ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

گفت‌وگو با بهداد بردبار

تحریم اقتصادی به نام دموکراسی، به کام فقر

تحریم‌ها که ادعا می‌شد قرار است ابزار فشار سیاسی باشند، اما بیش از هر چیز به فقر، بیماری و ناامنی در زندگی مردم عادی دامن می‌زنند. از کمبود دارو در ایران تا تجربه عراق، بهداد بردبار در این گفت‌وگو نشان می‌دهد چگونه سیاستی که به نام دموکراسی توجیه می‌شود، در عمل به تضعیف جامعه و افزایش رنج انسانی می‌انجامد.

تحریم‌های اقتصادی یکی از ابزارهای مهم سیاست خارجی قدرت‌های جهانی، به‌ویژه کشورهای غربی، برای اعمال فشار بر دولت‌ها محسوب می‌شوند. در مورد ایران، این تحریم‌ها طی دهه‌های اخیر با هدف محدود کردن برنامه هسته‌ای و تغییر برخی سیاست‌های منطقه‌ای اعمال شده‌اند.

با این حال، واقعیت این است که پیامدهای تحریم‌ها به‌طور مستقیم زندگی روزمره مردم عادی را تحت تأثیر قرار داده است. کاهش درآمدهای نفتی، محدودیت در دسترسی به سیستم مالی بین‌المللی و افزایش تورم، از جمله نتایج این وضعیت بوده‌اند. این شرایط به‌ویژه برای اقشار کم‌درآمد دشوارتر شده و به افزایش هزینه‌های زندگی، کاهش قدرت خرید و دشواری در تأمین کالاهای اساسی و دارو انجامیده است.

هرچند دارو و اقلام بشردوستانه به‌طور رسمی از تحریم‌ها مستثنا هستند، اما مشکلات بانکی و نقل‌وانتقال مالی در عمل دسترسی به این اقلام را محدود کرده است. در نتیجه، بسیاری از بیماران ـ از جمله مبتلایان به بیماری‌های خاص مانند سرطان ـ با کمبود دارو مواجه شده و حتی در مواردی جان خود را از دست داده‌اند.

نمونه‌های مشابهی را می‌توان در دیگر کشورها نیز مشاهده کرد؛ از جمله عراق در دهه ۱۹۹۰، که تحریم‌های گسترده پس از جنگ خلیج فارس به کمبود شدید غذا و دارو و مرگ صدها هزار کودک انجامید، یا ونزوئلا که تحریم‌ها به تشدید بحران اقتصادی، تورم شدید و مهاجرت گسترده منجر شد.

به‌طور کلی، اگرچه تحریم‌ها با اهداف سیاسی مشخصی اعمال می‌شوند، اما بیشترین فشار را بر مردم عادی وارد می‌کنند و می‌توانند به تشدید بحران‌های اقتصادی، اجتماعی و حتی انسانی منجر شوند. به‌ویژه آنکه در بسیاری از موارد، تحریم‌ها مقدمه‌ای برای درگیری‌های نظامی بوده‌اند و ترکیب تحریم و جنگ، وضعیتی به‌مراتب ویرانگرتر ایجاد می‌کند.

در همین زمینه، با بهداد بردبار، روزنامه‌نگار ساکن نروژ، گفت‌وگو کرده‌ایم؛ او از جمله منتقدان تحریم و جنگ است. بشنوید:

برای دیدن محتوای نقل شده از سایت دیگر، کوکی‌های آن سایت را بپذیرید

کوکی‌های سایت‌ دیگر برای دیدن محتوای آن سایت‌ حذف شود

بهداد بردبار، روزنامه‌نگار ساکن نروژ، می‌گوید توجهش به پیامدهای تحریم‌ها با خواندن مقاله‌ای از نادیا العلی، استاد مطالعات زنان در بریتانیا و اهل عراق، شکل گرفت؛ مقاله‌ای که به‌گفته او نشان می‌داد چگونه تحریم‌های بین‌المللی علیه حکومت صدام، جامعه مدنی عراق را بیش از پیش تضعیف کرد و بیشترین فشار را بر زنان و کودکان وارد آورد. به‌روایت او، در آن دوره بسیاری از زنان عراقی با وجود فضای دیکتاتوری شاغل بودند، اما با از دست رفتن فرصت‌های شغلی در اثر تحریم‌ها، دولت ترجیح داد مردان را به‌عنوان نان‌آور خانواده در بازار کار نگه دارد و زنان را به خانه بازگرداند. هم‌زمان، گزارش‌های متعددی از گسترش سوءتغذیه در میان کودکان منتشر شد که مستقیماً با بحران اقتصادی ناشی از تحریم‌ها پیوند داشت.

