تب «عناصر خاکی کمیاب» در برزیل؛ هزینه پنهان گذار سبز
برزیل بر یکی از بزرگترین ذخایر عناصر خاکی کمیاب جهان نشسته است؛ موادی حیاتی برای خودروهای برقی، توربینهای بادی و فناوریهای کمکربن. هجوم تازه برای استخراج این منابع اما پرسشی اساسی پیش میکشد: آیا گذار سبز جهان میتواند به بهای تخریب محیط زیست و تکرار الگوی استخراج منابع از جنوب جهانی تمام شود؟

BELO HORIZONTE، MINAS GERAIS / برزیل - ۸اوت۲۰۱۷: یک گودال معدنی در ناحیه غربی شهرداری نوا لیما از مسیر پیادهروی پارک Serra do Curral (Curral Ridge) در منطقه Mangabeiras دیده میشود. منبع: shutterstock
برزیل در حال تبدیل شدن به یکی از کانونهای رقابت جهانی بر سر «عناصر خاکی کمیاب» است؛ گروهی از مواد معدنی که برای ساخت خودروهای برقی، توربینهای بادی، تلفنهای هوشمند و بسیاری از فناوریهای پیشرفته ضروریاند. این کشور پس از چین دومین ذخایر بزرگ شناختهشده این عناصر را در اختیار دارد و سرمایهگذاران خارجی با سرعتی کمسابقه برای دسترسی به آنها وارد میدان شدهاند. اما در پس وعدههای «اقتصاد سبز»، پرسشی قدیمی دوباره مطرح شده است: هزینه زیستمحیطی استخراج مواد لازم برای نجات اقلیم را چه کسانی خواهند پرداخت؟
تحقیق مشترک آسوشیتدپرس و رسانه برزیلی Repórter Brasil نشان میدهد که رقابت برای عناصر خاکی کمیاب در برزیل طی سه سال گذشته بهشدت افزایش یافته است. بررسی همه درخواستهای ثبتشده در آژانس ملی معدن برزیل تا ژوئن ۲۰۲۶ نشان میدهد بیش از ۸۶ درصد درخواستهای اکتشاف موجود در سه سال گذشته ثبت شدهاند. فقط در شش ماه نخست سال جاری ۲۶۸ درخواست تازه ارائه شده است.
از مجموع ۲۷۲۷ درخواست اکتشاف عناصر خاکی کمیاب، حدود ۴۲ درصد را شرکتهای معدنی خارجی یا شرکتهای برزیلی دارای سرمایهگذار خارجی ثبت کردهاند. از میان ۲۰ شرکتی که بیشترین درخواست را دارند نیز ۱۱ شرکت از سرمایه خارجی برخوردارند؛ عمدتاً از استرالیا، ایالات متحده و کانادا.
آنچه در برزیل جریان دارد، بنابراین تنها یک رونق معدنی نیست؛ بخشی از تلاش قدرتهای جهانی برای بازآرایی زنجیره تأمین مواد معدنی استراتژیک است.
فرار از وابستگی به چین
«عناصر خاکی کمیاب» نام گروهی شامل ۱۷ عنصر فلزی است. برخلاف نامشان، الزاماً در طبیعت بسیار نادر نیستند؛ دشواری اصلی در یافتن ذخایری است که استخراج و جداسازی آنها از نظر اقتصادی مقرونبهصرفه باشد.
اهمیت این عناصر با گذار جهانی به انرژیهای کمکربن افزایش یافته است. نئودیمیوم، پراسئودیمیوم، تربیوم و دیسپروزیوم، برای مثال، در تولید آهنرباهای دائمی قدرتمندی استفاده میشوند که در موتور خودروهای برقی و توربینهای بادی کاربرد دارند. عناصر خاکی کمیاب همچنین در صنایع الکترونیک، مخابرات و صنایع دفاعی اهمیت استراتژیک دارند.
مشکل برای کشورهای غربی این است که چین همچنان موقعیت مسلطی در زنجیره جهانی این مواد، بهویژه در فرآوری و جداسازی، دارد. تلاش برای کاهش این وابستگی، برزیل را به گزینهای جذاب تبدیل کرده است.
بر اساس ارزیابی سازمان زمینشناسی برزیل، این کشور حدود ۲۱ میلیون تن منابع عناصر خاکی کمیاب در اختیار دارد و از نظر ذخایر شناختهشده در جایگاهی پس از چین قرار میگیرد. با وجود این ظرفیت عظیم، تولید صنعتی برزیل هنوز بسیار محدود است. معدن «سرا ورده» در ایالت گوییاس نخستین و در حال حاضر تنها تولیدکننده تجاری عناصر خاکی کمیاب این کشور است.
اهمیت این معدن در رقابت ژئوپولیتیکی تازه نیز آشکار شده است. نهاد رقابت برزیل در ماه مه اعلام کرد در حال بررسی توافق میان Serra Verde و شرکت آمریکایی USA Rare Earth است؛ توافقی که بخشی از ایجاد یک زنجیره چندملیتی «از معدن تا آهنربا» در برزیل، آمریکا، فرانسه و بریتانیا محسوب میشود.
