ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

تهدید یک تمدن؛ آسیب میراث فرهنگی از جنگ

انیس رحمانی ـ جنگ تنها جان انسان‌ها و زیرساخت‌ها را هدف نمی‌گیرد؛ بلکه قادر است بخشی از حافظه تاریخی یک جامعه را برای همیشه از میان ببرد. در جنگ اخیر، ده‌ها بنای تاریخی، موزه و بخشی از میراث ناملموس ایران آسیب دیدند؛ از کاخ گلستان و چهل‌ستون تا لنج‌های سنتی جنوب. این گزارش ابعاد این خسارت‌ها را بررسی می‌کند و می‌پرسد قوانین بین‌المللی و سازوکارهای حفاظتی تا چه اندازه توانسته‌اند از میراث فرهنگی ایران در برابر جنگ محافظت کنند.

در حدود نیم قرن گذشته، ایران سه جنگ به خود دیده است: جنگ هشت‌ساله، جنگ ۱۲روزه و جنگ ۳۹روزه. در مورد جنگ آخر، باید حملات متمرکز بر جنوب کشور در روزهای پس از آتش‌بس و امضای تفاهم‌نامه موقت را نیز در نظر گرفت.

جنگ جان‌ها را می‌ستاند، خانه‌ها و آبادی‌ها را ویران می‌کند، به طبیعت، منابع آب، مراتع، جنگل‌ها و حیات‌وحش آسیب می‌زند و باز هم سیراب‌نشده، میراث فرهنگی را هدف قرار می‌دهد. کنوانسیون‌های مختلفی که در مجامع بین‌المللی برای حفاظت از میراث طبیعی و فرهنگی در جنگ‌ها تدوین شده‌اند، در عمل همیشه کارساز نیستند؛ به‌خصوص زمانی که یکی از طرف‌های جنگ، بی‌محابا و با زیر پا گذاشتن همان قوانینی که کشور خودش نیز آنها را پذیرفته است، تهدید به نابودی یک تمدن می‌کند.

در جنگ اخیر، رئیس‌جمهوری آمریکا دست‌کم دو بار، پشت تریبون و در برابر چشم جهانیان، ایران را به نابودی تمدنی تهدید کرد. شاید چنین به نظر برسد که این فقط یک تهدید بوده و هیچ‌گاه عملی نشده است. برای راستی‌آزمایی این گمان، ابتدا نگاهی می‌اندازیم به میزان آسیب واردشده به بناهای تاریخی و موزه‌ها و سپس خسارتی که میراث فرهنگی ناملموس ایران در نتیجه جنگ متحمل شده است؛ تا بتوان ارزیابی کرد که آیا تهدید ترامپ توخالی و پوچ بوده یا باید آن را جدی‌تر تلقی کرد.

میزان آسیب واردشده به بناهای تاریخی و موزه‌ها

بنا بر آمار منتشرشده از سوی وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، دست‌کم ۱۴۹ اثر تاریخی و موزه در ۲۰ استان کشور آسیب دیده‌اند. بیشترین خرابی‌ها مربوط به استان تهران با آسیب‌دیدگی ۷۰ اثر است و پس از آن، به‌ترتیب میزان تخریب، استان اصفهان با ۲۷ اثر، خوزستان با ۱۲ اثر، کرمانشاه با پنج اثر، لرستان با چهار اثر، قم با سه اثر و آذربایجان شرقی با دو اثر قرار دارند. در دیگر استان‌ها نیز تخریب‌هایی گزارش شده است.

از این میان، ۳۳ اثر بر اثر اصابت مستقیم به عرصه آنها تخریب شده‌اند، ۴۲ اثر در نتیجه اصابت به حریم سایت تاریخی و ۷۴ اثر نیز بر اثر موج انفجار آسیب دیده و در مواردی تخریب شده‌اند. بمباران‌ها به شش اثر ثبت جهانی ــ کاخ گلستان، میدان نقش‌جهان، مسجد جامع اصفهان، دره خرم‌آباد، مجموعه راه‌آهن سراسری ایران و مجموعه تاریخی چهل‌ستون، که باغ آن یکی از ۹ باغ ایرانی ثبت‌شده در فهرست جهانی است ــ هفت بافت تاریخی و ۵۴ موزه آسیب رسانده‌اند.

