توافق با آمریکا و آینده روابط ایران و چین: تعادل راهبردی یا تکرار وابستگی؟
آیا توافق اخیر ایران و آمریکا، نقطهعطفی در مسیر سیاست خارجی تهران و آغازگر تغییری بنیادین در روابط راهبردی با چین خواهد بود، یا صرفاً مانوری تاکتیکی در بازی قدیمی موازنهسازی میان شرق و غرب محسوب میشود؟ علی افشاری، تحلیلگر مسائل سیاسی، در گفتوگو با زمانه با رد هرگونه گسست اساسی در محور شرقگرایی ایران، توضیح میدهد که چرا تفاهمنامه نهتنها تهدیدی برای مناسبات تهران ـ پکن نیست، بلکه میتواند به ابزاری برای خروج از وابستگی یکطرفه و ایجاد تعادلی تازه در معادلات اقتصادی و دفاعی ایران تبدیل شود.

طرح از شاتراستاک
در پی توافق اخیر (تفاهمنامه اسلامآباد) میان ایران و ایالات متحده پس از تنشهای نظامی و اختلال در تنگه هرمز، پرسش کلیدی این است که جایگاه روابط استراتژیک ایران با چین در این مرحله جدید چیست. آیا این توافق نشانهای از حرکت تدریجی ایران به سوی یک نظم تحت تأثیر آمریکایی محسوب میشود و آیا جمهوری اسلامی بار دیگر در حال تکرار الگوی آشنای عدم تعادل در سیاست خارجی است؟ الگویی که در آن اولویت دادن به منافع اقتصادی کوتاهمدت - مانند رفع بخشی از تحریمها و افزایش صادرات نفت - ممکن است به قیمت تضعیف روابط راهبردی بلندمدت با چین، به عنوان شریک اصلی در سیاست «نگاه به شرق»، تمام شود.
این موضوع ابعاد اقتصادی (وابستگی به خرید نفت چین در برابر تنوع بازارهای جدید) و جنبههای استراتژیک و ژئوپلیتیک را همزمان در بر میگیرد. آیا چین این تحول را تهدیدی برای نفوذ منطقهای خود تلقی خواهد کرد یا با احتیاط دیپلماتیک به آن پاسخ میدهد؟ و مهمتر از همه، ایران چگونه میتواند از این موقعیت برای ایجاد تعادل واقعی در روابط خارجی بهره ببرد، بدون آنکه دوباره در چرخه نوسان میان قدرتهای شرق و غرب گرفتار شود؟ با آقای علی افشاری، تحلیلگر سیاسی گفتوگو کردهایم:
روابط ایران و چین پس از توافق با آمریکا: تداوم یا تغییر؟
علی افشاری ابتدا تأکید کرد که روابط راهبردی جمهوری اسلامی با چین دچار تغییر اساسی یا انقطاع نخواهد شد. به گفته او، حتی در صورت تبدیل کامل تفاهمنامه به توافق پایدار، چین همچنان بزرگترین شریک تجاری و اقتصادی ایران باقی خواهد ماند و هیچ کشوری، از جمله آمریکا، نمیتواند به چنین نقشی دست یابد.افشاری افزود:
علاوه بر این، حتی این تفاهمنامه اگر تبدیل به توافق شود، میتواند روابط بین جمهوری اسلامی و چین را گسترش دهد. در دو حوزه مهم، نخست سند جامع همکاری بلندمدت بیستوپنج ساله که اشتراک راهبردی بود، حالا میتواند بهتر اجرا شود. چینیها میتوانند سرمایهگذاریهای چشمگیری در زیرساختهای ایران انجام دهند، چون دیگر مواجه با تحریمهای شدید آمریکا نخواهند بود. از سوی دیگر، ایران میتواند از چینیها سلاح بگیرد و توان دفاعی و نظامی خودش را تقویت کند.
