ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

نه به اعدام؛ از اعتصاب زندانیان تا مطالبه‌ای اجتماعی

زهرا باقری‌شاد ـ اعتصاب غذای شانزده‌روزه زندانیان قزل‌حصار، که با وعده توقف موقت اجرای برخی احکام اعدام پایان یافت، فقط اعتراضی به چند حکم مشخص نبود؛ نشانه‌ای بود از گسترش مطالبه «نه به اعدام» در میان آسیب‌پذیرترین گروه‌های جامعه. در گفت‌وگو با علی کلایی، روزنامه‌نگار و فعال حقوق بشر، و نسیم مقرب صحرا، پژوهشگر حقوق زنان، بررسی می‌کنیم که چگونه مخالفت با مجازات اعدام به تدریج در جامعه ایران ریشه دوانده و چرا این مجازات بیش از همه دامنگیر فقیرترین و آسیب‌پذیرترین گروه‌های اجتماعی می‌شود.

این روزها مسئله اعدام، و بهتر است بگویم گفتمان «نه به اعدام» در ایران پررنگ شده؛ دست‌کم می‌شود گفت که نسبت به گذشته بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. هفته پیش، گروهی از مردم در اصفهان در اعتراض به اعدام دو نفر از بازداشت‌شدگان دی‌ماه دست به تجمع زدند و نفس شکل‌گیری چنین تجمعی در مخالفت با اعدام در ایران بسیار مهم بود. با این همه، شاید بشود گفت که تا به حال مهم‌ترین اعتراض‌ها و واکنش‌ها به اعدام را خود زندانیان در ایران شکل داده‌اند.

«سه‌شنبه‌های نه به اعدام» که بیش از یک سال است در زندان‌های ایران شکل گرفته و تداوم داشته، از مهم‌ترین حرکت‌های اعتراضی بوده است. این اواخر هم زندانیان قزل‌حصار در اعتراض به اعدام اعتصاب غذا کردند. زندانیانی که از گروه‌های آسیب‌پذیرتر هستند و اغلب اعدام‌هایی که در این زندان اجرا می‌شوند، مربوط به زندانیانی است که به دلیل جرائم مرتبط با مواد مخدر یا قتل به اعدام محکوم شده‌اند؛ افرادی که از اقشار کم‌برخوردار و محروم جامعه هستند. این اعتصاب غذا البته بعد از شانزده روز با موفقیت به پایان رسید. در واقع، مسئولان و مقامات قضایی به زندانیان وعده دادند که تا زمان بازنگری درخواست‌ها، اجرای احکام اعدام زندانیان محکوم در پرونده‌های مرتبط با جرائم مواد مخدر در این زندان متوقف شود. زندانیان برای این اعتصاب هزینه بسیار پرداختند؛ در واقع از جان خود هزینه کردند و حال برخی از آنها بر اثر این اعتصاب غذا به قدری وخیم شد که نیازمند درمان شدند. این اعتصاب از ۲۲ تیرماه، در اعتراض به انتقال شش زندانی محکوم به اعدام در همین پرونده‌ها به سلول‌های انفرادی آغاز شده بود و زندانیان ویدئوهای متعددی از این اعتصاب‌ها ضبط کردند که در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی منتشر شد. در این ویدئوها، زندانیانی که در این اعتصاب به سر می‌بردند، حرف‌های تکان‌دهنده‌ای می‌زدند و پرسش‌های ساده اما مهمی را مطرح می‌کردند. مثلاً در ویدئویی که روز دوشنبه ۵ مرداد ۱۴۰۵ از زندان قزل‌حصار منتشر شد، یکی از زندانیان خطاب به مسئولان قضایی و زندان‌ها، نمایندگان مجلس، نهادهای حقوق بشری و مراجع مذهبی می‌گفت:

سؤال ما ساده است؛ چرا در برابر این وضعیت سکوت کرده‌اید؟ آیا پس از پانزده روز اعتصاب غذا هنوز زمان رسیدگی فرا نرسیده است؟ پیش از آن‌که دیر شود، صدای ما را بشنوید.

اعتصاب زندانیان واحد دو زندان قزل‌حصار در پی انتقال شش زندانی محکوم به اعدام در پرونده‌های مرتبط با جرائم مواد مخدر به سلول‌های انفرادی آغاز شده بود. زندانیان معترض از آن زمان با خودداری از دریافت جیره غذایی و برگزاری تحصن، خواستار توقف اجرای احکام اعدام بودند. شماری از آنان نیز در جریان این اعتراض‌ها، در اقدامی اعتراضی، لب‌های خود را دوختند. اما همان‌طور که اشاره کردم، زندانیان پس از دیدار با مسئولان زندان و مقام‌های قضایی به اعتصاب خود پایان دادند. این را شاید بتوانیم یک موفقیت در مطالبه زندانیان بدانیم و شاید هم یک قدم مهم در مسیر خواسته «نه به اعدام». قدمی که امیدواریم به قدم‌های بزرگ‌تر و گسترش مطالبه «نه به اعدام» در جامعه ایران منجر شود.

