عربستان و طوفان در بابالمندب
با وجود پیشروی حوثیها تا نزدیکیهای بابالمندب، ریاض تاکنون از سطح بمبارانهای محدود فراتر نرفته و از مبادرت به عملیات هوایی گسترده یا درگیری مستقیم زمینی خودداری کرده است. در مورد این خودداری چه دلایلی وجود دارد؟ در یمن چه میگذرد و رخدادها در این کشور جنگزده در چه مسیری پیش میروند؟

حمعی از رزندگان حوثی، صنعا، ۱۰ سپامبر ۲۰۲۶ (عکس از AFP)
پیشروی برقآسا و تسخیر بندر استراتژیک المخا در نوار ساحلی غرب یمن از سوی نیروهای جنبش انصارالله (حوثیها)، صحنه نبرد یمن را از یک بحران فرسایشی داخلی به کانون رویارویی بینالمللی بر سر امنیت شریانهای حیاتی جهان تبدیل کرده است.
این رخداد با تلفات انسانی سنگین—بیش از ۱۰۰۰ کشته و زخمی و آوارگی دهها هزار غیرنظامی در استانهای تعز و الحدیده—خطوط تماس نظامی را مستقیماً به مجاورت گلوگاه راهبردی تنگه بابالمندب و جزیره کلیدی پریم (میّون) رسانده است.
اهمیت ژئوپلیتیکی بندر المخا
بندر تاریخی المخا که در سدههای گذشته نامش با تجارت بینالمللی قهوه پیوند خورده بود، در جغرافیای راهبردی معاصر نقشی بیبدیل دارد:
این شهر در فاصله تقریبی ۸۰ کیلومتری شمال تنگه بابالمندب −معبری که دریای سرخ را به خلیج عدن و اقیانوس هند پیوند میدهد− واقع شده است. در سال ۲۰۱۷، ائتلافی به رهبری عربستان سعودی و امارات طی عملیات «پیکان طلایی» حوثیها را از المخا بیرون راندند. پس از آن، این بندر با سرمایهگذاری سنگین امارات (از جمله ساخت باند فرودگاه بینالمللی و بیمارستانهای تخصصی) به مرکز فرماندهی و پایگاه اصلی سرتیپ طارق صالح و «نیروهای مقاومت ملی» (حراس الجمهوریة) بدل شد.
تشدید تنشهای منطقهای و فشار نظامی مضاعف در جبهه ساحل غربی، سرانجام خطوط دفاعی نیروهای وفادار به دولت یمن را که مورد حمایت عربستان است، در هم شکست و انصارالله بار دیگر کنترل این شهر ساحلی را در دست گرفت.
تنگه بابالمندب را جزیره صخرهای پریم (میّون) به دو کانال شرقی (تنگه باب اسکندر به عرض ۳ کیلومتر) و غربی (دقة المَیّون به عرض ۲۵ کیلومتر برای عبور شناورهای تجاری بینالمللی) تقسیم کرده است. پایگاه هوایی و راداری مدرنی که توسط امارات در جزیره پریم احداث شده و برای تأمین سوخت و آذوقه به تأسیسات المخا وابسته است، اکنون در محاصره عملیاتی قرار گرفته است.
حضور حوثیها در ساحل ذباب، امکان دیدهبانی چشمی، پایش راداری حرارتی و شلیک راکتها و موشکهای هدایتپذیر به سوی هرگونه تحرک هوایی یا دریایی در کانالهای تنگه را مهیا کرده است.
به این ترتیب تهدید حوثیها از یک نیروی موشکپران از عمق صعده و صنعا به نیرویی تیدیل شده که مستقیم در لبه آبراه در کمین نشسته است. از تأثیرات این امر میتواند جهش هزینههای بیمه دریایی و اجبار ناوگانها به دور زدن آفریقا از مسیر دماغه امید نیک باشد.
معمای خویشتنداری عربستان سعودی
با وجود پیشروی حوثیها تا نزدیکیهای بابالمندب، ریاض تاکنون از سطح بمبارانهای محدود فراتر نرفته و از مبادرت به عملیات هوایی گسترده یا درگیری مستقیم زمینی خودداری کرده است.
