ساواک در رگنسبورگ؛ زبان سیاسی یک آینده اقتدارگرا
سیاوش شهابی ـ ساواک در رگنسبورگ فقط گذشته را زنده نکرد؛ آیندهای را لو داد که هنوز از جامعه میترسد. آیندهای که در آن شهروند مستقل، مخالف سیاسی، کارگر معترض، زن نافرمان و دانشجوی منتقد جایی ندارند مگر آنکه دوباره در صف نظم قرار بگیرند. این تصویر نه بدیل جمهوری اسلامی، بلکه آینه غیر اسلامگرای همان میل اقتدار است.

رژه هواداران پهلوی با نماد ساواک در خیابانهای رگنسبورگ ، مه ۲۰۲۵، آلمان، منبع: شبکه اجتماعی اکس

رژه هواداران پهلوی با نماد ساواک در خیابانهای رگنسبورگ بیش از آنکه درباره گذشته باشد، درباره آیندهای حرف میزد که این جریان سیاسی در ذهن دارد. ساواک در اینجا نه یک خاطره تاریخی، بلکه زبان سیاسی نظم، فرمان، امنیت از بالا و تحقیر آزادی است.
ساواک فقط نام یک سازمان امنیتی در حکومت پهلوی نیست. برای بخش بزرگی از جامعه ایران، نام شکنجه، بازجویی، تعقیب، زندان و حذف مخالف است. وقتی هواداران یک جریان سیاسی در اروپا با نماد ساواک به خیابان میآیند، فقط از گذشته دفاع نمیکنند؛ نسبت خود را با نقد، مخالف، خاطره قربانیان و آزادی سیاسی نشان میدهند.
انتخاب آلمان این تصویر را سنگینتر میکند. آلمان حافظه مستقیمی از مواجهه با حکومت پهلوی دارد: سفر شاه و فرح، اعتراض دانشجویان، خشونت نیروهای طرفدار شاه علیه معترضان و قتل بنو اونهزورگ در سال ۱۹۶۷. از این زاویه، رژه ساواک در رگنسبورگ فقط احضار یک نماد ایرانی نبود؛ آزمونی سیاسی در برابر جامعهای بود که تجربه مستقیم خشونت پیرامون سلطنت پهلوی را در حافظه خود دارد. پرسش ساده است: جریانی که با نماد دستگاه سرکوب در چنین کشوری ظاهر میشود، چگونه میخواهد مدعی آیندهای دموکراتیک برای ایران باشد؟
رضا پهلوی در آلمان با پرسشهایی درباره گذشته پدر، ساواک، جنگ و نسبت خود با میراث سلطنت روبهرو شد. او همواره از نقد گذشته یا دستکم فاصلهگذاری روشن با دستگاه سرکوب گذشته امتناع کرده است و طی مدت گذشته از هر نوع خشونت و جنگ طلبی که باعث سرنگونی رژیم حاکم در تهران شود حمایت کرده است. این شکست سیاسی برای او عواقب زیادی به همراه داشته است و نمایش ساواک در خیابان، ادامه همان منطق است که به جای پاسخ به پرسش درباره سرکوب، نماد سرکوب را به صحنه فرامیخواند.
تناقض اصلی همینجاست. نمیتوان با نشان دستگاه شکنجه، علیه شکنجه و اعدام جمهوری اسلامی اعتراض کرد. نمیتوان از قربانیان جمهوری اسلامی سخن گفت و همزمان نماد نهادی را حمل کرد که خود بخشی از تاریخ سرکوب سیاسی در ایران است. این بیسلیقگی نیست؛ بحران سیاسی است. جریانی که برای نقد یک دستگاه امنیتی، دستگاه امنیتی پیشین را احضار میکند، هنوز از منطق آزادی عبور نکرده است.
این نمادها زمانی خطرناکتر میشوند که بر زخم واقعی جامعه سوار میشوند. پهلویسم تبعیدی از خلأ پدید نیامده است. از سرکوب خیابانی، زندان، تحقیر، مهاجرت اجباری، فقر، بیآیندگی و خستگی جمعی زیر حکومتی تغذیه میکند که نه اصلاح میشود و نه اجازه میدهد جامعه خود را سازمان دهد. اما درد واقعی همیشه به سیاست رهاییبخش تبدیل نمیشود. گاهی به میل نظم قاطع، پلیس مقتدر، رهبر نجاتبخش و حذف مخالف میلغزد. این لغزش تصادفی نیست؛ محصول دههها آموزش سیاسیای است که در آن سیاست نه مشارکت، بلکه اطاعت از قدرت بوده است.
دانش انتقادی در ایران تولید میشود، اما استبداد مسیر آن را به تجربه جمعی میبندد. وقتی سازمانیابی مستقل نابود میشود، فعالان زندانی یا تبعید میشوند و شبکههای اعتماد ضربه میخورند، دانش انتقادی نمیتواند تجربه مشترک بشود، نهادینه بشود و از نسلی به نسل دیگر منتقل شود.
مسئله در رژه ساواک همین لغزش است. خشم علیه جمهوری اسلامی، به جای آنکه به نقد هر شکل از قدرت امنیتی تبدیل شود، در قالبی دیگر دوباره به همان میل اقتدار بازمیگردد. نامها تغییر میکنند، پرچمها عوض میشوند، زبان ایدئولوژیک جای خود را به زبان ملی میدهد، اما جامعه همچنان باید از بالا مدیریت شود و مخالف همچنان مزاحم نظم تلقی میشود.
بیرون از این بنبست، یک چیز روشن است: افشای اقتدارگرایی کافی نیست. جامعهای که دههها در آن دانش انتقادی تولید شده اما هرگز اجازه نیافته تجربه مشترک بشود، به چیزی بیش از تحلیل نیاز دارد. به فضاهایی نیاز دارد که در آنها سیاست نه به شکل رهبر و دشمن، بلکه به شکل مشارکت، اختلاف و ساختن مشترک تجربه شود. این فضاها کوچکاند، شکنندهاند و اغلب دیده نمیشوند. اما همینجاست که آیندهای متفاوت، اگر ممکن باشد، از آن سر در میآورد.
ساواک در رگنسبورگ فقط گذشته را زنده نکرد؛ آیندهای را لو داد که هنوز از جامعه میترسد. آیندهای که در آن شهروند مستقل، مخالف سیاسی، کارگر معترض، زن نافرمان و دانشجوی منتقد جایی ندارند مگر آنکه دوباره در صف نظم قرار بگیرند. این تصویر نه بدیل جمهوری اسلامی، بلکه آینه غیر اسلامگرای همان میل اقتدار است.




نظرها
نظری وجود ندارد.