هرچند که این مطالبه سالهاست توسط فعالان سیاسی و فعالان حقوق بشر و حتی گروهی از متخصصان فقه در داخل ایران پیگیری شده است و امروز مشعل آن را زندانیان به دست گرفته‌ و روشن نگه داشته‌اند. علی کلایی، روزنامه‌نگار و فعال حقوق بشر دراینباره به رادیوزمانه می‌گوید که نباید تصور کنیم درباره "نه به اعدام" همیشه در همین نقطه از وضعیت تاریخی قرار داشته‌ایم. از ابتدای انقلاب، بحث مخالفت با اعدام مطرح بوده است. در همان زمان، در جریان بررسی لایحه قصاص، مخالفت‌ها با واکنش شدید و سنگین بنیان‌گذار نظام مواجه شد؛ حتی کار تقریباً به اعلام ارتداد برخی نیروهای سیاسی هم کشید. بنابراین، مخالفت با اعدام همواره هزینه بسیار سنگینی داشته است. به گفته او بعد از دوم خرداد هم می‌بینیم که پژوهشگرانی مانند عمادالدین باقی، حتی با وجود اینکه بحث را از منظر درون‌دینی مطرح می‌کردند، باز هم با واکنش شدید دستگاه قضایی و امنیتی مواجه شدند و با آنها برخورد شد. یعنی پرداختن به این موضوع همیشه پرهزینه بوده است اضافه می‌کند:

به همین دلیل، اتفاقی که امروز شاهد آن هستیم، اتفاقی بسیار مبارک، جدی و ارزشمند است. ما پیش از این، «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» را داشتیم؛ دست‌کم تا پیش از جنگ دوازده‌روزه. اعتراض خانواده‌های محکومان به اعدام و مخالفت آنها را هم شاهد بودیم. امروز هم می‌بینیم که این حرکت به درون زندان‌ها رسیده و زندانیان قزل‌حصار این همیاری و همراهی را شکل داده‌اند. یعنی مطالبه مخالفت با حکم اعدام، گام‌به‌گام در جامعه ایران ریشه دوانده، در لایه‌های مختلف اجتماعی نفوذ کرده و بخش‌های مختلف جامعه آرام‌آرام با این مطالبه همراه شده‌اند؛ این‌که مجازات اعدام، مجازاتی غیرانسانی است و باید برچیده شود و قوانین هم باید مجازات‌های دیگری را جایگزین آن کنند.

فایل صوتی گفت‌وگو با علی کلایی را بشنوید:

برای دیدن محتوای نقل شده از سایت دیگر، کوکی‌های آن سایت را بپذیرید

کوکی‌های سایت‌ دیگر برای دیدن محتوای آن سایت‌ حذف شود

کلایی تاکید می‌کند که البته در حوزه قانون‌گذاری هم تغییراتی رخ داده است:

برای مثال، در سال ۱۳۹۶ الحاق یک ماده به قانون مبارزه با مواد مخدر به تصویب مجلس و تأیید شورای نگهبان رسید که بر اساس آن، احکام اعدام شماری از متهمان جرائم مرتبط با مواد مخدر به حبس و جزای نقدی تبدیل شد. اخیراً هم مطلبی از خود ستاد مبارزه با مواد مخدر دیدم که از نهایی شدن اصلاحیه قانون مبارزه با مواد مخدر خبر می‌داد. حتی خبرگزاری مهر هم با تیتر «کاهش مجازات اعدام در جرائم مواد مخدر از هشت مورد به دو مورد» به این موضوع پرداخته بود. یعنی دست‌کم در حوزه جرائم مواد مخدر، خود حاکمیت هم تلاش می‌کند آمار اعدام‌ها را کاهش دهد. البته از سوی دیگر، بحث قصاص همچنان مطرح است و بخش قابل توجهی از آمار اعدام‌ها به همین حوزه مربوط می‌شود. یعنی در حالی که حاکمیت، دست‌کم در پرونده‌های مرتبط با مواد مخدر، به دلیل بالا بودن آمار اعدام‌ها و پیامدهای بین‌المللی آن، سعی کرده این آمار را کاهش دهد، همچنان با مسئله قصاص روبه‌رو هستیم.

