اقتصاد سیاسی استارلینک در ایران
سیاوش شهابی ـ استارلینک بیش از آنکه پاسخ نهایی باشد، نشانه بیماری است. نشانه جامعهای که برای دسترسی به جهان باید دستگاه قاچاق بخرد. نشانه اقتصادی که از سانسور سود میسازد. نشانه حکومتی که ابتدا راههای عادی ارتباط را میبندد و بعد راههای غیرعادی را جرم امنیتی میکند. بازگشت اینترنت، اگر قرار باشد فقط بازگشت به همان نظم فیلترشده و قابل قطع باشد، پایان اقتصاد سیاسی استارلینک نیست؛ فصل تازه آن است.

فروش آنلاین استارلینک در ایران ـ اسکرین شایت یک وبسایت
یک دیش سفید کوچک را تصور کنید؛ چیزی شبیه یک بشقاب تخت که روی پشتبام، بالکن یا حیاط نصب میشود و به جای کابل، مخابرات و اپراتور داخلی، مستقیم به ماهواره وصل میشود. در بسیاری از کشورها، این فقط یک ابزار اینترنتی است. در ایران امروز اما همین شیء کوچک میتواند چند هزار دلار قیمت پیدا کند، از چند مرز قاچاق شود، چند واسطه را درگیر کند، چند خانواده یا کسبوکار را به شبکه جهانی وصل کند و بعد در یک پرونده امنیتی به «ابزار دشمن» تبدیل شود.
این گزارش از لحظهای شروع میشود که اینترنت از حق عمومی به کالای قاچاق تبدیل شد. خاموشی گستردهای که از ۹ اسفند ۱۴۰۴، پس از حملات ایالات متحده و اسرائیل، آغاز شد، بیش از هشتاد روز ادامه یافت و به یکی از طولانیترین دورههای قطع ارتباط سراسری در جهان تبدیل شد. اکنون، در حالی که گزارشها از بازگشت تدریجی اینترنت به ایران خبر میدهند، مسئله تمام نشده است. آنچه در حال بازگشت است آزادی ارتباط نیست؛ بازگشت به همان وضعیت پیش از دی ۱۴۰۴ است: اینترنتی فیلترشده، ناامن، طبقاتی، کند، قابل قطع و وابسته به تصمیم نهادهای امنیتی.
ستار هاشمی، وزیر ارتباطات، اعلام کرده است روند بازگرداندن اینترنت کشور به وضعیت قبل از دی ۱۴۰۴ آغاز شده است. نتبلاکس نیز از بازگشت نسبی اتصال پس از ۸۸ روز و ۲۰۹۳ ساعت انزوای نزدیک به کامل از شبکه جهانی خبر داده است. اما همین گزارشها نشان میدهند که بازگشت اینترنت تدریجی، نابرابر و شکننده است؛ شبکههای اجتماعی اصلی همچنان مسدودند و سطح دسترسی در ساعات نخست بازگشایی بسیار پایینتر از وضعیت عادی باقی مانده است.
حکومت میگوید قطع و وصل ارتباط برای امنیت است. نتیجه عملی آن اما ساختن بازاری است که در آن اتصال به جهان به پول، رابطه، ریسک و شانس بستگی دارد. استارلینک در این میان نه فرشته نجات است و نه صرفاً ابزار جاسوسی. نشانهای است از جایی که سانسور، فساد، تحریم، بازار سیاه و پروندهسازی امنیتی به هم میرسند.
یک دستگاه کوچک، یک نقشه بزرگ
برای فهمیدن استارلینک در ایران، بهتر است از خود دستگاه شروع کنیم. استارلینک، شبکه اینترنت ماهوارهای اسپیسایکس، برای کار کردن به ترمینال فیزیکی، برق، دید نسبتاً باز به آسمان و حساب فعال نیاز دارد. برخلاف فیلترشکن که نرمافزاری پنهان روی تلفن یا لپتاپ است، اینجا با یک شیء واقعی طرفیم. میشود آن را دید، جابهجا کرد، فروخت، توقیف کرد و در عکسهای پرونده امنیتی نشان داد.
