ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

توافق هرمز روی کاغذ؛ جنگ و تنش پایان می‌یابد؟

ایران، عمان و آمریکا به یک توافق موقت نزدیک شده‌اند اما تعیین مسیر عبور کشتی‌ها تنها نخستین حلقه از زنجیره‌ای است که به اجرای آتش‌بس، رفع محاصره، بازگشت بیمه‌گران و مهار نیروهای نظامی و نیابتی می‌رسد.

پس از ماه‌ها جنگ، چند آتش‌بس ناپایدار و رفت‌وبرگشت میان بمباران و مذاکره، ایران و عمان می‌گویند در گفت‌وگوها برای بازگشایی تنگه هرمز پیشرفت کرده‌اند. دونالد ترامپ نیز مدعی است توافق ممکن است همین چهارشنبه یا پنج‌شنبه (۱۴ یا ۱۵ مرداد) اعلام شود. بااین‌حال، میان اعلام یک توافق سیاسی و بازگشت واقعی کشتی‌های تجاری به مهم‌ترین گذرگاه انرژی جهان فاصله زیادی وجود دارد.

گره کار در کجا است؟ اختلاف فقط بر سر باز یا بسته‌بودن تنگه هرمز نیست. مسئله اصلی این است که کشتی‌ها از کدام مسیر حرکت کنند، چه نهادی عبور آن‌ها را تایید کند، ایران تا چه اندازه در مدیریت تنگه نقش داشته باشد و آیا واشنگتن حاضر است در برابر بازگشایی آبراه، محاصره دریایی ایران را پایان دهد و صادرات نفت تهران را دوباره بپذیرد. در سطحی گسترده‌تر، توافق باید روشن کند که آیا توقف جنگ فقط ایران و آمریکا را شامل می‌شود یا حملات نیروهای همسو با ایران در عراق، یمن و دیگر نقاط منطقه نیز باید متوقف شوند.

طرحی که از مسقط می‌آید

بر اساس گزارش آسوشیتدپرس درباره مذاکرات ایران و عمان، مقام‌های منطقه‌ای از پیشرفت در تدوین سازوکاری برای بازگشایی تنگه هرمز خبر داده‌اند. عمان در این مذاکرات تنها یک پیام‌رسان میان تهران و واشنگتن نیست. خود این کشور یکی از دو دولت ساحلی تنگه است و هر توافقی درباره مسیر عبور کشتی‌ها به صورت مستقیم به قلمرو این کشور و مسئولیت‌های دریایی آن مربوط می‌شود.

طرح مورد بحث می‌کوشد یک اختلاف بنیادی را با تقسیم عملی مسیر حرکت کشتی‌ها مدیریت کند: کشتی‌های ورودی به خلیج فارس از بخش نزدیک‌تر به ساحل ایران عبور کنند و کشتی‌های خروجی از مسیر نزدیک‌تر به عمان. چنین ترتیبی می‌تواند از برخورد نیروهای ایرانی با شناورهایی که از مسیرهای مورد مناقشه (مثل مسیر جنوبی در آب‌های عمان) استفاده می‌کنند جلوگیری کند. اما در همان حال، نقش یگانه ایران در مدیریت عملی ورود کشتی‌ها به خلیج فارس را هم به رسمیت می‌شناسد.

همین نکته برای واشنگتن و دولت‌های عربی حساسیت‌زا است. آمریکا بازگشایی هرمز را در قالب «آزادی کشتیرانی» تعریف می‌کند؛ یعنی بازگشت به وضعیتی که کشتی تجاری برای عبور به اجازه ایران نیاز نداشته باشد. تهران در مقابل می‌خواهد تعاقب جنگ، بازگشت به وضعیت پیشین در تنگه هرمز نباشد. جمهوری اسلامی استدلال می‌کند که ایران به‌عنوان دولت ساحلی باید در تامین امنیت، تعیین مسیر و ارائه خدمات دریایی نقش رسمی داشته باشد.

بنابراین توافق مورد بحث دو تفسیر به کلی متفاوت خواهد داشت. واشنگتن می‌تواند آن را پایان محدودیت کشتیرانی معرفی کند و تهران می‌تواند همان متن را شناسایی نقش ایران در اداره مهم‌ترین آبراه منطقه بخواند. ابهام ممکن است فعلا برای امضای توافق مفید باشد، اما احتمالا در مرحله اجرا به منبع اختلاف تازه تبدیل خواهد شد.

ممکن است همین هفته اعلام شود

ترامپ شامگاه سه‌شنبه ۱۳ مرداد گفت توافق بازگشایی هرمز ممکن است چهارشنبه یا پنج‌شنبه حاصل شود. آسوشیتدپرس در گزارش تازه‌اش نوشته است که ایران و عمان به چارچوب‌های بنیادین یک تفاهم نزدیک‌تر شده‌اند و قطر هم در تماس‌های دیپلماتیک برای جلوگیری از وقوع جنگی تمام‌عیار مشارکت دارد. شیخ تمیم بن حمد آل ثانی، امیر قطر، در همین ارتباط روز دوشنبه ۱۲ مرداد با ترامپ گفت‌وگوی تلفنی داشته است.