«اولین حمله به پایتخت، به پردیس حکومتی صورت گرفت که یکی از شاخص‌ترین بناهای تاریخی در نزدیکی آن قرار دارد. کاخ مرمر که در سال‌های اخیر به‌عنوان موزه هنر زیر نظر بنیاد مستضعفان فعالیت داشت، در حصار پردیس حکومتی قرار دارد.»

در این حمله، مجموعه کاخ گلستان تهران، مقر حکومت سلسله قاجار، آسیب جدی دید و تخت مرمر، یکی از باشکوه‌ترین بخش‌های این مجموعه، خسارت زیادی متحمل شد. اسکندر مختاری، متخصص و پژوهشگر میراث معماری، در گفت‌وگو با ایسنا درباره وسعت آسیب‌ها در مجموعه جهانی گلستان گفته است:

بیشترین آسیب در مجموعه گلستان به کاخ ابیض وارد شده که در مجاورت بنای دادگستری قرار دارد؛ تمام پنجره‌های آن آسیب دیده و چند جا از سقف آن سوراخ شده است. حدود ۷۰ درصد از بخش‌های پرکار اُرسی‌های تخت مرمر فروریخته است. آینه‌های سقف در بخش‌هایی که دارای قاب‌بندی بود، آسیب دیده، اما خود سازه دچار مشکل جدی نشده است. به‌نظر می‌رسد پرده‌هایی که در مقابل ایوان مرمر نصب شده، شدت موج را گرفته‌اند.

او درباره شمس‌العماره نیز گفته است:

در شمس‌العماره سقف ایوان آسیب دیده، قاب‌بندی آینه‌ها در تالار آن در طبقه همکف صدمه دیده است. تقریباً تمام بخش‌هایی که قاب‌بندی آینه تخت داشته‌اند، دچار ناپایداری شده‌اند یا بخش‌هایی از آنها فروریخته است یا در معرض ریزش قرار دارد.

در اصفهان، «کاخ چهل‌ستون شاید بیشترین خسارت را متحمل شده باشد. موج انفجار ناشی از اصابت بمب در نزدیکی این بنا، بخش‌هایی از آینه‌کاری ایوان را از جای خود جدا کرده است؛ بخش‌هایی از سقف چوبی نقاشی‌شده و زراندود تالار چهل‌ستون فروریخته است. پنجره‌های چوبی مشبک و شیشه‌های تالار اصلی نیز شکسته و قطعات آنها سراسر کف بنا را پوشانده است. تصاویر منتشرشده از نقاشی‌های دیواری باشکوه این کاخ، که صحنه‌های پذیرایی شاهان صفوی از سفیران خارجی در میانه قرن هفدهم را به تصویر می‌کشد، ترک‌ها و شکاف‌های عمیقی را نشان می‌دهد. خسارت‌های واردشده به کاخ عالی‌قاپو نیز هنوز به‌طور کامل ثبت و مستندسازی نشده است.» (مؤسسه مطالعات ایران و اوراسیا، ۶ تیر ۱۴۰۵)

بر اثر لرزش ناشی از اصابت موشک یا آن‌گونه که این روزها گفته می‌شود، «پرتابه»، تعدادی از کاشی‌های مسجد امام ــ مسجد شاه در دوره قاجار و پهلوی و مسجد جامع عباسی در دوران صفویه ــ در میدان تاریخی نقش‌جهان فروریخته است.

در استان لرستان نیز حریم قلعه تاریخی فلک‌الافلاک در اثر حمله آسیب دید. بنا بر اعلام میراث فرهنگی استان، «در حمله به عرصه و حریم قلعه تاریخی فلک‌الافلاک در خرم‌آباد، شماری از بناها و فضاهای این مجموعه تاریخی، از جمله موزه باستان‌شناسی و موزه مردم‌شناسی مستقر در قلعه، دچار خسارت‌های جدی شد. همچنین بناهایی از جمله سربازخانه، باشگاه افسران، ساختمان هنگ و برخی فضاهای تاریخی پیرامونی آن در اثر موج انفجار و اصابت، دچار آسیب شده‌اند.»

