ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

مسیر خروج از بحران: آیا کلید هرمز در دست اروپاست؟

در میانه‌ی جنگ و آتش‌بس شکننده، محمدرضا سرداری در این مقاله به نقش دوگانه و اغلب پنهان اروپا در قبال ایران می‌پردازد؛ قاره‌ای که از یک‌سو ناظر محتاط بحران بوده و از سوی دیگر در پشت صحنه به عملیات آمریکا یاری رسانده است. نویسنده استدلال می‌کند که این وضعیت، فرصتی برای بازتعریف نقش مستقل اروپا در منطقه است ـ نقشی که تنها با عبور از انفعال و ارائه یک راهبرد چندبعدی برای صلح، امنیت و دموکراسی در ایران و خاورمیانه ممکن خواهد شد.

سرانجام دلهره میلیون‌ها ایرانی ناشی از تهدید ترامپ به نابودی تمدن ایران و بازگرداندن آن به عصر حجر با برقراری یک آتش بس دو هفته‌ای فروکش کرد. آتش‌بسی شکننده که هنوز ابهامات زیادی دارد و به‌نظر می‌رسد طرفین درک مشترکی از آن‌چه توافق کرده‌اند، ندارند! حتی بر سر شکل گرفتن مذاکرات نیز حرف و حدیث است. با وجود این‌که طرف ایرانی مدعی است سه بند از توافق آتش بس نقض شده است، کاخ سفید اعلام کرده نخستین نشست تا پایان هفته در اسلام‌آباد با حضور هیات‌های دو طرف برگزار خواهد شد.

صرف‌نظر از این که سرنوشت این آتش‌بس و سومین دوره از مذاکرات ایران و آمریکا به کجا خواهد انجامید، نقش اروپا در این منازعه بین‌المللی مورد انتقاد بسیاری قرار گرفته است. اتحادیه اروپا از ابتدای درگرفتن این جنگ نگرانی خود را نسبت به افزایش تنش‌ها، حملات ایران به کشورهای منطقه و پیامدهای اقتصادی، انرژی و زنجیره تأمین اعلام کرد و خواستار کاهش تنش، خویشتن‌داری و حفاظت از غیرنظامیان شد. این مواضع که در نشست شورای اروپا در ۱۹ مارس ۲۰۲۶ منعکس شده همچنین بر اهمیت حفاظت از آزادی کشتیرانی، امنیت دریایی و رعایت کامل حقوق بین‌الملل توسط همه طرف‌ها تأکید دارد.

ناظران اروپایی در عین حال معتقدند جنگ آمریکا و اسراییل با ایران آزمونی مهم برای اتحادیه اروپا است. اروپایی که به باور آنان در این جنگ صرفا ناظری استراتژیک بوده، با احتیاط عمل کرده و تمایلی به ایفای نقش امنیتی قاطع نداشته است. به باور آنان وجود اهداف ملی متفاوت در میان کشورهای عضو، ضعف ساختارهای مشترک دفاعی و وابستگی به ناتو باعث شده اروپا نتواند واکنشی هماهنگ و موثر داشته باشد.

هر چند گزارش برخی رسانه‌ها از جمله فایناشنال‌‌ تایمز تاکید بر نقش پشت پرده اتحادیه اروپا در این جنگ دارد.  وال‌استریت ژورنال نشان می‌دهد که کشورهای اروپایی، با وجود مواضع محتاطانه یا انتقادی در قبال جنگ، در عمل نقش مهمی در حمایت از عملیات نظامی آمریکا علیه ایران ایفا کرده‌اند. این حمایت عمدتاً از راه در اختیار گذاشتن پایگاه‌های نظامی، فضای هوایی و زیرساخت‌های لجستیکی صورت گرفته است. بر اساس این گزارش، پایگاه‌هایی در کشورهایی چون آلمان، بریتانیا، فرانسه و ایتالیا به‌عنوان مراکز پشتیبانی عملیات مورد استفاده قرار گرفته‌اند و تاسیساتی مانند پایگاه «رامشتاین» در آلمان در هماهنگی حملات نقش کلیدی داشته‌اند. این روزنامه وال‌استریت ژورنال تأکید می‌کند که نقش اروپا بیشتر «پنهان اما حیاتی» بوده است؛ به این معنا که این کشورها مستقیماً در درگیری‌ها شرکت نکرده‌اند، اما بدون این پشتیبانی، اجرای عملیات نظامی آمریکا با دشواری‌های جدی روبه‌رو می‌شد.

