ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

زن‌کشی: خشونتی ساختاری که فراتر از «اختلاف خانوادگی» است

«زن‌کشی» تنها یک قتل فردی نیست، بلکه پدیده‌ای ریشه‌دار در نابرابری جنسیتی و ساختارهای تبعیض‌آمیز جامعه و قانون است؛ بااین‌حال، رسانه‌های رسمی اغلب این جنایت‌ها را به «اختلاف شخصی» یا «درگیری خانوادگی» فرو می‌کاهند. ماندانا قاسم‌زاده، گرداننده صفحه مستقل «دیده‌بان زن‌کشی»، در گفت‌وگو با رادیوزمانه از نقش این صفحه در ثبت و روایت قتل‌های مبتنی بر جنسیت، تأثیر قوانین حمایت‌کننده از قاتلان (مانند مواد ۳۰۱ و ۶۳۰ قانون مجازات اسلامی)، و تشدید خشونت‌ها در شرایط بحرانی می‌گوید؛ چندان که سوزاندن و مثله کردن زنان نه برای پنهان‌سازی، که برای ارعاب و سرکوب آنان به کار می‌رود.

زن‌کشی بسیار فراتر از یک قتل ساده و فردی است. این پدیده ریشه در نابرابری جنسیتی، مناسبات قدرت بین زن و مرد و ساختارهای تبعیض‌آمیز جامعه و قانون دارد.

صفحه اینستاگرامی «دیده‌بان زن‌کشی» به مدیریت ماندانا قاسم‌زاده، کاملاً مستقل کار می‌کند. هدفش این است که این قتل‌ها را ثبت کند، روایتشان کند و صدایی باشد برای زنانی که قربانی شده‌اند اما در رسانه‌های رسمی اغلب به شکل ساده و سطحی، این جنایت‌ها را فقط به عنوان «اختلاف شخصی» یا «درگیری خانوادگی» معرفی می‌کنند و سریع به فراموشی سپرده می‌شوند.

آمار رسمی بسیار ناقص و ناکافی است، اما گزارش‌های گروه‌های مستقل مثل هه‌نگاو و Stop Femicide Iran نشان می‌دهد که این خشونت همچنان ادامه دارد و حتی در برخی دوره‌ها شدت هم گرفته. بسیاری از این موارد به خاطر همدستی خانواده‌ها پنهان می‌ماند یا به عنوان خودکشی ثبت می‌شود. گزارش‌های تلخی هم در دست است از روش‌های بسیار خشن مثل سوزاندن که نشان‌دهنده یک خشونت مضاعف علیه جان و بدن زنان است.

در شرایط تنش‌های نظامی و جنگ‌‌های اخیر، این پدیده بیش از پیش تحت تأثیر قرار گرفته؛ هم احتمال وقوعش بالا رفته و هم ثبت و آشکار کردنش سخت‌تر شده. از طرف دیگر، قوانینی مثل ماده ۳۰۱ و ۶۳۰ قانون مجازات اسلامی با دادن تخفیف یا حتی مصونیت به قاتلان، عملاً به تداوم این چرخه خشونت ساختاری کمک می‌کنند.

در  مصاحبه با خانم ماندانا قاسم‌زاده، گرداننده صفحه دیده‌بان زن‌کشی،  درباره ریشه‌های واقعی این پدیده، نقش رسانه‌ها، نبود آمار رسمی، تأثیر شرایط بحرانی و ابعاد حقوقی آن صحبت می‌کنیم.