همین تفاوت، استارلینک را در ایران به پدیدهای سیاسیتر تبدیل میکند. فیلترشکن را میلیونها نفر بیصدا نصب میکنند، اما دیش ماهوارهای باید وارد کشور شود، نصب شود، برق داشته باشد، روی پشتبام یا در نقطهای قابل استفاده قرار بگیرد و معمولاً چند نفر از وجود آن خبر داشته باشند. هر مرحله از این مسیر، هم امکان اتصال است و هم امکان شناسایی.
پس داستان یک دیش سفید، فقط داستان فناوری نیست. اگر رد آن را بگیریم، به مرزهای غربی و جنوبی، به دبی و سلیمانیه، به شبکههای حمل غیررسمی، به حسابهای خارجی، به نصابها، به مشتریان، به ریسک بازداشت و به دستگاهی میرسیم که اول امکان این بازار را میسازد و بعد میتواند همان بازار را به «شبکه دشمن» ترجمه کند.
بازگشت تدریجی اینترنت نیز این نقشه را پاک نمیکند. برعکس، معنای آن را روشنتر میکند. جامعهای که نزدیک به سه ماه از شبکه جهانی بریده شده، بعد از بازگشت نسبی اینترنت هم دیگر با همان اعتماد قبلی به اتصال عادی نگاه نمیکند. استارلینک در چنین وضعیتی فقط ابزار عبور از خاموشی نیست؛ بیمهای پرهزینه در برابر خاموشی بعدی است.
خاموشی که قیمت میسازد
قطع اینترنت در ایران سابقهای طولانی دارد: از قطعیهای مقطعی در اعتراضات ۱۳۸۸ تا خاموشی گسترده آبان ۱۳۹۸، از محدودیتهای شدید در جنبش زن، زندگی، آزادی تا جنگ دوازدهروزه خرداد ۱۴۰۴. هر بحران سیاسی با شکلی از بریدن جامعه از شبکه جهانی همراه بوده است. اما خاموشی اخیر یک گام فراتر رفت. اینترنت جهانی برای بخش بزرگی از مردم دیگر فقط فیلتر نشد؛ عملاً به امتیازی محدود تبدیل شد.
وقتی اینترنت برای اکثریت قطع میشود، دسترسی به آن قیمت پیدا میکند. این قیمت فقط قیمت فنی اتصال نیست. قیمت اضطرار است. قیمت ترس است. قیمت قاچاق، رشوه، کمیابی، ضبط دستگاه، بازداشت و بیاطمینانی است. در چنین شرایطی، سانسور از منع سیاسی به سازوکار اقتصادی تبدیل میشود.
در ماههای اخیر، دسترسی پنهانی به اینترنت از مسیر ویپیانهای خاص، سیمکارتهای ویژه، اینترنت حرفهای و ابزارهای ماهوارهای گاه با قیمتهایی فروخته شده که هیچ نسبتی با هزینه معمول اتصال در جهان ندارد. وقتی برای هر گیگابایت اینترنت آزاد باید چندین برابر قیمت جهانی پرداخت شود، با یک اختلال فنی روبهرو نیستیم. با بازار طبقاتی ارتباط روبهرو هستیم.
اکنون که روند بازگرداندن اینترنت آغاز شده، این بازار لزوماً از بین نمیرود. ممکن است قیمتها در کوتاهمدت پایین بیاید، تقاضای اضطراری کمی کاهش پیدا کند و برخی کاربران دوباره به اینترنت ثابت یا موبایل برگردند. اما خاموشی ۸۸ روزه یک حافظه اجتماعی ساخته است. مردم، کسبوکارها، رسانهها، فعالان مدنی و خانوادههای مهاجر فهمیدهاند که اتصال عادی در ایران حق تضمینشده نیست. چیزی است که میتواند یکشبه قطع شود و ماهها برنگردد.