بردبار این الگو را قابل مشاهده در ایران نیز می‌داند و برای توضیح آن به نمونه‌های عینی اشاره می‌کند. او از گزارشی یاد می‌کند که در آن خانواده‌ای روایت کرده بودند یکی از نزدیکانشان به‌دلیل ابتلا به سرطان، به‌خاطر افزایش شدید قیمت دارو، از ادامه درمان منصرف شده و «ترجیح داده بود بدون درمان بمیرد». به‌گفته او، این نمونه‌ها نشان می‌دهد که هرچند دارو به‌طور رسمی در فهرست تحریم‌ها قرار ندارد، اما اختلال در نظام بانکی و تجاری، عملاً دسترسی به آن را دشوار می‌کند؛ به‌گونه‌ای که یا قیمت‌ها به‌شدت افزایش می‌یابد یا دارو به‌کلی کمیاب می‌شود.

در عین حال، او به یک سازوکار تکرارشونده در توجیه تحریم‌ها اشاره می‌کند: این‌که پیامدهای منفی، اغلب به فساد یا ناکارآمدی داخلی نسبت داده می‌شود و همین امر باعث می‌شود صدای منتقدان تحریم کمتر شنیده شود. به‌گفته او، جامعه «زیر بمباران نوعی پروپاگاندای توجیه‌گر» قرار می‌گیرد که در آن، تحریم به‌عنوان ابزاری ضروری یا حتی مفید بازنمایی می‌شود.

بردبار در ادامه به پیوند میان تحریم و جنگ اشاره می‌کند و معتقد است در بسیاری از موارد، تحریم‌ها مقدمه‌ای برای درگیری نظامی بوده‌اند. او تأکید می‌کند: «تمام مطالعات نشان می‌دهد هرچه شدت تحریم‌ها بیشتر شده، احتمال وقوع جنگ هم افزایش یافته است.» به‌باور او، این روند در چارچوبی تاریخی قابل فهم است؛ جایی که قدرت‌های مداخله‌گر همواره کوشیده‌اند اقدامات خود را با گفتمان‌های مشروعیت‌بخش توضیح دهند. اگر در گذشته این توجیه با مفاهیمی مانند «تمدن‌سازی» صورت می‌گرفت، امروز نیز در قالب‌هایی تازه ادامه دارد؛ جایی که مداخله خارجی به‌عنوان تلاشی برای آزادی یا بهبود وضعیت کشورها معرفی می‌شود.

او در همین زمینه به تأثیر این گفتمان‌ها بر افکار عمومی نیز اشاره می‌کند و توضیح می‌دهد که چگونه همان قدرت‌هایی که تحریم‌ها را اعمال می‌کنند، می‌توانند هم‌زمان بخشی از افکار عمومی—حتی در کشورهای هدف—را قانع کنند که این سیاست‌ها به نفع آن‌هاست. به‌گفته او، حتی زمانی که پیامدهای منفی تحریم‌ها آشکار می‌شود، این پیامدها اغلب به سوءمدیریت داخلی نسبت داده می‌شود. برای مثال، در مورد بحران دارو در ایران، در حالی که اختلال در شبکه بانکی و تجارت بین‌المللی نقش تعیین‌کننده دارد، روایت غالب می‌تواند این باشد که مشکل صرفاً ناشی از عملکرد دولت است.

بردبار در جمع‌بندی موضع خود، بر یک اصل تأکید می‌کند: حتی در مواجهه با حکومت‌های سرکوبگر، تحریم و جنگ نمی‌توانند ابزارهای قابل دفاعی باشند. او تصریح می‌کند: «حتی اگر ایران بدترین حکومت جهان را داشته باشد، باز هم هیچ‌کس حق ندارد با تحریم و جنگ باعث رنج و فقر بیشتر مردم شود.» به‌باور او، اهمیت طرح این دیدگاه‌ها بیش از آن‌که در تغییر فوری سیاست دولت‌ها باشد، در آگاهی‌بخشی است؛ این‌که روشن شود تحریم‌ها نه‌تنها به بهبود وضعیت دموکراسی کمک نمی‌کنند، بلکه اغلب به تضعیف بیشتر جامعه مدنی می‌انجامند.

در نهایت، او تحریم و جنگ را نه راه‌حل، بلکه بخشی از مسئله می‌داند؛ سیاست‌هایی که به‌جای کاهش رنج، آن را بازتولید و تشدید می‌کنند، به‌ویژه برای همان مردمی که قرار است به نام آن‌ها توجیه شوند.

از همین نویسنده:

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.