پکن، هرمز و تایوان؛ نبرد ترامپ و شی جینپینگ بر سر نظم جدید جهانی
ترامپ فعلا در اتوبانهای جهانی ویراژ میدهد و هیچ قاعدهای جز «منفعت» را رعایت نمیکند. پکن اما خواستار بازگشت نظم و آرامش به این اتوبان تجارت جهانی است. بهای سوار شدن شی جینپینگ به ماشین ترامپ خیلی زیاد است. ترامپ میتواند پکن را به بیقاعدگی بکشاند؟ چنین هدفی نه آسان است و نه ارزان.

زنی در میدان ولیعصر تهران، ۵ مه ۲۰۲۶، پرچم ایران را در مقابل یک بیلبورد ضد آمریکایی که به دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا و تنگه هرمز اشاره دارد، تکان میدهد. عکس: AFP
سفر دونالد ترامپ به پکن برای دیدار با شی جینپینگ، در ظاهر یک نشست دوجانبه میان دو قدرت بزرگ جهان به نظر میرسد اما در عمل، یک «وزنکشی» مهم در میانه رقابت برای ساختن نظم نوین جهانی است. این سفر که قرار است پنجشنبه و جمعه ۲۴ و ۲۵ اردیبهشت (۱۴ و ۱۵ مه) انجام شود، نخستین سفر رئیسجمهور آمریکا به چین از سال ۲۰۱۷ است.
به صورت خلاصه این سفر در ابتدا قرار بود به نوعی اعلام آتشبس موقت در جنگ پنهان پکن و واشنگتن باشد و بیشتر بر تجارت، تعرفهها، هوش مصنوعی و رقابت فناوری متمرکز شود؛ اما جنگ ایران و بسته ماندن تنگه هرمز اکنون آن را به نشستی با پیامدهایی بزرگتر تبدیل کرده است.
گلوی ترامپ و دست ایران؛ به پکن چه ربطی دارد؟
ترامپ در حالی به چین میرود که برخلاف تصویری که دوست دارد از «قدرت معاملهگری»اش به دست دهد، در ماههای گذشته هیچ معامله سودآوری را «جوش نداده» و نیاز فوری به یک دستاورد دیپلماتیک دارد. ترامپ نه کارش با خامنهایها یکسره شده و نه عملیات «جیمزباندی» موفقی داشته که در پکن به آن ببالد.
در عوض، جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، بسته شدن تنگه هرمز و اختلال در جریان نفت، بهای انرژی را بالا برده و فشار سیاسی داخلی بر کاخ سفید را افزایش داده است. ترامپ پس از دریافت پاسخ ایران به طرح پیشنهادی آمریکا برای توقف جنگ، آتشبس کنونی را در بستر مرگ و «متصل به دستگاه تنفس مصنوعی» توصیف و تهران را به زیادهخواهی متهم کرده است.
ایران هم موضعش چنین است: یا آمریکا تن به یک قرارداد رفع تخاصم سیاسی و اقتصادی جامع بدهد یا آش همین آش است و کاسه همین. ایران میگوید به واشنگتن زمان نخواهد داد تا مدل تغییر رژیم مطلوبش را سر فرصت و با فراغ بال انتخاب کند. ایران خودش را در موقعیتی میبیند که گلوی ترامپ را در تنگه هرمز فشرده و اکنون یا به امتیاز «بقای تضمینی نظام سیاسی به علاوه خلاص شدن از جنگ اقتصادی» خواهد رسید یا تغییر رژیم را برای آمریکا به دردناکترین شکل ممکن «هزینهبر» خواهد کرد.
اما این چه ارتباطی به سفر ترامپ به چین دارد؟ بخش مهمی از توان کنونی تهران برای پافشاری بر چنین موضعی به باز بودن دروازه چین به روی نفت تحریمشده ایران باز میگردد.
به اتکای همین تجارت پایدار انرژی با پکن است که تهران خود را در بستر مرگ نمیبیند و خواستار پایان محاصره دریایی، رفع محدودیت فروش نفت، تضمین عدم حمله دوباره و به رسمیت شناخته شدن نقش خود در تنگه هرمز شده است.
