ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

تنگه هرمز ـ اطلاعات عمومی درباره گلوگاه دریایی زبانزد در این روزها

به نظر می‌رسد که تنگه هرمز به کانون منطقه‌ای تبدیل شده که بنابر یک نام‌گذاری استعماری «خاورمیانه» خوانده می‌شود.

«تنگه هرمز» اکنون یکی از پربسامدترین عنوان‌ها در خبرهای سیاسی است. آنچه لازم است درباره این گلوگاه دریایی بدانیم:

تنگه هرمز، واقع بین ایران در شمال و عمان/امارات در جنوب، حیاتی‌ترین گلوگاه دریایی جهان برای نقل و انتقال نفت و مشتقات آن است. در باریک‌ترین قسمت، عرض آن حدود ۲۱ مایل (۳۹ کیلومتر) است. تا پیش از بحران سال ۲۰۲۶، روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت (۲۰ درصد مصرف جهانی و بیش از ۲۵ درصد نفت تجارت شده از طریق دریا) و ۲۷ درصد از تجارت جهانی گاز طبیعی مایع (LNG) از آن عبور می‌کرد.

وابستگی به این تنگه به شدت نامتقارن است؛ کشورهای آسیایی (به ویژه چین و هند) دریافت‌کننده بخش عمده صادرات از آن هستند، در حالی که اروپا وابستگی کمتری دارد.

ظرفیت کل خطوط لوله موجود برای دور زدن تنگه تنها حدود ۳,۵ تا ۵,۵ میلیون بشکه در روز است. در صورت مسدود شدن تنگه، روزانه حدود ۱۵ میلیون بشکه نفت در خلیج فارس حبس می‌شود.

نقشه ناوبری تنگه هرمز (برگرفته از سایت "رازگشا")
نقشه ناوبری تنگه هرمز (برگرفته از سایت "رازگشا")

سلطه بر تنگه هرمز: از پرتغالی‌ها تا انگلیسی‌ها

در مورد عنوان «هرمز» در ویکی‌پدیای فارسی چنین می‌خوانیم: «برخی انگیزهٔ نام‌گذاری تنگه هرمز را به جزیره هرمز نسبت می‌دهند که در ورودی تنگه قرار دارد. بر پایه نظریه دیگر، این منطقه، زمانی مرکز مهم فرمانروایان ساسانی بود که هرمز نامیده می‌شدند. هرمز نام پنج پادشاه این دودمان نیز بود.»

اهمیت این گلوگاه از دیرباز شناخته شده بود. در طول عصر برنز و در ادامه تا دوران باستان، سکونت‌گاه‌های ساحلی در امتداد تنگه به عنوان قطب‌های مهم انتقال کالا عمل می‌کردند که تمدن‌های اولیه بین‌النهرین را به دره سند متصل می‌ساختند. این منطقه در طول زمان به یک مرکز تجاری دریایی ثروتمند و محل آمد و شد اقوام مختلف تبدیل شده بود. هنگامی که مارکوپولو، تاجر ونیزی، در قرن سیزدهم گذارش به این منطقه افتاد، چنین تصویری را از آن ثبت کرد.

تنگه هرمز از کانون‌های آغازین سلطه‌ی استعمار است. تاریخ مدرن ژئوپلیتیک تنگه ـ که با حضور قدرت‌های خارجی در پی اعمال سلطه بر این گلوگاه تعریف می‌شود ـ در اوایل قرن شانزدهم و با گسترش تجارت جهانی دریایی و ورود امپراتوری پرتغال آغاز شد.

مشخصه تشکیلات استعماری پرتغال، حضور کاملاً دریایی و بسیار محدود بود. هدف پرتغالی‌ها در این ناحیه نه فتح سرزمینی وسیع، بلکه سلطه بر یک گلوگاه برای باج‌گیری بود. عثمانی‌ها کوشش کردند جای پرتغالی‌ها را بگیرند. به دنبال تلاش ناموفق آنها نوبت به بریتانیا رسید.

افول تدریجی نفوذ دریایی پرتغال در قرن هفدهم، خلأیی ایجاد کرد که در نهایت توسط امپراتوری بریتانیا پر شد. برای بریتانیا، به خلیج فارس در درجه اول از دریچه استراتژیک دفاع از باارزش‌ترین دارایی استعماری‌اش یعنی «راج بریتانیا در هند» نگریسته می‌شد. لندن دسترسی بریتانیا به جزایر ایرانی واقع در سواحل شمالی خلیج فارس و کنترل مطلق بر آن‌ها را که بر خطوط دریایی عبوری از تنگه هرمز تسلط داشتند، به عنوان یک شرط لازم و ضروری برای تقویت حضور خود در منطقه و دور نگه داشتن رقبای اروپایی، ابتدا فرانسوی‌ها و سپس روس‌ها، از آن می‌دید.