این همان نقطهای است که استارلینک معنی تازه پیدا میکند. اگر اینترنت عادی در دسترس باشد، دیش چند هزار دلاری برای بیشتر مردم ضرورتی ندارد. اما وقتی شبکه جهانی میتواند برای هفتهها و ماهها قطع شود، ابزار پرخطر و گران هم به کالای ضروری تبدیل میشود. حکومت با قطع ارتباط، خودش تقاضا میسازد. ممنوعیت، قیمت را بالا میبرد. ریسک، سود واسطهها را زیاد میکند. بعد همان دستگاه ممنوع، در لحظه مناسب، به مدرک جرم تبدیل میشود.

مسیر دستگاه از بازار آزاد تا پشتبام
مسیر یک دستگاه استارلینک تا خانهای در ایران، مسیر سادهای نیست. تصویر رایج از قاچاق معمولاً یک خط مستقیم است: کالا از مرز رد میشود و به دست مصرفکننده میرسد. اما استارلینک بیشتر به یک اکوسیستم قاچاق خدمتمحور شبیه است. سختافزار باید جایی خارج از ایران خریده شود، گاه در کشور ثالث فعال شود، از مسیر مرزی وارد کشور شود، در داخل جابهجا شود، به مشتری فروخته شود، نصب شود و بعد پرداخت آبونمان یا فعالسازی آن از مسیرهای خارجی ادامه پیدا کند.
در روایتهای مختلف، دو مسیر بیشتر تکرار میشود: مسیر امارات و جنوب ایران، و مسیر اقلیم کردستان عراق و مرزهای غربی. دبی، سلیمانیه، مرزهای جنوبی و غربی، خودروهای شوتی، بار خانگی، کولبری و شبکههای قدیمی قاچاق کالا در این روایتها به عنوان گرههای اصلی دیده میشوند.
استارلینک کالای عجیبی نیست که برای ورودش یک جهان تازه لازم باشد. روی همان مسیرهایی حرکت میکند که پیشتر برای سوخت، دارو، قطعات الکترونیکی و کالاهای مصرفی ساخته شدهاند.
اما مصرف این دستگاه همیشه فردی نیست. در بسیاری از موارد، یک دیش میتواند در یک ساختمان، دفتر، کارگاه، هتل، کارخانه یا بلوک مسکونی به شکل اشتراکی استفاده شود. یک نفر دستگاه را تهیه میکند، دیگری نصب میکند، چند نفر هزینه را تقسیم میکنند و کاربران نهایی شاید هیچ ارتباط مستقیمی با مسیر قاچاق یا پرداخت خارجی نداشته باشند. اینجا بازار از فروش یک کالای فیزیکی فراتر میرود و به فروش دسترسی تبدیل میشود.
همین ساختار، ریسک را هم پخش میکند. مالک دستگاه، نصاب، واسطه، حامل، فروشنده و کاربر هرکدام در نقطهای از زنجیره قرار میگیرند. در زمان عادی، این شبکه میتواند مثل یک بازار خاکستری کار کند. در زمان امنیتی، هر حلقه آن میتواند به بخشی از یک پرونده تبدیل شود.
بازگشت نسبی اینترنت این زنجیره را بیمصرف نمیکند. فقط شکل مصرف آن را تغییر میدهد. در دوره خاموشی، استارلینک ابزار بقا بود. پس از بازگشت نسبی، میتواند به ابزار ذخیره، پشتیبان و آمادگی برای بحران بعدی تبدیل شود. این همان چیزی است که بازارهای خاکستری در ایران خوب بلدند: صبر کردن در فاصله دو بحران.
