جنگ اخیر ایران؛ قیمت طلا و نفت چه تغییری کردهاند؟
در جایی که ایستادهایم «پناهگاههای امن» سنتی مانند طلا جای خود را به دلار آمریکا و بشکه نفت دادهاند. جهان بهای بسیار سنگینی برای این درگیری میپردازد؛ درگیریای که زنجیره تامین جهانی را به یک میدان نبرد تبدیل کرده است.

تاثیر جنگ ایران بر قیمت نفت و طلا و نقره
شاید در هر دوره دیگر زمانی و در جریان چنین جنگی در این منطقه حساس به لحاظ جغرافیایی و پس از بسته شدن حیاتیترین گلوگاه نفتی جهان ممکن بود قیمت طلا به اوج تاریخیاش برسد. اما در عوض، ما شاهد یک وضعیت منحصر به فرد در بازار هستیم. قیمت طلا اواخر ژانویه به بیش از ۵,۵۰۰ دلار به ازای هر اونس رسیده بود، اما اینک بهای طلا بهطور قابل توجهی کاهش یافته و اکنون در ماه آوریل بین ۴,۶۰۰ تا ۴,۷۰۰ دلار به ازای هر اونس معامله میشود.
دلیل این موضوع غلبه «عوامل کلان اقتصادی» است. از آنجا که جنگ باعث شده تا عرضه نفت مختل شود، تورم جهانی به افزایش یافته است. در واکنش، فدرال رزرو تمام برنامههای کاهش نرخ بهره را کنار گذاشته و بازده اوراق خزانهداری آمریکا را به سطح ۴.۳۸٪ رسانده است.
در چنین شرایطی طلا هیچ بهرهای پرداخت نمیکند. وقتی میتوانید از یک اوراق قرضه دولتی «بدون ریسک» نزدیک به ۵٪ سود بگیرید، نگهداری طلای بدون بازده چندان جذابیتی ندارد.
طلا بر حسب دلار قیمتگذاری میشود و تقویت دلار باعث میشود این فلز برای خریداران بینالمللی بسیار گران تمام شود و این موضوع بهطور طبیعی تقاضا را کاهش میدهد.
چه اتفاقی برای قیمت نفت افتاده است؟
نفت در حال حاضر بیثباتترین سلاح جهان است. پس از آغاز جنگ و به دنبال آن و مسدود شدن تنگه هرمز، حدود ۲۰٪ از جریان روزانه نفت و گاز طبیعی مایع (LNG) جهان متوقف شده است.
در وضعیت فعلی قیمتها روند صعودی دارند. نفت خام وست تگزاس اینترمیدیت WTI از ۱۱۱ دلار در هر بشکه عبور کرده و نفت برنت در محدوده ۱۰۹ تا ۱۱۱ دلار نوسان دارد. تحلیلگران هشدار میدهند که اگر تنگه برای مدت طولانی بسته بماند، شاخصهای مرجع ( نظیر برنت و یا تگزاس اینترمیدیت) میتوانند رکورد ۱۴۷ دلار یا حتی بالاتر را شاهد باشند.
در نتیجه بازار ریسک بالایی را تجربه می کند. هزینه بیمه حملونقل دریایی از ۰.۰۵٪ به ۲.۵٪ افزایش یافته و عملاً هر بشکه نفتی که از مسیرهای جایگزین منتقل میشود را مشمول هزینه اضافی کرده است.
چه اتفاقی برای طلا افتاده است؟
طلا در محدوده اصلاح قیمت گرفتار شده است. با وجود اینکه هنوز از نظر تاریخی گران است، دیگر نقش پوشش ریسک جنگ را ایفا نمیکند؛ بلکه قربانی نرخهای بهره بالاتری شده که خود محصول جنگ اخیر هستند. تا زمانی که فدرال رزرو تغییر مسیر ندهد یا دلار آمریکا تضعیف نشود، احتمالاً طلا تحت فشار باقی خواهد ماند.
نقره چطور؟
نقره در شرایطی گرفتار شده که مثل شمشیر دو دم عمل میکند. قیمت نقره در حال کاهش به سمت ۷۲ تا ۷۳ دلار به ازای هر اونس است. برخلاف طلا، نقره یک فلز صنعتی بسیار اهمیت دارد. در حال حاضر سرمایهگذاران نهتنها به دلیل دلار قوی، بلکه بهدلیل ترس از رکود ناشی از جنگ در حال فروش آن هستند. اگر تولید جهانی به دلیل هزینههای بالای انرژی کاهش یابد، تقاضای فیزیکی برای نقره در صنایع الکترونیک، پنلهای خورشیدی و فناوریهای سبز کاهش مییابد.
