ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

شکاف نسلی در ایران؛ نسل زد و بازآفرینی افق‌های زندگی 

مهرداد خامنه‌ای ـ آینده ایران را نمی‌توان صرفاً در رقابت میان حکومت و اپوزیسیون جستجو کرد. آینده ایران در حال شکل گرفتن در بطن تحولی نسلی است که ارزش‌ها، زبان، تجربه‌ها و افق‌های متفاوتی با نسل‌های پیشین دارد. پرسش اساسی دیگر این نیست که نسل زد چگونه خود را با ساختارهای موجود تطبیق خواهد داد. پرسش این است که آیا ساختارهای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی ایران قادر خواهند بود خود را با نسلی تطبیق دهند که در جهانی متفاوت متولد شده، به شیوه‌ای متفاوت می‌اندیشد و آینده‌ای متفاوت را طلب می‌کند.

دیدگاه
این مقاله در بخش دیدگاه منتشر شده است. نظرهای مطرح‌شده در این بخش، دیدگاه نویسندگان را بازتاب می‌دهند و نه لزوماً دیدگاه تحریریه زمانه را. زمانه آمادگی دارد نظرهای در برابر این دیدگاه را نیز منتشر کند.

در تاریخ معاصر ایران هر نسل حامل تجربه‌ای تاریخی بوده است که جهان‌بینی، ارزش‌ها و افق‌های سیاسی آن را شکل داده است. نسل انقلاب ۱۳۵۷ در متن آرمان‌گرایی سیاسی و رؤیای دگرگونی اجتماعی شکل گرفت. نسل جنگ در فضای بسیج ایدئولوژیک، فداکاری جمعی و اضطرار ملی رشد کرد. نسل اصلاحات با امید به تغییرات تدریجی و اصلاح ساختارها وارد عرصه عمومی شد. اما نسلی که از اواخر دهه هفتاد و در دهه‌های هشتاد و نود خورشیدی متولد شد در شرایطی کاملاً متفاوت پا به جهان گذاشت. این نسل نه تجربه انقلاب را دارد نه خاطره‌ای از جنگ و نه حتی امیدهای سیاسی دهه هفتاد را به یاد می‌آورد. جهان او از دل اینترنت، شبکه‌های اجتماعی، ارتباطات فراملی و تجربه زیسته بحران‌های اقتصادی و اجتماعی شکل گرفته است.

از همین رو شکاف میان نسل زد و نسل‌های پیشین را نمی‌توان صرفاً اختلافی سنی یا فرهنگی دانست. آنچه امروز در ایران مشاهده می‌شود شکاف میان دو شیوه متفاوت فهم جهان است. شکافی که درک آن برای فهم آینده جامعه ایران ضروری است.

جامعه‌شناس آلمانی کارل مانهایم نسل‌ها را صرفاً گروه‌هایی با سن مشابه نمی‌دانست بلکه آن‌ها را اجتماعاتی می‌دانست که در بستر تجربه‌های تاریخی مشترک شکل می‌گیرند. از این منظر نسل زد نخستین نسلی در ایران است که تجربه مشترک تاریخی آن نه انقلاب و جنگ بلکه جهانی‌شدن دیجیتال است. این نسل در شرایطی رشد کرده که مرزهای جغرافیایی، فرهنگی و اطلاعاتی بیش از هر زمان دیگری فروریخته‌اند. برای نخستین بار در تاریخ ایران میلیون‌ها جوان به طور روزمره زندگی خود را با همسالانشان در دیگر نقاط جهان مقایسه می‌کنند، به منابع متنوع اطلاعات دسترسی دارند و هویت خود را نه فقط در چهارچوب‌های محلی بلکه در فضایی جهانی بازتعریف می‌کنند.

این تحول تغییری بنیادین در منابع تولید معنا ایجاد کرده است. در دهه‌های نخست پس از انقلاب خانواده، مدرسه، رسانه‌های رسمی و نهادهای ایدئولوژیک مهم‌ترین مراجع شکل‌دهنده هویت فرد بودند. اما برای نسل زد این انحصار از میان رفته است. هویت، دانش، فرهنگ و حتی ارزش‌های اخلاقی در شبکه‌ای گسترده از ارتباطات دیجیتال شکل می‌گیرد. آنچه مانوئل کاستلز «جامعه شبکه‌ای» می‌نامد برای نسل زد نه یک مفهوم نظری بلکه واقعیت روزمره زندگی است. در چنین جامعه‌ای قدرت دیگر تنها در نهادهای رسمی متمرکز نیست بلکه در شبکه‌های ارتباطی، جریان اطلاعات و توانایی تولید معنا توزیع می‌شود.