فعلا جنگ با ایران و سرانجامش به یکی از محورهای اصلی رقابت پنهان آمریکا و چین تبدیل شده است. چین بزرگترین خریدار نفت ایران است و به گفته رویترز، بیش از ۸۰ درصد نفت صادراتی ایران راهی چین میشود. شرکتهای پالایشی مستقل چین از نفت تحریمشده و ارزانتر ایران استفاده میکنند و همین موضوع باعث شده دولت ترامپ تحریمهایی علیه برخی شرکتها و بانکهای چینی مرتبط با خرید نفت ایران اعمال کند. پکن در واکنش، تحریمهای آمریکا را غیرقانونی و یکجانبه خوانده و تاکید کرده است از حقوق شرکتهای چینی دفاع خواهد کرد. همه اینها در همین چند روز پیش از سفر ترامپ به پکن رخ داده است.
ترامپ و آرزوهای بزرگ برای مخمصه ایران
برای ترامپ، بهترین دستاورد سفر در بخش مربوط به پرونده ایران چه میتواند باشد؟ کشاندن چین به سمت فشار بر ایران، بازگشایی تنگه هرمز و کاهش فشار بر بازار انرژی. مقامهای آمریکایی از پکن خواستهاند در «عملیات بینالمللی» برای بازگشایی مسیر کشتیرانی در تنگه هرمز نقش ایفا کند.
اما چین بعید است چنین امتیاز نمادینی را مفت و مجانی به واشنگتن بدهد. پکن از یک سو از ادامه جنگ و اختلال در واردات انرژی آسیب میبیند؛ از سوی دیگر، نمیخواهد در موقعیتی قرار گیرد که گویی در کنار آمریکا علیه ایران ایستاده است. چین پس از سفر هفته گذشته عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران به پکن، خواستار «توقف کامل خصومتها» شد و همزمان بر حق ایران برای استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای تاکید کرد.
به صورت خلاصه در برابر تصویر «مرد دیوانه» ترامپ و «ابهام استراتژیک» واشنگتن، چین به ویژه در دو سال اخیر، تصویر «آرامش و اعتماد» را به جهانیان عرضه کرده است. ترامپ فعلا در اتوبانهای جهانی ویراژ میدهد و هیچ قاعدهای جز «منفعت» را رعایت نمیکند. پکن اما خواستار بازگشت نظم و آرامش به این اتوبان تجارت جهانی است. بهای سوار شدن شی جینپینگ به ماشین ترامپ خیلی زیاد است. ترامپ میتواند پکن را به بیقاعدگی بکشاند؟ چنین هدفی نه آسان است و نه ارزان.
چه کسی دست بالا را دارد؟
دست چین در مذاکرات میان دو رهبر قویتر است. شورای روابط خارجی آمریکا در تحلیلی نوشته که شی جینپینگ در این نشست با اعتمادبهنفس بیشتری وارد میشود؛ زیرا چین در چند حوزه اهرمهای مهمی در اختیار دارد: مواد معدنی حیاتی، عناصر کمیاب، زنجیرههای تامین فناوری، خرید نفت ایران و توان اثرگذاری بر تهران. آمریکا در مقابل، همزمان درگیر جنگ ایران، جنگ اوکراین، بازسازی ذخایر تسلیحاتی و فشار داخلی ناشی از افزایش قیمت انرژی است.
چه چیزی به جز ایران؟
یکی از محورهای مهم نشست، تجارت خواهد بود. ترامپ احتمالا به دنبال اعلام چند پیروزی نمادین است: خرید بیشتر سویای آمریکا، سفارش هواپیماهای بوئینگ، گشایشهایی در صادرات کشاورزی و شاید ایجاد سازوکارهای جدید گفتوگوی تجاری و سرمایهگذاری. اما تجربه سفرش در سال ۲۰۱۷ به پکن به او آموحته که وعدههای بزرگ تجاری چین همیشه به قراردادهای واقعی تبدیل نمیشود. در آن زمان نیز در جریان سفر ترامپ به چین، از بستههای تجاری عظیم سخن گفته شد، اما بخشی از آنها هرگز عملی نشد.
محور دوم، مواد معدنی حیاتی و خاکهای کمیاب است. چین بخش مهمی از فرآوری جهانی این مواد و تولید مگنتهای مورد نیاز صنایع نظامی، خودروهای برقی، باتریها و تجهیزات پیشرفته را در اختیار دارد. در شرایطی که آمریکا در جنگ ایران و اوکراین حجم بزرگی از موشکها، رهگیرها و مهمات دقیق خود را مصرف کرده، وابستگی به زنجیرههای تامین تحت کنترل چین به مسئلهای امنیتی تبدیل شده است. این یعنی پکن میتواند بدون شلیک یک گلوله، فشار راهبردی بر واشنگتن وارد کند.