اکنون یک محور گزارشهای تحلیلی درباره اوضاع یمن بررسی علت خویشتنداری عربستان است. در توضیح سیاست محتاطانه عربستان در قبال وقایع یمن عمدتاً سه عامل ذکر میشود:
نخست اینکه اولویت مطلق ریاض جذب سرمایه و اجرای کلانپروژههایی مانند نئوم (NEOM) است. ورود دوباره به جنگی مستقیم، شهرهای عربستان و تأسیسات نفتی آرامکو را در معرض موشکباران تلافیجویانه قرار میدهد.
افزون بر این گفته میشود ریاض شاید ترجیح دهد از طریق مجاری دیپلماتیک با تهران تنشها را مدیریت کند تا از فروپاشی روند عادیسازی روابط منطقهای جلوگیری نماید.
این نکته هم در برخی تحلیلها ذکر میشود که عربستان تمایلی ندارد به عنوان نیروی پیادهنظام یک کارزار پرهزینه عمل کند؛ از این رو مهار تهدید دریانوردی بینالمللی را به دوش ائتلافهای فرامنطقهای واگذار کرده است.
چشمانداز
اما مشخص نیست که آیا سیاست محتاطانه کنونی عربستان ادامه یابد.
این موضوع هم که عربستان کنار نشسته، دقیق نیست از این نظر که دو نیروی نظامیای که مقابل حوثیها ایستادهاند، هر دو از سوی ریاض پشتیبانی میشوند. یک نیرو ارتش دولت تحت حمایت ریاض است و دیگری نیروی زیر فرماندهی طارق محمد عبدالله صالح، برادرزاده علی عبدالله صالح (رئیسجمهور پیشین یمن) و در حال حاضر نایبرئیس شورای رهبری ریاستجمهوری یمن (دولت قانونی و مورد حمایت بینالمللی).
طارق صالح از ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۷ در اتحاد موقت با حوثیها بود. پس از آغاز جنگ داخلی، او همراه با عمویش در ائتلافی علیه دولت مستعفی (منصور هادی) با حوثیها (انصارالله) همراه شد و به عنوان فرمانده میدانی علیه ائتلاف سعودی جنگید در دسامبر ۲۰۱۷ و پس از فروپاشی اتحاد میان علی عبدالله صالح و حوثیها که به کشته شدن علی عبدالله صالح انجامید، طارق از صنعا گریخت. او سپس نیروهای مقاومت ملی یمن (قوات المقاومة الوطنیة) را پایهگذاری کرد؛ نیروهای تحت امر طارق صالح اگرچه ساختار مستقلی دارند، اما به عنوان بخشی از نیروهای مشترک همسو با ارتش دولت تحت حمایت عربستان یمن عمل میکنند.
طارق صالح در ابتدا روابط بسیار نزدیکی با امارات داشت، اما با کاهش نقش مستقیم امارات در یمن، عربستان سعودی مسئولیت کامل پشتیبانی، تأمین تسلیحات و پرداخت حقوق نیروهای مقاومت ملی تحت امر طارق صالح را بر عهده گرفت.
احتمال میرود ارتش و قوای طارق صالح در حال بازخوانی وضعیت و تدارک حمله وسیع به حوثیها به جای درگیریهای موضعی کنونی باشند. ممکن است جبهههای چندگانهای بگشایند تا حوثیها را مجبور به تقسیم قوا و عقبنشینی از ساحل کنند. همزمان احتمال میرود حملات هوایی گستردهای علیه حوثیها آغاز شود که آمریکا و عربستان از پیشبرندگان باشند.
در هر حال شوک ناشی از پیشروی حوثیها تأثیر خود را گذاشته و به تشدید بحران ناشی از انسداد تنگه هرمز انجامیده است.
اگر حمله به حوثیها از جمله با مشارکت فعال عربستان شدت گیرد، این خود نه به معنای کاهش بحران بلکه تشدید آن است. اینکه سرانجام چه خواهد شد، در هالهای از ابهام قرار دارد.




نظرها
نظری وجود ندارد.