قیمت واقعی اتصال
قیمت استارلینک در ایران تابع قیمت رسمی جهانی نیست. در بازار عادی، هزینه یک کیت را میشود با قیمت خردهفروشی، حمل و حق اشتراک سنجید. در ایران، هر مرحله یک «حق خطر» به قیمت اضافه میکند. آنچه در اواخر ۱۴۰۳ دیده میشد، فروش مجدد هر کیت در حدود ۷۰۰ تا ۲ هزار دلار بود. در برخی گفتوگوها، بهای تمامشده تحویل تهران حدود ۱۲۰۰ دلار و آبونمان ماهانه از مسیر کشور ثالث حدود ۵۵ دلار عنوان شده بود. اما با طولانی شدن خاموشی و افزایش فشار امنیتی، قیمت یک ترمینال در برخی روایتها به حدود ۳ تا ۴ هزار دلار رسید.
این جهش تصادفی نیست. هرچه خاموشی طولانیتر شود، تقاضا اضطراریتر میشود. هرچه دستگاه امنیتی برخوردها را شدیدتر کند، واسطهها ریسک را روی قیمت نهایی میکشند. هرچه پرداخت خارجی دشوارتر شود، فعالسازی و آبونمان هم به خدمت جداگانه تبدیل میشود. خریدار فقط پول سختافزار نمیدهد؛ پول عبور از مرز، پول پنهانکاری، پول رشوه احتمالی، پول نصب مخفی، پول سکوت و پول خطر بازداشت را هم میدهد.
برآورد اندازه بازار دشوار است، چون «ترمینال»، «اشتراک فعال» و «کاربر نهایی» یک چیز نیستند. در اواخر ۱۴۰۳ برخی گزارشها از عبور دسترسی یا اشتراک از مرز ۲۰ هزار سخن میگفتند. انجمن تجارت الکترونیک تهران در دی ۱۴۰۳ دستکم ۳۰ هزار اشتراک فعال و بیش از ۱۰۰ هزار کاربر را برآورد کرد. در دی ۱۴۰۴ برخی ارزیابیهای کارشناسی از حدود ۵۰ هزار ترمینال در ایران حرف زدند. دامنههایی تا ۱۰۰ هزار ترمینال نیز در گزارشها آمده، اما به دلیل اختلاف واحد شمارش باید با احتیاط با این اعداد برخورد کرد.
حتی اگر عدد محافظهکارانه ۳۰ هزار اشتراک فعال را مبنا بگیریم و آبونمان ماهانه را میان ۵۰ تا ۱۲۰ دلار فرض کنیم، فقط گردش ماهانه آبونمان میتواند به حدود ۱.۵ تا ۳.۶ میلیون دلار برسد. اگر مبنا ۵۰ هزار ترمینال باشد، این رقم میتواند به ۲.۵ تا ۶ میلیون دلار در ماه برسد. اینها بدون محاسبه سختافزار، نصب، لوازم جانبی، حمل، رشوه و هزینههای ریسک است. در سطح سختافزار، ارزش ناخالص کیتها میتواند به دهها میلیون دلار برسد.
بازگشت تدریجی اینترنت ممکن است بخشی از این قیمت را پایین بیاورد، اما «قیمت واقعی اتصال» فقط با وصل شدن چند شبکه تعیین نمیشود. قیمت واقعی اتصال در ایران اکنون با احتمال قطع دوباره، خطر پرونده امنیتی، تداوم فیلترینگ، ضعف اعتماد عمومی و نیاز کسبوکارها به پشتیبان ارتباطی سنجیده میشود. به همین دلیل، بازار استارلینک ممکن است پس از بازگشت اینترنت کوچکتر شود، اما از بین نمیرود. از بازار اضطرار به بازار بیمه سیاسی و ارتباطی تبدیل میشود.
این عددها یک واقعیت سیاسی را نشان میدهند: سانسور فقط آزادی را محدود نمیکند؛ بازار میسازد. وقتی حق ارتباط حذف میشود، دسترسی به آن به رانت تبدیل میشود.
بازاری که حکومت آن را حذف نمیکند
ورود و گردش هزاران دستگاه استارلینک در کشوری با یکی از سنگینترین دستگاههای امنیتی غرب آسیا را نمیتوان فقط با «شلختگی مرزی» توضیح داد. ضعف اجرایی وجود دارد. فساد هم وجود دارد. اما این دو جدا از سیاست امنیتی عمل نمیکنند. سه لایه را باید همزمان دید: ضعف اجرایی در مرز، فساد در زنجیره توزیع، و تحمل کنترلشده تا زمانی که پروندهسازی به کار بیاید.
