: از یک سو ساختار ایدئولوژیک و امنیتی جمهوری اسلامی، و از سوی دیگر محور نظامی متشکل از اسرائیل و آمریکا. در این میان، جامعه ایران -بهویژه شهروندان عادی- نه بازیگر، بلکه قربانی این تقابل هستند.
در سطح داخلی، وضعیت حقوق بشر بهطرز نگرانکنندهای رو به وخامت گذاشته است. بازداشتهای گسترده با اتهاماتی نظیر «جاسوسی»، «همکاری با دشمن» یا حتی «استفاده از استارلینک» افزایش یافته و همزمان گزارشهایی از شکنجه، اعترافات اجباری و خطر صدور احکام سنگین، از جمله اعدام، منتشر میشود. تجربههای قبلی نشان داده است که در شرایط امنیتی، این اتهامات اغلب فاقد شفافیت و استانداردهای دادرسی عادلانه هستند. اکنون نیز بهنظر میرسد که وضعیت جنگی به ابزاری برای تشدید این روند تبدیل شده است. گویی «امنیت» به مفهومی کشدار بدل شده که هرگونه صدای مستقل را در بر میگیرد.
در کنار این، قطعی کامل اینترنت طی هفتههای اخیر، ایران را بار دیگر به «سیاهچاله ارتباطی» تبدیل کرده است. این قطع ارتباط نهتنها حق دسترسی به اطلاعات را نقض میکند، بلکه امکان مستندسازی نقضهای حقوق بشری، ارتباط خانوادهها با بازداشتشدگان، و حتی اطلاعرسانی درباره خطرات جنگی را نیز از بین برده است. در چنین شرایطی، نظارت عمومی و بینالمللی به حداقل رسیده و زمینه برای نقضهای بیهزینهتر حقوق بشر فراهم شده است.
اما فشارها تنها به درون مرزها محدود نمیشود. در سطح گفتمانی، بخشی از نیروهای سیاسی مخالف حکومت، بهویژه جریان سلطنتطلب، با کوبیدن بر طبل جنگ با استفاده از تسلط رسانهای خود و همزمان تهدید مخالفان خود در «فردای پس از تغییر»، نوعی افق نگرانکننده از بازتولید خشونت را ترسیم میکنند. این رویکرد، بهجای تقویت یک بدیل دموکراتیک و مبتنی بر حقوق بشر، خطر انتقال چرخه حذف و سرکوب از یک نظام به نظامی دیگر را افزایش میدهد.
در این میان، بیشترین هزینه را همچنان آسیبپذیرترین گروهها میپردازند. گزارشها از کشته شدن کودکان در حملات نظامی و نیز در سرکوبهای داخلی، نشاندهنده فروپاشی مرزهای بنیادین حمایت از غیرنظامیان است. کودکانی که باید تحت حمایت کامل قرار گیرند، اکنون یا در میدان جنگ جان میبازند یا در خیابانهای اعتراض هدف گلوله قرار میگیرند. این وضعیت، نقض صریح اصول بنیادین حقوق بشردوستانه و حقوق کودک است.
همزمان، دستاوردهای هرچند محدود سالهای اخیر در حوزههای اجتماعی و مدنی نیز در حال از بین رفتن است. فضاهای نیمهباز فرهنگی، اشکال محدود از بیان اجتماعی، و برخی عقبنشینیهای تدریجی در مداخلات حکومتی، همگی تحت فشار شرایط جنگی و امنیتی بهشدت محدود یا متوقف شدهاند. این به معنای بازگشت به سطحی از انسداد است که نهتنها توسعه سیاسی، بلکه پویایی اجتماعی را نیز مختل میکند.
از منظر اقتصادی، وضعیت به مرز فروپاشی نزدیک شده است. جامعهای که پیش از جنگ نیز با تورم، بیکاری و فقر گسترده مواجه بود، اکنون با تعطیلی کسبوکارها، ناامنی اقتصادی و از بین رفتن چشمانداز آینده روبهروست. در چنین شرایطی، حقوق اقتصادی و اجتماعی شهروندان -از حق کار گرفته تا حق برخورداری از یک زندگی شایسته- بهشدت تضعیف شده است. فقر، بهویژه در میان زنان و کودکان، چهرهای عریانتر به خود گرفته و شکافهای اجتماعی را عمیقتر کرده است.
افزون بر این، استفاده از زیرساختهای غیرنظامی برای اهداف نظامی، از جمله استقرار نیروها در مناطق مسکونی یا نزدیک به مراکز عمومی، جان غیرنظامیان را بیش از پیش در معرض خطر قرار داده است. این روند، همراه با نبود شفافیت و پاسخگویی، خطر تبدیل شدن شهرها به میدانهای جنگ شهری را افزایش میدهد.
در مجموع، آنچه امروز در ایران رخ میدهد، نهتنها نتیجه یک تقابل نظامی، بلکه حاصل همپوشانی بحرانهای سیاسی، امنیتی و گفتمانی است که در آن، حقوق بشر بهطور سیستماتیک به حاشیه رانده شده است. خروج از این وضعیت، مستلزم بازگشت به اصول بنیادین حقوق بشر است: شفافیت، پاسخگویی، پرهیز از خشونت علیه غیرنظامیان، پرهیز از استفاده ابزاری از جنگ برای رسیدن به اهداف سیاسی و بهرسمیت شناختن کرامت انسانی -اصولی که در هیاهوی جنگ، بیش از هر زمان دیگری به آنها نیاز است.
نهاد حقوق بشری مردم آذربایجان در ایران -آهراز
۳۰ مارس ۲۰۲۶ (۱۰ فروردین ۱۴۰۵)





نظرها
نظری وجود ندارد.