حضور نهادی رسمی بریتانیا در منطقه در سال ۱۷۶۳ تثبیت شد، زمانی که کمپانی هند شرقی بریتانیا اقامتگاهی را در بوشهر واقع در ایران تأسیس کرد. با این حال، تحکیم واقعی هژمونی بریتانیا بر تنگه و سراسر خلیج فارس از طریق معاهده عمومی دریایی در سال ۱۸۲۰ محقق شد. این معاهده که بین بریتانیا و شیوخ مختلف «ساحل متصالح» و بحرین امضا شد، ظاهراً با هدف الغای تجارت برده در منطقه و ممنوعیت جنگ دریایی و دزدی دریایی بود. اما در عمل، این معاهده امارت‌های ساحلی را به یک سیستم تحت‌الحمایه محکم متصل کرد که به بریتانیا سلطه انحصاری بر روابط خارجی و امنیت دریایی آن‌ها را می‌داد.

برای مدیریت این شبکه در حال گسترش از مناطق تحت‌الحمایه و محافظت از تنگه هرمز، دولت بمبئی بریتانیا سمت «نماینده سیاسی برای خلیج فارس سفلی» را در سال ۱۸۲۲ ایجاد کرد. قابل ذکر است که این دفتر در ابتدا در جزیره قشم، مستقر در داخل تنگه هرمز واقع شده بود و به بریتانیایی‌ها اجازه می‌داد تا بر اجرای معاهده عمومی نظارت کرده و از کشتی‌های هندی-بریتانیایی محافظت کنند. اندکی پس از آن، مقر اصلی به بوشهر منتقل شد و این دفتر به «اقامتگاه خلیج فارس» (Persian Gulf Residency) ارتقا یافت که تا سال ۱۹۷۱ به کار خود ادامه داد.

سیاست بریتانیا در قبال کشورهای ساحل متصالح و تنگه هرمز در دو مرحله تاریخی متمایز عمل می‌کرد. از ۱۸۲۰ تا ۱۹۴۵، بریتانیا یک رویکرد حداقلی و بدون مداخله را حفظ کرد و به شدت بر تأمین امنیت مسیرهای دریایی و خودداری از مداخله در امور داخلی و سرزمینی امارت‌ها تمرکز کرد، مگر اینکه منافع امپراتوری بریتانیا مستقیماً در معرض تهدید قرار می‌گرفت.

ویرانی اقتصادی ناشی از جنگ جهانی دوم خزانه بریتانیا را به شدت تهی کرد. هزینه نگهداری یک امپراتوری جهانی غیرقابل تحمل شده بود. در سال ۱۹۶۸، دولت بریتانیا تحت نخست‌وزیری هارولد ویلسون اعلامیه تاریخی خود را مبنی بر خروج تمامی نیروهای نظامی بریتانیا از "شرق سوئز" تا پایان سال ۱۹۷۱ صادر کرد. این اعلامیه پایان یک قرن و نیم حضور گزمه‌های دریایی بریتانیا در تنگه هرمز را رقم زد و زمینه را برای یک سازماندهی مجدد ژئوپلیتیک دراماتیک و بسیار بی‌ثبات در خلیج فارس فراهم کرد.

دکترین نیکسون و ژاندارم خلیج فارس

خروج قریب‌الوقوع بریتانیا از خلیج فارس خلأ امنیتی عظیمی ایجاد کرد، دقیقاً در یک لحظه تاریخی که اقتصاد جهانی به طور جدایی‌ناپذیری به صادرات هیدروکربن خاورمیانه وابسته می‌شد.

ایالات متحده در وضعیتی که در  باتلاق جنگ ویتنام گرفتار بود، جای بریتانیا را گرفت، اما نه مستقیما با استقرار وسیع نیروی نظامی بلکه بنابر طرحی که به «دکترین نیکسون» مشهور شد با برون‌سپاری، در مورد خلیج فارس برگزیدن رژیم پهلوی به عنوان «ژاندارم» خلیج فارس. این طرح پرسودی بود، ژاندارم بخش بزرگی از درآمد نفتی خود را صرف خرید اسلحه از آمریکا کرد.

