ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

تیم ملی فوتبال ایران: میدان تقابل ملی‌گرایی حکومتی و جنگ روایت‌ها

تیم ملی فوتبال ایران مراحل نهایی آماده‌سازی خود را پشت سر می‌گذارد. جام جهانی ۲۰۲۶ همزمان به میدان تقابل دو نوع ملی‌گرایی و «جنگ روایت‌ها» تبدیل شده: ملی‌گرایی حکومتی که تیم را نماد انسجام و اقتدار جمهوری اسلامی می‌بیند و مخالفان که این حضور را تلاشی برای عادی‌سازی می‌پندارند. صدای سوم ایرانیان که نه در روایت رسمی حکومت جای دارد و نه در جبهه تقابل خشن، در جستجوی زندگی عادی، شادی جمعی و غروری فارغ از جنگ و سرکوب است. سعیده فتحی، روزنامه‌نگار در گفت‌وگو با رادیوزمانه تأکید کرد که فوتبال در چنین شرایطی دیگر فقط ورزش نیست؛ بلکه صحنه‌ای برای نمایش شکاف‌های عمیق سیاسی، هویتی و رسانه‌ای شده است.

تیم ملی فوتبال ایران پس از مراسم بدرقه با سویه‌های تبلیغاتی در میدان انقلاب تهران، مراحل نهایی آماده‌سازی خود را پشت سر می‌گذارد. این مراسم با حضور هواداران برگزار شد. در این مراسم از پیراهن رسمی تیم با نماد یوز ایرانی و سرود اختصاصی رونمایی شد. بازیکنان و کادر فنی با حمایت مردم مواجه شدند و اکنون تمرکز بر اردوی تدارکاتی در آنتالیا ترکیه است.

برنامه سفر شامل اردوی دو هفته‌ای در ترکیه با بازی دوستانه مقابل گامبیا و سپس حرکت به آمریکا با پرواز اختصاصی خواهد بود. فدراسیون فوتبال بر لزوم دریافت تضمین‌های لازم برای صدور ویزا، امنیت و احترام به نمادهای ملی تأکید دارد و مذاکرات با فیفا در این زمینه ادامه دارد. تیم حدود دو هفته پیش از اولین بازی در محل مسابقات مستقر خواهد شد تا آمادگی کامل برای رقابت‌ها کسب کند.

تیم ملی ایران در گروه G با نیوزیلند، بلژیک و مصر هم‌گروه است و تمامی دیدارهای مرحله گروهی را در خاک آمریکا برگزار می‌کند. اولین مسابقه مقابل نیوزیلند در ۲۶ خرداد در لس‌آنجلس، سپس بلژیک در ۳۱ خرداد و مصر در ۶ تیر در سیاتل پیش رو خواهد بود. این حضور فرصتی برای نمایش اتحاد و تلاش جمعی بازیکنان در سطح جهانی به شمار می‌رود. اما همزمان این مسابقات تحت تأثیر کشتار دی ماه، حمله غیرقانونی آمریکا و اسرائیل به ایران، تنش‌ها در تنگه هرمز و دوگانه‌سازی‌های رسانه‌ای در داخل و خارج از ایران هم قرار دارد. با خانم سعیده فتحی، روزنامه‌نگار این موضوع را به بحث گذاشتیم.

برای دیدن محتوای نقل شده از سایت دیگر، کوکی‌های آن سایت را بپذیرید

کوکی‌های سایت‌ دیگر برای دیدن محتوای آن سایت‌ حذف شود

آیا تیم ملی فوتبال در جام جهانی به میدان تقابل دو نوع ملی‌گرایی تبدیل خواهد شد؟

سعیده فتحی در پاسخ به این پرسش گفت که فوتبال در جمهوری اسلامی هرگز صرفاً یک مسئله ورزشی نبوده است. به گفته او، مراسم بدرقه تیم ملی در میدان انقلاب بیش از آنکه یک مراسم ورزشی باشد، شبیه به یک میتینگ سیاسی بود و نشان می‌داد که حکومت فوتبال را به ابزاری برای وحدت‌سازی و بازسازی مشروعیت خود تبدیل کرده است.