گزارش سی‌ان‌ان از دیدار مارک روته دبیرکل ناتو با دونالد ترامپ رییس جمهوری آمریکا نیز این روایت را تایید می‌کند. روته که در این دیدار کوشیده تا نارضایتی ترامپ به ناتو را کاهش دهد، اعتراف کرده که اکثريت قابل توجهی از کشورهای اروپايی در این جنگ با آمریکا همکاری داشته‌اند.

صرف‌نظر از چنین گزارش‌هایی که نشانه همکاری غیر علنی اروپا در جنگی است که آن را علنا غیرقانونی خوانده‌، شواهد نشان می‌دهد اروپا فاقد استراتژی مستقل و مشخص در قبال این جنگ بوده است. اروپا با اینکه نسبت به پیامدهای بحران اخیر ـ به‌ویژه افزایش قیمت انرژی ـ بسیار آسیب‌پذیر است، هیچ راهکار عملی برای مدیریت این مناقشه نتوانسته ارائه کند.

رسانه‌هایی چون یورونیوز و گاردین این پرسش را مطرح کردند که آیا اتحادیه اروپا می‌تواند در بحران جاری نقشی فراتر از یک تماشاچی ایفا می‌کند یا خیر. برخی نمایندگان پارلمان اروپا گفتند اروپا می‌تواند نقش خود را با حمایت بریتانیا -که در این زمینه با اروپا منافع مشترک دارد- به‌عنوان حافظ نظم مبتنی بر حقوق بین‌الملل بازتعریف کند. به باور آنان فشار هوشمندانه بر آمریکا، برجسته‌سازی پیامدهای اقتصادی جنگ و پیشنهاد راه‌های «خروج از بحران» که برای ترامپ به‌عنوان پیروزی قابل فروش باشد، می‌تواند به توقف دایمی جنگ کمک کند. هنوز معلوم نیست در آتش‌بس صورت گرفته با میانجی‌گری پاکستان، اروپایی‌ها نیز نقشی داشته‌اند یا خیر. نقشی غیر ملموس مانند نقشی که در طول جنگ در همکاری نظامی با آمریکا ایفا کرده‌اند.

ناظران اروپایی اما ضمن نقد استراتژی بی‌هدف و خنثی اروپا در برابر این جنگ، معتقدند تحولات اخیر برای این اتحادیه می‌تواند فرصت جدیدی برای باز تعریف نقش اروپا در خاورمیانه باشد و به‌جای دنباله‌روی از سیاست سردرگم کننده آمریکا در منطقه، به‌عنوان شریک اقتصادی و امنیتی نقش متفاوتی نسبت به گذشته بازی کند.

اتحادیه اروپا در واقع می‌تواند یک جایگزین برای نقش آمریکا در منطقه باشد و دکترین جدیدی برای حفظ امنیت دریایی و حفاظت از مسیر انرژی در منطقه خلیج فارس ترسیم کند. اما تحقق چنین استراتژی مستلزم تغییر بینش اروپا به ایران است. جنگ اخیر نشان داد نقش ایران در منطقه تا چه حد می‌تواند به سود یا زیان ثبات در منطقه و حتی جهان باشد. اروپا تا کنون صرفا تاکید کرده است که ایران نباید به تسلیحات هسته‌ای دست یابد و از ایران خواسته است تا حقوق بشر را رعایت کند. اما دیپلماسی سنتی اروپا دیگر پاسخگوی شرایط جدید نیست و اکنون به راهبردی نیاز است که مسائل را از چند بُعد بنگرد.

استراتژی اروپا تا این لحظه به نظر می‌رسد شامل سه محور است: برجسته کردن پیامدهای اقتصادی جنگ و ارتباط آتش‌بس با کاهش قیمت‌ها و ثبات بازار، عدم حمایت از تشدید تنش‌ها توسط متحدان ترامپ (اسراییل) و تأکید بر دیپلماسی و ایجاد ثبات در مسیر کشتیرانی بین‌المللی و ارائه یک راه خروج که ترامپ را ارضا کند، مانند بازگشایی تنگه هرمز و «بازگرداندن نظم» کشتیرانی به روال قبل از جنگ.

تحقق این راهبرد ممکن است حتی بدون برقراری توافقی میان ایران و آمریکا نیز شدنی باشد. واقعیت این است که اروپایی‌ها نمی‌توانند سیاست‌های آمریکا را کنترل کنند، اما شاید بتوانند با لابی و دیپلماسی آمریکایی‌ها را قانع کنند تا پای خود را از این معرکه خارج و به اروپا نقش موثری اعطا کنند. اروپا نیز با مشارکت در فرآیند مذاکره با ایران و بهره‌گیری از پیشنهادات عمل‌گرایانه‌ای چون «طرح صلح جواد ظریف» وارد عمل شود و طرح آتش بس و صلح در منطقه‌ را پیشنهاد کند به شکلی که نگرانی‌های امنیتی ایران نیز در نظر گرفته شود.

