چنان نماند چنین نیز هم نخواهد ماند

ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

راهکارهای مقابله در شرایط جنگی

در شرایط جنگی، «کوپینگ» دیگر فقط یک واکنش روانی نیست، بلکه به مکانیزمی برای بقا تبدیل می‌شود. فرشته احمدی در گفت‌وگو با رادیو زمانه توضیح می‌دهد که چگونه افراد در ایران با تنظیم مواجهه با اخبار، معناپردازی، حفظ مناسک روزمره و تکیه بر شبکه‌های خانوادگی و اجتماعی، تعادل روانی خود را حفظ می‌کنند. به‌گفته او، تجربه‌های تاریخی، همبستگی اجتماعی و حتی هنر و معنویت، نقش مهمی در تاب‌آوری جامعه دارند. در نهایت، احساس تعلق به یک «کل بزرگ‌تر» یکی از کلیدی‌ترین راه‌های مقابله با اضطراب و ناامنی در زمان جنگ است.

کوپینگ در شرایط جنگی به مجموعه‌ای از راهکارها گفته می‌شود که افراد برای تحمل، مدیریت و ادامه‌دادن زندگی در وضعیت تهدید، ناامنی و استرس شدید به کار می‌برند. در جنگ، کوپینگ فقط یک واکنش روانی ساده نیست، بلکه اغلب به یک مکانیزم بقا تبدیل می‌شود.

فرشته احمدی، پروفسور مددکاری اجتماعی در سوئد، درباره شیوه‌های کوپینگ یا مقابله با جنگ در جامعه ایران صحبت می‌کند؛ راهکارهایی که شاید در ظاهر ساده به نظر برسند، اما توان افراد را برای زیستن در شرایط بحرانی افزایش می‌دهند. گفت‌وگوی رادیو زمانه با فرشته احمدی را بشنوید:

برای دیدن محتوای نقل شده از سایت دیگر، کوکی‌های آن سایت را بپذیرید

کوکی‌های سایت‌ دیگر برای دیدن محتوای آن سایت‌ حذف شود

برای ارزیابی موقعیت فعلی جامعه ایرانی در زمینه شیوه‌های مقابله با شرایط مرتبط با جنگ، می‌توان چند سطح را در نظر گرفت. در سطح فردی، بسیاری از افراد از راهبردهای شناختی و هیجانی استفاده می‌کنند. یکی از مهم‌ترین این راهبردها، تنظیم میزان مواجهه با اخبار است. افراد تلاش می‌کنند خود را در معرض حجم کنترل‌نشده اطلاعات قرار ندهند تا بتوانند تعادل روانی خود را حفظ کنند.

در کنار آن، معناپردازی نیز نقش برجسته‌ای دارد. افراد با تکیه بر چارچوب‌های فرهنگی، دینی یا حتی شخصی، سعی می‌کنند وضعیت‌های مبهم و تهدیدآمیز را در قالبی قابل‌فهم‌تر تفسیر کنند. این فرایند به آن‌ها کمک می‌کند تجربه جنگ یا تهدید، صرفاً به‌عنوان یک وضعیت بی‌معنا و اضطراب‌زا باقی نماند، بلکه در چارچوبی قابل‌تحمل قرار گیرد.

در سطحی دیگر، نوعی از راهبردهای مقابله مبتنی بر عادی‌سازی را مشاهده می‌کنیم. به این معنا که افراد تلاش می‌کنند شرایط را در زندگی روزمره خود ادغام کنند تا امکان ادامه فعالیت‌های عادی حفظ شود. برای مثال، این موضوع را در نوروز دیدیم؛ جایی که افراد سعی کردند سنت‌ها را حفظ کنند، سفره هفت‌سین بچینند یا حتی چهارشنبه‌سوری را، هرچند محدود، در خانه یا حیاط خود برگزار کنند. این اقدامات به حفظ نوعی ثبات روانی کمک می‌کند، حتی در شرایطی که عدم قطعیت بالاست.

همچنین به دلیل محدودیت در جریان اطلاعات، قطع اینترنت و نبود دسترسی آزاد، افراد بیشتر به شبکه‌های نزدیک خود مانند خانواده و روابط غیررسمی تکیه می‌کنند. این شبکه‌ها نقش مهمی در حمایت عاطفی و تبادل تجربه دارند. خانواده، به‌ویژه در شرایط بحرانی و جنگی، یکی از مهم‌ترین منابع برای مقابله با استرس محسوب می‌شود.

از منظر فرهنگی و تاریخی نیز می‌توان به این موضوع نگاه کرد. تجربه‌های گذشته جامعه ایران در مواجهه با بحران‌ها ـ از جمله جنگ ایران و عراق و همچنین دوره‌های مختلف اعتراضات ـ نوعی ظرفیت سازگاری و تاب‌آوری ایجاد کرده است. این ظرفیت به افراد و گروه‌ها کمک می‌کند در شرایط دشوار، راهبردهای مؤثرتری برای مقابله به کار بگیرند.

البته این الگوها یکسان نیستند و تفاوت‌های نسلی، جنسیتی و موقعیتی در کیفیت این راهبردها تأثیرگذار است. برای مثال، جوان‌ترها ممکن است بیشتر به فضای مجازی، ارتباط با دوستان یا موسیقی به‌عنوان راه‌های مقابله روی بیاورند، در حالی که افراد مسن‌تر با تکیه بر تجربه‌های گذشته، شیوه‌های متفاوتی را به کار می‌گیرند.

در کنار این‌ها، نشانه‌هایی از همبستگی اجتماعی نیز در سطوح مختلف دیده می‌شود، هرچند ممکن است پراکنده و ناپیوسته باشد. این همبستگی در رفتارهای روزمره، حمایت‌های غیررسمی و افزایش حساسیت نسبت به وضعیت دیگران نمود پیدا می‌کند؛ مانند کمک به آسیب‌دیدگان، جمع‌آوری کمک‌های مالی، یا توجه بیشتر به روابط خانوادگی و شبکه‌های نزدیک.

در این میان، هنر نیز نقش مهمی ایفا می‌کند، به‌ویژه موسیقی که می‌تواند در قالب سرودها و آثار جمعی، به ابزاری برای بیان احساسات مشترک تبدیل شود. این آثار، با انتقال مفاهیمی مانند مقاومت، امید، ایستادگی و تجربه مشترک رنج، افراد را در یک چارچوب عاطفی مشترک به هم نزدیک می‌کنند.

در این فرایند، افراد احساس می‌کنند بخشی از یک کل بزرگ‌تر هستند و این حس تعلق می‌تواند به تقویت انسجام اجتماعی کمک کند. این تعلق، یکی از مهم‌ترین راه‌های مقابله در شرایط بحران است ـ به‌ویژه در جامعه ایران. برخی این حس را در چارچوب‌های مذهبی تجربه می‌کنند، برخی در ارتباط با طبیعت، و برخی دیگر از طریق رویکردهای معنوی مانند مدیتیشن، تصوف یا عرفان.

در نهایت، می‌توان رابطه میان همبستگی اجتماعی و راهبردهای مقابله را رابطه‌ای تقویتی دانست. همبستگی اجتماعی به‌عنوان یک منبع حمایتی، امکان دسترسی به حمایت عاطفی، اطلاعاتی و حتی عملی را فراهم می‌کند و در مجموع، یکی از مؤثرترین راهکارهای مقابله در شرایط جنگی به شمار می‌آید.

از همین نویسنده:

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.