شاه در این موقعیت با اتکا بر نقشی که بر عهده گرفته بود، سه جزیره بسیار استراتژیک و تقریباً خالی از سکنه واقع در نزدیکی ورودی تنگه (ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک) را تصرف کرد و شیخ‌های خلیج فارس را در مقابل عمل انجام شده قرار داد. پس از این موضوع شدت اعتراض شیخ‌ها تابع آن شده است که موضع دولت آمریکا در قبال ایران چه باشد.

انقلاب و به دنبال آن جنگ نفت‌کش‌ها

معماری با دقت ساخته شده دکترین نیکسون با وقوع انقلاب در ایران فرو ریخت. کشوری که واشنگتن آن را برای خدمت به عنوان نگهبان تنگه هرمز مسلح کرده بود، یکباره از تبعیت سرپیچید.

جنگ هشت ساله ایران و عراق شاهد تبدیل تنگه هرمز و فراتر از آن، خلیج فارس به یک صحنه فعال نبردهای دریایی بود . درگیری‌هایی آغاز شد که به "جنگ نفت‌کش‌ها" معروف گشت. عراق با هدف فلج کردن درآمدهای صادرات نفت ایران و وادار کردن تهران به نشستن بر سر میز مذاکره، یک کارزار سیستماتیک و پایدار را علیه کشتی‌های تجاری که به بنادر ایران در شمال خلیج فارس تردد می‌کردند، آغاز کرد. عراق اعلام کرد که تمام کشتی‌هایی که وارد منطقه شمالی می‌شوند، اهداف نظامی مشروع هستند. ایران که در زمینه هوانوردی متعارف ضعیف‌تر بود، مجبور به تدوین یک دکترین دریایی نامتقارن شد که از آن زمان استراتژی دفاع ساحلی آن را به شدت تحت تأثیر قرار داد.

درگیری‌ها که بالا گرفت، آمریکا هم مداخله کرد. مداخله ایالات متحده پر از خطر بود و به درگیری مستقیم منجر شد. از جلوه‌های این درگیری حمله تصادفی موشک عراقی به ناو یواس‌اس استارک (که منجر به کشته شدن ۳۷ ملوان آمریکایی شد)، آسیب شدید ناو یواس‌اس ساموئل بی. رابرتز توسط یک مین دریایی غوطه‌ور ایرانی و متعاقباً غرق شدن چند ناوچه‌ ایرانی توسط ایالات متحده بود. درگیری در ۳ ژوئیه ۱۹۸۸ با فاجعه‌ای عمیق به اوج خود رسید، زمانی که ناو یواس‌اس وینسنس (USS Vincennes) که در تنگه هرمز برای پشتیبانی از یک کاروان فعالیت می‌کرد، پرواز ۶۵۵ ایران ایر، یک هواپیمای مسافربری غیرنظامی را به اشتباه شناسایی و سرنگون کرد و تمام ۲۹۱ مسافر و خدمه آن را به قتل رساند.

ایران پس از تجربه‌ جنگ هشت ساله، با توجه ضعف خود به ویژه در زمینه‌ی نیروی هوایی، بازبینی‌ای در استراتژی دفاعی خود کرد که یکی از شاخه‌های آن تقویت توان تحرک دریایی با تمرکز بر خلیج فارس و تنگه هرمز بود. آنچه اینک ایران در تنگه هرمز پیش می‌برد، بر مبنای آن استراتژی است.

مسئله حقوق دریایی

رویارویی‌های نظامی مکرر در تنگه هرمز عمیقاً با اختلافات پیچیده و حل نشده در مورد حقوق دریایی بین‌المللی در هم تنیده است.

در این مورد باید به ویژه به این نکات توجه کرد:

  • از نظر تاریخی، مبنای متعارف تجارت بین‌المللی دریایی استفاده از کوتاه‌ترین مسیرهای قابل کشتیرانی است. این حق عرفی به طور رسمی توسط دیوان بین‌المللی دادگستری (ICJ) در حکم کانال کورفو (Corfu Channel) در سال ۱۹۴۹ به رسمیت شناخته شد، که حق همه کشتی‌ها برای «عبور بی‌ضرر» (innocent passage) از طریق تنگه‌های بین‌المللی را تأیید کرد. این اصل متعاقباً در کنوانسیون ۱۹۵۸ ژنو در مورد دریای سرزمینی و منطقه مجاور مدون شد.
  • حقوق بین المللی در نیمه دوم قرن بیستم به مراتب پیچیده‌تر شد، زیرا کشورهای ساحلی در سراسر جهان ادعای آب‌های سرزمینی خود را از حد تاریخی ۳ مایل دریایی به ۱۲ مایل دریایی گسترش دادند. در سال ۱۹۵۹، ایران دریای سرزمینی خود را به ۱۲ مایل دریایی گسترش داد و عمان در سال ۱۹۷۲ با صدور فرمانی همین کار را کرد. از آنجا که عرض تنگه هرمز در باریک‌ترین قسمت خود تنها حدود ۲۱ مایل است، مجموع ادعاهای ۱۲ مایلی ایران و عمان (= ۲۴ مایل) عملاً کل تنگه را در محدوده آب‌های سرزمینی دارای همپوشانی حاکمیتی محصور کرد.
  • کنوانسیون سازمان ملل متحد درباره حقوق دریاها  (UNCLOS)، مصوب ۱۹۸۲، عبور ترانزیتی را تسهیل کرد. اما این کنوانسیون را آمریکا امضا نکرده و در نتیجه نمی‌تواند بر پایه آن با ایران وارد درگیری حقوقی شود. با وجود اینکه ایران UNCLOS را امضا کرد، هرگز آن را در مجلس تصویب نکرد. علاوه بر این، در زمان امضا در سال ۱۹۸۲، ایران اعلامیه‌ای خاص را ضمیمه کنوانسیون کرد که در آن ادعا شده بود حقوق قراردادی عبور ترانزیتی فقط برای کشورهایی اعمال می‌شود که عضو این کنوانسیون هستند. ایران بعدا با تصویب یک قانون جامع دریایی داخلی  دست خود را برای ممانعت از عبور آنچه به ضرر خود است، بازگذاشت.

وضعیت کنونی

پس از جنگی که با حمله آمریکا و اسرايیل در تاریخ ۹ اسفند ۱۴۰۴ (۲۸ فوریه ۲۰۲۶) به ایران آغاز شد، هر روز که گذشت اهمیت اشراف ایران بر تنگه هرمز آشکارتر شد، تا جایی که حتی به نظر می‌رسد برای غرب مسئله تنگه هرمز اکنون مهمتر از مسئله‌ برنامه هسته‌ای است.

آبراه باریکی که خلیج فارس را به دریای عمان پیوند می‌دهد، دیگر فراتر از یک مسیر تجاری ساده، به اهرمی قدرتمند در معادلات قدرت تبدیل شده است. با توجه به اینکه حدود یک‌پنجم مصرف نفت جهان و بخش بزرگی از گاز مایع (LNG) از این گلوگاه عبور می‌کند، تنش بر سر آن فورا شوک‌های شدیدی به بازارهای انرژی وارد می‌کند.

ایران و دیگر بازیگران منطقه‌ای و قدرت‌های جهانی اکنون با رویکردی امنیتی‌تر به این تنگه می‌نگرند. به نظر می‌رسد که تنگه هرمز به کانون منطقه‌ای تبدیل شده که بنابر یک نام‌گذاری استعماری «خاورمیانه» خوانده می‌شود.

منابع:

ابراهیم عباسی، سید علی نجات، صغري طالبی: اﻟﮕﻮي اﻣﻨﯿﺘﯽ ﺑﺎزدارﻧﺪﮔﯽ در ﺗﻨﮕﻪ ﻫﺮﻣﺰ (PDF)

تنگه هرمز – ویکی‌پدیای فارسی

مهران کرمی: بررسی جغرافیای سیاسی تنگه ها با محوریت تنگه راهبردی هرمز (PDF)

وليد بدران، تاریخچه تنگه هرمز؛ از سفر مارکوپولو تا رویارویی ایران و آمریکا (بی بی سی)

BRITAIN AND THE ARAB EMIRATES - University of Kent (PDF)

Britain and the Gulf Shaikhdoms, 1820–1971: The Politics of Protection (PDF)

Clarifying Freedom of Navigation in the Gulf - The Washington Institute

Kourosh Ahmadi: British Colonial Policy and the Persian Gulf Islands - Columbia International Affairs Online (PDF)

Nixon, Kissinger, and the Shah: the origins of Iranian primacy in the Persian Gulf - Columbia International Affairs Online (PDF)

Tanker war - Wikipedia

در همین زمینه

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.