ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

خشکسالی، رادارها و شایعه «جنگ اقلیمی»؛ مرز علم و تئوری توطئه

روزبه اسکندری ـ خشکسالی در ایران نه نتیجه یک «سلاح آب‌وهوایی پنهان» است و نه محصول دستکاری فناوری‌هایی مانند رادار یا پروژه‌های تحقیقاتی. آنچه امروز در ایران و بسیاری از نقاط جهان دیده می‌شود، بیشتر حاصل برهم‌کنش مدیریت ناکارآمد منابع آب، معادلات پیچیده تغییر اقلیم و الگوهای طبیعی جوی است.

در روزهای اخیر بار دیگر ادعایی در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده که تلاش می‌کند خشکسالی در ایران را به «اقدام آمریکا به ایجاد خشکسالی عمدی» و نقش رادارهای نظامی یا پروژه‌هایی مانند هارپ (HAARP) نسبت دهد. در این دست روایت‌ها، حتی تخریب برخی تاسیسات نظامی در منطقه نیز به‌عنوان عاملی برای «باز شدن مسیر ورود ابرها به ایران» تفسیر شده است. این نوع ادعاها در ابتدای امر، پیچیده و فنی به نظر می‌رسند، اما با مرور دانش پایه اقلیم‌شناسی و علوم جوی، روشن می‌شود که با واقعیت‌های علمی سازگار نیستند و باید آنها را در چارچوب روایت‌های شبه‌علمی و توطئه‌محور تعریف کرد.

تفکیک لایه‌های جو و مساله امکان‌پذیری فیزیکی

برای فهم مسئله، ابتدا باید یک تفکیک ساده اما اساسی را انجام داد. سیستم آب‌وهوای زمین عمدتاً در لایه‌ای از جو به نام تروپوسفر شکل می‌گیرد؛ یعنی حدود صفر تا ده یا دوازده کیلومتری سطح زمین. ابرها در همین لایه تشکیل می‌شوند، بارش در همین‌جا رخ می‌دهد و سامانه‌های جوی فعال هستند. در مقابل، بسیاری از فناوری‌هایی که در این ادعاها به آن‌ها اشاره می‌شود، از جمله رادارهای نظامی یا پروژه‌هایی مانند هارپ در لایه‌های بسیار بالاتر جو یعنی یونوسفر و در ارتفاع بالای هشتاد کیلومتر نسبت به سطح زمین فعالیت می‌کنند. این فاصله تنها اختلاف عددی نیست، بلکه به معنای دو محیط کاملاً متفاوت با ویژگی‌های فیزیکی جداگانه است. بنابراین از نظر اصول فیزیک جو، ابزارهایی که در یونوسفر کار می‌کنند اساساً امکان تأثیرگذاری مستقیم بر شکل‌گیری ابرها و بارش را ندارند.

رادار هواشناسی چیست و چه کاری نمی‌کند؟

گفته می‌شود برخی رادارها می‌توانند «ابرهای باران‌زا را دور کنند» یا مسیر بارش را تغییر دهند. این برداشت نیز با عملکرد واقعی رادارهای هواشناسی در تضاد است. رادارهای هواشناسی تنها ابزارهایی برای مشاهده و پایش وضعیت جو هستند. آن‌ها با ارسال و دریافت امواج رادیویی، ساختار ابرها، شدت بارش و حرکت سامانه‌های جوی را اندازه‌گیری و برای پیش‌بینی هوا استفاده می‌کنند. این فناوری هیچ توانایی برای تغییر مسیر ابرها یا حذف آن‌ها ندارد. از منظر انرژی نیز، تأثیرگذاری بر یک سامانه بارشی در مقیاس هزاران کیلومتر مربع، مستلزم انرژی‌هایی است که با توان هیچ سامانه راداری یا حتی زیرساخت‌های صنعتی قابل مقایسه نیست.