برای دیدن محتوای نقل شده از سایت دیگر، کوکی‌های آن سایت را بپذیرید

کوکی‌های سایت‌ دیگر برای دیدن محتوای آن سایت‌ حذف شود

شروع فعالیت دیده‌بان زن‌کشی و ریشه‌های زن‌کشی

ماندانا قاسم‌زاده نخست توضیح داد که زن‌کشی یا فمی‌ساید، پدیده‌ای فراتر از یک قتل فردی است که ریشه در نابرابری جنسیتی، مناسبات قدرت و ساختارهای تبعیض‌آمیز دارد. او گفت که از طریق فعالیت‌هایش در زمینه برابری جنسیتی و شرکت در کمپین می‌تو با مسئله خشونت علیه زنان آشنا شده است. به گفته او، زن‌کشی به عنوان بالاترین درجه خشونت علیه زنان که به مرگ فیزیکی منجر می‌شود، از تابستان ۱۴۰۴ توجهش را جلب کرد و تصمیم گرفت به جمع‌آوری آمار این قتل‌ها در رسانه‌ها بپردازد.

قاسم‌زاده افزود که بر اساس آماری که تا آن زمان به دست آورده بود، در اردیبهشت ۱۴۰۴ صفحه «دیده‌بان زن‌کشی» را راه‌اندازی کرد. این صفحه به طور اختصاصی به ثبت موارد زن‌کشی می‌پردازد و تحلیل‌هایی از منظر فمینیستی، ستم جنسیتی و تجربیات کشورهای دیگر را به عنوان راهکارهای پیشنهادی منتشر می‌کند.

او از همراهی نیما نیا، کنشگر برابری جنسیتی، از همان روزهای نخست راه‌اندازی صفحه قدردانی کرد. هدف اصلی صفحه، ایجاد حساسیت عمومی نسبت به زن‌کشی، برجسته کردن داستان زندگی قربانیان و در عین حال ارائه نگاهی تحلیلی به قتل‌های مبتنی بر جنسیت است. قاسم‌زاده تأکید کرد:

ما می‌خواهیم نشان دهیم که این زنان هر کسی می‌توانند باشند؛ زیرا نه تنها فرهنگ و عرف ما به شدت پدرسالارانه است و زمینه‌ساز ایجاد این ستم‌های جنسیتی می‌شود، بلکه قوانین و نهادهای حمایتی لازم نیز وجود ندارد.

به گفته او، بالاترین انگیزه زن‌کشی‌ها مربوط به خشونت خانگی است. این نوع خشونت کاملاً قابل پیشگیری است، اما لایحه حمایت از زنان سال‌هاست که در مجلس بلاتکلیف مانده و خانه‌های امن کافی وجود ندارد و همین امر باعث افزایش روزافزون این خشونت و گرفتن جان زنان بیشتر شده است.

قاسم‌زاده موارد دیگری مانند مالکیت خانواده بر زنان و دختران، ازدواج‌های اجباری، مقاومت در برابر خانواده، روابط عاطفی، عدم پذیرش استقلال زنان، حق انتخاب و حتی رد خواستگاری را نیز از انگیزه‌های مهم برشمرد که صفحه به طور مشخص به آن‌ها می‌پردازد. او گفت:

ما تلاش می‌کنیم نام، نام خانوادگی، تاریخ قتل، انگیزه قاتل و رابطه قاتل با قربانی را به دست بیاوریم. متأسفانه در گزارش‌های صفحات حوادث رسانه‌ها معمولاً نام این زنان ذکر نمی‌شود و دسترسی به جزئیات بسیار سخت است. چند خبرنگار مستقل تلاش می‌کنند با خانواده‌ها ارتباط برقرار کنند، اما خانواده‌ها اغلب به دلیل مسائل فرهنگی و ترس از انتشار عکس زنان در فضای مجازی با این کار مخالفت می‌کنند.

و در ادامه خاطرنشان کرد:

در این صفحه سعی می‌کنیم موقعیت جغرافیایی قربانیان و سلاحی که با آن کشته شده‌اند را نیز ثبت کنیم تا میزان و الگوی خشونت را بهتر نشان دهیم.

