ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

جنگ نه فقط علیه ایران، بلکه علیه حافظه تاریخی آن

تورج دریایی، تاریخ‌نگار برجسته، تخریب گسترده میراث فرهنگی ایران در جنگ با اسرائیل و آمریکا را نه صرفاً یک «آسیب جانبی» نظامی، بلکه حلقه‌ای از یک استراتژی بلندمدت برای تضعیف بنیادین ایران می‌داند. به باور او، آنچه اکنون بر سر بناهای تاریخی ایران می‌آید، اگرچه در عامل تخریب به جنگ اوکراین شباهت دارد، اما چشم‌انداز آن بسیار تاریک‌تر و هشداردهنده‌تر است: تکرار سناریوی عراق و سوریه با فروپاشی دولت مرکزی و غارت هویت تاریخی توسط گروه‌های مسلح.

در جنگ جاری میان آمریکا و اسرائیل با ایران گزارش‌های متعددی از منابع رسمی و رسانه‌ای حاکی از وارد آمدن آسیب جدی به میراث فرهنگی ایران است. بر اساس اعلام وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی ایران تا ۹ فروردین ۱۴۰۵ (۲۹ مارس ۲۰۲۶)، دست‌کم ۱۳۱ بنای تاریخی و ۶۴ واحد گردشگری در ۱۸ استان آسیب دیده یا به طور کامل تخریب شده‌اند. آمارها در نخستین روزهای فروردین این رقم را به ۱۳۲ اثر تاریخی رسانده‌اند و پیش‌بینی می‌شود با ادامه درگیری و تکمیل ارزیابی‌های میدانی، شمار قربانیان میراث فرهنگی افزایش یابد. استان تهران با بیش از ۵۰ تا ۶۰ اثر آسیب‌دیده در صدر جدول قرار دارد و پس از آن اصفهان و کردستان بیشترین خسارت را دیده‌اند.

از میان آثار شاخص آسیب‌دیده می‌توان به کاخ گلستان تهران (ثبت‌شده در یونسکو) اشاره کرد که در اثر ترکش و موج انفجار ناشی از حمله به میدان ارگ، آینه‌کاری‌ها، پنجره‌ها و ارسی‌های چوبی آن شکسته و تزئیناتش آسیب دیده است. در اصفهان، کاخ چهل‌ستون، عالی‌قاپو، مسجد جامع عباسی و بخش‌هایی از میدان نقش جهان عمدتاً از موج انفجار متحمل خسارت به نقاشی‌ها، کاشی‌کاری‌ها و سازه شده‌اند. مجموعه سعدآباد تهران نیز در حملات بامداد ۲۶ اسفند آسیب جدی به گچ‌بری‌ها، آینه‌کاری‌ها و سنگ‌کاری‌های دوره قاجار و پهلوی دیده است. قلعه فلک‌الافلاک خرم‌آباد، عمارت‌های آصف، سالار سعید و خسروآباد در سنندج، بافت تاریخی مرکز تهران، کاخ مرمر، ساختمان سابق سنا، و ده‌ها بنای دیگر در استان‌هایی چون کرمانشاه، بوشهر، ایلام و خوزستان نیز از جمله موارد تخریب یا آسیب‌دیدگی هستند. بیشتر خسارت‌ها ناشی از موج انفجار، ترکش و آوار گزارش شده است و اگرچه بسیاری از اشیای موزه‌ای پیش از حملات به مکان‌های امن منتقل شده بودند، آسیب ساختاری به بناها جبران‌ناپذیر توصیف می‌شود.

در واکنش به این وضعیت، یونسکو نگرانی شدید خود را اعلام کرده، مختصات سایت‌های میراث جهانی ایران (۲۹ اثر ثبت‌شده) را به طرف‌های درگیر ارسال و خواستار حفاظت از آن‌ها شده است. این سازمان دست‌کم چهار سایت تاریخی شامل گلستان، چهل‌ستون، مسجد جامع و محوطه خرم‌آباد را تأیید کرده که آسیب دیده‌اند. ایران این تخریب‌ها را «جنایت علیه هویت تمدنی» و نقض آشکار کنوانسیون ۱۹۵۴ لاهه برای حفاظت از اموال فرهنگی در زمان جنگ دانسته و خواستار پیگیری قضایی بین‌المللی شده است. فعالان میراث فرهنگی و انجمن‌های مدنی نیز با برگزاری تجمعات، این حملات را «حمله به حافظه تاریخی بشریت» خوانده‌اند. با دکتر تورج دریایی، پژوهشگر و تاریخ‌نگار گفت‌وگو کرده‌ایم:

برای دیدن محتوای نقل شده از سایت دیگر، کوکی‌های آن سایت را بپذیرید

کوکی‌های سایت‌ دیگر برای دیدن محتوای آن سایت‌ حذف شود

رویکرد دوگانه اسرائیل

اسرائیل برای میراث فرهنگی خود، به ویژه آثار مرتبط با تاریخ یهودی، اهمیتی راهبردی و هویتی قائل است و سرمایه‌گذاری گسترده‌ای در حفاظت، کاوش و نمایش این آثار انجام می‌دهد و آنها را ابزاری برای مشروعیت‌بخشی و تداوم هویت ملی خود می‌داند. اما در مورد میراث فرهنگی دیگران، به ویژه در مناطق فلسطینی و اسلامی درگیر جنگ، عملکرد اسرائیل با ادعاهایش همخوانی ندارد: گزارش‌های مستقل بین‌المللی از تخریب گسترده و فراتر از «آسیب جانبی» حکایت دارند، هرچند ارتش اسرائیل (IDF) این اتهامات را رد کرده و آنها را ناشی از ضرورت نظامی می‌داند. با آنکه کنوانسیون ۱۹۵۴ لاهه و پروتکل‌های ژنو، حمله مستقیم به میراث فرهنگی را جز در موارد بسیار محدود ضرورت نظامی ممنوع کرده‌اند، بسیاری از سازمان‌های بین‌المللی معتقدند اسرائیل در موارد متعددی این قوانین را نقض کرده است. در نتیجه، اهمیت قائل شدن اسرائیل برای میراث فرهنگی، انتخابی و دوگانه به نظر می‌رسد: بسیار قوی و حساس برای هویت یهودی-اسرائیلی خود، اما ضعیف و نادیده‌گیرنده هنگام تعارض با امنیت نظامی یا اهداف سیاسی. این تناقض، موضوعی عمیقاً بحث‌برانگیز است.

آقای دریایی در پاسخ به پرسش درباره تناقض رفتاری اسرائیل توضیح داد که نمی‌تواند به سادگی توجیه کند چرا اسرائیل به میراث فرهنگی ایران توجه نمی‌کند، اما معتقد است این مسئله فراتر از بی‌توجهی به ساختمان‌هاست و جان مردم نیز در میان است. به گفته او، هدف اسرائیل ایجاد «یک ایران کاملاً ضعیف یا چیزی که به انگلیسی می‌گویندFailed State یعنی یک کشور زخمی که هیچ‌گاه نتواند سر بالا کند و بتوان مثل لبنان هر چند وقت یک بار آنها را بمباران کرد.او تأکید کرد:

می‌توان این سیاست را در غزه دید که  جان مردم، ساختمان‌های [مسکونی] و حتی بناهای تاریخی برای اسرائیل مهم نبوده.

 او افزود که این روش را در کارهای اسرائیل در خاورمیانه می‌توان دید، هرچند دولت اسرائیل هرگز چنین چیزی را اعلام نمی‌کند. دریایی تصریح کرد که منظور مردم اسرائیل نیست، بلکه «دولت راست‌گرا، هاک‌های ناسیونالیست یا لیکود» چنین دیدگاهی دارند.

راهکارهای حفاظت و نقش جامعه بین‌المللی

دریایی در پاسخ به این پرسش که چگونه می‌توان از آثار تاریخی در برابر طرفی که تعهدات کنوانسیون لاهه را نادیده می‌گیرد محافظت کرد، گفت که نقش او و همکارانش به‌عنوان مورخ و پژوهشگر این است که «صدایمان را بلند کنیم و به گوش جهان برسانیم که این بناها دارند صدمه می‌بینند».

او اذعان کرد که در زمان جنگ، قدرت‌ها هستند که تصمیم می‌گیرند و در خاورمیانه تجربه این بوده که «اول آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها می‌آیند یک کشورهایی را کاملاً بمباران می‌کنند و بعد دلشان می‌سوزد و پول می‌گذارند برای بازسازی».

دریایی در ادامه یاآوری کرد که نکته‌ای که بیش از حملات هوایی او را دلسرد کرده، واکنش برخی ایرانیان است:

چیزی که مرا ناامید می‌کند، ایرانی‌های خودمان‌اند، هموطن‌هایی که به خاطر سخت‌گیری‌های سیاسی ایدئولوژیک حاضر نیستند حتی قبول کنند که میراث فرهنگی آن‌ها در این جنگ نابود می‌شود .

او گفت چند بار در مقالاتی این موضوع را یادآور شده اما هر بار به او تهمت دروغ و بزرگ‌نمایی زده‌اند و این برای او «به مراتب ویران‌کننده‌تر از حملات هوایی» است.

قیاس تاریخی با داعش در عراق و جنگ اوکراین

 دریایی معتقد است که از نظر عامل تخریب، آنچه در ایران می‌گذرد به جنگ اوکراین نزدیک‌تر است تا اقدامات داعش، زیرا در هر دو مورد (ایران و اوکراین) یک ارتش دولتی و منظم است که حملات را انجام می‌دهد، نه یک گروه تروریستی فرادولتی مانند داعش. با این حال، نگرانی اصلی او فراتر از حملات کنونی است. او تأکید می‌کند که بزرگ‌ترین خطر برای میراث فرهنگی ایران، سناریوی فروپاشی دولت مرکزی است. به باور او، اگر ایران به کشوری بدون دولت مرکزی مؤثر تبدیل شود (شبیه آنچه در عراق و سوریه رخ داد)، آنگاه تخریب میراث فرهنگی توسط هر گروه مسلحی امکان‌پذیر خواهد شد.

او از تجربه عراق یاد می‌کند که در آن بیش از هزار منطقه باستانی نابود شده و موزه‌ها و بناهای تاریخی دیگر هویت پیشین خود را ندارند. به گفته دریایی، «کاری که با عراق و سوریه شده» بیشترین همانندی را با آنچه اکنون بر سر ایران می‌آید دارد. بنابراین، قیاس نهایی او ترکیبی از هر دو الگو است: در کوتاه‌مدت شبیه اوکراین (تخریب توسط ارتش دولتی) و در بلندمدت با خطر فروپاشی به سبک عراق و سوریه.

گفت‌وگو را از طریق افزونه پخش‌کننده صدا هم می‌توانید بشنوید:

در همین زمینه:

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.