در نتیجه رابطه نسل جدید با مفاهیمی چون اقتدار، هویت و آزادی نیز دگرگون شده است. اگر برای نسل‌های پیشین آزادی عمدتاً مفهومی سیاسی بود و در قالب انتخابات، احزاب یا مشارکت سیاسی تعریف می‌شد برای بسیاری از جوانان امروز آزادی پیش از آنکه یک مفهوم سیاسی باشد یک تجربه زیسته است. آزادی در انتخاب سبک زندگی، پوشش، روابط اجتماعی، هنر، سفر و شیوه بیان خود معنا پیدا می‌کند. به همین دلیل بخش مهمی از مطالبات نسل جدید نه در قالب ایدئولوژی‌های کلاسیک بلکه در قالب دفاع از کرامت فردی و حق انتخاب مطرح می‌شود.

مشروعیت سیاسی در ایران آینده بیش از هر چیز به توانایی دفاع از آزادی، تکثر، پاسخگویی، عدالت اجتماعی و مشارکت شهروندان وابسته خواهد بود. نسلی که در جهان شبکه‌ای رشد کرده است کمتر در جستجوی منجی و بیشتر در جستجوی نهادهای کارآمد، شفاف و پاسخگو است.

در کنار این تحول فرهنگی نوعی فردگرایی جدید نیز در حال شکل‌گیری است. جامعه ایران برای قرن‌ها بر ساختارهای جمع‌گرایانه استوار بود. خانواده، مذهب، قومیت و گروه‌های اجتماعی مهم‌ترین منابع تعریف هویت فرد محسوب می‌شدند. اما نسل زد بیش از هر نسل دیگری بر استقلال فردی و حق تعیین سرنوشت شخصی تأکید می‌کند. این فردگرایی الزاماً به معنای گسست از جامعه یا خودخواهی نیست بلکه بازتاب تلاش برای رهایی از اقتدارهای سنتی و بازتعریف رابطه فرد با جامعه است. به همین دلیل بسیاری از ارزش‌هایی که برای نسل‌های پیشین بدیهی به نظر می‌رسیدند برای نسل جدید نیازمند توضیح، توجیه و بازاندیشی هستند.

در این میان نقش زنان جوان اهمیت ویژه‌ای دارد. اگرچه مبارزات زنان در ایران سابقه‌ای بیش از یک قرن دارد اما نسل جدید زنان ایرانی با بهره‌گیری از فناوری‌های ارتباطی توانسته‌اند مطالبات مربوط به بدن، پوشش، استقلال فردی و برابری جنسیتی را به یکی از محوری‌ترین موضوعات عرصه عمومی تبدیل کنند. از این منظر زنان نسل زد نه تنها یکی از مهم‌ترین بازیگران اجتماعی ایران امروز بلکه از عوامل اصلی تحول فرهنگی در جامعه معاصر ایران هستند.

با این حال شکاف نسلی در ایران تنها ریشه فرهنگی ندارد. این شکاف در بستری از بحران‌های اقتصادی نیز شکل گرفته است. نسل زد در شرایطی وارد بزرگسالی می‌شود که با تورم مزمن، بحران مسکن، ناامنی شغلی و افق نامطمئن آینده مواجه است. برخلاف بسیاری از نسل‌های پیشین که تصور می‌کردند زندگی فرزندانشان بهتر از زندگی خودشان خواهد بود بخش بزرگی از جوانان امروز نسبت به آینده احساس نااطمینانی دارند. نتیجه این وضعیت افزایش میل به مهاجرت، تغییر الگوهای خانواده، کاهش تمایل به ازدواج و شکل‌گیری نوعی تعلیق اجتماعی است. وضعیتی که در آن بسیاری از جوانان میان ماندن و رفتن، امید و ناامیدی، مشارکت و انزوا سرگردان‌اند.