لایه اول واقعی است. استارلینک از بسیاری تجهیزات صنعتی کوچکتر است، در بارهای عادی پنهان میشود و روی مسیرهایی حرکت میکند که قبلاً شکل گرفتهاند. مرزهای ایران از مدتها قبل محل عبور انواع کالای غیررسمی بودهاند. پس ورود دستگاه به خودی خود عجیب نیست. اما این توضیح نمیگوید چرا بازاری در این ابعاد میتواند رشد کند و بعد ناگهان با عملیات هماهنگ در چندین استان به پرونده امنیتی تبدیل شود.
لایه دوم، فساد ساختاری است. الگوی استارلینک تازه نیست. پیشتر در بازار ماهواره، ویپیان، تلگرام پس از فیلترینگ، ارز، خودرو، سوخت و دارو هم دیده شده بود: ممنوعیت رسمی، تحمل عملی، رانت توزیع، سود واسطهها و برخورد انتخابی. وقتی کالایی چندصد دلاری در ایران به سه یا چهار هزار دلار میرسد، فساد دیگر انحراف فردی نیست؛ بخشی از معماری بازار است.
لایه سوم از همه مهمتر است. تعمد به معنای توطئه پنهانی قابل اثبات نیست و بدون سند دروندستگاهی نباید چنین ادعایی کرد. اما سیاست را میتوان از روی الگو شناخت. بازار تا وقتی لازم است تحمل میشود. وقتی حکومت به روایت امنیتی نیاز دارد، همان بازار به منبع پرونده تبدیل میشود. فروشنده لو میرود، نصاب بازداشت میشود، مشتری شناسایی میشود و شبکهای اجتماعی و تجاری به «شبکه دشمن» بازخوانی میشود.
بازگشت اینترنت به وضعیت پیش از دی ۱۴۰۴ نیز همین منطق را تغییر نمیدهد. حکومت با قطع اینترنت نشان داد که میتواند جامعه را از شبکه جهانی جدا کند. با بازگرداندن تدریجی آن نشان میدهد که اتصال را نه حق، بلکه امتیازی قابل مدیریت میداند. همین رفتوبرگشت، بازار میسازد. بازار از دل خاموشی بیرون میآید و با ترس از خاموشی بعدی زنده میماند.
در اینجا ممنوعیت همیشه به معنای حذف نیست. ممنوعیت میتواند تولید بازار باشد، تولید رانت باشد و در مرحله بعد تولید پرونده. دولت اول نیاز را میسازد، بازار سیاه آن را پاسخ میدهد، دستگاه امنیتی از همان پاسخ پرونده میسازد.
وقتی ابزار ارتباط به پرونده امنیتی تبدیل میشود
در ماههای اخیر، برخورد رسمی با استارلینک شدیدتر شده است. از کشف دهها دستگاه در کردستان از مبدا عراق تا بازداشت ۴۶ نفر در ۱۹ استان و کشف ۱۳۹ دستگاه استارلینک و روتر، الگوی برخورد از سطح کالای غیرمجاز فراتر رفته و به زبان جنگ و جاسوسی نزدیک شده است. خبرگزاریهای رسمی و نزدیک به حکومت این پروندهها را در کنار بازداشت «عوامل شبکهای»، «گروههای تروریستی» و «جاسوسی» قرار دادهاند.
در ۳۰ فروردین ۱۴۰۵ نیز خبر بازداشت چهار نفر، از جمله دو تبعه خارجی، در شمالغرب ایران منتشر شد. اتهام، عضویت در شبکهای مرتبط با ایالات متحده و اسرائیل و واردات تجهیزات اینترنت ماهوارهای از جمله استارلینک بود. آن زمان هفت هفته از خاموشی اینترنت گذشته بود.