در بازار سهام چشمانداز کدامیک بهتر است؟
در اقتصاد جنگی، رشد اهمیت خود را از دست میدهد و حاکمیت و خودکفایی اهمیت پیدا میکند. سرمایهگذاران به سمت بخشهایی میروند که بازدهی مستحکمتر دارند:
سهامهای انرژی و دفاعی (مانند Chevron و Lockheed Martin): بزرگترین برندگان جنگ فعلی هستند. شرکتهای انرژی داخلی که خطوط لوله آمریکای شمالی را مدیریت میکنند، با دور زدن خاورمیانه توسط جهان، سودهای بادآورده بیسابقهای کسب میکنند. در همین حال، پیمانکاران دفاعی بهدلیل تجدید سریع ذخایر موشکی آمریکا و اسرائیل، جریانهای درآمدی چندساله و تضمینشده دارند.
امنیت سایبری: با حملات هکری تلافیجویانه دولتی که زیرساختها را از بحرین تا اسرائیل بهطور روزانه هدف قرار میدهند، شرکتهای محافظ شبکههای حیاتی با افزایش شدید تقاضا مواجه شدهاند. این خدمات دیگر ضروری هستند.
تأثیر جنگ: روایتی جهانی
تأثیر واقعی این درگیری در نمادهای بورسی خلاصه نمیشود، بلکه در تغییرات ساختاری سرنوشت کشورها دیده میشود. ما شاهد شکلگیری وضعیتی هستیم که در حالیکه شهروندان عادی رکود را احساس میکنند و مجموعههای نظامی-صنعتی از یک محرک اقتصادی عظیم بهره میبرند. این «درآمد جنگ» یعنی میلیاردها دلاری که به سمت بخشهای دفاعی و انرژی سرازیر میشود و اعداد تولید ناخالص داخلی را در غرب بالا نگه میدارد و نوعی «قدرت ظاهری» ایجاد میکند، در حالی که فشار هزینههای زندگی را مردم باید تحمل کنند.
پیامدها برای ایران ،اسرائیل آمریکا و سایر نقاط جهان
برای ایران، داستان، فرسایش سیستماتیک است. اقتصاد در یک چرخه نزولی قرار دارد. حتی پیش از شروع جنگ هم اقتصاد در آستانه انفجار و درگیر بحرانی بزرگ بود اینک پالایشگاهها، پلها زیرساختها و مراکز فرماندهی هدف قرار گرفتهاند. با توقف صادرات نفت به دلیل محاصره و حملات هوایی، کشور با خطر فروپاشی زیرساختی و ابرتورم مواجه است.
ایالات متحده همچنان غولی به نظر می رسد که در قلعه ای محافظتشده نشسته است. تولید انرژی داخلی آن را از بدترین کمبودهای فیزیکی مصون نگه میدارد، اما هزینه سیاسی قیمتهای بیسابقه بنزین بسیار سنگین است.
اسرائیل نیز در وضعیت جنگ تمامعیار قرار دارد. با وجود تحقق اهداف نظامی، نرخ مصرف روزانه مهمات دفاعی فشار عظیمی بر بودجه ملی وارد کرده است.
سایر جهان در میان این درگیری گرفتار شدهاند. اروپا و آسیا که بهشدت به انرژی خلیج فارس وابستهاند، با «رکود تورمی» مواجه هستند یعنی رشد اقتصادی صفر همراه با تورم بالا. در جنوب جهانی، این جنگ میتواند به یک «بحران کالری» جدی تبدیل شود. از آنجا که هزینه کود و حملونقل مستقیماً به نفت وابسته است، قیمت مواد غذایی در مناطق آسیبپذیر بهشدت افزایش مییابد.
امروز و در جایی که ایستادهایم «پناهگاههای امن» سنتی مانند طلا جای خود را به دلار آمریکا و بشکه نفت دادهاند. جهان بهای بسیار سنگینی برای این درگیری میپردازد؛ درگیریای که زنجیره تامین جهانی را به یک میدان نبرد تبدیل کرده است.




نظرها
نظری وجود ندارد.