ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

دیدگاه هفتگی نهاد حقوق بشر مردم آذربایجان در ایران ـ آهراز

باران ایدئولوژیک؛ وقتی حکومت می‌خواهد طبیعت را نیز مصادره کند

آهراز ـ‌ طبیعت نه دشمن ایدئولوژی است و نه تابع آن. باران می‌بارد، زیرا شرایط اقلیمی اجازه بارش می‌دهد؛ نه به این دلیل که حکومتی راداری را منهدم کرده یا سامانه‌ای نظامی را از کار انداخته است. هر تلاشی برای سیاسی کردن کارکرد طبیعت، در نهایت نه به فهم بهتر محیط زیست، بلکه به تداوم همان سیاست‌هایی منجر می‌شود که بحران‌های زیست‌محیطی امروز را پدید آورده‌اند

دیدگاه
این مقاله در بخش دیدگاه منتشر شده است. نظرهای مطرح‌شده در این بخش، دیدگاه نویسندگان را بازتاب می‌دهند و نه لزوماً دیدگاه تحریریه زمانه را. زمانه آمادگی دارد نظرهای در برابر این دیدگاه را نیز منتشر کند.

بارش‌های نسبتاً قابل توجه ماه‌های اخیر در برخی مناطق ایران، به‌ویژه در استان‌های آذربایجان، کردستان و بخش‌هایی از نوار غربی و شمال‌غربی کشور، بار دیگر امیدهایی را نسبت به احیای نسبی دریاچه اورمیه ایجاد کرده است. تصاویر افزایش سطح آب در برخی بخش‌های این دریاچه و همچنین سرریز شدن تعدادی از سدهای حوزه آبریز آن، برای مردمی که بیش از دو دهه شاهد خشکیدن تدریجی یکی از مهم‌ترین زیست‌بوم‌های خاورمیانه بوده‌اند، خبر خوشایندی به شمار می‌آید.

اما همزمان با این تحول طبیعی، مجموعه‌ای از اظهارات عجیب، غیرعلمی و ایدئولوژیک از سوی برخی مقامات و چهره‌های نزدیک به حاکمیت مطرح شده است؛ اظهاراتی که به جای تکیه بر دانش اقلیم‌شناسی، هواشناسی و مدیریت منابع آب، تلاش می‌کنند بارندگی‌های اخیر را به تحولات نظامی و امنیتی پیوند بزنند.

ابوالفضل ظهره‌وند، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، مدعی شده است که انهدام برخی رادارهای آمریکایی در منطقه موجب بازگشت بارندگی به ایران شده است. همزمان یکی از معاونان پیشین وزارت نفت نیز ادعا کرده که آمریکا و اسرائیل از طریق سامانه‌هایی مستقر در کشورهای منطقه با تولید «یون مثبت» در ابرها مانع بارش در ایران می‌شدند و پس از حملات نظامی اخیر، این مانع از میان رفته و بارندگی افزایش یافته است.

این ادعاها نه تنها فاقد پشتوانه علمی هستند، بلکه با ابتدایی‌ترین اصول هواشناسی و علوم اقلیمی نیز ناسازگارند. کاوه مدنی، پژوهشگر شناخته‌شده حوزه محیط زیست، در واکنش به این اظهارات تأکید کرده است که از منظر علمی هیچ فناوری شناخته‌شده‌ای وجود ندارد که بتواند در چنین مقیاسی از بارش برف و باران در یک کشور جلوگیری کند.

افزون بر این، خود الگوی بارندگی‌های اخیر نیز این ادعاها را رد می‌کند. اگر واقعاً سامانه‌ای خارجی مانع بارش در ایران بوده و اکنون از بین رفته باشد، انتظار می‌رود افزایش بارندگی در سراسر کشور مشاهده شود. اما واقعیت این است که ترسالی اخیر عمدتاً در مناطق کوهستانی غرب و شمال‌غرب ایران رخ داده و بسیاری از استان‌های مرکزی، شرقی و جنوب شرقی کشور همچنان با شرایط کم‌آبی و خشکسالی دست و پنجه نرم می‌کنند.