فتحی تأکید کرد که در شرایط کنونی، با وجود بحران اقتصادی، نارضایتی اجتماعی و شکاف سیاسی عمیق، حکومت تلاش دارد از حضور تیم ملی در جام جهانی و سفر به آمریکا به عنوان فرصتی برای نمایش اتحاد مردم و قدرت خود استفاده کند:

حضور تیم در جامعه جهانی و سفر به آمریکا برای حکومت صرفاً یک رویداد ورزشی نیست، بلکه فرصتی است تا روایت مورد نظر خود را نشان دهد: اینکه مردم ایران متحد هستند، حکومت قدرتمند است و از حمایت مردمی برخوردار است. اما مسئله اینجاست که این پروژه لزوماً به اتحاد واقعی داخلی منجر نمی‌شود. بخش قابل توجهی از جامعه، به‌ویژه در میان دیاسپورای ایرانی، دیگر تیم ملی را نماینده واقعی مردم نمی‌دانند و آن را بخشی از ساختار تبلیغاتی جمهوری اسلامی می‌بینند.

به عقیده سعیده فتحی، در چنین فضایی، استادیوم‌ها که قرار بود صحنه نمایش غرور ملی باشند، احتمالاً به محل اعتراض سیاسی و شعارهای مخالف تبدیل خواهند شد. او فوتبال را در این دوره میدان رقابت دو نوع ملی‌گرایی دانست: ملی‌گرایی رسمی و حکومتی که تیم ملی را نماد انسجام زیر پرچم جمهوری اسلامی می‌بیند، و ملی‌گرایی دیگری که در میان مخالفان رواج دارد و بر جدایی ایران از حکومت تأکید می‌کند:

به نظر من، در جامعه جهانی آینده، این رویداد بیش از آنکه فقط یک مسابقه فوتبال باشد، به صحنه تقابل روایت‌های سیاسی و هویتی درباره ایران تبدیل خواهد شد.

آیا پوشش رسانه‌ای تیم ملی در جام جهانی آمریکا به صحنه «جنگ روایت‌ها» تبدیل خواهد شد؟

سعیده فتحی گفت که پوشش رسانه‌ای جام جهانی ۲۰۲۶ درباره ایران از همین حالا به فضای جنگ روایت‌ها تبدیل شده و بعد ورزشی تیم ملی کاملاً تحت تأثیر تقابل‌های سیاسی و ایدئولوژیک قرار گرفته است.

به گفته او، رسانه‌های نزدیک به حکومت مراسم بدرقه و حضور تیم را با ادبیات حماسی و امنیتی پوشش می‌دهند و بازیکنان را نماد وحدت و اقتدار ایران جلوه می‌دهند، که این نشان‌دهنده استفاده از فوتبال به عنوان بخشی از پروژه قدرت نرم جمهوری اسلامی است. در مقابل، رسانه‌های منتقد و بخش عمده فضای فارسی‌زبان خارج از کشور، این رویداد را نه یک موفقیت ورزشی، بلکه تلاش حکومت برای عادی‌سازی وضعیت پس از سرکوب‌ها و پنهان کردن بحران مشروعیت و نارضایتی عمومی توصیف می‌کنند.

به همین دلیل احتمالاً تصاویری که از سکوهای استادیوم‌ها خواهیم دید، بیشتر از مسائل فنی فوتبال مورد توجه قرار خواهد گرفت. مردم منتظرند ببینند بازیکنان سرود ملی را می‌خوانند یا نه، روی سکوها چه شعارهایی داده می‌شود، آیا پرچم خاصی برافراشته خواهد شد یا نه. در چنین شرایطی، کمتر کسی به ترکیب تیم، صلاحیت فنی بازیکنان یا جزئیات ورزشی توجه دارد.

 فتحی معتقد است در این فضا، بازی‌های تیم ملی ایران در آمریکا دیگر صرفاً مسابقه فوتبال نیست، بلکه به صحنه نمادین تقابل دو روایت تبدیل شده است: روایت حکومت که می‌خواهد مشروعیت و حمایت مردمی خود را نمایش دهد، و روایت مخالفان که قصد دارند شکاف عمیق میان مردم و ساختار سیاسی را به جهان نشان دهند:

در این فضا، فوتبال عملاً به امتداد سیاست تبدیل شده و نتیجه بازی مهم است، اما مهم‌تر از آن، تصویری است که از ایران در رسانه‌های جهانی بازتاب پیدا می‌کند.

آیا فوتبال هنوز می‌تواند صدای سوم ایرانیان باشد؟

فتحی در پاسخ گفت که فوتبال همچنان می‌تواند برای بخشی از جامعه نقش وحدت‌بخش داشته باشد و صدای سوم را بازتاب دهد؛ صدایی که نه در روایت رسمی حکومت قرار دارد و نه در جبهه تقابل و خشونت.

