در ۱۵ آگست ۲۰۲۶، ما به خیابان میآییم
پرویزشاه صافی ـ ما در ۱۵ آگست به خیابان میآییم؛ نه برای انتقام، بلکه برای عدالت؛ نه برای گسترش نفرت، بلکه برای دفاع از کرامت انسانی؛ نه برای تداوم جنگ، بلکه برای یادآوری این حقیقت که هیچ حکومتی نمیتواند با حذف زنان، خاموش کردن رسانهها، سرکوب اندیشه و انکار حقوق اساسی انسانها، آیندهای پایدار برای یک ملت بسازد.

زنان برقعپوش افغان در مزار شریف در ۱۲ آگوست ۲۰۲۳ با در دست داشتن پلاکاردهایی برای حق تحصیل خود اعتراض میکنند. عکس از عاطف آریان / AFP)

پنج سال از روزی میگذرد که افغانستان در یکی از تلخترین و سرنوشتسازترین لحظات تاریخ معاصر خود فرو رفت. ۱۵ آگست ۲۰۲۱ تنها روز سقوط یک حکومت نبود؛ روزی بود که میلیونها شهروند افغانستان آزادی، امنیت، امید و آینده خود را از دست دادند. روزی که با ورود طالبان به کابل، کشوری که با همه ضعفها و فساد ساختاریاش، هنوز امکان آموزش، فعالیت رسانههای آزاد، مشارکت سیاسی و حضور زنان در جامعه را فراهم میکرد، جای خود را به حکومتی داد که بر پایه حذف، سرکوب و انحصار قدرت بنا شده است.
امروز، پنج سال پس از آن واقعه، طالبان این روز را «روز پیروزی» مینامند؛ اما برای میلیونها افغان، ۱۵ آگست روز آغاز یک فاجعه ملی است. این دو روایت تنها بیانگر اختلاف در برداشت از تاریخ نیستند، بلکه بازتاب دو نگاه کاملاً متفاوت به مفهوم حکومت، آزادی و کرامت انسانیاند.
طالبان از پایان حضور نظامی آمریکا سخن میگویند، اما از میلیونها دختری که از حق آموزش محروم شدهاند، سخنی نمیگویند. از هزاران زن متخصصی که از محل کار خود حذف شدهاند، حرفی نمیزنند؛ از روزنامهنگارانی که مجبور به سکوت یا تبعید شدهاند، از فعالان مدنی که زندانی یا ناپدید شدهاند، از هنرمندانی که آثارشان سانسور شده و از اقلیتهایی که زیر سایه تبعیض و ترس زندگی میکنند، چیزی نمیگویند.
آیا میتوان حکومتی را پیروز دانست که نیمی از جمعیت کشور را از ابتداییترین حقوق انسانی محروم کرده است؟ آیا میتوان از استقلال سخن گفت، وقتی شهروندان یک کشور از آزادی اندیشه، آزادی بیان، حق انتخاب و حق مشارکت در سرنوشت خود محروماند؟
افغانستان امروز، اگرچه دیگر میدان جنگی گسترده نیست، همچنان درگیر بحرانی عمیقتر است: بحران خاموش نابودی سرمایه انسانی. دانشگاههایی که روزگاری محل امید نسل جوان بودند، به محیطهایی محدود و کنترلشده تبدیل شدهاند. مدارس دخترانه بسته ماندهاند. اقتصاد کشور در رکود، فقر و وابستگی گرفتار است. میلیونها نفر برای تأمین ابتداییترین نیازهای زندگی به کمکهای بشردوستانه وابستهاند و صدها هزار شهروند ناچار شدهاند خانه و سرزمین خود را ترک کنند.
طالبان تلاش میکنند ۱۵ آگست را جشن بگیرند؛ اما هیچ جشنی نمیتواند اشک مادری را که دخترش از تحصیل محروم شده است، پنهان کند. هیچ مراسمی نمیتواند خاطره مردمی را که در فرودگاه کابل برای نجات جان خود به هواپیماها پناه بردند، از حافظه تاریخ پاک کند. هیچ پرچمی نمیتواند جای خالی آزادی را پر کند.
اما مسئولیت این فاجعه تنها بر دوش طالبان نیست. جامعه جهانی نیز در برابر مردم افغانستان مسئول است. خروج شتابزده نیروهای بینالمللی، فروپاشی ساختارهای دولتی و رها کردن میلیونها شهروندی که سالها به وعدههای حمایت و همکاری اعتماد کرده بودند، زخمی عمیق بر وجدان جهانی بر جای گذاشت. افغانستان نباید به پروندهای فراموششده در سیاست بینالملل تبدیل شود.
به همین دلیل، ۱۵ آگست نباید تنها روز عزاداری باشد؛ بلکه باید روز بیداری، همبستگی و مطالبهگری مدنی باشد. این روز باید به نمادی جهانی برای دفاع از مردم افغانستان تبدیل شود؛ روزی که صدای زنان محروم از آموزش، روزنامهنگاران خاموششده، فعالان حقوق بشر، خانوادههای قربانیان، مهاجران و میلیونها شهروند بیصدا در خیابانهای جهان شنیده شود.
حضور در تجمعهای مسالمتآمیز تنها یک حرکت نمادین نیست، بلکه اعلام این حقیقت است که مردم افغانستان تسلیم فراموشی نخواهند شد. سکوت، بزرگترین هدیه به استبداد است. هر قدمی که در دفاع از آزادی برداشته میشود، هر پلاکاردی که عدالت را مطالبه میکند و هر صدایی که از حقوق بشر دفاع میکند، پیامی روشن به طالبان و جامعه جهانی است: افغانستان هنوز زنده است و مردم آن حق دارند درباره آینده خود تصمیم بگیرند.
ما در ۱۵ آگست به خیابان میآییم؛ نه برای انتقام، بلکه برای عدالت؛ نه برای گسترش نفرت، بلکه برای دفاع از کرامت انسانی؛ نه برای تداوم جنگ، بلکه برای یادآوری این حقیقت که هیچ حکومتی نمیتواند با حذف زنان، خاموش کردن رسانهها، سرکوب اندیشه و انکار حقوق اساسی انسانها، آیندهای پایدار برای یک ملت بسازد.
پنج سال گذشته است، اما رنج مردم افغانستان پایان نیافته است. اگر امروز سکوت کنیم، فردا تاریخ از ما خواهد پرسید که در برابر محرومیت میلیونها انسان از آزادی، آموزش و امید چه کردیم؟
۱۵ آگست نباید روز جشن قدرت باشد؛ باید روز همبستگی با قربانیان، روز دفاع از آزادی، روز مطالبه عدالت و روزی برای زنده نگهداشتن حافظه تاریخی افغانستان باشد. زیرا ملتهایی که گذشته خود را فراموش میکنند، بار دیگر ناچار خواهند شد همان رنج را تکرار کنند.
و ما نمیخواهیم افغانستان بار دیگر قربانی فراموشی جهان شود.




نظرها
نظری وجود ندارد.