در واقع آنچه رخ داده، بیش از آنکه یک رخداد سیاسی باشد، نتیجه نوسانات طبیعی سامانه‌های اقلیمی و چرخه‌های بارشی منطقه است؛ پدیده‌ای که در تاریخ اقلیمی ایران بارها مشاهده شده و بخشی از واقعیت زیست‌محیطی این سرزمین محسوب می‌شود.

نکته مهم‌تر آن است که همین بارندگی‌ها بار دیگر یک واقعیت تلخ را آشکار کرده‌اند: بخش قابل توجهی از بحران دریاچه اورمیه نه ناشی از کمبود بارش، بلکه نتیجه مدیریت نادرست منابع آب بوده است. وقتی صدها سد در حوزه آبریز دریاچه به مرحله‌ای می‌رسند که دیگر ظرفیت ذخیره‌سازی آب ندارند و ناچار به رهاسازی آب می‌شوند، این پرسش مطرح می‌شود که اگر امکان انتقال آب به دریاچه وجود دارد، چرا در سال‌های گذشته حق‌آبه زیست‌محیطی آن به طور کامل تأمین نشده است؟

مشکل اصلی دریاچه اورمیه هرگز صرفاً نبود باران نبوده است؛ بلکه سیاست‌های توسعه‌ای ناپایدار، سدسازی گسترده، گسترش بی‌رویه کشاورزی پرمصرف و نادیده گرفتن الزامات اکولوژیک حوضه آبریز، سهمی تعیین‌کننده در وضعیت کنونی داشته‌اند.

در این میان، آنچه بیش از همه جلب توجه می‌کند، تلاش حکومت برای مصادره حتی پدیده‌های طبیعی به نفع روایت ایدئولوژیک خود است. همان ساختار سیاسی که در برابر مسئولیت‌های خود در قبال بحران محیط زیست پاسخگو نیست، اکنون می‌کوشد بازگشت باران را نیز به دستاوردی سیاسی و امنیتی تبدیل کند.

این پدیده مسبوق به سابقه است. نظام‌های تمامیت‌خواه معمولاً زمانی که نمی‌توانند طبیعت را کنترل کنند، تلاش می‌کنند روایت آن را کنترل کنند. اگر طبیعت با سیاست‌های آنان سازگار نباشد، مقصر خارجی می‌تراشند؛ و اگر طبیعت موقتاً بهبود یابد، آن را به حساب ایدئولوژی خود می‌نویسند.

تجربه‌های تاریخی نیز هشداردهنده‌اند. خشک شدن فاجعه‌بار دریاچه آرال در اتحاد جماهیر شوروی سابق، نمونه‌ای شناخته‌شده از مداخله ایدئولوژیک دولت در نظام‌های طبیعی بود؛ مداخله‌ای که به یکی از بزرگ‌ترین فجایع زیست‌محیطی قرن بیستم انجامید. در ایران نیز بحران دریاچه اورمیه محصول سال‌ها بی‌توجهی به اصول علمی مدیریت آب بوده است.

باران‌های اخیر بی‌تردید فرصتی ارزشمند برای احیای نسبی برخی زیست‌بوم‌های آسیب‌دیده محسوب می‌شوند. اما این فرصت تنها زمانی می‌تواند پایدار باشد که به جای روایت‌های توطئه‌محور و شبه‌علمی، سیاست‌گذاری محیط‌ زیستی بر پایه داده‌های علمی، مدیریت پایدار منابع آب و پذیرش مسئولیت نهادهای تصمیم‌گیر استوار شود.

طبیعت نه دشمن ایدئولوژی است و نه تابع آن. باران می‌بارد، زیرا شرایط اقلیمی اجازه بارش می‌دهد؛ نه به این دلیل که حکومتی راداری را منهدم کرده یا سامانه‌ای نظامی را از کار انداخته است. هر تلاشی برای سیاسی کردن کارکرد طبیعت، در نهایت نه به فهم بهتر محیط زیست، بلکه به تداوم همان سیاست‌هایی منجر می‌شود که بحران‌های زیست‌محیطی امروز را پدید آورده‌اند

از همین نویسنده:

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.