محور سوم، هوش مصنوعی است. آمریکا هنوز در مدلهای پیشرفته هوش مصنوعی از چین جلوتر است، اما این فاصله در حال کاهش است. برخی تحلیلگران آمریکایی هشدار میدهند که چین از گفتوگوهای مرتبط با امنیت هوش مصنوعی بیشتر برای کاستن از فشار کنترل صادرات تراشهها استفاده میکند. بنابراین انتظار میرود ترامپ در پکن همزمان دو مسیر را دنبال کند: از یک سو گفتوگوی محدود درباره خطرات هوش مصنوعی، و از سوی دیگر حفظ یا تشدید محدودیتهای صادراتی علیه تراشهها و زیرساختهای محاسباتی پیشرفته.
محور چهارم، تایوان است؛ شاید حساسترین پرونده امنیتی نشست برای طرف چینی. چین احتمالا از شرایط فعلی استفاده میکند تا ترامپ را به تغییر ادبیات رسمی آمریکا درباره تایوان سوق دهد. سیاست رسمی واشنگتن تاکنون این بوده که از استقلال تایوان «حمایت نمیکند»، اما پکن میخواهد آمریکا صریحا با استقلال تایوان «مخالفت» کند؛ تفاوتی ظاهرا زبانی اما بسیار مهم.
هر تغییر در این زمینه میتواند اعتماد تایوان به آمریکا را تضعیف کند و به چین این پیام را بدهد که فشار بر واشنگتن نتیجه میدهد.
معناهای یک سفر
برای ایران، این نشست دو معنا دارد. نخست اینکه پرونده ایران دیگر فقط در تهران، واشنگتن یا تلآویو تعیین تکلیف نمیشود؛ بلکه در میز مذاکره آمریکا و چین هم حضور دارد. اگر چین برای بازگشایی تنگه هرمز و مهار تنشها میانجیگری کند، ممکن است ایران در کوتاهمدت از فشار نظامی مستقیم بکاهد، اما در عوض ناچار شود بخشی از پرونده انرژی و هستهای خود را در چارچوبی وسیعتر و با دخالت قدرتهای بزرگتر ببیند. دوم اینکه اگر واشنگتن و پکن بر سر ایران به تفاهمی محدود برسند، ممکن است بخشی از مانور اقتصادی تهران، بهویژه در فروش نفت به چین، محدودتر شود.
برای خاورمیانه، نتیجه نشست میتواند تعیین کند که بحران تنگه هرمز به سمت کاهش تنش میرود یا به یک وضعیت فرسایشی تبدیل میشود. بسته ماندن تنگه هرمز تنها مسئله ایران و آمریکا نیست؛ این مسیر یکی از حیاتیترین گذرگاههای انرژی جهان است و اختلال در آن بر قیمت نفت، گاز، کود شیمیایی، حملونقل و امنیت غذایی اثر میگذارد. گاردین گزارش داده است که افزایش قیمت نفت پس از رد طرح صلح ایران از سوی ترامپ، بلافاصله بازارها را تحت فشار قرار داد.
برای اروپا، پیام نشست دوگانه است. از یک سو، اروپا از افزایش قیمت انرژی و بیثباتی خاورمیانه آسیبپذیر است و به هر توافقی که تنگه هرمز را باز کند و قیمتها را کاهش دهد علاقه دارد. از سوی دیگر، اگر ترامپ در برابر چین امتیازاتی درباره فناوری، موضوع تایوان یا نظم امنیتی آسیا بدهد، اروپا با این واقعیت روبهرو میشود که آمریکا ممکن است بار دیگر سیاست خارجی را بر پایه معاملههای شخصی و کوتاهمدت پیش ببرد. این نگرانی در اروپا جدی است؛ زیرا هر کاهش تعهد آمریکا در آسیا میتواند متحدان اروپایی را نیز نسبت به دوام تضمینهای امنیتی واشنگتن بدبینتر کند.
برای خود آمریکا، نشست پکن آزمون بزرگی است. ترامپ میتواند از این سفر با چند دستاورد نمایشی بازگردد: وعده خرید محصولات کشاورزی، کاهش تنش تجاری، گفتوگو درباره هوش مصنوعی، شاید حتی نقشآفرینی چین در بازگشایی تنگه هرمز. اما خطر بزرگتر این است که در برابر این دستاوردهای تاکتیکی، امتیازهای راهبردی بدهد؛ مثلا در حوزه تایوان، تراشهها یا کنترل صادرات فناوری.




نظرها
نظری وجود ندارد.