ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

وقتی جنگ سیگنال را قطع می‌کند، زنان کارگر معیشت خود را از دست می‌دهند

در سایه‌ی جنگ و قطع طولانی‌مدت اینترنت، بحران واقعی در سکوت خانه‌ها و مشاغل ناپیدا جریان دارد؛ جایی که زنان کارگر، نخستین قربانیان فروپاشی معیشت‌اند. عسل عباسیان در این گزارش نشان می‌دهد چگونه اقتصاد دیجیتالِ ناپایدار، کارهای خانگی و غیررسمی را به لبه‌ی نابودی کشانده و شکاف‌های طبقاتی را عمیق‌تر کرده است. از کارگران خانگی تا درمانگران و کسب‌وکارهای کوچک، روایت‌ها از یک نقطه مشترک می‌گویند: سقوط درآمد به صفر در میانه‌ی تورم و بی‌ثباتی. این فقط پیامد جنگ نیست، بلکه نشانه‌ی نظمی است که در آن، آسیب‌پذیرترین‌ها همیشه بیشترین هزینه را می‌پردازند.

هم‌زمان با تشدید جنگ در اطراف ایران، بحرانی خاموش در درون خانه‌ها و در فضاهای کاری نامرئی در حال شکل‌گیری است. فراتر از حملات هوایی و محاسبات ژئوپلیتیک، شوک اصلی اقتصادی است، و این شوک به‌طور نامتناسبی بر زنان فرود می‌آید.

وقتی سیستم‌ها فرو می‌پاشند، کسانی که پیشاپیش در وضعیت بی‌ثبات قرار دارند، نخستین کسانی هستند که سقوط می‌کنند. در ایران، جنگ با یک قطعی طولانی‌مدت اینترنت از سوی جمهوری اسلامی هم‌زمان شده–قطعی‌ای که اکنون به بیش از ۶۰ روز رسیده و عملا میلیون‌ها نفر را از کارشان جدا کرده است. این اختلال هم‌زمان با تشدید درگیری‌ها آغاز شد؛ زمانی که حملات اسرائیل و ایالات متحده مرحله‌ای تازه از تنش را رقم زد و در پی آن، محدودیت‌های ارتباطی نیز تشدید شد.

این وضعیت بی‌سابقه نیست. در دی‌ماه ۱۴۰۴، در روزهایی که با خشونت گسترده و کشتار در ایران همراه بود، دسترسی به اینترنت نیز به‌شدت محدود شد؛ جریان اطلاعات قطع شد و افراد در داخل کشور در انزوا قرار گرفتند. قطعی کنونی ادامه‌ی همان منطق است: قطع ارتباط، هم به‌عنوان ابزاری برای کنترل، و هم به‌عنوان عاملی تعیین‌کننده در بقا و معیشت اقتصادی.

به گفته‌ی وزیر ارتباطات ایران، ستار هاشمی، از آغاز جنگ تاکنون روزانه تا ۱۰ میلیون کسب‌وکار آنلاین دچار اختلال شده‌اند و فشار اصلی بر دوش گروه‌های کم‌درآمد و طبقه‌ی متوسط است.

در عین حال، دسترسی به اینترنت خود به امری طبقاتی بدل شده است. در حالی که بخش بزرگی از جامعه با محدودیت‌های شدید مواجه است، اینترنت باکیفیت تنها برای گروه‌های خاص از جمله برخی وابستگان دانشگاهی و اغلب با هزینه‌ای بسیار بالاتر فراهم شده است. برای کسانی که خارج از این شبکه‌های نهادی قرار دارند، این نظام دسترسی طبقاتی، شکاف‌ها را عمیق‌تر کرده و اتصال به اینترنت را به منبعی کمیاب و نابرابر بدل کرده است.

زنان دقیقا در همین بخش‌ها بیش‌از دیگران حضور دارند: کارهای غیررسمی، خانگی و دیجیتال، جایی که درآمد به دیده‌شدن مداوم وابسته است، اما هیچ‌گونه حمایت نهادی وجود ندارد.

