چنان نماند چنین نیز هم نخواهد ماند

ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

فریب دموکراسی با بمب؛ چرا صدای «نه به جنگ» در ایران خفه شده است؟

همزمان با ادامه حمله‌های اسرائیل و آمریکا به ایران، فعالان مدنی بر ضرورت شکل‌گیری «جنبش ضدجنگ» تأکید می‌کنند؛ جنبشی که به گفته آنان فراتر از یک موضع سیاسی، تلاشی برای حفظ جان شهروندان و صیانت از دستاوردهای جامعه مدنی است. منصوره شجاعی، فعال و پژوهشگر حقوق زنان، در گفت‌وگو با رادیو زمانه از ضرورت شکل‌گیری یک جنبش مستقل و ضدجنگ می‌گوید. او با نقد دیدگاه‌های راست‌گرایانه که جنگ را راهی برای «تغییر رژیم» می‌دانند، بر تداوم عاملیت زنانی تاکید می‌کند که حتی در میانه بحران، به فکر مدیریت زیست محلی هستند.

در شرایطی که ایران با یکی از شدیدترین تهاجم‌های نظامی دهه‌های اخیر مواجه شده، بحث درباره نقش جامعه مدنی و ضرورت مقابله با گسترش جنگ بیش از پیش برجسته شده است. افزایش حملات هوایی، تهدیدهای نظامی و ناامنی گسترده، شهرهای مختلف کشور را هدف قرار داده و زندگی روزمره و امنیت روانی میلیون‌ها شهروند را نیز تحت تأثیر قرار داده است. در این میان، بسیاری از تحلیلگران و فعالان مدنی بر این باورند که در فضای دوقطبی و جنگ‌زده کنونی، صدای مطالبات مدنی و خواست عمومی برای صلح، زیر سایه روایت‌های رسمی و تبلیغات جنگی کمرنگ شده است.

اهمیت «جنبش ضدجنگ» در چنین برهه تاریخی، فراتر از یک موضع‌گیری سیاسی ساده است؛ این جنبش در واقع دفاع از حق حیات و صیانت از دستاوردهایی است که جامعه مدنی ایران در دهه‌های اخیر با هزینه‌های گزاف به دست آورده است. تاریخ نشان داده که جنگ، نخستین قربانگاهِ دموکراسی، حقوق زنان و نهادهای مدنی است. در حالی که گفتمان‌های افراطی سعی دارند جنگ را مسیری برای «رهایی» یا «دفاع مشروع» جلوه دهند، جنبش ضدجنگ یادآور این حقیقت تلخ است که ویرانیِ ناشی از بمب‌ها، هرگز بذری برای رویش آزادی نخواهد بود و تنها به تقویت استبداد و بازتولید خشونت منجر می‌شود.

امروز، فعالان مدنی با چالشی دوگانه روبرو هستند: از یک سو مقابله با ماشین سرکوب داخلی که هرگونه اعتراض را خاموش می‌کند و از سوی دیگر، ایستادگی در برابر اپوزیسیون جنگ‌طلب و قدرت‌های خارجی که ویرانی ایران را راه حل تغییر سیاسی می‌دانند. در این شرایط، بازخوانی تجربیات تاریخی کنشگران صلح و تاکید بر «عاملیت داخلی» تنها راه عبور از این بن‌بست است. گفت‌وگو با چهره‌هایی که ریشه در جنبش‌های اجتماعی دارند، می‌تواند نوری بر این مسیر تاریک بتاباند و ضرورت پیوند میان «صلح‌طلبی» و «آزادی‌خواهی» را تبیین کند.

در همین راستا، منصوره شجاعی، فعال و پژوهشگر حقوق زنان، در گفت‌وگویی با رادیو زمانه، با تأکید بر اهمیت «جنبش ضدجنگ» آن را ضرورتی تاریخی توصیف می‌کند که هدف آن دفاع از حق حیات و جلوگیری از نابودی دستاوردهای جامعه مدنی است. او معتقد است که صلح پایدار تنها در چارچوب مخالفت همزمان با اقتدارگرایی داخلی و سیاست‌های نظامی‌گرایانه خارجی معنا پیدا می‌کند و نمی‌توان جنگ را مسیری برای دستیابی به آزادی یا دموکراسی دانست.

