ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

ریزگردها در سیستان و بلوچستان؛ میراث خشکسالی، سوءمدیریت و دیپلماسی ناکارآمد آب

معین ارجمند ـ سیستان و بلوچستان امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند نگاهی علمی، شفاف و مسئولانه به مسئله آب و محیط زیست است. تا زمانی که مدیریت داخلی منابع آب اصلاح نشود، روان‌آب‌های فصلی به درستی مهار نشوند و دیپلماسی آب نتواند حقابه قانونی ایران را به شکلی پایدار تأمین کند، ریزگردها همچنان مهمان ناخواسته آسمان سیستان خواهند بود؛ مهمانی که هر سال، هزینه آن را مردم این منطقه با سلامت، معیشت و آینده خود می‌پردازند.

سیستان و بلوچستان امروز در خط مقدم یکی از عمیق‌ترین بحران‌های زیست‌محیطی ایران قرار دارد؛ بحرانی که دیگر نمی‌توان آن را صرفاً نتیجه خشکسالی یا تغییرات اقلیمی دانست. ریزگردهایی که هر سال هزاران نفر را راهی مراکز درمانی می‌کنند، مدارس و ادارات را به تعطیلی می‌کشانند و معیشت هزاران خانواده را مختل می‌سازند، محصول مجموعه‌ای از عوامل طبیعی، مدیریتی و سیاسی هستند.

خشک شدن تالاب هامون، کاهش ورودی آب رودخانه هیرمند، بیابان‌زایی، تخریب پوشش گیاهی، مدیریت نادرست منابع آب و ضعف در دیپلماسی منطقه‌ای، زنجیره‌ای از عوامل را شکل داده‌اند که امروز زندگی مردم سیستان را با تهدیدی جدی مواجه کرده است.

بادهای ۱۲۰ روزه سیستان قرن‌ها بخشی از اقلیم طبیعی این منطقه بوده‌اند. این بادها زمانی که تالاب هامون پرآب بود و دشت‌های سیستان از پوشش گیاهی مناسبی برخوردار بودند، نقش مهمی در تعدیل دما و حتی کشاورزی منطقه ایفا می‌کردند. اما امروز همین بادها به دلیل خشک شدن بستر تالاب و از بین رفتن پوشش گیاهی، میلیون‌ها تن ذرات ریز خاک را به هوا بلند می‌کنند و به طوفان‌های گردوغباری تبدیل شده‌اند که گاه روزها و حتی هفته‌ها ادامه دارند.

تالاب هامون که در کنوانسیون رامسر به عنوان یکی از تالاب‌های با اهمیت بین‌المللی ثبت شده است، زمانی یکی از بزرگ‌ترین تالاب‌های آب شیرین غرب آسیا محسوب می‌شد. این تالاب نه تنها زیستگاه صدها گونه جانوری و گیاهی بود، بلکه نقش اساسی در تثبیت خاک، تغذیه آب‌های زیرزمینی، کنترل گردوغبار، تنظیم اقلیم محلی و تأمین معیشت هزاران خانوار از طریق کشاورزی، دامداری، صیادی و صنایع دستی داشت. خشک شدن بخش اعظم هامون، این اکوسیستم ارزشمند را به یکی از بزرگ‌ترین کانون‌های تولید ریزگرد در منطقه تبدیل کرده است.

پیامدهای این بحران تنها به آلودگی هوا محدود نمی‌شود؛ افزایش غلظت ذرات معلق، خطر ابتلا به بیماری‌های تنفسی، آسم، بیماری‌های قلبی و عروقی، مشکلات چشمی و آلرژی‌های مزمن را افزایش داده است. کودکان، سالمندان، زنان باردار و افراد مبتلا به بیماری‌های زمینه‌ای بیشترین آسیب را متحمل می‌شوند. علاوه بر هزینه‌های درمان، تعطیلی مکرر مدارس، کاهش فعالیت‌های اقتصادی، افت کیفیت آموزش و کاهش بهره‌وری نیروی کار از دیگر پیامدهای مستقیم این بحران است.

بخش کشاورزی که ستون اصلی اقتصاد سیستان محسوب می‌شود نیز خسارت سنگینی متحمل شده است. خشک شدن منابع آب، فرسایش خاک، نابودی مراتع، کاهش تولید محصولات کشاورزی و از بین رفتن ظرفیت‌های دامداری سنتی، هزاران خانوار را با فقر و بیکاری روبه‌رو کرده است. در نتیجه، بسیاری از روستاها تخلیه شده و مهاجرت اجباری به شهرها یا سایر استان‌ها افزایش یافته است؛ روندی که پیامدهای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی بلندمدتی برای منطقه به همراه دارد.

یکی از مهم‌ترین عوامل شکل‌گیری این وضعیت، تأمین نشدن حقابه تالاب هامون از رودخانه هیرمند است. مطابق معاهده سال ۱۳۵۱ میان ایران و افغانستان، سهم مشخصی از آب هیرمند برای ایران تعیین شده است. با این حال، در دهه‌های اخیر به دلایل مختلف از جمله ساخت سدها، توسعه شبکه‌های آبیاری در افغانستان، خشکسالی و اختلافات سیاسی، این حقابه به صورت کامل و پایدار تأمین نشده و هامون بخش عمده منابع آبی خود را از دست داده است.

