استثمار کارگران جنوب در بحبوحه جنگ استعماری
در پی حملات اخیر آمریکا به زیرساختها و راههای مواصلاتی جنوب کشور، کارگران بخشهای حیاتی از چابهار تا ماهشهر و اهواز بار اصلی بازسازی و خدماترسانی را بر دوش کشیدهاند؛ وضعیتی که به گفتهٔ علیرضا نوایی، فعال کارگری، نهتنها ریشه در شرایط جنگی کنونی دارد، بلکه جلوهای از «بردهداری نوین» و استثمار لجامگسیختهای است که حکومت اسلامی طی دهههای گذشته بر کارگران شاغل و بازنشسته تحمیل کرده و اکنون با بهرهگیری از بحران جنگ، تحریم و گرما، بر شدت آن افزوده است.

کارگران و گرما ـ عکس از خبرگزاری کار ایران (ایلنا)
در پی حملات اخیر آمریکا به زیرساختها و راههای مواصلاتی جنوب کشور، کارگران بخشهای حیاتی از چابهار تا ماهشهر و اهواز بار اصلی بازسازی و خدماترسانی را بر دوش کشیدهاند. کارگران پسماند شهرداری چابهار بدون دریافت حق خطر و با قراردادهای ناپایدار آوارها را جمع میکنند، در حالی که حتی اضافهکار و مزایای قانونیشان پرداخت نشده و بیمه آنها با تأخیر مواجه است. در منطقه ماهشهر برخی پتروشیمیها با وجود مصوبات ضد اخراج، از شرایط جنگی برای تعدیل نیرو استفاده کردهاند و در اهواز کارگران راهآهن در دمای بالای ۵۵ درجه با کسرهای سنگین از دستمزد حداقلی و تهدید اخراج روبهرو هستند. مدیران و لایههای بالادستی در همین مدت مأموریتهای پرهزینه و مزایای خود را حفظ کردهاند.
آنچه این وضعیت را بهویژه نگرانکننده میکند، سوءاستفاده آشکار از شرایط جنگی است. جنگ و ویرانی ناشی از آن نه تنها توجیهی برای نادیده گرفتن حقوق اولیه کارگران شده، بلکه به ابزاری برای تشدید استثمار و قانونگریزی کارفرمایان تبدیل گردیده است. در حالی که نیروهای خدماتی و فنی در خط مقدم قرار گرفتهاند و جان خود را به خطر میاندازند، بحران نظامی بهانهای شده تا تعهدات قانونی مانند پرداخت حق خطر، بیمه بهموقع و امنیت شغلی کنار گذاشته شود و فشار معیشتی بر همان طبقهای متمرکز باشد که بیشترین هزینه جنگ را میپردازد. با آقای علیرضا نوایی، فعال کارگری گفتوگو کردهایم.
سیاستهای ضدکارگری دائمی حکومت
علیرضا نوایی در ابندای گفتوگو با زمانه یادآوری کرد که بازی کردن با جان کارگران، تحمیل بیحقوقی مطلق، کاهش قدرت خرید کارگران شاغل و بازنشسته، عدم پرداخت بهموقع حقوق و حق بیمه، نابودی امنیت شغلی از طریق قراردادهای موقت و شرکتهای پیمانکاری چندلایه و همچنین سرکوب کارگران کنشگر و ممانعت از شکلگیری تشکلهای مستقل کارگری، پدیدهای مختص دوره کنونی یا دورهای خاص از عمر حکومت اسلامی نیست. او با تأیید استفاده درست از واژه «بحران» توضیح داد:
حکومت از جنگ، تحریم و موقعیتهای مختلف مثلاً بحران اقتصادی و ویژگیهای اقتصادی استفاده میکند و این سیاستهای ضدکارگری خودش را در تمام طول حیاتش در چهلواندی ساله گذشته به کار گرفته است.
نوایی افزود که سرکوب تشکلهای مستقل از جمله شوراها، مباحث مربوط به تدوین قانون کار در دهه شصت، ایجاد مناطق ویژه اقتصادی و طرحهایی مانند استاد-شاگردی، تصاحب سازمان تأمین اجتماعی، دستاندازی به صندوقهای بازنشستگی و افزایش سن بازنشستگی، همگی سالهاست که جریان داشته. او درباره نامگذاری وضعیت تحمیلشده به کارگران شاغل و بازنشسته گفت:
اما من مایلم نامی که اختیار میکنم برای این چیزی که طی این سالها بر کارگران شاغل و بازنشسته تحمیل شده، بردهداری نوین یا استثمار لجامگسیخته و بیحد و حصر باشد.