معدن سبز، پیامدهای نهچندان سبز
اما نقشه معادن احتمالی برزیل با نقشه برخی از حساسترین مناطق زیستمحیطی و سرزمینهای جوامع بومی این کشور تلاقی پیدا میکند.
تحقیق AP و Repórter Brasil نشان داده است که حدود یکچهارم پروژههای مورد بررسی در نزدیکی مناطق حفاظتشده یا سرزمینهای بومی قرار دارند. برخی درخواستهای اکتشاف نیز به مناطقی در آمازون نزدیک شدهاند. همین موضوع نگرانی جوامع بومی و فعالان محیط زیست را افزایش داده است.
استخراج عناصر خاکی کمیاب، بسته به نوع ذخیره و فناوری مورد استفاده، میتواند با تخریب پوشش گیاهی، مصرف و آلودگی آب و تولید پسماندهای معدنی همراه باشد. در برخی ذخایر نیز وجود عناصر رادیواکتیو طبیعی در سنگ معدن، مدیریت پسماند را پیچیدهتر میکند.
اینجا تناقض گذار سبز آشکار میشود. فناوریهایی که قرار است انتشار گازهای گلخانهای را کاهش دهند، خود به زنجیرهای از استخراج مواد خام وابستهاند. یک توربین بادی ممکن است هنگام تولید برق کربن بسیار کمتری منتشر کند، اما مواد اولیه آهنربای درون آن باید جایی استخراج و فرآوری شده باشند.
به این ترتیب، گذار از نفت و زغالسنگ لزوماً به معنای گذار از اقتصاد استخراجی نیست؛ ممکن است فقط نوع مادهای را که جهان استخراج میکند تغییر دهد.
این نگرانی در برزیل اهمیت ویژهای دارد. کشوری که بخش بزرگی از اعتبار بینالمللی خود در سیاست اقلیمی را بر حفاظت از آمازون بنا کرده، اکنون همزمان با فشار برای بهرهبرداری سریعتر از ذخایر مواد معدنی استراتژیک مواجه است.
چه کسی از ثروت زیر خاک سود میبرد؟
بحث فقط محیط زیستی نیست. پرسش دیگری در برزیل شکل گرفته است: آیا این کشور قرار است بار دیگر مواد خام خود را استخراج و صادر کند و بخش اصلی ارزش افزوده در کشورهای صنعتی ایجاد شود؟
برزیل ذخایر عظیمی دارد، اما استخراج سنگ معدن تنها نخستین مرحله یک زنجیره پیچیده است. جداسازی عناصر، پالایش، تولید آلیاژ و ساخت آهنرباهای دائمی بخشهایی هستند که فناوری پیشرفتهتر و ارزش اقتصادی بسیار بیشتری دارند.
کارشناسان مؤسسه تحقیقات انرژی و هستهای برزیل نیز تأکید کردهاند که داشتن ذخایر معدنی بهتنهایی کافی نیست و کشور برای ایجاد یک صنعت واقعی عناصر خاکی کمیاب باید فناوری جداسازی و پالایش و سپس تولید آهنرباهای دائمی را توسعه دهد.
به همین دلیل در برزیل بحث درباره «حاکمیت معدنی» بالا گرفته است. برخی قانونگذاران خواهان مقرراتی هستند که شرکتهای خارجی را به انتقال فناوری و انجام بخش بیشتری از فرآوری در داخل کشور ملزم کند؛ رویکردی که میخواهد مانع تکرار الگوی تاریخی صادرات مواد خام و واردات محصولات گرانقیمت شود.
دولت نیز در تلاش است زنجیره داخلی را توسعه دهد. برنامههایی برای توسعه فناوری جداسازی اکسیدهای عناصر خاکی کمیاب، بازیافت، تولید آلیاژ و آهنرباهای دائمی در دست اجراست.
اما سرعت ورود سرمایه خارجی و رشد درخواستهای اکتشاف یک پرسش دیگر را پیش میکشد: آیا مقررات محیط زیستی و سازوکارهای مشورت با جوامع محلی میتوانند با همان سرعت حرکت کنند؟
برزیل اکنون در نقطهای قرار گرفته که سه نیروی بزرگ قرن بیستویکم به یکدیگر رسیدهاند: بحران اقلیمی، رقابت ژئوپولیتیکی و استخراج منابع طبیعی.
جهان برای ساخت خودروهای برقی، توربینهای بادی و شبکههای انرژی پاک به مواد معدنی بیشتری نیاز دارد. آمریکا و متحدانش نیز میخواهند وابستگی خود به چین را کاهش دهند. برزیل ذخایری دارد که میتواند بخشی از پاسخ هر دو مسئله باشد. این عوامل برای برزیل معمایی را ایجاد میکنند که باید به بهترین وجه حلش کند.
پرسش دشوار این است: اگر گذار سبز به گسترش معدنکاری در نزدیکی جنگلها و سرزمینهای بومی، آلودگی آب و تکرار الگوی استخراج مواد خام از جنوب جهانی منجر شود، آیا میتوان اقتصادی را «سبز» نامید اگر هزینه سبزشدن آن به محیط زیست و جوامعی منتقل شود که مواد اولیه این گذار از سرزمین آنها استخراج میشود؟




نظرها
نظری وجود ندارد.