با وجود این، کارشناسان معتقدند که بخشی از مسئولیت این وضعیت متوجه عملکرد دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران است. در سال‌های گذشته، دیپلماسی آب ایران نتوانسته از ظرفیت‌های حقوق بین‌الملل، سازوکارهای منطقه‌ای، نهادهای تخصصی و ابزارهای دیپلماتیک برای تضمین اجرای معاهده هیرمند بهره‌برداری مؤثری انجام دهد. مذاکرات غالباً مقطعی، نبود راهبرد بلندمدت و عدم استفاده مؤثر از ظرفیت نهادهای بین‌المللی باعث شده است که مسئله حقابه همچنان به یکی از چالش‌های حل‌نشده شرق ایران تبدیل شود.

با این حال، نسبت دادن همه مشکلات به افغانستان نیز تصویری کامل از واقعیت ارائه نمی‌دهد. یکی از مهم‌ترین ضعف‌های داخلی، مدیریت منابع آب در سیستان و بلوچستان است. این استان با وجود خشکسالی‌های مکرر، در برخی سال‌ها شاهد بارندگی‌های شدید و وقوع سیلاب‌های گسترده است، اما بخش قابل توجهی از این روان‌آب‌ها به دلیل نبود زیرساخت‌های مناسب برای مهار و ذخیره‌سازی، بدون استفاده از دسترس خارج می‌شوند.

سال‌هاست کارشناسان بر ضرورت اجرای طرح‌های آبخیزداری، آبخوان‌داری، احداث بندهای خاکی، تغذیه مصنوعی سفره‌های آب زیرزمینی، ایجاد مخازن محلی و مدیریت علمی سیلاب‌ها تأکید می‌کنند. با وجود این، بسیاری از این طرح‌ها یا اجرا نشده‌اند یا با سرعتی بسیار کند پیش رفته‌اند. نتیجه آن است که میلیاردها مترمکعب روان‌آب ناشی از بارندگی، بدون آنکه به فرصتی برای احیای منابع آب تبدیل شود، از منطقه خارج شده یا تبخیر می‌شود.

مدیریت صحیح روان‌آب‌ها می‌توانست بخشی از وابستگی سیستان به آب هیرمند را کاهش دهد. هرچند این منابع هرگز جایگزین کامل حقابه بین‌المللی نخواهند بود، اما می‌توانستند در تغذیه آبخوان‌ها، احیای پوشش گیاهی، کاهش فرسایش خاک، افزایش رطوبت زمین و کاهش تولید ریزگردها نقش مهمی ایفا کنند.

در کنار بحران آب، توسعه برخی فعالیت‌های معدنی بدون رعایت کامل ملاحظات زیست‌محیطی، تخریب پوشش گیاهی، برداشت بی‌رویه از منابع آب زیرزمینی، چرای بیش از ظرفیت مراتع و گسترش بیابان‌زایی نیز بر شدت بحران افزوده است. از بین رفتن پوشش گیاهی موجب می‌شود خاک در برابر وزش باد مقاومت خود را از دست داده و به منبعی برای تولید گردوغبار تبدیل شود.

تغییرات اقلیمی نیز شرایط را پیچیده‌تر کرده است. افزایش دمای هوا، کاهش بارندگی، افزایش تبخیر و تداوم خشکسالی‌های طولانی‌مدت، فشار مضاعفی بر منابع طبیعی منطقه وارد کرده است. با این حال، بسیاری از پژوهشگران تأکید می‌کنند که تغییرات اقلیمی به تنهایی عامل بحران کنونی نیست، بلکه ضعف در مدیریت منابع طبیعی و ناتوانی در سازگاری با این تغییرات، خسارت‌ها را چند برابر کرده است.

از منظر حقوق بشر، ریزگردها صرفاً یک بحران زیست‌محیطی نیستند. حق برخورداری از محیط زیست سالم، حق بر سلامت، حق دسترسی به آب، حق بر توسعه و حق برخورداری از سطح مناسب زندگی، از جمله حقوقی هستند که در اثر تداوم این بحران با مخاطره جدی مواجه شده‌اند. هنگامی که شهروندان به دلیل آلودگی هوا، نابودی منابع معیشتی یا کمبود آب ناچار به ترک محل زندگی خود می‌شوند، بحران محیط زیست به بحرانی انسانی و حقوق بشری تبدیل می‌شود.

برون‌رفت از این وضعیت، نیازمند مجموعه‌ای از اقدامات هم‌زمان است؛ اجرای کامل معاهده هیرمند و پیگیری فعالانه حقابه از طریق دیپلماسی مؤثر، احیای تالاب هامون، سرمایه‌گذاری گسترده در طرح‌های آبخیزداری و آبخوان‌داری، مدیریت اصولی روان‌آب‌های بارندگی، تثبیت کانون‌های گردوغبار، احیای پوشش گیاهی، مقابله با بیابان‌زایی، نظارت دقیق بر فعالیت‌های توسعه‌ای و مشارکت جوامع محلی در تصمیم‌گیری‌های زیست‌محیطی.

سیستان و بلوچستان امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند نگاهی علمی، شفاف و مسئولانه به مسئله آب و محیط زیست است. تا زمانی که مدیریت داخلی منابع آب اصلاح نشود، روان‌آب‌های فصلی به درستی مهار نشوند و دیپلماسی آب نتواند حقابه قانونی ایران را به شکلی پایدار تأمین کند، ریزگردها همچنان مهمان ناخواسته آسمان سیستان خواهند بود؛ مهمانی که هر سال، هزینه آن را مردم این منطقه با سلامت، معیشت و آینده خود می‌پردازند.

از همین نویسنده:

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.