برای دیدن محتوای نقل شده از سایت دیگر، کوکی‌های آن سایت را بپذیرید

کوکی‌های سایت‌ دیگر برای دیدن محتوای آن سایت‌ حذف شود

شجاعی با اشاره به پیشینه تاریخی جنبش‌های ضدجنگ، به نقش زنان در این عرصه پرداخته و یادآوری می‌کند که در جریان جنگ جهانی اول، زنان از کشورهای مختلف در لاهه گرد هم آمدند تا علیه جنگ موضع‌گیری کنند. او همچنین به فعالیت‌های اما گلدمن، فعال فمینیست، در مخالفت با سربازگیری اجباری اشاره کرده و این نمونه‌ها را نشان‌دهنده «عاملیت فعالان مدنی حتی در سخت‌ترین شرایط» می‌داند. به گفته او، تجربه جنبش‌های ضدجنگ در دهه‌های بعد، از جمله در دوران جنگ ویتنام، نیز نشان داده که صلح‌طلبی یک کنش فعال و اثرگذار اجتماعی است.

این فعال مدنی وضعیت کنونی جامعه ایران را نتیجه فشار همزمان از سه جبهه توصیف می‌کند؛ فشاری که از یک سو از سوی ساختارهای داخلی اعمال می‌شود و از سوی دیگر با تهدیدهای خارجی و فضای جنگی تشدید شده است. او می‌گوید جامعه مدنی در «قفسی» قرار گرفته که یک سوی آن حاکمیت داخلی و سوی دیگر آن بازیگران خارجی قرار دارند و همین وضعیت باعث کاهش شنیده شدن صدای مخالفت با جنگ شده است. شجاعی علت این مسئله را نه بی‌تفاوتی، بلکه «استیصال و خستگی جمعی» عنوان می‌کند.

به گفته او، محدودیت‌های ارتباطی، قطع اینترنت، بازداشت‌ها و فشارهای امنیتی از جمله عواملی هستند که امکان بروز و گسترش صدای ضدجنگ را در داخل کشور کاهش داده‌اند. با این حال، او تأکید می‌کند که به محض فراهم شدن امکان ارتباط، شهروندان در شبکه‌های اجتماعی تلاش می‌کنند مواضع خود را بیان کنند و این مسئله را نشانه‌ای از تداوم حیات جامعه مدنی می‌داند.

شجاعی می گوید:

بخشی از مشکل، نبود تریبون برای صدای ضد جنگ در داخل است. دسترسی به اینترنت قطع می‌شود، ارتباط خانواده‌ها مختل می‌گردد، بسیاری زندانی‌اند و از سه سو زیر فشار قرار دارند: از آسمان با حملات اسرائیل و آمریکا، از زمین با نیروهای سرکوبگر، و از نظر ارتباطی با قطع ارتباطات. با این حال به محض وصل شدن اینترنت، کافی است به اینستاگرام یا توییتر نگاه کنید تا ببینید کاربران داخل کشور چطور می‌کوشند موضع ضد جنگ خود را بیان کنند.

جمعی از ایرانیان و غیر ایرانیان در هشت مارس
منصوره شجاعی با شعار نه به جنگ، نه به دیکتاتور و زن، زندگی، آزادی در مراسم هشت مارس ۲۰۲۶ـ میدان دام آمستردام ـ عکس: اختصاصی زمانه

شجاعی در بخش دیگری از سخنان خود به نقد جریان‌های سیاسی حامی جنگ در خارج از کشور پرداخته و هشدار می‌دهد که تصور دستیابی به دموکراسی از مسیر مداخله نظامی، «باوری ساده‌انگارانه» است. او با اشاره به دیدگاه‌های برخی فعالان بین‌المللی، تأکید می‌کند که دولت‌هایی که خود با چالش‌های حقوق بشری مواجه‌اند، نمی‌توانند برای دیگر کشورها آزادی و دموکراسی به ارمغان بیاورند. به گفته او، هدف اصلی جنگ‌ها در بسیاری از موارد، تخریب زیرساخت‌ها و تضعیف کشورهاست، نه تحقق آرمان‌های دموکراتیک.