اقتصاد دیجیتال خاموش‌شده

در سراسر تهران از جمله مناطق مرفه‌تر شمال شهر که معمولا تصور می‌شود از بحران مصون‌ترند، کسب‌وکارهای کوچک زنان عملا متوقف شده‌اند. بسیاری از این کسب‌وکارها تقریبا به‌طور کامل بر بستر پلتفرم‌هایی مانند اینستاگرام شکل گرفته‌اند؛ پلتفرمی که پیش‌تر نیز محدود بود و اکنون با اختلالات گسترده عملا از دسترس خارج شده است.

یک زن شیرینی‌پز خانگی توضیح می‌دهد که مشکل فراتر از از دست دادن مشتریان جدید است: «مسئله فقط این نیست که بدون اینترنت یا ویترین دیجیتال نمی‌توانی مشتری جدید پیدا کنی. مسئله این است که حتی مشتری‌های قبلی هم اگر بهشان یادآوری نکنی، فراموشت می‌کنند چون هیچ راهی برای دیده‌شدن دوباره نداری.»

فروپاشی پیام‌رسان‌ها نیز این اختلال را تشدید کرده است. با از کار افتادن واتساپ و تلگرام، گرفتن سفارش تقریبا ناممکن شده است. او می‌گوید: «ارتباط از طریق پیامک خیلی سخت‌تر است. نمی‌توانی عکس یا ویدیو بفرستی، پس نمی‌توانی کارت را نشان بدهی.» به گفته‌ی او، بحران اقتصادی همه‌ی طبقات را درگیر کرده است: «قدرت خرید مردم پایین آمده حتی در میان طبقات بالاتر.» نتیجه‌ی این وضعیت ویرانگر است: «درآمد من عملا به صفر رسیده، در حالی که تورم همچنان بالا می‌رود.»

از بی‌ثباتی تا فروپاشی

در سطوح پایین‌تر اقتصادی، پیامدها حتی شدیدتر است. کارگران خانگی، نظافتچی‌ها و کارگران روزمزد که اغلب بدون قرارداد و به‌صورت غیررسمی کار می‌کنند با کاهش شدید درآمد مواجه شده‌اند، چرا که جنگ هم جابه‌جایی را مختل کرده و هم خانواده‌ها را به کاهش هزینه‌ها واداشته است.

یک زن ۴۰ ساله در تهران که کارگر خانگی است، می‌گوید جنگ عملا معیشت او را از بین برده است. او که یک کودک پنج‌ساله دارد، ناچار شده برای حفظ جان فرزندش به شهر زادگاهش بازگردد: «برای اینکه بچه‌ام از حملات در امان باشد، مجبور شدم تهران را ترک کنم.» به گفته‌ی او، آتش‌بس شکننده نیز آرامشی به همراه نداشته است: «این وضعیت یعنی اضطراب دائمی.»

در ماه‌های اخیر، کارفرمایش دیگر نتوانسته کار منظمی برای او فراهم کند و پرداخت‌ها نیز با تأخیر انجام شده است. او می‌پرسد:

اگر همین درآمد کم را هم از دست بدهم، چه کار باید بکنم؟ چطور باید خرج بچه‌ام را بدهم؟

برای کارگرانی مانند او، بحران فقط از دست دادن دستمزد نیست، بلکه نبود هرگونه حاشیه‌ی امنیت است، جایی که یک اختلال کوچک می‌تواند کل زندگی را به فروپاشی بکشاند.

حاشیه در حاشیه

برای کسانی که پیشاپیش با حذف ساختاری مواجه‌اند، این فروپاشی عمیق‌تر است. کارگران ترنس، برای مثال، اغلب با موانع حقوقی و اداری برای اشتغال رسمی روبه‌رو هستند به‌ویژه زمانی که مدارک هویتی با هویت جنسیتی‌شان هم‌خوانی ندارد. برای بسیاری، کار خصوصی یا آنلاین تنها گزینه‌ی موجود است.

یک روان‌درمانگر زن ترنس که به دلایل امنیتی نامش محفوظ می‌ماند، می‌گوید پیش از این اختلال، هفته‌ای حدود ۲۰ بیمار داشته است. اکنون نزدیک به یک‌سوم بیمارانش درمان را متوقف کرده‌اند، به دلیل فشار مالی و عدم امکان ارتباط پایدار. او می‌گوید: «بخش قابل‌توجهی از درآمدم را از دست داده‌ام. بدون دسترسی به پلتفرم‌های آنلاین، نه می‌توانم بیمار جدید جذب کنم و نه حتی دیده بمانم.»

