ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

دیدگاه هفتگی نهاد حقوق بشر مردم آذربایجان در ایران ـ آهراز

بازپس‌گیری قلمرو عمومی با حضور و تولید روایت

آهراز ـ مهم‌ترین سرمایه هر جامعه تنها نهادهای رسمی آن نیست، بلکه توانایی شهروندان برای حفظ ارتباط با یکدیگر، تولید اعتماد اجتماعی و بازسازی امید است. جامعه‌ای که بتواند درباره خود سخن بگوید، هنوز زنده است؛ حتی اگر بسیاری از ابزارهای رسمی بیان از او گرفته شده باشد. امروز بیش از هر زمان دیگری، مردمان ایران نیازمند ترمیم اجتماعی هستند. ترمیمی که نه از مسیر فراموش کردن رنج‌ها، بلکه از مسیر روایت کردن آنها، مستندسازی تجربه‌ها و بازسازی تدریجی اعتماد میان شهروندان شکل می‌گیرد. هر اقدام مدنی مسئولانه، هر روایت صادقانه و هر حضور آگاهانه در قلمرو عمومی، گامی در جهت بازگرداندن جامعه از وضعیت تعلیق به وضعیت کنشگری است.

دیدگاه
این مقاله در بخش دیدگاه منتشر شده است. نظرهای مطرح‌شده در این بخش، دیدگاه نویسندگان را بازتاب می‌دهند و نه لزوماً دیدگاه تحریریه زمانه را. زمانه آمادگی دارد نظرهای در برابر این دیدگاه را نیز منتشر کند.

سرکوب خونین اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ و سپس جنگ ۴۰ روزه، جامعه ایران را وارد یکی از دشوارترین دوره‌های معاصر خود کرده است. در این دوره خشونت فیزیکی، ترس، تعلیق و سکوت به ابزارهای اصلی حکمرانی تبدیل شدند. در چنین فضایی این پرسش به‌وجود آمد که آیا قلمرو عمومی -همان فضایی که شهروندان در آن امکان دیدن، شنیدن، گفت‌وگو کردن و عمل جمعی پیدا می‌کنند- برای مدتی طولانی از دست رفته است؟ آیا جامعه مدنی ناگزیر به عقب‌نشینی و فرو رفتن در انزوای فردی خواهد شد؟

این پرسش مهم است، اما تاریخ جوامع نشان می‌دهد که نقطه‌های عطف، همزمان با ویران کردن بسیاری از ساختارهای پیشین، ظرفیت خلق شیوه‌های تازه حضور اجتماعی را نیز در خود دارند. هرگاه رخدادی مرز روشنی میان «پیش از آن» و «پس از آن» ایجاد می‌کند، جامعه نیز به تدریج زبان‌ها، روایت‌ها و اشکال تازه‌ای برای بازسازی خود می‌آفریند. به همین دلیل، حتی در شرایطی که امکان کنش‌های گسترده سیاسی محدود می‌شود، خود حضور در قلمرو عمومی می‌تواند به شکلی از مقاومت مدنی تبدیل شود.

قلمرو عمومی را نباید به خیابان، میدان یا رسانه‌های رسمی تقلیل داد، این قلمرو، هر فضایی است که شهروندان بتوانند در آن تجربه‌های خود را روایت کنند، یکدیگر را ببینند و احساس کنند که تنها نیستند. حکومت‌های توتالیتر و اقتدارگرا معمولاً تلاش می‌کنند این قلمرو را انحصاری کنند؛ به گونه‌ای که تنها صدای نیروهای همسو با قدرت در آن شنیده شود. در ماه‌های اخیر نیز چنین وضعیتی بیش از پیش قابل مشاهده بوده است. بخش بزرگی از فضای رسمی در اختیار جریان‌های افراطی و جنگ‌طلب قرار گرفته است؛ جریان‌هایی که گویی تمام جامعه را در وجود خود خلاصه می‌کنند و میلیون‌ها شهروند دیگر را اساساً فاقد حضور سیاسی و اجتماعی می‌دانند.