این روزنامه‌نگار و فعال حقوق بشر با اشاره اینکه اتفاق بسیار مهمی رخ داده و آن هم ریشه دواندن مطالبه مخالفت با اعدام در لایه‌های مختلف اجتماعی است می‌گوید:

اما کار هنوز تمام نشده است. امروز به این موضوع فکر می‌کردم که فرض کنیم همین عزیزانی که اکنون با اعدام در پرونده‌های مواد مخدر مخالفت می‌کنند، اگر با پرونده‌های قصاص مواجه شوند، چه موضعی خواهند داشت؟ آیا مخالفت با اعدام برای آنها همه حوزه‌ها را در بر می‌گیرد یا فقط به برخی پرونده‌ها محدود می‌شود؟ به نظرم اینها پرسش‌هایی است که باید درباره‌شان بیشتر فکر کنیم.

به باور علی کلایی ما شاهد یک گام رو به جلو و مهم در زمینه مطالبه نه به اعدام هستیم، حتی در برخی تجمع‌های اعتراضی، از جمله تجمع بازنشستگان معترض به مشکلات معیشتی هم شعار «نه به اعدام» هم سر داده شده است. این یعنی گروه‌های مختلف اجتماعی، در موقعیت‌های گوناگون، از درون زندان تا بیرون از آن، با این مجازات غیرانسانی مخالفت می‌کنند. با اینهمه هنوز تا زمانی که این مطالبه در همه لایه‌های اجتماعی جا بیفتد و این باور شکل بگیرد که اعدام، در همه حوزه‌های اتهامی ــ چه جرائم مواد مخدر و چه قصاص ــ باید برچیده شود، راه درازی در پیش داریم و به نظر می‌رسد که همچنان باید کار اجتماعی بیشتری در این زمینه انجام شود.

تاثیر نابرابری‌های سیستم قضایی بر اعدام

اینکه ابتکار عمل در مطالبه "نه به اعدام" به دست زندانیان افتاده، فرصتی است تا شاید بتوانیم امیدوار باشیم که این گروه، یعنی آسیب‌پذیرترین افراد در برابر حکم اعدام، بتوانند با این اقدام‌های مهم و اثرگذار، توجه جامعه را به ضرورت مبارزه با مجازات اعدام جلب کنند؛ به‌ویژه در شرایطی که این حکم ناعادلانه، بیش از همه افراد متعلق به طبقات محروم اقتصادی را هدف قرار می‌دهد.  در یکی از ویدئوهایی که زندانیان قزل‌حصار در روزهای اعتصاب منتشر کردند، به این مسئله هم اشاره شده است؛ این‌که موقعیت اقتصادی افراد تا چه اندازه می‌تواند در آسیب‌پذیری آنها در برابر اعدام مؤثر باشد. روایت یکی از زندانیان دراینباره روایتی است بسیار ساده اما تکان‌دهنده، مخاطب آن مردم هستند و توجه مردم را به این مسئله جلب می‌کند که هر کسی ممکن است یک بار در زندگی مرتکب اشتباه بزرگی شود، اما هیچ‌کس سزاوار آن نیست که چنین حکم ناعادلانه‌ای درباره‌اش اجرا شود.

اشاره این زندانی به موقعیت آسیب‌پذیر اقتصادی افرادی که حکم اعدام گرفته‌اند، گویای واقعیتی است که علی کلایی در توضیح آن از مفهوم "نابرابری‌های جدی" استفاده می‌کند و تاکید دارد که برخی افراد برای مثال، زنان و اقلیت‌های جنسیتی معمولاً در مراحل تحقیق، بازجویی و فشارهایی که به آنها وارد می‌شود، با وضعیت دشوارتری نسبت به مردانی روبه‌رو هستند که در پرونده‌های عادی، مانند جرائم مرتبط با مواد مخدر یا قتل، قرار دارند.

از سوی دیگر به گفته این روزنامه‌نگار، نابرابری اقتصادی هم مسئله بسیار مهمی است. برای مثال یک زندانی که توان مالی دارد می‌تواند وکیل مجرب و کارآزموده‌ای انتخاب کند و هزینه‌های لازم را می‌پردازد؛ و حضور چنین وکیلی می‌تواند شانس بیشتری برای دفاع مؤثر از موکل خود داشته باشد. اما زندانی دیگری که چنین امکانی ندارد، پرونده‌اش به یک وکیل تسخیری سپرده می‌شود درحالیکه در بسیاری از موارد، نتیجه عملکرد وکیل تسخیری به سود متهمان نبوده است. کلایی می‌گوید:

این نابرابری‌ها و تبعیض‌ها متأسفانه در ساختار قضایی ما بسیار جدی هستند و گاه به صدور حکم اعدام هم منجر می‌شوند. تصور کنید زندانی‌ای که تحت فشار بازجویی و حتی شکنجه مجبور به اعتراف شده است؛ توان مالی هم نداشته که وکیل مناسبی انتخاب کند، برایش وکیل تسخیری تعیین شده، دادگاه حکم اعدام صادر کرده، در مرحله تجدیدنظر نیز همان وضعیت تکرار شده، حکم در دیوان عالی کشور تأیید شده و اکنون پرونده در آستانه اجرای حکم قرار دارد.