اما اهمیت نسل زد تنها در تفاوت‌های فرهنگی یا اقتصادی آن خلاصه نمی‌شود. این نسل پیامدهای مهمی برای آینده سیاست در ایران نیز خواهد داشت. اگر نسل‌های پیشین عمدتاً در چهارچوب ایدئولوژی‌های بزرگ سیاسی تعریف می‌شدند نسل زد را می‌توان نخستین نسل پساایدئولوژیک ایران دانست. این به معنای بی‌تفاوتی سیاسی نیست بلکه نشان‌دهنده نوعی تغییر در فهم سیاست است. برای بسیاری از جوانان امروز کیفیت زندگی، آزادی‌های فردی، برابری جنسیتی، دسترسی آزاد به اطلاعات، امنیت اقتصادی و حقوق شهروندی اهمیت بیشتری از وفاداری به روایت‌های ایدئولوژیک دارد.

این تحول نه تنها رابطه نسل جدید با ساختار قدرت بلکه رابطه آن با اپوزیسیون را نیز دگرگون کرده است. بخش بزرگی از نیروهای سیاسی ایران چه در قدرت و چه در اپوزیسیون همچنان با زبان و مفاهیمی سخن می‌گویند که محصول منازعات قرن بیستم است. در حالی که نسل زد در جهانی متفاوت رشد کرده و پرسش‌های متفاوتی را مطرح می‌کند. برای بسیاری از جوانان امروز مسئله اصلی نه بازگشت به گذشته است و نه جایگزینی یک ایدئولوژی با ایدئولوژی دیگر. بلکه ایجاد جامعه‌ای است که در آن آزادی، عدالت، تکثر و کرامت انسانی امکان تحقق داشته باشد.

از همین رو بحران سیاسی ایران را نمی‌توان صرفاً به بحران حکومت یا بحران اپوزیسیون تقلیل داد. در سطحی عمیق‌تر جامعه ایران با بحران نمایندگی روبه‌رو است. بسیاری از نیروهای سیاسی موجود چه در داخل و چه در خارج از کشور هنوز قادر نیستند زبان، ارزش‌ها و افق‌های نسلی را نمایندگی کنند که در حال تبدیل شدن به مهم‌ترین نیروی اجتماعی کشور است.

آلترناتیو سیاسی آینده ایران اگر قرار باشد با واقعیت‌های جامعه همخوان باشد نمی‌تواند صرفاً بر نوستالژی گذشته، اسطوره‌سازی از رهبران یا بازتولید ایدئولوژی‌های کهنه استوار باشد. مشروعیت سیاسی در ایران آینده بیش از هر چیز به توانایی دفاع از آزادی، تکثر، پاسخگویی، عدالت اجتماعی و مشارکت شهروندان وابسته خواهد بود. نسلی که در جهان شبکه‌ای رشد کرده است کمتر در جستجوی منجی و بیشتر در جستجوی نهادهای کارآمد، شفاف و پاسخگو است.

شاید مهم‌ترین تحول سیاسی دهه‌های آینده ایران نه ظهور یک رهبر جدید و نه پیروزی یک جریان خاص باشد بلکه دگرگونی تدریجی فرهنگ سیاسی جامعه باشد. نسل زد بیش از آنکه خواهان تصرف قدرت باشد خواهان تغییر شیوه اعمال قدرت است. مطالبه اصلی آن نه جایگزینی یک روایت با روایت دیگر بلکه به رسمیت شناخته شدن حق تفاوت، حق انتخاب و حق مشارکت در تعیین سرنوشت خویش است.

از این منظر آینده ایران را نمی‌توان صرفاً در رقابت میان حکومت و اپوزیسیون جستجو کرد. آینده ایران در حال شکل گرفتن در بطن تحولی نسلی است که ارزش‌ها، زبان، تجربه‌ها و افق‌های متفاوتی با نسل‌های پیشین دارد. پرسش اساسی دیگر این نیست که نسل زد چگونه خود را با ساختارهای موجود تطبیق خواهد داد. پرسش این است که آیا ساختارهای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی ایران قادر خواهند بود خود را با نسلی تطبیق دهند که در جهانی متفاوت متولد شده، به شیوه‌ای متفاوت می‌اندیشد و آینده‌ای متفاوت را طلب می‌کند.

شاید سرنوشت ایران در دهه‌های آینده بیش از هر عامل دیگری به پاسخ این پرسش وابسته باشد.

از همین نویسنده:

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.