تخریب مادی بناها یک سوی قضیه است؛ سوی دیگر، آسیب به میراث ناملموس است. برای مثال، در تخریب کاخ گلستان، آینه‌کاری‌ها، نقاشی‌های روی شیشه و دیوار، سنگ‌تراشی‌ها، گره‌چینی‌ها و اُرسی‌های کاخ نیز آسیب دیده‌اند. هنر آینه‌کاری در فهرست جهانی میراث ناملموس ثبت شده است و آینه‌کاری کاخ گلستان عمری ۱۲۰ساله دارد. هنر آینه‌کاری از میان نرفته است، اما قدمت این آثار حتی در صورت مرمت بنا قابل جایگزینی نیست.

نمونه دیگر، از بین رفتن لنج‌های چوبی سنتی جنوب بر اثر بمباران‌های مکرر از اسفندماه تا پس از امضای تفاهم‌نامه است. لنج‌های چوبی نماد هویت تاریخی و فرهنگی هرمزگان و بخشی از میراث دریایی ایران هستند. در سال ۲۰۱۱، «دانش سنتی لنج‌سازی و دریانوردی با لنج در خلیج فارس» در یونسکو ثبت جهانی شد؛ ثبتی که بر ضرورت پاسداری و حفاظت از این میراث تأکید دارد. یونسکو پیش‌تر تغییر شیوه سنتی دریانوردی را از مهم‌ترین تهدیدهای این سنت دیرینه دانسته بود.

بنا بر گفته مدیرکل اقتصادی استانداری هرمزگان، حدود ۳۰ لنج چوبی از میان رفته‌اند. این لنج‌ها علاوه بر اینکه بخشی از میراث گذشته‌اند، از ابزارهای توسعه گردشگری در جنوب ایران نیز به شمار می‌روند؛ منطقه‌ای که جنگ صنعت گردشگری آن را هم به‌شدت آسیب زده است. خانه‌های سنتی خالی از گردشگر در قشم، نشانه آغاز دوباره فقری است در منطقه‌ای که در سال‌های اخیر اندکی روی توسعه و رفاه را دیده بود.

کنوانسیون ژنو و مسئله حفاظت از میراث تاریخی در جنگ

در ماده ۵۳ پروتکل اول و ماده ۱۶ پروتکل دوم الحاقی به کنوانسیون‌های ژنو، «اعمال هرگونه عمل خصمانه علیه آثار تاریخی، هنری و اماکن مذهبی که جزو میراث فرهنگی و معنوی مردم تلقی می‌شوند» ممنوع شده است.

کنوانسیون ۱۹۵۴ لاهه نیز نخستین معاهده بین‌المللی است که به‌طور ویژه حفاظت از میراث فرهنگی، شامل بناها، آثار باستانی، موزه‌ها و دیگر اموال فرهنگی، در زمان جنگ یا درگیری مسلحانه را در دستور کار قرار داده است. بر این اساس، کشورها موظف‌اند اموال فرهنگی موجود در سرزمین خود را شناسایی و برای حفاظت از آنها در شرایط جنگی برنامه‌ریزی کنند. همچنین با رعایت الزاماتی، از جمله پرهیز از استفاده نظامی از بناهای حفاظت‌شده و حریم آنها، باید به حفاظت پایدار از این آثار در زمان جنگ ــ چه درگیری داخلی و چه حمله یک کشور خارجی ــ کمک کنند.

این سند به‌طور مشخص از «اموال فرهنگی» سخن می‌گوید تا معنای حقوقی آن روشن باشد. در دهه‌های بعد و با رواج کنوانسیون‌های دیگر، اصطلاح «میراث فرهنگی» نیز رواج بیشتری یافت و حفاظت از آن در دستور کار قرار گرفت. یکی از نشانه‌های شناخته‌شده حفاظت از این میراث در زمان جنگ، علامت «سپر آبی» است که برای مشخص‌کردن اموال فرهنگی تحت حفاظت به کار می‌رود.

در دو جنگ اخیر، ایران، آمریکا و اسرائیل همگی در چارچوب‌هایی از حقوق بین‌المللی بشردوستانه تعهداتی دارند، اما آسیب واردشده به بناهای تاریخی ایران، بار دیگر مسئله کارآمدی این سازوکارهای حقوقی را مطرح کرده است.