پروژه هارپ چیست؟

در مورد پروژه هارپ نیز، تصویر ارائه‌شده در این روایت‌ها با واقعیت علمی فاصله زیادی دارد. هارپ یک پروژه تحقیقاتی درباره لایه یونوسفر است که با هدف بررسی رفتار لایه‌های بالایی جو در برابر امواج رادیویی طراحی شده بود. با وجود شایعات گسترده، هیچ شواهد علمی معتبر نشان نمی‌دهد که این پروژه یا سامانه‌های مشابه توانایی ایجاد زلزله، کنترل طوفان‌ها یا ایجاد خشکسالی هدفمند را داشته باشند. از نظر فیزیکی نیز انرژی مورد نیاز برای تغییر سیستم‌های عظیم اقلیمی کره زمین آن‌قدر بزرگ است که با ظرفیت چنین فناوری‌هایی قابل مقایسه نیست.

واقعیت خشکسالی در ایران

در کنار این بحث‌ها، باید به خود پدیده خشکسالی در ایران نیز نگاه کرد. داده‌های اقلیمی نشان می‌دهد که ایران و به‌طور کلی منطقه خاورمیانه در دهه‌های اخیر با روندهایی مانند کاهش نسبی بارش در برخی مناطق، افزایش دما، افزایش نرخ تبخیر و تشدید دوره‌های خشکسالی روبه‌رو بوده است. این روندها با الگوهای شناخته‌شده تغییر اقلیم جهانی هم‌خوانی دارند و در گزارش‌های نهادهای علمی بین‌المللی نیز به‌طور گسترده مستند شده‌اند. در نتیجه، خشکسالی در ایران پدیده‌ای واقعی اما چند عاملی است که ترکیبی از تغییرات اقلیمی جهانی و الگوهای مدیریتی و مصرف آب در آن نقش دارد، نه یک عامل پنهان خارجی.

چرا روایت‌های «جنگ اقلیمی» جذاب می‌شوند

با این حال، چرا روایت‌هایی از جنس «جنگ اقلیمی» یا «کنترل آب‌وهوا» تا این اندازه گسترش پیدا می‌کنند؟ پاسخ را باید تا حد زیادی در روان‌شناسی اجتماعی و شرایط سیاسی این روزگار جست‌وجو کرد. زمانی که یک بحران پیچیده مانند کم‌آبی یا خشکسالی رخ می‌دهد، پذیرش اینکه این وضعیت نتیجه مجموعه‌ای از عوامل تدریجی، پیچیده و چند لایه است، برای افکار عمومی دشوار است. در چنین شرایطی، روایت‌هایی که یک عامل مشخص، قابل تصور و بیرونی را معرفی می‌کنند، برای عموم مردم جذاب‌تر و قابل فهم‌تر به نظر می‌رسند. هم‌زمانی بحران‌های محیط‌ زیستی با تنش‌های سیاسی، بی‌اعتمادی به روایت نهادهای رسمی و پیچیدگی علم اقلیم‌شناسی نیز به تقویت این نوع روایت‌ها کمک می‌کند.

وقتی علم با روایت‌های ساده جایگزین می‌شود

نکته مهم این است که ایده دستکاری اقلیم در سطح کلان، کاملاً وجود دارد و حتی در قالب مفاهیمی مانند مهندسی اقلیم در حال بررسی است. برای مثال، ایده تزریق آئروسل استراتوسفری به‌عنوان یک راهکار بالقوه برای کاهش موقت دمای زمین در برخی پژوهش‌ها مطرح شده است. اما این ایده‌ها هنوز در مرحله مطالعه و مدل‌سازی هستند، با عدم قطعیت‌هایی بسیار جدی روبه‌رو هستند و در زمان حال، هیچ‌یک توانایی کنترل دقیق و منطقه‌ای بارش یا ایجاد خشکسالی هدفمند ندارند.

خشکسالی در ایران نه نتیجه یک «سلاح آب‌وهوایی پنهان» است و نه محصول دستکاری فناوری‌هایی مانند رادار یا پروژه‌های تحقیقاتی. آنچه امروز در ایران و بسیاری از نقاط جهان دیده می‌شود، بیشتر حاصل برهم‌کنش مدیریت ناکارآمد منابع آب، معادلات پیچیده تغییر اقلیم و الگوهای طبیعی جوی است. ساده‌سازی این مساله در قالب روایت‌های مرموز و توطئه‌ای، نه تنها به فهم بهتر بحران کمکی نمی‌کند، بلکه مسیر سالم گفت‌وگوی علمی و سیاست‌گذاری مؤثر را نیز کم‌اثر می‌کند.

از همین نویسنده:

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.