در گام دوم اروپا از تشکیل یک ائتلاف بین‌المللی موقت برای حفاظت از امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز حمایت می‌کند به نحوی که ضمن تضمین آزادی ناوبری در چارچوب کنوانسیون حقوق دریاها، حق حاکمیت و حقوق ایران در خلیج فارس و تنگه هرمز محترم شمرده شود.

گام بعدی ارائه پیشنهاد مشخص و جامع به ایران برای از سرگیری مذاکرات هسته‌ای و موشکی با مشارکت کشورهای منطقه است که می‌تواند راه‌حلی جامع‌تر برای خروج از بحران باشد. توافقی که منافع همه کشورهای منطقه را شامل و نهایتا به یک پیمان دفاعی با مشارکت اروپا یا اتحادیه سیاسی در خاورمیانه تبدیل شود. پیمانی که یک نظام امنیتی جدید را در خاورمیانه تعریف و منافع همه کشورهای حاضر از جمله اسرائیل را تضمین کند.

سرانجام، اروپا ابتکاری جدیدی به دست خواهد داد تا از فرآیند صلح و گفت‌وگوی چند جانبه درون‌کشوری میان «گروه‌های اپوزیسیون در دیاسپورا» و «گرو‌ه‌های اپوزیسیون با حاکمان مستقر» از سوی دیگر برای تشکیل یک حکومت دموکراتیک و شمول‌گرا در ایران حمایت شود. این حمایت می‌تواند از طریق ایجاد سازوکارهای مالی و دیپلماتیک، تسهیل ارتباط میان فعالان دموکراسی و جامعه مدنی و تدوین طرح‌های عمل‌گرایانه برای اصلاحات ساختاری در حکومت ایران باشد.

این بخش مهم‌ترین و چالش‌برانگیزترین نقشی است که اروپا ناگزیر است برای ثبات منطقه بازی کند. به باور تحلیلگر «کارنگی اروپا» ـ اندیشکده اروپایی در حوزه سیاست خارجی و امنیتی ـ گرچه اروپا به‌درستی حملات ایالات متحده به ایران را نقض قوانین بین‌المللی می‌داند، اما نباید این موضع صرفاً به عقب‌نشینی منفعلانه تبدیل شود. در کنار مخالفت با مداخله نظامی، اتحادیه اروپا باید نقش فعال و غیرنظامی در حمایت از حقوق بشر و دموکراسی در ایران ایفا کند.

به باور تحلیلگر کارنگی در سال‌های اخیر، تمرکز اروپا بیشتر بر مذاکرات هسته‌ای بوده و حمایت از اصلاحات سیاسی و فعالان مدنی ایرانی به شکل چشمگیری کاهش یافته است. اکنون، با توجه به شرایط پیچیده ایران، اروپا می‌تواند با برنامه‌ریزی دقیق و حمایت پیشگیرانه از تغییرات دموکراتیک، به تقویت اصلاحات و اتحاد فعالان مدنی کمک کند، بدون اینکه خود محرک تغییر باشد. این استراتژی شامل ایجاد صندوق‌ها و سازوکارهای انعطاف‌پذیر برای واکنش سریع به فرصت‌های دموکراتیک، تسهیل ارتباط میان فعالان جامعه مدنی و ایرانیان تبعیدی، بهره‌گیری از تجارب گذار دموکراتیک در سایر کشورها و حفظ مخالفت اصولی با مداخله نظامی است. هدف نهایی این است که اروپا بتواند هم استقلال خود از آمریکا را نشان دهد و هم نقش سازنده‌ای در حمایت از دموکراسی و حقوق بشر در ایران ایفا کند.

تجربیات حدود نیم قرن نشان داده است که ثبات سیاسی در ایران رابطه مستقیمی با ثبات سیاسی در خاورمیانه دارد و اگر نقش ایران در این بازی نادیده گرفته شود، هیچ ابتکاری نمی‌تواند به ثبات ختم شود. از این رو نوع حکمرانی در ایران و استقرار یک سیستم سیاسی منعطف، همه شمول و دموکراتیک می‌تواند ضامن صلح و ثبات در کل منطقه باشد. نقش آفرینی موثر اروپا در منطقه می‌تواند از یک سو راهکاری برای مدیریت مناقشه کهنه اسرائیل ـ فلسطین باشد، موقعیت استراتژیک اتحادیه اروپا در مقابل روسیه را تقویت در واقع روس‌ها را به عقب‌تر براند و در عین حال به رشد دموکراسی در خاورمیانه کمک کند.

از همین نویسنده:

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.