به گفته فتحی، هرچند بسیاری از مردم داخل کشور و به‌ویژه در میان مهاجران دیگر رابطه عاطفی سابق را با تیم ملی ندارند، اما هنوز کسانی هستند که فوتبال برایشان یادآور زندگی عادی، شادی جمعی، دیده شدن در جهان و احساس غرور بدون جنگ و سرکوب است. او تأکید کرد که احتمالاً به همین دلیل حکومت این‌قدر بر بعد نمادین فوتبال سرمایه‌گذاری می‌کند، زیرا فوتبال یکی از معدود حوزه‌هایی است که هنوز قابلیت ایجاد احساس مشترک را دارد.

فتحی اما در ادامه یادآور شد:

فوتبال اما دیگر آن وحدت فراگیر گذشته را ایجاد نمی‌کند، ولی به نظرم هنوز می‌تواند برای بخشی از جامعه پناهگاهی موقتی از خشونت و قطبی‌سازی باشد. جایی که مردم برای نود دقیقه به جای جنگ و سیاست، درباره بازی، شادی، شکست و امید حرف بزنند. می‌دانم در شرایط سختی که مردم ایران دارند، فکر کردن به مسائل دیگر بسیار دشوار است، اما کسانی هستند که دلشان می‌خواهد فقط نود دقیقه فوتبال ببینند، فقط دنبال آنچه در زمین اتفاق می‌افتد باشند.

او در ادامه ابراز امیدواری کرد که روزی مردم ایران مانند سایر ملت‌ها بتوانند لحظات جام جهانی و پیروزی تیم ملی‌شان را بدون هیاهوی جنگ و بازی‌های سیاسی تجربه کنند؛ به امید آزادی ایران.

آیا جام جهانی هنوز می‌تواند پلی برای دیالوگ باشد یا فقط آینه‌ای از شکاف‌ها و تنش‌هاست؟

سعیده فتحی در پاسخ به این پرسش گفت که در سطح جهانی امروز، ورزش همزمان هر دو چهره را نشان می‌دهد: هم می‌تواند پلی برای ارتباط و دیالوگ باشد و هم آینه‌ای از تنش‌ها و شکاف‌ها.

به گفته او، هرچند همیشه ادعا می‌شد که ورزش از سیاست جداست، اما واقعیت دنیای امروز چیز دیگری است. به‌ویژه در مورد تیم ملی ایران، موضوع فراتر از یک مسابقه فوتبال است. بحث پرچم، سرود ملی، تضمین‌های امنیتی مورد نیاز برای اعزام تیم، اعتراضات احتمالی و نوع پوشش رسانه‌ای، همه نشان می‌دهد که ورزش به بخشی از رقابت‌های سیاسی و هویتی تبدیل شده است:

وقتی یک تیم برای حضور در جام جهانی نیازمند تضمین‌های سیاسی و امنیتی می‌شود، کاملاً مشخص است که مسابقه از سطح صرفاً ورزشی فراتر رفته و وارد حوزه سیاست شده است.

فتحی افزود که جام جهانی در چنین فضایی بیشتر به مثابه یک ویترین جهانی عمل می‌کند؛ جایی که دولت‌ها، رسانه‌ها، مخالفان و دیاسپورا تلاش می‌کنند روایت خود را به نمایش بگذارند: بنابراین فوتبال اغلب بازتاب‌دهنده شکاف‌های عمیق، ملی‌گرایی‌های رقابتی و قطبی‌شدن جوامع است. با این حال، او تأکید کرد که با وجود همه تنش‌ها، همین حضور کشورهایی با روابط پرتنش در یک میدان مشترک، نشان می‌دهد ورزش هنوز کارکرد دیپلماتیک خود را کاملاً از دست نداده است.

به عقیده فتحی، ورزش یکی از معدود فضاهایی است که می‌تواند رقابت را از میدان نظامی و خشونت‌آمیز به یک میدان نمادین و مدنی منتقل کند. هرچند جنگ و تنش وجود دارد، اما حداقل به شکل نمادین، تیم‌ها کنار هم بازی می‌کنند. او در پایان ابراز کرد که متأسفانه حکومت‌ها، به‌ویژه جمهوری اسلامی، اغلب این فضای ورزشی را به عرصه‌ای سیاسی تبدیل می‌کنند.

*این مصاحبه توسط حسین نوش‌آذر انجام شده و متن را هم او نوشته است.

بیشتر بخوانید و بشنوید:

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.