پیشنهادهای ظریف در فارنافرز برای ختم بحران: عدم تجاوز، رفع تحریم و نظم جدید منطقهای
هنوز مشخص نیست که این نظم امنیتی پیشنهادی ظریف برای سوالات سخت خاورمیانه و جایگاه ایران در قلب این بحرانها چه پاسخی خواهد داشت و جمهوری اسلامی، آمریکا، اسرائیل و کشورهای عربی تا چه حد حاضر به تغییر در مدل امنیتی خود و سازگاری با شرایط جدید خواهند بود.

تهران، ایران - ۲۸ ژانویه: مردم در پی مداخله احتمالی ایالات متحده علیه ایران در ۲۸ ژانویه ۲۰۲۶ در تهران، ایران، از کنار یک پوستر دیواری ضد آمریکایی که روی آن نوشته شده «اگر باد بکارید، گردباد درو خواهید کرد» عبور میکنند. عکس: Fatemeh Bahrami/ منبع: AFP
محمدجواد ظریف، وزیر خارجه پیشین ایران، روز دوشنبه ۳۰ تیر، در مقالهای در نشریه فارنافرز نوشت پایان جنگ و حفظ صلح در خاورمیانه نیازمند رویکردی تازه به امنیت منطقهای است. این رویکرد به گفته او باید از سوی کشورهای منطقه و برای کشورهای منطقه طراحی شود، نه با اتکا به قدرتهای خارجی.
این مقاله در حالی منتشر شده که تفاهم موقت ایران و آمریکا، که ماه گذشته با میانجیگری پاکستان در سوئیس به دست آمده بود، پس از چند هفته اختلاف بر سر نحوه اجرای آن فروپاشیده و حملات آمریکا علیه ایران از سر گرفته شده است. یکی از اصلیترین محورهای اختلاف، تنگه هرمز و مدیریت آن است. واشنگتن به دنبال ایجاد مسیر جایگزین در سمت عمانی تنگه بود، در حالی که تهران میگفت تعهدش در رابطه با تنگه هرمز، محدود، موقت و وابسته به شکلگیری ترتیبات امنیتی تازه با حضور کشورهای منطقه و بدون وجود طرحی برای دور زدن ایران بوده است.
ظریف در این مقاله با عنوان «چشمانداز ایرانی از خاورمیانه جدید» نوشت ازسرگیری حملات آمریکا علیه ایران پس از فروپاشی تفاهمنامه ماه گذشته تهران و واشنگتن در سوئیس، قابل پیشبینی بود زیرا دو طرف برداشتهای متفاوتی از مفاد توافق، بهویژه درباره تنگه هرمز، داشتند.
به نوشته ظریف، تهران تصور میکرد متعهد شده برای ۶۰ روز «با بهترین تلاشها» عبور امن کشتیهای تجاری را بدون دریافت هزینه فراهم کند و سپس همراه با عمان و دیگر کشورهای ساحلی خلیج فارس درباره مدیریت آینده خدمات دریایی در تنگه هرمز گفتوگو کند. در مقابل، واشنگتن این تفاهم را به معنای عبور آزاد و بدون قید و شرط از تنگه تفسیر کرد. ظریف نتیجه گرفته که چنین اختلافی، توافق را از ابتدا شکننده کرده بود.
او با این حال تاکید کرده که ادامه جنگ نه به سود ایران است و نه آمریکا. به گفته او، مردم و نیروهای مسلح ایران جنگ را نبردی تحمیلشده میدانند، در حالی که واشنگتن نیز با درگیر ماندن در غرب آسیا از هدف راهبردی خود برای تمرکز بر هند و اقیانوس آرام دور میشود.
ظریف در بخش مهمی از مقاله، تنگه هرمز را نقطه کانونی بحران معرفی کرده و نوشته است جنگ اخیر باعث شده ایران این آبراه را نه صرفا مسیر تجارت جهانی، بلکه موضوعی حیاتی برای امنیت خود ببیند. او استدلال کرده که از نگاه تهران، وقتی مسیرهای دریایی برای انتقال تجهیزات، قطعات، اطلاعات یا پشتیبانی نظامی علیه ایران استفاده شود، دیگر نمیتوان آنها را «بیطرف» دانست.
وزیر خارجه پیشین نوشته است ایران پیش از آغاز درگیریهای گسترده، با وجود تحریمهای آمریکا، عبور کشتیها از تنگه را تحمل میکرد اما حملات آمریکا و اسرائیل این نگاه را در میان فرماندهان نظامی و افکار عمومی ایران تغییر داده است. به گفته او، هدف تهران اکنون جلوگیری از استفاده دشمنان از تنگه برای اعمال فشار نظامی، سیاسی یا اقتصادی علیه ایران است.