برخی از بیماران او در خارج از کشور زندگی می‌کنند که پیش‌تر منبع مهمی از درآمد ارزی بودند اما اکنون جلسات تقریبا غیرممکن شده‌اند: «آن‌ها نمی‌توانند به پلتفرم‌های ایرانی وصل شوند و من هم به‌دلیل قطعی اینترنت نمی‌توانم به‌طور قابل‌اعتماد به پلتفرم‌های بین‌المللی مثل زوم یا گوگل میت وصل شوم.» در این میان، حتی خود درمانگران نیز در معرض آسیب قرار گرفته‌اند: «برخی همکارانم تمام بیمارانشان را از دست داده‌اند.» در حرفه‌ای که تحلیل شخصی و سوپرویژن ضروری است، بسیاری دیگر توان پرداخت هزینه‌های درمان خود را ندارند: «در میانه‌ی یک بحران مداوم، برخی درمانگران ناچار شده‌اند درمان خودشان را متوقف کنند.» در چنین شرایطی، بی‌ثباتی اقتصادی با حاشیه‌نشینی اجتماعی تلاقی پیدا می‌کند و خطر بی‌خانمانی و فروپاشی کامل زندگی را افزایش می‌دهد.

گسست اقتصادی گسترده‌تر

ابعاد این بحران فراتر از معیشت فردی است. افشین کلاهی از اتاق بازرگانی ایران برآورد کرده که زیان روزانه‌ی ناشی از قطع اینترنت بین ۳۰ تا ۴۰ میلیون دلار است. اما این ارقام صرفا به یک بحران ملی اشاره ندارند. آن‌ها نشان می‌دهند که چگونه شوک‌ها در اقتصاد جهانی به‌هم‌پیوسته حرکت می‌کنند جایی که تحریم‌ها، جنگ، محدودیت‌های مالی و اختلال در مسیرهای تجاری به هم می‌پیوندند و آسیب‌پذیری‌های داخلی را تشدید می‌کنند.

در چنین زمینه‌ای، بازارهای کاری که بر پایه‌ی بی‌ثباتی و عدم‌حمایت شکل گرفته‌اند، بیش از همه شکننده‌اند. در بسیاری از مناطق جهان، از اقتصادهای پلتفرمی در آسیای جنوب‌شرقی تا بخش‌هایی از آمریکای لاتین و خاورمیانه، زنان به‌طور نامتناسبی در همین بخش‌های کم‌حمایت متمرکز شده‌اند؛ بخش‌هایی که در زمان رشد گسترش می‌یابند و در زمان بحران فرو می‌ریزند.

بحرانی بدون حمایت

اول ماه مه در گیرودار آتش‌بس شکننده به پایان رسید و وضعیت ایران تناقضی عمیق را در قلب اقتصادهای معاصر آشکار می‌کند: کار هر روز انعطاف‌پذیرتر می‌شود، اما حمایت‌ها همچنان محدود باقی می‌مانند.

برای میلیون‌ها کارگر بی‌ثبات به‌ویژه زنان و سایر اقشار در حاشیه، نه نهادی برای دفاع از حقوق وجود دارد، نه اتحادیه‌ای برای چانه‌زنی، و نه سازوکاری برای مقابله با شوک‌های ناگهانی اقتصادی.

آنچه در حال رخ دادن است، تنها پیامد جنگ نیست، بلکه نتیجه‌ی نظمی اقتصادی گسترده‌تر است، نظمی که در آن قطع ارتباط، دسترسی نابرابر و فرسایش حمایت‌های جمعی، به‌طور سیستماتیک آسیب‌پذیرترین گروه‌ها را وادار می‌کند تا هزینه‌ی بحران را بپردازند.

*این گزارش به مناسبت روز جهانی کارگر، اول ماه مه، در روزنامه‌ی فرانسوی L’Humanité منتشر شده و نسخه‌ی فارسی آن برای انتشار در رادیو زمانه تنظیم شده است.

از همین نویسنده:

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.