برای کشورهای حوزه خلیج فارس، بازگشایی تنگه هرمز یک موضوع انتزاعی حقوق بین‌الملل نیست. پیش از جنگ حدود یک‌پنجم نفت و گاز معامله‌شده جهان از این تنگه عبور می‌کرد. عراق، کویت، قطر و بحرین برای بخش بزرگی از صادرات دریایی خود جایگزین موثری ندارند. عربستان و امارات خطوط لوله‌ای دارند که بخشی از نفت را به دریای سرخ یا دریای عمان منتقل می‌کند، اما ظرفیت آن‌ها برای جایگزینی کامل آبراه هرمز کافی نیست. صادرات گاز طبیعی مایع قطر هم تقریبا به‌طور کامل به عبور امن از این آبراه وابسته است.

به همین دلیل، قطر، عمان، عربستان و امارات در روزهای گذشته تنها خواهان خویشتن‌داری طرفین نشده‌اند. آن‌ها آستین بالا زده‌اند و برای متوقف‌کردن حمله بزرگتر آمریکا به ایران به صورت مستقیم وارد عمل شده‌اند. جنگ گسترده علیه زیرساخت‌های ایران می‌توانست تهران را به حمله متقابل به پالایشگاه‌ها، خطوط لوله، بنادر و نیروگاه‌های کشورهای عربی سوق دهد. دولت‌هایی که میزبان نیروهای آمریکایی‌اند، هم به حمایت نظامی واشنگتن نیاز دارند و هم نمی‌خواهند سرزمینشان به میدان تلافی ایران تبدیل شود.

دیپلماسی در سایه تهدید

مذاکرات بر سر تنگه هرمز پس از آن شتاب گرفت که ترامپ بار دیگر ایران را به حمله‌ای وسیع تهدید کرد و سپس در آخرین لحظه در روز یکشنبه ۱۱ مرداد از اجرای آن منصرف شد. آسوشیتدپرس در تحلیلی درباره این الگوی تکرارشونده نوشته است که راهبرد ترامپ بر ایجاد فشار و بی‌اطمینانی استوار است: تهدید به یک تشدید بزرگ تنش، تعیین مهلتی کوتاه و سپس اعلام اینکه درخواست میانجی‌ها یا پیشرفت مذاکرات، حمله را متوقف کرده است.

در میانه فروردین، آمریکا و ایران کمتر از دو ساعت پیش از پایان ضرب‌الاجل ترامپ به یک آتش‌بس دوهفته‌ای رسیدند. رئیس‌جمهوری آمریکا پیش‌تر تهدید کرده بود پل‌ها و نیروگاه‌های ایران را هدف می‌گیرد. در اردیبهشت نیز پس از چند روز تهدید، ترامپ از حمله‌ای که «بزرگ» توصیف می‌شد عقب نشست و گفت مذاکرات جدی در جریان است. در تازه‌ترین مورد، تماس رهبران قطر، عربستان و امارات در تصمیم او برای توقف حملات موثر بود.

این روش ممکن است در کوتاه‌مدت طرف مقابل را به دادن امتیاز وادار کند، اما یک مشکل جدی دارد: با هر بار عقب‌نشینی، اعتبار ضرب‌الاجل بعدی کمتر می‌شود. اگر تهران به این نتیجه برسد که دولت‌های خلیج فارس در آخرین لحظه واشنگتن را مهار خواهند کرد، مقاومت تا پایان مهلت می‌تواند از پذیرش فوری خواسته‌های آمریکا سودمندتر باشد. در تهران این ایده همین الان هم طرفداران قدرتمندی دارد.

از سوی دیگر، تهدید همچنان بخشی از مذاکرات است. مقام‌های آمریکایی می‌خواهند ایران باور کند که شکست گفت‌وگوها به حمله علیه تاسیسات ساحلی، نظامی یا انرژی منتهی خواهد شد. تهران نیز با محدودکردن کشتیرانی نشان می‌دهد که هزینه ادامه فشار تنها به ایران تحمیل نمی‌شود و بازار جهانی انرژی و متحدان عرب آمریکا نیز باید بهای آن را بپردازند. در این وضعیت، جنگ و دیپلماسی دو مسیر جدا نیستند؛ هر حمله یا تهدید، بخشی از چانه‌زنی بر سر متن توافق است.

