ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

الموت ثبت شد؛ جامعه اسماعیلی هنوز ناشناخته مانده

الموت از اواخر سده یازدهم تا سقوطش در ۱۲۵۶ میلادی، مرکز سیاسی، نظامی و فکری نزاریان بود. ثبت جهانی مجموعه دژ الموت در یونسکو، اگرچه گامی بلند در شناسایی معماری کوهستانی و مهندسی اسماعیلیان نزاری محسوب می‌شود، اما به گفته دکتر داریوش محمدپور، پژوهشگر مقیم لندن، این دستاورد زمانی به ثمر می‌نشیند که از سطح یک جاذبه گردشگری فراتر رود و به بازخوانی میراث فکری و الهیاتی جامعه زنده اسماعیلی بپردازد؛ جامعه‌ای که هویت تاریخی‌اش با الموت گره خورده و همچنان در ایران زیستی پویا دارد.

پرونده «دژ الموت و استحکامات وابسته» ۴ مرداد ۱۴۰۵ در چهل‌وهشتمین اجلاس کمیته میراث جهانی یونسکو در بوسان کره جنوبی به‌عنوان سی‌امین اثر میراث جهانی ملموس ایران به ثبت رسید. این پرونده زنجیره‌ای شامل هفت قلعه تاریخی الموت، لمبسر، نویذرشاه، شمس‌کلایه، قسطین‌لار، شیرکوه و ایلان است که در دره‌های الموت شرقی و غربی و دامنه‌های جنوبی البرز واقع شده‌اند.

از منظر میراث فرهنگی، این مجموعه نمونه‌ای برجسته از منظر دفاعی-کوهستانی است که با تکیه بر شناخت دقیق جغرافیا، مدیریت هوشمندانه منابع آب، کنترل مسیرهای ارتباطی و سازمان‌دهی فضایی شکل گرفته است. یونسکو آن را به‌عنوان شهادت استثنایی به سنت فرهنگی و مهندسی اسماعیلیان نزاری به رسمیت شناخت و اصالت و یکپارچگی آن را تأیید کرد؛ ثبت جهانی فرصتی برای حفاظت علمی‌تر، پژوهش مستمر و مدیریت پایدار این محوطه فراهم می‌آورد.

از نظر تاریخی، الموت از اواخر سده یازدهم میلادی با تصرف حسن صباح به مرکز سیاسی، نظامی و فکری دولت اسماعیلیان نزاری تبدیل شد و نزدیک به یکصد و شصت سال دوام آورد. این شبکه دژها نه فقط پایگاه مقاومت در برابر سلجوقیان، بلکه کانونی برای فعالیت‌های علمی و اداری نیز بود تا آن‌که در سال ۱۲۵۶ میلادی با حمله‌ی مغولان سقوط کرد و دوران حکومت مستقل نزاریان در ایران پایان یافت.

 دکتر داریوش محمدپور، پژوهشگر علوم سیاسی، نویسنده و استاد دانشگاه مقیم لندن در مقاله‌ای با عنوان «صخره و کتابخانه» استدلال می‌کند که استناد رسمی یونسکو با نامیدن الموت به‌عنوان «مرکز فکری و کانون علمی»، از افسانه‌های دیرینهٔ اروپایی دربارهٔ «حشاشین» فاصله گرفته است. او هشدار می‌دهد که ثبت جهانی اگر صرفاً به معماری دفاعی و رقم بازدیدکننده محدود بماند، خطر خالی شدن محوطه از محتوای الهیاتی و فکری‌اش را در پی دارد. با او گفت‌وگو کرده‌ایم:

برای دیدن محتوای نقل شده از سایت دیگر، کوکی‌های آن سایت را بپذیرید

کوکی‌های سایت‌ دیگر برای دیدن محتوای آن سایت‌ حذف شود

گامی روبه‌جلو، اما نیازمند پیگیری جمعی

داریوش محمدپور در آغاز گفت‌وگو با زمانه ثبت جهانی الموت را گامی مهم برای تغییر نگاه عمومی نسبت به واقعیت‌های تاریخی و فرهنگی اسماعیلیان نزاری ارزیابی کرد. او تأکید کرد که این اقدام به‌تنهایی نمی‌تواند افسانه‌های دیرینهٔ صلیبی، روایت‌های مارکو پولو و تصویرسازی‌های مرتبط با «حشاشین» را یک‌شبه دگرگون کند و چنین تحولی نیازمند زمان و مشارکت طیف گسترده‌ای از کنشگران است؛ از روزنامه‌نگاران و استادان دانشگاه گرفته تا متخصصان علوم سیاسی، سیاست‌گذاران و دیپلمات‌ها. محمدپور یادآور شد:

آن‌ها موجودات عجیب‌وغریب هم نیستند؛ آدم‌هایی هستند مثل آدم‌های دیگر روی کرهٔ زمین که اعتقاداتی دارند و پای اعتقاداتشان ایستاده‌اند. لذا من فکر نمی‌کنم که ثبت الموت در حد پوشش دیپلماتیک برای جذب این محوطه به فهرست جهانی باشد و بعد هم اجازه‌اش را در گردشگری بدهیم. ولی فراموش نکنید که ایجاد جاذبهٔ گردشگری هم به‌خودی‌خود نقش بسیار مهمی در پرورش و گسترش فرهنگ دارد، به‌خاطر این‌که پای آدم‌های متفاوت و گروه‌های متفاوت را به این کشور باز می‌کند؛ مردم اینجا سفر می‌کنند و طبعاً مطالب تازه‌ای می‌آموزند.

هویت اسماعیلی الموت و واقعیت زیست جامعه در ایران

داریوش محمدپور با اشاره به ثبت جهانی الموت تأکید کرد که برخلاف تصور رایج دربارهٔ وضعیت مذاهب در جمهوری اسلامی، جماعت اسماعیلی در طول بیش از چهار دهه گذشته از معدود جوامعی بوده که کمترین آسیب را متحمل شده است. او دو دلیل اصلی برای این وضعیت برشمرد: نخست قرابت مذهبی اسماعیلیان با تشیع دوازده‌امامی و دوم رویکرد غیرسیاسی امامت اسماعیلی که پیروان را به وفاداری نسبت به حکومت‌های مستقر در کشورهای محل سکونتشان فرامی‌خواند. محمدپور یادآور شد:

نکته‌ای که می‌خواهم بگویم این است که وقتی ما از روضهٔ تسلیم خواجه نصیرالدین طوسی صحبت می‌کنیم و وقتی از دیوان قائمیات حرف می‌زنیم، حواستان باشد که در ایران همین الآن دست‌کم دو نهاد داریم که در این بیست سال گذشته همکاری بسیار تنگاتنگی با مؤسسهٔ مطالعات اسماعیلی و مؤسسات اسماعیلی داشته‌اند: یکی مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی که ترجمهٔ دائرةالمعارف اسلامیکا - از پروژه‌های مهم مؤسسهٔ مطالعات اسماعیلی - را انجام داده، و دیگری انتشارات میراث مکتوب (یا انتشارات دیگرش میراث‌بان) که بخش بزرگی از میراث مکتوب اسماعیلی را همین‌ها منتشر کرده‌اند.

با این حال محمدپور هشدار داد که نمی‌توان هویت اسماعیلی الموت را از آن جدا کرد و سکوت نسببی دربارهٔ این بُعد، بیشتر ناشی از بلاتکلیفی سیاسی است تا انکار آگاهانه:

این به اعتقاد من تحولی است که زمان می‌برد؛ درست همان‌طور که آثار اسماعیلی را سی سال پیش به این راحتی نمی‌توانستید در ایران چاپ کنید و الان بدون هیچ مشکلی و بدون هیچ مانع خاصی می‌شود آن‌ها را چاپ کرد. پنج سال دیگر یا ده سال دیگر هم این وضعیت به نظر من تغییر می‌کند. در نتیجه وقتی من می‌گویم این‌ها را باید جایگزین کارت‌پستال و رقم بازدیدکننده کرد، این گام بعدی است که باید اتفاق بیفتد. این‌ها با هم منافاتی ندارند و تعارضی با هم ندارند.

فرصت زدودن سوءتفاهم‌ها و بازخوانی میراث فکری

داریوش محمدپور با اشاره به گفت‌وگوی پیشین خود در پادکست شیرازه دربارهٔ کتاب «خداوند الموت» (نوشته پل امیر به ترجمه ذبیح‌الله منصوری) تأکید کرد که انتقاد او به این اثر نه به دلیل انتشار آن، بلکه به‌خاطر آمیختگی عمیق آن با تخیل و تأثیر ماندگارش بر حافظهٔ جمعی ایرانیان است. او یادآور شد که چنین روایت‌های عامه‌پسند، مانند بسیاری از تلقی‌های نادرست متقابل میان گروه‌های مذهبی، اندیشهٔ نزاری را مخدوش کرده‌اند و راه‌حل آن افزایش شنیدن و ارتباط میان طوایف مختلف است. محمدپور با اشاره به حضور چندین‌ده‌هزار نفری اسماعیلیان در ایران و آزادی نسبی مناسک مذهبی‌شان پس از انقلاب، این وضعیت را نتیجهٔ گذر زمان و تحولات فرهنگی-سیاسی دانست، نه نشانه‌ای از ایدئال بودن حکومت:

و این چند پنجاه‌هزار نفر اسماعیلی که در ایران زندگی می‌کنند، از روز اول انقلاب ایران مکان‌های عبادی‌شان تقریباً به‌طور دائم صبح و شب باز بوده و هیچ محدودیتی در عمل به مناسک دینشان نداشته‌اند؛ برخلاف تصور رایجی که دربارهٔ برخورد جمهوری اسلامی با مذاهب مختلف وجود دارد. این معنایش نیست که ما با حکومتی مواجه‌ایم که ناگهان فرشته شده؛ نه، اصلاً این‌طور نیست. این‌ها بالاخره زمان برده و فقط مسئلهٔ این مذهب و آن مذهب نیست. با گذشت زمان، با مشارکت آدم‌های مختلف و با اتفاق‌هایی که در صحنهٔ فرهنگ و سیاست و اجتماع رخ داده، این چشم‌اندازها تغییر کرده است.

 وی ثبت جهانی الموت را فرصتی استثنایی برای بازخوانی آثار منتشرشده در ایران، از جمله مجموعهٔ آثار خواجه نصیرالدین طوسی، ارزیابی کرد و گفت که چنین بازخوانی‌ای می‌تواند تصویر تحریف‌شدهٔ حسن صباح به‌عنوان چهره‌ای صرفاً ملی‌گرا و ضد‌عرب را که محصول بازسازی‌های قرن بیستمی است، اصلاح کند. محمدپور تأکید کرد که مطرح شدن الموت در سطح جهانی دریچه‌ای برای گفت‌وگوی گسترده‌تر می‌گشاید و راهی بی‌بازگشت برای زدودن روایت‌های جدلی از دورهٔ عباسیان تا امروز است:

این نکته‌ای است که در حاشیهٔ ماجرای ثبت الموت در میراث فرهنگی، هدیه‌ای است شاید به مردم ایران که خودشان را بشناسند. این را که می‌گویم خودشان را بشناسند، از این جهت است که اسماعیلیان ایران بخشی از جامعهٔ ایران‌اند؛ چیزی مجزا، حاشیه یا فرعی بر جامعهٔ ایران نیستند. و این اسماعیلیان فقط جمعیت فعلی اسماعیلی ایران نیستند. ما دربارهٔ مذهبی صحبت می‌کنیم که بخش بزرگی از امامانش - امامانی که امروز سلسله‌شان قطع نشده و امام حاضرشان کریم حسینی، امام چهل‌و‌نهمشان است - تعداد خیلی زیادی از آن‌ها در ایران زندگی کرده‌اند. یعنی از زمان امام بیست‌و‌یکم اسماعیلی تا زمان امام چهل‌و‌ششم، امامان اسماعیلی در ایران زندگی کرده‌اند، در ایران به دنیا آمده‌اند و در ایران از دنیا رفته‌اند. و ایران و زبان فارسی بخش مهمی از فرهنگ و هویت و اعتقاد اسماعیلیان است. و این جامعه‌ای است که برای ایران به نظر من اهمیت فوق‌العاده‌ای دارد.

پانویس:

در گفت‌وگو با آقای محمدپور به اعلام قیامت در سال ۱۱۶۴ میلادی اشاره می‌شود. این اعلام توسط حسن دوم (حسن علی ذکره السلام)، امام نزاری، در رمضان سال ۵۵۹ هجری قمری (اوت ۱۱۶۴ میلادی) در الموت انجام شد - حدود چهل سال پس از مرگ حسن صباح (۱۱۲۴ م).

حسن صباح خود قیامت را اعلام نکرد. این یکی از مهم‌ترین اشتباهات کتاب «خداوند الموت» ذبیح‌الله منصوری است که داریوش محمدپور هم در مقاله‌اش به آن اشاره کرده: منصوری این دو شخصیت را با هم خلط کرده و اعلام قیامت را به بنیان‌گذار دولت نزاری نسبت داده، در حالی که این کار را امام بعدی انجام داد. این واقعه در پژوهش‌های جدی اسماعیلی به‌خوبی ثبت شده است.

*این مصاحبه را حسین نوش‌آذر انجام داده و متن را نیز او نوشته است.

بیشتر بخوانید:

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.