ریشه‌های ساختاری زن‌‌کشی

قاسم‌زاده زن‌کشی را زیرشاخه‌ای از قتل‌های مبتنی بر جنسیت دانست که قربانیان آن زنان هستند و بالاترین درجه خشونت علیه زنان را شامل می‌شود. او تأکید کرد که زن‌کشی نقطه نهایی یک طیف گسترده از خشونت‌های ساختاری، فرهنگی و روزمره است که علیه زنان اعمال می‌شود. به گفته او، بسیاری از این خشونت‌ها تا حدی در جامعه عادی‌سازی شده‌اند که دیگر دیده نمی‌شوند.

قاسم‌زاده افزود که تبعیض‌های نهادی و نابرابری‌های حقوقی - مانند نبود حق طلاق، حق حضانت فرزندان، محدودیت‌های پوشش و بسیاری از حقوق دیگر - همه در بستر فرهنگ پدرسالارانه‌ای که زن را بخشی از مالکیت خانواده می‌داند، عوامل مؤثر در وقوع زن‌کشی هستند.

او ثبت و بررسی موارد زن‌کشی را بسیار مهم خواند:

ثبت و بررسی موارد زن‌کشی اول از همه باعث می‌شود این مسئله مشاهده‌پذیر شود. وقتی این پدیده به عنوان یک مسئله ساختاری دیده شود، گروه‌های مختلف از جمله فمینیست‌ها، حقوق‌دانان، جامعه‌شناسان و روان‌شناسان می‌توانند آن را به صورت جدی و ساختاری مطالعه کنند. این ثبت و بررسی می‌تواند زمینه‌ساز تغییر قوانین، ایجاد نهادهای حمایتی از زنان و به‌ویژه توجه بیشتر به خشونت خانگی شود که نقش بسیار مهمی در زن‌کشی‌ها دارد.

قاسم‌زاده یادآوری کرد:

متأسفانه در ایران، خشونت علیه زنان بسیار کم‌اهمیت انگاشته می‌شود و قتل زنان هم سعی می‌شود به عنوان مسئله‌ای عادی و فردی جلوه داده شود، چون نهاد خانواده اغلب همبستگی و همدستی در پنهان کردن این قتل‌ها دارد و اجازه نمی‌دهد این موضوع به عنوان یک مسئله ساختاری دیده شود.

 نقش رسانه‌ها در بازتولید یا افشای زن‌کشی

قاسم‌زاده معتقد است رسانه‌ها می‌توانند نقش بسیار مهمی در مشاهده‌پذیر کردن زن‌کشی و آگاهی‌رسانی درباره آن ایفا کنند. به گفته او، برجسته کردن ستم‌های جنسیتی توسط رسانه‌ها می‌تواند بازدارنده باشد و حتی از وقوع قتل‌های بیشتر جلوگیری کند. او افزود:

متأسفانه پوشش خبری اغلب به گونه‌ای است که زن‌کشی را به اختلافات شخصی یا درگیری‌های خانوادگی تقلیل می‌دهد و هیچ اشاره‌ای به مسئله فرودستی زنان و ستم جنسیتی نمی‌کند. این رویکرد باعث می‌شود افکار عمومی تحت فشار قرار نگیرد تا درباره ریشه‌های واقعی فکر کند و راهکارهایی مانند بهبود حق طلاق، حق حضانت، مقابله با خشونت خانگی، به رسمیت شناختن عاملیت و حق تصمیم‌گیری زنان برای ازدواج و زندگی‌شان پیگیری شود.

قاسم‌زاده با انتقاد از برخی تیترهای رسانه‌ای گفت که رسانه‌ها گاهی کلیشه‌های جنسیتی را بازتولید و تقویت می‌کنند:

برای مثال، چندی پیش تیترهایی منتشر شد که بسیار آزاردهنده بود. یکی از آن‌ها درباره قتلی نوشته بود «رب گوجه‌فرنگی جان زنی را گرفت» در حالی که زن درگیر خشونت خانگی بوده و به دلیل مصرف زیاد رب گوجه‌فرنگی شوهرش عصبانی شده و او را کشته بود. چنین تیترهایی مسئله را به یک موضوع تقلیل‌انگارانه تبدیل می‌کنند و زن را دوباره در همان کلیشه‌های جنسیتی قرار می‌دهند که گویا وظیفه او پختن غذا است و اگر غذا به مذاق شوهر خوش نیاید، مستحق قتل است. تیتر دیگری هم درباره «آماده نبودن شام» بود که باعث تیراندازی مرد به همسرش شده بود. این نوع پوشش خبری نه تنها خشونت خانگی و انتظارات جنسیتی را عادی‌سازی می‌کند، بلکه عملاً آن را توجیه هم می‌کند.

به نظر قاسم‌زاده ، رسانه‌ها نقش بسیار جدی و تعیین‌کننده‌ای دارند و این بی‌توجهی یا کج‌سلیقگی در تیترگذاری نه تنها کلیشه‌های جنسیتی را تقویت می‌کند، بلکه به توجیه زن‌کشی نیز کمک می‌کند.

چالش‌های ثبت آمار و پنهان‌کاری خانوادگی

قاسم‌زاده در ادامه گفت‌وگو با زمانه توضیح داد که ثبت آمار زن‌کشی به دلیل قطعی‌های ممتد اینترنت و محدودیت دسترسی به سایت‌های خبرگزاری‌های داخلی در سال گذشته بسیار دشوار شده است. به گفته او، بسیاری از قتل‌ها اصلاً توسط خانواده‌ها یا رسانه‌ها جدی گرفته نمی‌شوند، به صفحه حوادث راه پیدا نمی‌کنند و هیچ خبری از آن‌ها منتشر نمی‌شود. حتی در مواردی که گزارشی منتشر می‌گردد، معمولاً بدون ذکر تاریخ، جزئیات و انگیزه قتل است، در حالی که این جزئیات برای بررسی ریشه‌های ساختاری ستم جنسیتی بسیار مهم هستند. او افزود:

خود خانواده‌ها هنوز با انتشار این اخبار مشکل دارند. آن‌ها اغلب بر اساس انگاره قدیمی فکر می‌کنند که زن حتماً خطایی مرتکب شده که مستحق کشته شدن بوده، بنابراین برای حفظ آبرو از انتشار خبر جلوگیری می‌کنند. موارد مربوط به تجاوز جنسی هم با تبوی شدید مواجه است و خبرگزاری‌ها معمولاً با نام‌های مستعار و بدون توضیح کافی خبر را منتشر می‌کنند، به طوری که نمی‌توان دقیقاً فهمید چه اتفاقی افتاده.

قاسم‌زاده مثال آورد:

برای مثال، چندی پیش یک فعال حوزه زنان که خودش صاحب خانه امن است، خبر قتل یک زن توسط برادرش را منتشر کرد. این زن در خواب با تبر کشته شده بود. خانواده معتقد بود که او بعد از جدایی از شوهرش و کار مستقل برای تأمین خرج خود و بچه‌هایش، باعث ننگ خانواده شده. پس از حمله نظامی به ایران و مشکلات اقتصادی که برایش پیش آمد، به خانواده مراجعه کرده بود، اما آن‌ها شرط کرده بودند که خانه‌نشین شود. وقتی زن مخالفت کرد، او را کشتند. خانواده حتی شکایتی نکرد و گفتند نمی‌دانند چرا این اتفاق افتاده و هیچ تحقیقاتی هم انجام نشد.

به گفته قاسم‌زاده، بدون تلاش فعالان مستقل حوزه زنان، بسیاری از این قتل‌ها هرگز منتشر نمی‌شوند. ثبت آمار به شدت با مشکل مواجه است، در حالی که داشتن آمار دقیق برای بررسی ساختاری موضوع، تخمین تعداد واقعی قتل‌ها و طراحی تمهیدات بازدارنده ضروری است.