توافق موقت دقیقا بر سر چه چیزهایی است؟

اکسیوس در گزارش اختصاصی خود نوشته است که آمریکا، ایران و عمان به یک توافق موقت نزدیک شده‌اند و واشنگتن امیدوار است آن را به‌سرعت اعلام کند. جزئیات این توافق هنوز نهایی نیست، اما گزارش‌های موجود نشان می‌دهند که توافق احتمالی بسیار بزرگ‌تر از تعیین دو خط کشتیرانی در هرمز است.

در یک سوی توافق، ایران باید مسیر عبور کشتی‌ها را باز کند و محدودیت‌ها یا حملات علیه شناورهای تجاری متوقف شود. طرح گسترده‌تر همچنین خواهان توقف حملات نیروهای همسو با ایران در عراق علیه پایگاه‌های آمریکا، کشورهای عربی خلیج فارس و اردن است. این یعنی توافق از جغرافیای تنگه هرمز عبور کرده و چند میدان درگیری را به یکدیگر متصل می‌کند.

در سوی دیگر، آمریکا باید حملات خود را متوقف کند، محاصره دریایی ایران را پایان دهد و امکان صادرات نفت ایران را فراهم سازد. برای تهران، این بخش صرفا امتیازی اقتصادی نیست. رفع محاصره و بازگشت صادرات نفت می‌تواند به‌عنوان پذیرش ناکامی واشنگتن در وادارکردن ایران به تسلیم کامل تبلیغ شود. برای ترامپ هم بازگشایی تنگه هرمز دستاوردی است که می‌تواند پایان یا دست‌کم مهار جنگ را با آن اعلام کند.

اما کار به این آسانی هم نیست. هر دو طرف با مشکل اجرا روبه‌رو هستند. آمریکا می‌تواند به نیروهای خود فرمان توقف حمله بدهد و محدودیت دریایی را بردارد. دولت ایران هم می‌تواند در سطح رسمی توافق را بپذیرد. ولی آیا آمریکا می‌تواند جلوی اسرائیل و تحرکاتش را بگیرد و مهار آن کشور را هم تضمین کند؟ آیا تهران می‌تواند به تمام گروه‌های مسلح عراقی دستور توقف حمله بدهد؟ جایگاه حوثی‌های یمن که اهداف و اختلاف‌های مستقلی با عربستان دارند، در این توافق چیست؟

یک حمله به لبنان، یک ترور در تهران، یک حادثه دریایی، حمله پهپادی یا برخورد با کشتی می‌تواند بلافاصله به نقض عمدی توافق تعبیر شود. بدون خط تماس اضطراری، سازوکار تحقیق و زمان مشخص برای تعیین مسئولیت، توافق جدید هم می‌تواند به سرنوشت آتش‌بس‌های قبلی دچار شود.

امضای توافق به معنای بازگشت کشتی‌ها نیست

حتی اگر توافق همین هفته اعلام شود، تجارت دریایی فورا به وضعیت عادی بازنمی‌گردد. شرکت‌های کشتیرانی پیش از اعزام کشتی باید از امنیت مسیر مطمئن شوند. بیمه‌گران باید حق بیمه جنگ را کاهش دهند، دولت‌های صاحب پرچم هشدارهای دریایی خود را اصلاح کنند و مالکان کشتی باید باور کنند آتش‌بس بیش از چند روز دوام خواهد داشت.

پاک‌سازی یا تایید نبود مین، تعیین مسیرهای امن، هماهنگی میان نیروهای عمان و ایران و اطلاع‌رسانی دقیق به کشتی‌ها هم زمان می‌برد. علاوه بر این، تعداد زیادی نفتکش و کشتی فله‌بر در بیرون یا درون خلیج فارس منتظر مانده‌اند. بازگشت آن‌ها باید مرحله‌بندی شود تا در گلوگاه باریک هرمز تراکم خطرناک ایجاد نشود.

بنابراین معیار موفقیت توافق، کنفرانس خبری ترامپ یا اعلامیه وزارت خارجه ایران نیست. آزمون واقعی زمانی آغاز می‌شود که نخستین کشتی بدون اسکورت نظامی عبور کند، بیمه‌گران نرخ‌ها را پایین بیاورند و این روند چند هفته بدون تنش و حادثه جدید ادامه یابد.

توافق موقت می‌تواند وقوع فوری جنگ را تا حدی مهار کند، اما هنوز معلوم نیست تنگه هرمز را به وضع پیش از جنگ بازمی‌گرداند یا نظم تازه‌ای می‌سازد که در آن ایران نقشی رسمی‌تر در مدیریت عبور و مرور دارد. پاسخ این پرسش نه فقط آینده روابط تهران و واشنگتن، بلکه امنیت انرژی، جایگاه دولت‌های عرب خلیج فارس و قواعد عبور از آبراه‌های بین‌المللی را تحت تاثیر قرار خواهد داد.

در همین زمینه:

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.