در سطح حقوقی هم مسیر جرمانگاری روشنتر شده است. خرید، فروش، واردات و استفاده از تجهیزات اینترنتی غیرمجاز از جمله استارلینک ذیل همکاری اطلاعاتی با دشمن تعریف میشود و برای آن مجازات سنگین در نظر گرفته شده است. رسانههای نزدیک به دستگاه امنیتی نیز از «اشد مجازات» در دوره جنگ سخن گفتهاند.
اما همینجا باید مرز واقعیت و سناریوسازی را دقیق نگه داشت. ورود غیرقانونی دستگاه، وجود بازار سیاه و امکان سوءاستفاده امنیتی از ابزار ارتباطی یک سطح از مسئله است. تبدیل هر کاربر، حامل، فروشنده یا نصاب به عامل سازمانیافته دشمن سطح دیگری است. حکومت معمولاً این دو سطح را به هم میدوزد. از یک بازار ممنوع، روایت شبکه جاسوسی میسازد. از نیاز مردم به ارتباط، نشانه خیانت میسازد. از ضعف یا فساد خودش در مرز و بازار، پروندهای علیه جامعه بیرون میکشد.
قدرت این سناریو دقیقاً در همین جابهجایی است. لازم نیست همه کاربران استارلینک متهم شوند. کافی است چند پرونده با زبان جنگی ساخته شود تا ترس به کل بازار منتقل شود. از آن لحظه به بعد، هر دیش سفید روی پشتبام فقط ابزار اتصال نیست؛ تهدیدی است که میتواند صاحبش را به بازجویی، ضبط اموال، اتهام امنیتی یا سکوت وادار کند.
بازگشت تدریجی اینترنت هم این ترس را پاک نمیکند. کسی که دیده است اتصال جهانی میتواند ۸۸ روز قطع شود، کسی که دیده است کار آنلاین، تماس خانوادگی، خبررسانی، آموزش، درمان، تجارت خرد و ارتباط با جهان میتواند به یک تصمیم امنیتی وابسته شود، دیگر به آسانی به «وضعیت قبل» اعتماد نمیکند. وضعیت قبل هم آزادی نبود. وضعیت قبل، شکل عادیشده کنترل بود.
آن دیش سفید کوچک روی پشتبام، در نگاه اول فقط یک ابزار اتصال است. اما اگر دقیقتر نگاه کنیم، نقشهای از کل وضعیت ایران امروز را نشان میدهد: حکومتی که ارتباط را تهدید امنیتی میداند؛ بازاری که از خاموشی سود میبرد؛ مرزی که با ضعف و فساد کار میکند؛ دستگاهی امنیتی که از نیاز مردم پرونده میسازد؛ و جامعهای که برای حرف زدن باید خطر کند.
اکنون که اینترنت در حال بازگشت به وضعیت پیش از دی ۱۴۰۴ است، صورت مسئله عوض نشده است. خاموشی طولانی نشان داد که اتصال در ایران تا چه اندازه سیاسی، طبقاتی و شکننده است. بازگشت اینترنت، اگر به رفع فیلترینگ، تضمین حق دسترسی، توقف پروندهسازی و پایان دادن به اقتصاد امنیتی ارتباط منجر نشود، فقط بازگشت از خفگی کامل به نفسکشیدن تحت مراقبت است.
استارلینک در این میان بیش از آنکه پاسخ نهایی باشد، نشانه بیماری است. نشانه جامعهای که برای دسترسی به جهان باید دستگاه قاچاق بخرد. نشانه اقتصادی که از سانسور سود میسازد. نشانه حکومتی که ابتدا راههای عادی ارتباط را میبندد و بعد راههای غیرعادی را جرم امنیتی میکند. بازگشت اینترنت، اگر قرار باشد فقط بازگشت به همان نظم فیلترشده و قابل قطع باشد، پایان اقتصاد سیاسی استارلینک نیست؛ فصل تازه آن است.




نظرها
نظری وجود ندارد.