ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

کارگران و مسئله دسترسی به درمان

سیاووش عباسی ـ بیمارستان دولتی تصویری است از آنچه که غلامحسین ساعدی در «آشغالدونی» توصیف می‌کند: درماندگی طبقه کارگری که کار می‌کند اما محروم از زندگی باکرامت است.

حالا دو هفته است که در اورژانس بیمارستان امام خمینی زندگی می‌کنند. شب‌ها روی یک تخت تک‌نفره می‌خوابند و روزها زن در یک صندلی کنار تخت می‌نشیند و خسته که می‌شود به راهروی بیرون اورژانس یا حیاط بیمارستان می‌رود. هردو جوانند و احتمالا زیر سی سال سن دارند. مرد اما تکیده شده و بیشتر از سنش به نظر می‌رسد. سرطان دارد و منتظر نوبت درمان و پس از آن انجام شیمی‌درمانی است. مدتی در بخش قلب بیمارستان او را نگه داشته‌اند و حالا چند روزی است که تختی در اورژانس به او داده‌اند.

همه زندگی‌شان همان یک تخت است. سرایدار یک ساختمان بوده‌اند و در اتاقی در پارکینگ همان ساختمان هم زندگی می‌کردند. وقتی فهمیدند مرد بیمار است به پیشنهاد همسایه‌‌ای به اینجا آمده‌اند به این امید که پس از چند روز برمی‌گردند سر خانه و کارشان در اتاق همان ساختمان. حالا اما بیشتر از دو ماه است که در بخش قلب و اورژانس بیمارستان سرگردانند. کسی را در تهران ندارند و هر دو مجبورند در بیمارستان و در انتظار درمان باشند. به جایشان سرایدار دیگری آورده‌اند و کار و اتاقی را که در آن زندگی می‌کردند از دست داده‌اند. در این چند هفته هر شب روی یک تخت یک‌نفره خوابیده‌اند و غذای هردویشان همان وعده‌های غذایی تک‌نفره بیمارستان بوده است. روزی هم که از بیمارستان بروند، نه کار دارند و نه جایی برای زندگی.

اورژانس بیمارستان دولتی، آن هم بیمارستانی بزرگ در مرکز تهران، هر روز پر و خالی می‌شود. بعضی شب‌ها طوری شلوغ می‌شود که برای رفتن به توالتی که در راهروی پشتی است باید از بین تخت‌هایی که به خاطر کمبود جا تقریبا به هم چسبیده‌اند رد شوند. بیماران تصادفی را شب و روز به اورژانس می‌آورند و بعضی شب‌ها با صدای فریاد و ناله‌شان نمی‌توان خوابید. از روی لباس یا سر و شکل برخی بیماران هم می‌توان فهمید که کارگرند و به خاطر حادثه‌‌ای هنگام انجام کار به اورژانس آورده شده‌اند. آنها که مسئله‌شان حاد است و مثلا انگشت‌شان قطع شده یا پایشان له شده ناله و گریه می‌کنند. زن می‌گوید به این صداها عادت کرده‌ اما اگر شب‌ها صدای ناله و داد زدن‌ها زیاد باشد نمی‌تواند بخوابد و می‌رود در صندلی‌های راهروی بیرونی می‎‌نشیند.

غلامحسین ساعدی در میانه دهه چهل در داستان «آشغالدونی» روایتی از بیمارستان به مثابه یک جامعه به دست داد که در آن فرودستان و طردشدگان در جامعه‌ای نابرابر برای بقا دست و پا می‌زنند. امروز نیز بیمارستان دولتی تصویری است از درماندگی طبقه کارگری که کار می‌کند اما محروم از زندگی باکرامت است.

بیکاری و فقر ناشی از بیماری

بیکاران یا نیروی کاری که در بازار کار غیررسمی مشغول به کارند بیشتر در معرض بیماری‌های مختلف قرار دارند. از سوی دیگر، آنها به دلیل آنکه فاقد درآمدند یا درآمد کافی به دست نمی‌آورند، اغلب مواد غذایی با کیفیت پایین مصرف می‌کنند و تداوم این وضعیت منجر به کمبودهای تغذیه‌ای و بروز انواع دیگری از بیماری می‌شود.

بی‌ثبات‌کاران نیز به دلایل مختلف مثل اعتراضات سراسری، قطع شدن اینترنت، جنگ و موارد مشابه، که به خصوص در ماه‌های اخیر بخش‌های ناپذیر زندگی در جامعه ایران بوده‌اند، با مخاطرات و چالش‌های بیشتری روبرو شده‌اند و احتمال خروج کامل‌شان از بازار کار بیشتر شده است.