اما واقعیت جامعه ایران بسیار متفاوت از این تصویر رسمی است. بدنه اصلی جامعه، یعنی مردمان، شهروندان عادی، زنان، جوانان، فعالان مدنی، دانشگاهیان، هنرمندان، کارگران و اقلیت‌های مذهبی، همچنان وجود دارند و هرچند زیر فشار شدید امنیتی قرار گرفته‌اند، اما همچنان توانایی تولید معنا و روایت را از دست نداده‌اند. دقیقاً در همین نقطه است که اهمیت «تولید روایت» آشکار می‌شود.

روایت کردن تجربه‌های روزمره، ثبت آنچه بر افراد و جامعه می‌گذرد، سخن گفتن درباره امیدها، نگرانی‌ها، رنج‌ها و حتی موفقیت‌های کوچک، کنشی حقوق بشری است. زیرا حق آزادی بیان تنها به انتقاد از حکومت محدود نمی‌شود، بلکه شامل حق حضور در فضای عمومی و مشارکت در شکل دادن به حافظه جمعی نیز هست. جامعه‌ای که روایت خود را از دست بدهد، به تدریج امکان تعریف آینده خود را نیز از دست خواهد داد.

در شرایط کنونی که کشور در وضعیت نه جنگ و نه صلح قرار گرفته و بسیاری از شهروندان با احساس تعلیق نسبت به آینده زندگی می‌کنند، بازگشت به قلمرو عمومی بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد. این بازگشت الزاماً به معنای حضور در تجمعات خیابانی نیست، بلکه می‌تواند از طریق تولید مستمر روایت در شبکه‌های اجتماعی، فعالیت‌های فرهنگی، هنر، ادبیات، پژوهش، گفت‌وگوهای محلی و اشکال متنوع مشارکت مدنی تحقق یابد. هر روایت مستند و مسئولانه‌ای که بتواند تجربه زیسته مردم را بازتاب دهد، بخشی از قلمرو عمومی را دوباره احیا می‌کند.

تجربه سال‌های اخیر نیز نشان داده است که بسیاری از تغییرات اجتماعی، پیش از آنکه در قوانین رسمی به رسمیت شناخته شوند، ابتدا در قلمرو عمومی شکل گرفته‌اند. نمونه بارز آن گسترش پوشش اختیاری زنان است. این پدیده، بدون تغییر قوانین، از طریق یک کنش جمعی و استمرار حضور زنان در قلمرو عمومی، به واقعیتی اجتماعی تبدیل شد. حمایت بخش بزرگی از مردان و دیگر شهروندان از این انتخاب نیز نشان داد که جامعه می‌تواند پیش از حکومت، قواعد تازه‌ای برای همزیستی تولید کند. حتی اگر ساختار رسمی هنوز آن را به رسمیت نشناسد، استمرار این حضور حکومت را ناگزیر به پذیرش عملی بخشی از واقعیت‌های اجتماعی می‌کند.

از دیدگاه حقوق بشر، مهم‌ترین سرمایه هر جامعه تنها نهادهای رسمی آن نیست، بلکه توانایی شهروندان برای حفظ ارتباط با یکدیگر، تولید اعتماد اجتماعی و بازسازی امید است. جامعه‌ای که بتواند درباره خود سخن بگوید، هنوز زنده است؛ حتی اگر بسیاری از ابزارهای رسمی بیان از او گرفته شده باشد.

امروز بیش از هر زمان دیگری، مردمان ایران نیازمند ترمیم اجتماعی هستند. ترمیمی که نه از مسیر فراموش کردن رنج‌ها، بلکه از مسیر روایت کردن آنها، مستندسازی تجربه‌ها و بازسازی تدریجی اعتماد میان شهروندان شکل می‌گیرد. هر اقدام مدنی مسئولانه، هر روایت صادقانه و هر حضور آگاهانه در قلمرو عمومی، گامی در جهت بازگرداندن جامعه از وضعیت تعلیق به وضعیت کنشگری است.

بازپس‌گیری قلمرو عمومی، فراتر از آنکه یک پروژه سیاسی باشد، فرآیندی انسانی است؛ فرآیندی برای بازگرداندن صدا به جامعه‌ای که ماه‌ها کوشیده‌اند آن را در سکوت نگه دارند. آینده هر جامعه، پیش از آنکه در نهادهای قدرت ساخته شود، در همین روایت‌های کوچک اما ماندگار شهروندان شکل می‌گیرد.

از همین نویسنده:

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.