او توضیح داد که چینیها قادر خواهند بود سرمایهگذاریهای گستردهتری در زیرساختهای ایران انجام دهند و ایران نیز میتواند دسترسی بهتری به تسلیحات و فناوریهای دفاعی چینی داشته باشد. به اعتقاد افشاری، هرچند این وضعیت برای چین تا حدی امتیازات انحصاریاش را کاهش میدهد، اما برای ایران نوعی موازنه ایجاد میکند:
یعنی ایران مجموعهای از اهرمهای امتیاز و فشار پیدا میکند. دیگر چینیها نمیتوانند حالت استثمارگونه کنونی را در خرید نفت از ایران ادامه دهند. چون الان ایران نفتش را با تخفیف میفروشد، پول به طور مستقیم به ایران نمیآید و با تأخیر به یک بانک خاص (بانک کنلون) در چین واریز میشود و سپس با السی و هزینههای بانکی بالا به شرکتهای ایرانی میرسد. این وضعیت کنار خواهد رفت و این رابطه راهبردی تبدیل به وابستگی یکطرفه نخواهد شد.
افشاری در ادامه خاطرنشان کرد که در مجموع میبایست سیر تحولات را مثبت دید:
اصلاً شاید بتوان گفت برنده اصلی این جنگ اخیر، علاوه بر استقبال مدنی، چین بوده است. به نظرم برای چین هم همین که این تفاهمنامه به توافق پایدار تبدیل شود، نفت مورد نیازش تأمین خواهد بود.
سیاست خارجی جمهوری اسلامی: تغییرات تاکتیکی یا تعادل راهبردی؟
افشاری در ادامه گفتوگو با زمانه تأکید کرد که سیاست خارجی جمهوری اسلامی ویژگیهای ساختاری دارد که در کلیت خود تغییر چندانی نمیکند. او با اشاره به مواضع رهبر، رئیسجمهور و فرماندهان، گفت:
در موضعی که الان منصوب به رهبر است، پیامهای مکتوب او، حتی موضعی که پزشکیان و قالیباف میگیرند و فرماندهان هم آن را استقبال میکنند، ما نشانه و علامتی نمیبینیم که سیاست خارجی در اصلش و آن شکل راهبردیش بخواهد تغییر پیدا کند. ما بیشتر یک سری تغییرات تاکتیکی را شاهد هستیم. حالا ممکن است این بار گستردهتر باشد، چیزی شبیه آنچه قبلاً در ادبیات حکومتی «نرمش قهرمانانه» نامیده میشد.
افشاری افزود که سیاست خارجی مبتنی بر منافع ملی، خردگرایی، اولویت توسعه کشور و روابط متوازن در چارچوب جمهوری اسلامی هنوز تحقق نیافته است. با این حال، او معتقد است که اگر جمهوری اسلامی بتواند وابستگی انحصاری خود را به چین و روسیه کاهش دهد و روابط تجاری با اروپا، ژاپن، کره جنوبی و کشورهای عربی خلیج فارس برقرار کند و وارد شبکه جهانی تجارت شود، این امر به نفع ایران خواهد بود. او توضیح داد:
جمهوری اسلامی هم ترجیح میدهد حالت وابستگی کامل به چین و روسیه پیدا نکند. با آنها روابط راهبردی نزدیکتری دارد و خودش را در تقسیمبندی جهانی در آن طرف، در تقابل با قطب غرب میبیند، اما در عین حال نمیخواهد کاملاً با آنها متکی بماند.
به گفته افشاری، ایجاد توازن در سیاست خارجی ضروری است تا ایران بتواند در شرایط رقابتی، کالاها و خدمات بهتری دریافت کند و محصولات خود را بهتر بفروشد. او تأکید کرد که نباید اتکای راهبردی به یک طرف ایجاد شود، بلکه باید از طریق روابط فعالانه با هر دو طرف (شرق و غرب) منافع ملی را حداکثری کرد، به طوری که هیچکدام احساس خصومت یا وابستگی یکطرفه نکنند:
بهتر است توازنی ایجاد کنیم و از طریق این توازن و مبادلاتی که با دو طرف داریم - که این مبادلات هم فعالانه باشد - بتوانیم منافع خود را ارتقا دهیم و بهتر از منافع ملی پاسداری کنیم. به این صورت که هم چینیها، هم غربیها و هم به درجاتی روسها احساس نکنند که ایران با آنها برخورد خصمانه یا کاملاً یکطرفه دارد.
افشاری در پایان خاطرنشان کرد که هرچند این کار آسان نیست، اما هر چه محدودیتها کمتر و فضای جذب سرمایه و مبادلات تجاری بیشتر باشد، امکان تأمین منافع ملی ایران نیز افزایش خواهد یافت.
*این مصاحبه را حسین نوشآذر انجام داده و متن را نیز او نوشته است.





نظرها
نظری وجود ندارد.