این نابرابری‌های جدی، چه از منظر جنسیتی و چه از منظر اقتصادی، واقعاً در حال وقوع هستند و سیستم قضایی ما نیز کمکی به برطرف کردن آنها نمی‌کند. به گفته کلایی، نظام قضایی در ایران با آنچه در جهان امروز به عنوان دادرسی عادلانه شناخته می‌شود ــ از جمله استقلال قوه قضاییه و دیگر اصول بنیادین یک دادرسی منصفانه ــ فاصله بسیار زیادی دارد و این مسئله کاملاً روشن و قابل مشاهده است.

فقر؛ چهره پنهان مجازات اعدام

در یکی از ویدئوهایی که از زندان قزل‌حصار به بیرون منتشر شده، یکی از زندانیانی که در حال ضبط صدا و توضیح دادن شرایط است، می‌گوید که بیشتر این جوانان از مناطق حاشیه‌نشین و فقیرنشین کشور هستند؛ کسانی که از روی فقر و نداری مرتکب جرمی شده‌اند که حتی از عواقب آن هم خبر نداشتند. او می‌گوید اکنون همه این جوانان از کرده خود پشیمان هستند و اضافه می‌کند که خواسته ما این است که صدایمان شنیده شود، در مجازاتمان تخفیف داده شود، بخشیده شویم و فرصت دوباره‌ای برای زندگی به ما داده شود. نسیم مقرب صحرا، فعال حقوق زنان که درباره اعدام پژوهش‌هایی انجام داده است دراینباره به رادیوزمانه می‌گوید:

در این صحبت یک نکته بسیار مهم وجود دارد و آن این است که این افراد به دلیل فقر در چنین شرایطی قرار گرفته‌اند. در واقع، یکی از مهم‌ترین استدلال‌ها علیه مجازات اعدام این است که این مجازات به شکلی نامتناسب، افراد فقیر را بیشتر هدف قرار می‌دهد. یعنی اگر شما فقیر باشید، احتمال اینکه زندگی‌تان با مجازات اعدام پایان پیدا کند، بیشتر است. این همان چیزی است که از آن با عنوان «جرم‌انگاری فقر» یاد می‌شود؛ مشکلی بسیار بزرگ که در بسیاری از کشورها، از جمله ایران، وجود دارد. این مسئله در ایران بسیار جدی است و لازم است بیش از پیش به آن پرداخته شود؛ به‌ویژه در شرایطی که متأسفانه جامعه ما روزبه‌روز فقیرتر می‌شود.

گفت‌وگو با نسیم مقرب صحرا را بشنوید:

برای دیدن محتوای نقل شده از سایت دیگر، کوکی‌های آن سایت را بپذیرید

کوکی‌های سایت‌ دیگر برای دیدن محتوای آن سایت‌ حذف شود

به گفته نسیم مقرب صحرا، فقر فقط یک وضعیت اقتصادی نیست بلکه مجموعه‌ای از پیامدها دارد. یکی از مهم‌ترین این پیامدها آن است که افراد برای تأمین معاش، ناچار وارد فعالیت‌هایی می‌شوند که پرخطر هستند و در عین حال جرم‌انگاری شده‌اند. در چنین شرایطی، نظام حقوقی و قضایی، به جای مواجهه با ریشه‌های فقر، پیامدهای آن را به موضوع مجازات تبدیل می‌کند؛ وضعیتی که امروز در ایران با آن روبه‌رو هستیم. موضوع مهم دیگری هم در کنار این مسئله وجود دارد و آن دسترسی نابرابر به عدالت است. نسیم مقرب می‌گوید:

هرچه فقیرتر باشید، دسترسی شما به عدالت کمتر می‌شود. برای مثال، امکان اینکه بتوانید یک وکیل مجرب انتخاب کنید تا از حقوق شما دفاع کند، بسیار محدودتر است. در نتیجه، احتمال اینکه شدیدترین مجازات‌ها برای شما صادر شود، بیشتر خواهد بود.

او تاکید می‌کند مسئله اصلی که امروز باید بر آن متمرکز شویم فقط این نیست که چه جرمی رخ داده یا چه مجازاتی تعیین شده است. مسئله این است که چگونه می‌توانیم از افرادی که درگیر فقر هستند حمایت کنیم و چگونه می‌توانیم با فقر مبارزه کنیم. در این معنا، مبارزه با اعدام در ایران، تا حد زیادی مبارزه با فقر است. ایجاد اشتغال، کاهش نابرابری و حمایت از افراد آسیب‌پذیر و به حاشیه رانده‌شده، در همه ابعاد، می‌تواند بخشی از مبارزه با اعدام باشد.

از همین نویسنده:

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.