تأثیر شرایط بحرانی و جنگ بر زن‌کشی

قاسم‌زاده در ادامه گفت‌وگو با زمانه یادآوری کرد که دسترسی به آمار رسمی بسیار سخت است و به دلیل نبود آمار رسمی جامع، نمی‌توان به طور قطعی گفت که دقیقاً پیش از جنگ یا حمله نظامی و بعد از آن چه تغییری رخ داده است. با این حال، آمارهای جهانی نشان می‌دهند که در شرایط بحران‌های اجتماعی و جنگی، خشونت علیه زنان و کودکان به طور قابل توجهی افزایش پیدا می‌کند و این افزایش اغلب به زن‌کشی منجر می‌شود.

او با استناد به ثبت آماری که خودش انجام می‌دهد، افزود:

بعد از عباس توردی، وقتی دسترسی به خبرگزاری‌های داخلی آسان‌تر شد، با تعداد گزارش‌های خیلی بیشتری مواجه شدم. مثلاً در مرداد ماه تقریباً هر روز یک زن‌کشی ثبت شده بود. یا در آذر ماه سال گذشته، قبل از اتفاقات دی‌ماه، حدود ۳۱ مورد زن‌کشی ثبت شد. این اعداد نشان می‌دهد که این قتل‌ها وجود دارند، اما وقتی شرایط بحرانی پیش می‌آید و دسترسی به اینترنت قطع یا محدود می‌شود، خبررسانی هم کم می‌شود. ولی چند ماه بعد، وقتی شرایط عادی‌تر می‌شود، دوباره شاهد شدت گرفتن آمار هستیم.

به گفته او، شرایط بحرانی و ناپایدار اجتماعی و سیاسی عاملی مهم برای افزایش خشونت به‌ویژه خشونت خانگی است. بسیاری از زن‌کشی‌ها نیز ابتدا به شکل صحنه‌سازی خودکشی ثبت می‌شوند.

پنهان‌کاری و افزایش خشونت شدید

قاسم‌زاده توضیح داد که بسیاری از زن‌کشی‌ها به شکل خودکشی ثبت می‌شوند. چون خودکشی جرم محسوب نمی‌شود و حساسیت زیادی ایجاد نمی‌کند، در بسیاری موارد پزشکی قانونی آن را تأیید می‌کند و تحقیقات عمیقی انجام نمی‌شود. فقط در موارد نادر که آثار خشونت شدید مانند کبودی‌های متعدد روی بدن مشاهده شود، مشخص می‌گردد که قتل بوده و خانواده سعی کرده آن را به خودکشی نسبت دهد. اما این موارد بسیار محدود هستند و معمولاً تحقیقات کافی صورت نمی‌گیرد. او افزود که خانواده‌های زیادی زنان را به سمت خودکشی سوق می‌دهند. آن‌ها با شکنجه روانی، حبس در خانه و فشارهای شدید، زنان را به جایی می‌رسانند که چاره‌ای جز خودکشی نبینند، زیرا معتقدند آبرو رفته است. این سوق دادن به خودکشی نیز یکی از اشکال مهم خشونت ساختاری است.

قاسم‌زاده با اشاره به ماه‌های اخیر که اینترنت قطع بود گفت:

در ماه‌های اخیر که دسترسی محدود به سایت‌های خبری داشتیم، با موارد بسیار بیشتری از سوزاندن و مثله کردن بدن زنان مواجه شدیم. در حالی که در سال گذشته شاید دو یا سه مورد سوزاندن ثبت شده بود، فقط در ماه گذشته سه یا چهار مورد سوزاندن و مثله کردن بدن زنان داشتیم. این نشان‌دهنده افزایش شدید شدت خشونت علیه زنان است.