با این حال، ظریف هشدار داده که اهرم تنگه هرمز برای ایران شکننده است. او نوشته اگر ایران بارها عبور و مرور دریایی را تهدید کند، ممکن است بخش بزرگی از جهان را علیه خود متحد کند و سرمایهگذاری جهانی برای مسیرهای جایگزین، از خطوط لوله تا بنادر و مسیرهای زمینی، سرعت بگیرد. در چنین حالتی، توان بازدارندگی ایران از طریق تنگه کاهش خواهد یافت.
ظریف راهحل را تشکیل یک شبکه امنیتی منطقهای میان کشورهای ساحلی خلیج فارس دانسته است. شبکهای مبتنی بر گفتوگو، اعتمادسازی، عدم مداخله و در نهایت توافقهای عدم تجاوز. او نوشته چنین سازوکاری میتواند دلیل حضور نظامی قدرتهای خارجی در منطقه را از میان ببرد.
در بخش دیگری از مقاله، ظریف پیشنهاد کرده ایران و آمریکا به جای تلاش برای دوستی، بر مدیریت اختلافات تمرکز کنند. او نوشته تهران و واشنگتن نمیتوانند متحد شوند، اما میتوانند چارچوبی برای عدم تجاوز متقابل ایجاد کنند و در موضوعاتی مانند ثبات افغانستان، مقابله با قاچاق مواد مخدر و مدیریت مهاجرت همکاری داشته باشند.
او در ازای لغو دائمی تحریمها، حذف برچسبهای تروریستی از ایران و نهادهایش، به رسمیت شناختن تمامیت ارضی ایران و کمک واشنگتن به بازسازی کشور، از آمادگی تهران برای ارائه تضمینهای دائمی منع گسترش هستهای سخن گفته است. از جمله تصویب پروتکل الحاقی آژانس بینالمللی انرژی اتمی و تبدیل فتوای علی خامنهای علیه سلاح هستهای به یک تعهد حقوقی.
ظریف همچنین اسرائیل را «عامل اخلال» در مسیر صلح معرفی کرده و نوشته واشنگتن اگر خواهان صلح است، باید نقش اسرائیل را جدی بگیرد. او دولتهای اسرائیل را مخالفت توافق هستهای برجام، تفاهم اخیر ایران و آمریکا و در تلاش برای تداوم بیثباتی در منطقه خواند.
در پایان، ظریف خواستار ساختن نظم تازهای در خاورمیانه یا آنچنان که در جمهوری اسلامی رایج شده «غرب آسیا»، شد. نظمی که بر نهادهای مشترک منطقهای، صندوق توسعه غرب آسیا، همکاری هستهای صلحآمیز، اتصال ریلی و انرژی، زیرساخت دیجیتال و همکاری برای مقابله با تغییرات اقلیمی و کمآبی استوار باشد. به نوشته او، ثبات پایدار در منطقه نه از بیرون وارد میشود و نه با زور تحمیل میشود، بلکه باید به دست مردم و دولتهای منطقه ساخته شود.
ظریف پیشتر نیز در میانه جنگ ۳۸ روزه ایران با آمریکا و اسرائیل، در مقاله دیگری در فارن افرز که عملا زمینه محتوایی تفاهمنامه اسلامآباد را شکل داد، بر همین ایده تاکید کرده بود که بحران با حذف ایران یا تحمیل یکجانبه شرایط پایان نمییابد. او در آن نوشته، توقف حملات نظامی و تبدیل بحران تنگه هرمز به یک چارچوب مذاکرهشده امنیتی را راهی برای خروج از جنگ معرفی کرده بود.
تفاهمنامه اسلامآباد نیز بعدتر بر منطق توقف درگیری، بازگشایی مشروط مسیرهای تجاری، آغاز مذاکرات مرحلهای درباره تحریمها و برنامه هستهای، و انتقال پرونده از میدان جنگ به سازوکاری دیپلماتیک با میانجیگری پاکستان و چند کشور منطقه شکل گرفت. مقاله تازه ظریف در فارن افرز را میتوان ادامه همان خط دانست. تلاشی برای توقف حملات نظامی و گذر از آتشبسهای گرم و پرتنش به طرحی گستردهتر برای نظم امنیتی پس از جنگ.
با این وجود هنوز مشخص نیست که این نظم امنیتی پیشنهادی ظریف برای سوالات سخت خاورمیانه و جایگاه ایران در قلب این بحرانها چه پاسخی خواهد داشت و جمهوری اسلامی، آمریکا، اسرائیل و کشورهای عربی تا چه حد حاضر به تغییر در مدل امنیتی خود و سازگاری با شرایط جدید خواهند بود. مقاله جدید ظریف برای این سوالات سخت پاسخی ارائه نکرده است.




نظرها
نظری وجود ندارد.