ممکن است چنین به نظر برسد که این قواعد ضمانت اجرایی مؤثری ندارند و صرفاً تعهداتی اخلاقی و حقوقی‌اند که کشورهای عضو بر آنها تأکید کرده‌اند. با این حال، بررسی تاریخ جنگ‌های دیگر نشان می‌دهد که در مواردی امکان پیگیری حقوقی تخریب میراث فرهنگی وجود داشته است.

در اساسنامه دادگاه کیفری بین‌المللی (ICC)، حمله عامدانه به برخی بناهای فرهنگی و مذهبی می‌تواند، تحت شرایط مشخص، در شمار جنایات جنگی قرار گیرد. هرچند تاکنون پرونده‌های اندکی به این موضوع اختصاص یافته‌اند، سابقه محاکمه در این زمینه وجود دارد. یکی از شناخته‌شده‌ترین نمونه‌ها، پرونده تخریب بناهای فرهنگی در مالی است که به محکومیت یکی از عاملان آن در دادگاه کیفری بین‌المللی انجامید.

در دهه ۱۹۹۰ نیز تخریب پل موستار در بوسنی موضوع رسیدگی قضایی قرار گرفت. در جریان رسیدگی‌های بعدی، مسئله استفاده نظامی از این پل و مشروعیت هدف قرار دادن آن نیز محل مناقشه حقوقی بود.

اسرائیل و آمریکا در جریان جنگ، در موارد مختلف استفاده نظامی از مناطق یا زیرساخت‌های هدف‌گرفته‌شده را به‌عنوان توجیه حملات مطرح کرده‌اند. با این حال، درباره موزه‌ها و بناهای تاریخی ایران باید به‌طور مشخص بررسی شود که آیا شواهدی از استفاده نظامی از خود این اماکن وجود داشته است یا خیر.

در حمله به عرصه و حریم قلعه فلک‌الافلاک در خرم‌آباد، موزه‌های باستان‌شناسی و مردم‌شناسی مستقر در قلعه خسارت جدی دیدند و بناهایی از جمله سربازخانه، باشگاه افسران، ساختمان هنگ و برخی فضاهای تاریخی پیرامونی نیز بر اثر موج انفجار و اصابت آسیب دیدند.

این مکان تاریخی در مجاورت یک منطقه نظامی قرار دارد و بنا بر گفته استاندار لرستان، قرار بوده است در بهمن ۱۴۰۴، پس از جابه‌جایی پادگان، حریم قلعه آزاد شود. این مسئله نگرانی‌هایی را برای علاقه‌مندان میراث فرهنگی به وجود آورده است؛ زیرا با وجود افزایش خطر جنگ، به‌خصوص پس از فعال‌شدن مکانیسم ماشه و جنگ ۱۲روزه، منطقه نظامی از حریم قلعه دور نشده بود.

گرچه در دیگر نقاط تاریخی بمباران‌شده که در مجاورت پایگاه‌های نظامی هم نبوده‌اند، آثار تاریخی آسیب دیده‌اند، گفته مدیرکل ثبت حریم آثار و حفظ و احیای میراث معنوی و طبیعی نشان می‌دهد جابه‌جایی پایگاه‌های نظامی از محدوده‌های تاریخی به‌کندی پیش می‌رود:

خروج پایگاه‌های نظامی و انتظامی از همسایگی بناهای تاریخی از سال‌ها پیش در دستور کار است.

نباید از نظر دور داشت که اجرای حقوق بین‌الملل بشردوستانه در منازعات مختلف همواره یکسان نبوده است. برای مثال، در جریان حملات اسرائیل به لبنان، به ۳۹ بنای این کشور «حفاظت پیشرفته» اعطا شد، در حالی که واکنش نهادهای بین‌المللی به آسیب‌های واردشده به میراث فرهنگی ایران محدودتر بود. این تفاوت در واکنش‌ها پرسش‌هایی را درباره تأثیر ملاحظات سیاسی بر عملکرد نهادهای بین‌المللی مطرح می‌کند.

نقش «سپر آبی» در محافظت از میراث

سازمان بین‌المللی «سپر آبی» نهادی غیردولتی فعال در زمینه حفاظت از آثار تاریخی، موزه‌ها، کتابخانه‌ها، محوطه‌های باستانی و آرشیوها در شرایط بحرانی، بلایای طبیعی، جنگ و درگیری‌های مسلحانه است.