شجاعی می‌گوید:

در خارج از کشور اگر صدا کمرنگ‌تر است، یکی از دلایلش این است که پروپاگاندا بیشتر در دست جریان‌های راست است؛ جریان‌هایی که هنوز می‌پندارند می‌توان با جنگ به دموکراسی رسید و رژیم مستبدی را برچید... باور عوامانه‌ای هنوز وجود دارد که اگر آمریکا یا اسرائیل رژیم ایران را تغییر دهند، دموکراسی بی‌قیدوشرط می‌آید؛ در حالی که هدف اصلی جنگ‌طلبان چیزی جز ویرانی ایران و مردم ایران نیست.

این فعال حقوق زنان همچنین با اشاره به جنبش «زن، زندگی، آزادی» تأکید می‌کند که جنگ می‌تواند روند شکل‌گیری و تقویت نهادهای مدنی را متوقف یا نابود کند. او به نمونه‌هایی از فعالیت‌های محلی، از جمله گروه‌های مردمی برای مدیریت بحران آب، اشاره کرده و می‌گوید چنین ابتکاراتی که بر پایه همبستگی اجتماعی شکل گرفته‌اند، در شرایط جنگی از بین می‌روند. به باور او، جنگ نه‌تنها زیرساخت‌های فیزیکی، بلکه سرمایه اجتماعی، آموزش، همدلی و امید را نیز تخریب می‌کند.

در ادامه، شجاعی بر اولویت «پایان جنگ» تأکید کرده و آن را پیش‌شرط هرگونه تغییر سیاسی و اجتماعی می‌داند. او معتقد است که حفظ جان شهروندان و جلوگیری از تخریب بیشتر، باید در صدر مطالبات قرار گیرد و پس از آن می‌توان درباره آینده سیاسی و مسیرهای اصلاح یا تغییر ساختار تصمیم‌گیری کرد. به گفته او، طرح مباحثی مانند تغییر حکومت در شرایطی که کشور درگیر جنگ است، بدون توجه به پیامدهای انسانی و اجتماعی، نمی‌تواند راهگشا باشد.

شجاعی می‌گوید:

با وجود همه فشارها در داخل، اگر امکان کنش وجود داشته باشد، جامعه مدنی باید صدای پایان جنگ را بلند کند. اولویت نخست ما باید حفظ زمین، سرزمین و جان مردم باشد. پس از توقف جنگ است که می‌توان درباره بازسازی و میزان عاملیت جامعه مدنی برای ساختن آینده صحبت کرد. در حال حاضر کسانی که فریاد موافق جنگ می‌زنند عاملیتی برای تحقق آن ندارند و چه بهتر که جهان نیز به چنین گفتمان‌هایی مجال ندهد. اما حتی مخالفان جنگ نیز اگر نتوانند کاری فراتر از همدلی، مهربانی و کمک‌رسانی انجام دهند، باید حداقل این پیوندها را تقویت کنند؛ چه در داخل و چه در دیاسپورا.

او همچنین بر نقش ایرانیان خارج از کشور در حمایت از جامعه مدنی تأکید کرده و پیشنهاد می‌دهد که این گروه‌ها با تشکیل شبکه‌ها و تعاونی‌ها، به بازسازی نهادهای آسیب‌دیده کمک کنند. از نگاه او، گفت‌وگو با نهادهای بین‌المللی و تلاش برای تأثیرگذاری بر روندهای دیپلماتیک نیز بخشی از وظایف جامعه مدنی در این مقطع حساس است.

بشنوید:

بیشتر بخوانید:

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.