ضرورت تداوم اعتراض و پایهریزی تشکلهای مستقل
علیرضا نوایی در ادامه گفتوگو با زمانه تأکید کرد که وظیفه کارگران، کنشگران کارگری و اجتماعی، نهادهای سیاسی چپ و کنشگران سیاسی اجتماعی حقیقی این است که اعتراضات کارگران شاغل و بازنشسته را ادامه دهند؛ چه در قالب اعتراض و اعتصاب و چه در قالب تجمعات خیابانی در مقابل مراکز قدرت. او توضیح داد:
دلیلش این است که اگر این اعتراضات صورت نگیرد، حکومت اسلامی باز هم پیشروی خواهد کرد و حق و حقوق کارگران شاغل و بازنشسته را بیش از این پایمال خواهد کرد. چون واقعاً هیچ حد و حدودی در استثمار حکومت اسلامی نمیشناسد و تنها راهی که میشناسد این است که سیاستهای ضدکارگری و ارتجاعی خودش را با خالیتر کردن هرچه بیشتر جیب کارگران شاغل و بازنشسته و همچنین تحمیل بیحقوقی مطلق بیش از پیش به آنها پیش ببرد. و اگر کارگران در مقابلشان به شکل اعتراض مقاومت نکنند، آن هرچه بیشتر پیشروی خواهد کرد.
نوایی افزود که وظیفه دوم، تلاش نیروهای فعال برای پایهریزی تشکلهای مستقل کارگری در قالب اتحادیه و سندیکا است:
چرا؟ چون الان حکومت اسلامی مانع از ایجاد تشکلهای مستقل کارگری میشود و دستان سندیکا، اتحادیه و فعالین آنها را مورد آزار قرار میدهد؛ چه از نظر اخراج از کار و چه از دستگیری و زندان. پس بنابراین این راه دیگر را پیش بگیرند، آن هم این است که در کارخانه کمیتههای کارگری سازمان بدهند، در محل کار کمیتههای کارگران بازنشسته را ایجاد کنند و همچنین در محلات کمیتههای مشترک یا مثلاً شرکتهای تعاونی و هستههای مطالعاتی، ورزشی، پشتیبانی و غیره را ایجاد کنند که زمینهساز ایجاد تشکلهای مستقل کارگری در آینده شود؛ وقتی که شرایط سیاسی آماده شد و فضایی به وجود آمد که از الان به آن کمک کرده باشند.
جنگ، گرما و دفاع از کرامت انسانی کارگران
علیرضا نوایی با اشاره به شرایط کنونی جهان، دو ویژگی مهم را برجسته کرد: جنگهای منطقهای و تغییرات اقلیمی. او توضیح داد که جنگ فعلی نه تنها جان کارگران ایرانی و کارگران مهاجر در کشورهای خلیج فارس را گرفته، بلکه در سراسر جهان به افزایش بیکاری، کاهش امنیت شغلی، پایین آمدن دستمزدها، بالا رفتن تورم و افت قدرت خرید کارگران منجر شده است. نوایی افزود:
مسئله دوم تغییرات اقلیمی و افزایش درجه حرارت و گرماست. این هم یکی از مشکلاتی است که کارگران در جهان با آن دست به گریبان هستند. در ایران هم باید به یک عامل مهم توجه کنیم: از دیدگاه حکومت اسلامی، رعایت اصول ایمنی باعث هزینه میشود. به عبارت دیگر، سود کارفرمایان و کمتر هزینه کردن کارفرمایان در درجه اول اهمیت قرار میگیرد و حفظ جان کارگران در درجه بعدی است.
او همچنین خاطرنشان کرد که وزارت کار و بهداشت تاکنون دستورالعملهای منسجمی برای شرایط جنگی و گرمای شدید صادر نکردهاند و بخشنامههای محدود موجود نیز عمدتاً شامل کارکنان دولت و کارمندان بخش خصوصی میشود و کارگران را پوشش نمیدهد. در جمعبندی، نوایی تأکید کرد که ایستادن در کنار کارگران صرفاً وظیفه نیروهای چپ و کارگری نیست، بلکه دفاع از حقوق آنان دفاع از حق انسان و حقوق بشر است و این مسئولیت بر عهده تمامی نهادهای سیاسی، اجتماعی و همه انسانهای آزاده و مترقی قرار دارد.




نظرها
نظری وجود ندارد.