به گفته قاسم‌زاده، از منظر جرم‌شناسی فمینیستی، سوزاندن و مثله کردن بدن زنان فراتر از پنهان کردن جرم است. این عمل پیامی وحشتناک به زنان می‌فرستد که اگر از چارچوب خارج شوید، نه تنها کشته می‌شوید بلکه بدنتان به شدیدترین و فجیع‌ترین شکل نابود خواهد شد. این کار ایجاد ترس، ارعاب و سرکوب گسترده زنان است و معمولاً فقط نسبت به بدن زنان انجام می‌گیرد.

قوانین تبعیض‌آمیز، مصونیت قضایی و راهکارهای پیشگیرانه

قاسم‌زاده در ادامه خاطرنشان کرد که به شدت مخالف مجازات اعدام است و خواستار تناسب جرم و مجازات است. «با این حال، ماده ۳۰۱ قانون مجازات اسلامی را که پدر یا ولی را از مجازات قتل فرزندان معاف می‌کند، بسیار مشکل‌ساز دانست:

یکی از نمونه‌های برجسته، قتل رومینا اشرفی دختر ۱۴ ساله بود که پدرش حتی قبل از اقدام به قتل با وکیلی مشورت کرده بود و با علم به اینکه هیچ مجازاتی نخواهد داشت، دست به این اقدام فجیع زد. فرزندان دیگر این خانواده هم مجبورند در همان فضای خشونتبار زندگی کنند و با ترس و هراس دائمی مواجه هستند که مبادا نوبت آن‌ها هم برسد.

او در ادامه مثال دیگری آورد:

مورد دیگری که به یاد دارم، دختر ۱۷ ساله‌ای بود که در ۱۵ سالگی به ازدواج اجباری وادار شده بود. به دلیل خشونت‌های شدید همسرش اقدام به جدایی کرد و به خانه پدر بازگشت. پدر برای اینکه طلاق دختر را ننگ می‌دانست، او را به قتل رساند. خواهر کوچکتر این دختر به شدت می‌ترسید که مبادا او هم به زودی توسط پدر کشته شود.

 قاسم‌زاده افزود که در بسیاری از قتل‌های خانوادگی، برادران، عموها و سایر مردان خانواده با همدستی و تشویق دیگران اقدام به قتل می‌کنند. چون مجازات قصاص‌محور است، خانواده رضایت می‌دهد و قاتل بدون هیچ مجازاتی آزاد می‌شود. این مسئله حتی در ازدواج‌های فامیلی هم تکرار می‌شود.

او یکی از اقدامات پیشگیرانه مهم در کشورهای دیگر را جرم‌انگاری خاص زن‌کشی دانست؛ یعنی ابتدا پذیرش وجود زن‌کشی و سپس وضع مجازات شدیدتر برای آن. اما تأکید کرد که جرم‌انگاری به تنهایی کافی نیست. ایجاد نهادهای حمایتی، خانه‌های امن کافی، آموزش و قوانین بازدارنده در زمینه خشونت علیه زنان باید در کنار هم اجرا شوند.

قاسم‌زاده به مدل موفق «پابند اسپانیایی» اشاره کرد که در آن مردان آزارگر با پابند الکترونیکی مجهز به جی‌پی‌اس نظارت می‌شوند و زنان خشونت‌دیده از نزدیک شدن آن‌ها مطلع می‌گردند. این قانون باعث کاهش قابل توجه زن‌کشی در اسپانیا شده است. در مقابل، در مکزیک که یکی از اولین کشورها در جرم‌انگاری زن‌کشی بود، بدون وجود نهادهای حمایتی کافی، تغییر چشمگیری ایجاد نشد. قاسم‌زاده در پایان یادآور شد:

زن‌کشی مسئله‌ای پیچیده است و برای پیشگیری از آن نیاز به مجموعه‌ای از اقدامات آموزشی، قانونی، حمایتی و ایجاد خانه‌های امن داریم تا زنان بتوانند از موقعیت‌های خشونتبار خارج شوند و دیگر به آن بازنگردند.

*این مصاحبه را حسین نوش‌آذر انجام داده و متن را نیز او نوشته است.

بیشتر بخوانید و بشنوید:

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.