پس از آتش‌بس جنگ ۱۲روزه، کارشناسان میراث فرهنگی نسبت به نبود سیاست‌های مؤثر در ایران برای حفاظت از یادمان‌های تاریخی در شرایط درگیری مسلحانه هشدار دادند و اعلام کردند:

در سال‌های اخیر، تلاش‌هایی برای تشکیل کمیته ملی سپر آبی در ایران صورت گرفت. در دهه ۱۳۹۰ اقدامات اولیه‌ای آغاز شد و در سال ۱۳۹۸ جلسه‌ای رسمی با حضور مسئولان، از جمله دکتر طالبیان (معاون میراث فرهنگی وقت) و سفیر یونسکو برگزار شد. صورت‌جلسه امضا شد، اما متأسفانه پیگیری لازم ادامه نیافت. یکی از موانع مهم در این مسیر، مسائل حقوقی بود؛ چراکه طبق ساختار بین‌المللی سپر آبی، حتی افراد حقیقی و نهادهای غیردولتی نیز می‌توانند به تشکیل کمیته ملی در کشورها اقدام کنند.» (ایسنا، «ضرورت صیانت از آثار تاریخی در درگیری‌های مسلحانه»، ۲۶ تیر ۱۴۰۴)

اینکه گره حقوقی این مسئله دقیقاً کجاست، روشن نشده است؛ به‌خصوص اینکه افراد حقیقی نیز امکان اقدام در این زمینه را دارند و تشکیل چنین نهادی الزاماً محدود به دولت نیست. با این حال، به نظر می‌رسد بدون همکاری نهادهای مختلف و نیروهای مسلح، حل این مشکل امکان‌پذیر نباشد.

گفته‌های مدیرکل ثبت حریم آثار و حفظ و احیای میراث معنوی و طبیعی از نصب نماد حفاظت در بناهای تاریخی خبر می‌دهد. به گفته او، «نصب پرچم سفیدرنگ با نماد آبی یا همان سپر آبی در همه بناهای تاریخی به همت اداره‌های کل استانی» انجام شده است، اما «با این همه متأسفانه دیدیم که چه اتفاقی افتاد و حتی در تصاویر آرامگاه باباطاهر می‌بینید که با وجود نصب پرچم، حمله صورت گرفت و سازه آرامگاه آسیب دید.»

او همچنین گفته است: «پس از حادثه کاخ گلستان بود که به تمامی پایگاه‌های جهانی در ایران اعلام شد در تمام ۱۱۴ اثر تاریخی که در قالب ۲۹ پرونده جهانی ثبت شده‌اند، نصب "سپر آبی" را مورد توجه قرار دهند.»

موضوع فقط زیر پا گذاشتن قوانین بین‌المللی یا ضعف مدیریتی در حفاظت از آثار تاریخی نیست. مسئله این است که در جنگ اخیر، دولت آمریکا چندین بار به‌طور رسمی و علنی ایران را به نابودی تمدنی تهدید کرد.

ایران، آمریکا و اسرائیل همگی عضو کنوانسیون ۱۹۵۴ لاهه هستند. آمریکا پروتکل دوم ۱۹۹۹ را نپذیرفته است. این پروتکل برای تقویت حفاظت از اموال فرهنگی در درگیری‌های مسلحانه تدوین شد و سازوکار «حفاظت تقویت‌شده» و مقررات کیفری دقیق‌تری را پیش‌بینی می‌کند.

یونسکو در واکنش به تخریب آثار تاریخی و فرهنگی ایران «نگرانی عمیق» خود را اعلام کرد، اما از محکوم‌کردن صریح حملات خودداری کرد. منتقدان این نوع واکنش را نشانه محدودیت نهادهای بین‌المللی در برابر قدرت‌های نظامی بزرگ می‌دانند. در جنگ‌های دیگری مانند عراق، سوریه و لیبی نیز میزان توانایی نهادهای بین‌المللی برای جلوگیری از تخریب میراث فرهنگی محل بحث بوده است.

اینجاست که حفاظت از میراث فرهنگی، علاوه بر سازوکارهای حقوقی، به رفتار طرف‌های درگیر در جنگ نیز وابسته می‌شود؛ مسئله‌ای که در جنگ اخیر، با تهدید به نابودی تمدنی و آسیب به آثار تاریخی، ابعادی جدی‌تر پیدا کرده است.

بیشتر بخوانید:

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.