مطالعات متعدد نشان می‌دهند که بیکاران تقاضای کمتری برای مراقبت‌ها و خدمات بهداشتی و درمانی دارند. با رشد بیکاری و کاهش درآمد توانایی تامین هزینه‌های بهداشت و درمان از بین می‌رود. درواقع با کاهش درآمد سهم مراقبت‌های بهداشتی و درمانی خانوارها کاهش می‌یابد.

بیماری و مسئله درمان برای بخش بزرگی از مزد و حقوق‌بگیران، حتی آن‌ها که بیمه پایه و تکمیلی دارند، تبدیل به بحرانی شده که فراتر از مسایل پزشکی می‌تواند به بحران تمام‌عیار اقتصادی تبدیل شود. اما برای بی‌ثبات‌کارانی که فاقد هرگونه حمایت بیمه‌ای هستند، بیمارستان و درمان در عمل غیرقابل دسترس شده است. رشد بی‌ثبات‌کاری در ایران در سال‌های اخیر بخشی از نیروی کار را آسیب‌پذیرتر کرده به این معنا که نیروهای روزمرد و گروه‌هایی از بی‌ثبات‌کاران مجبورند هر روز کار کنند و اگر به دلیل بیماری برای مدتی نتوانند کار کنند در عمل تمام درآمدشان را از دست می‌دهند و به فقر شدیدتری دچار می‌شوند.

برای زن و مرد جوانی که چند هفته در بیمارستانی دولتی سرگردانند، مسئله فراتر از بیماری است. این البته نه فقط مسئله آنها بلکه مسئله تمام کارگرانی است که در بازار اشتغال غیررسمی، بدون قرارداد و بدون بیمه کار می‌کنند. نظافتچی‌ها، رانندگان تاکسی‌های اینترنتی، بخشی از کارگران ساختمانی، دستفروش‌‌ها و بخشی از کسانی که در کسب‌وکارهای آنلاین مشغول کارند با یک بیماری می‌توانند دچار مسایل عمده‌ای شوند و اگر مدت درمان طولانی شود عملا کار و درآمدشان را به طور کلی از دست می‌دهند بی‌آنکه هیچ نوع حمایتی از سوی بیمه داشته باشند.

نابرابری در حوزه سلامت

بخش بزرگی از نیروی کار ایران حداقلی‌بگیرند و با مزد و حقوقی بین ۲۰ تا ۳۰ میلیون تومان امکانی برای هزینه‌های درمانی ندارند. جدا از این، درمان با کیفیت نیز از دسترس بخش عمده‌ای از جامعه خارج شده است. ایران از حیث شاخص عدالت و برابری در سلامت در مقایسه با سایر کشورها وضعیتی بحرانی دارد.

مطالعات نشان می‌دهند که سلامتی افراد ارتباط مستقیمی با فقر و تورم در زمینه بهداشت و درمان دارد. داده‌های مربوط به ارزیابی عدالت در نظام سلامت در ایران نشان می‌دهد که نابرابری معناداری بین گروه‌های مختلف درآمدی وجود دارد به شکلی که خانوارهای پردرآمدتر، دسترسی بیشتری به خدمات سلامت دارند و درواقع بی‌عدالتی در بهره‌مندی از خدمات سلامت به نفع گروه‌های پردرآمد وجود دارد.

همچنین در ساختار سلامت ایران و با اجرای بی‌وقفه سیاست‌هایی که منجر به کالایی شدن سلامت شده‌اند، پرداخت مستقیم از جیب شیوه رایج تامین مالی است و از این‌رو احتمال رخ دادن هزینه‌های کمرشکن خدمات درمانی بالا است. در سوی دیگر، هرچه نرخ بیکاری و نرخ تورم و ضریب جینی کاهش پیدا کنند، اثری کاهنده بر نسبت مواجهه خانوارها با هزینه کمرشکن سلامت دارد.

با افزایش فزاینده گرانی و نرخ تورم در سال‌های اخیر هزینه‌های زندگی برای کل جامعه افزایش یافته اما گروه‌های کم‌درآمد با فشار مالی بیشتری در زمینه سلامت روبرو بوده‌اند. با سیاست‌های همیشگی سرکوب مزدی، درآمد گروه‌های کم‌درآمد فاصله‌ای عجیب با سبد معیشت پیدا کرده و با افزایش هزینه‌های سلامت، آنها در این زمینه فشار بیشتری در مقایسه با دهک‌های دیگر اقتصادی احساس می‌کنند.

در همین زمینه:

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.