قانون ماند، جامعه تغییر کرد؛ چهار سال پس از «زن، زندگی، آزادی»
بهنام ندوشن چهار سال پس از خیزش «زن، زندگی، آزادی» به این پرسش میپردازد که آیا دستاورد یک جنبش را باید فقط با تغییر قدرت سیاسی سنجید. او با تمرکز بر تغییر پوشش، حضور زنان در فضای عمومی و گسترش نافرمانیهای روزمره استدلال میکند که اگرچه ساختار سیاسی تغییر نکرد، رابطه بخشی از جامعه با قانون، اجبار و آزادیهای فردی دگرگون شده است؛ تغییری که بازگرداندن جامعه به وضعیت پیش از شهریور ۱۴۰۱ را دشوارتر کرده است.

صدف، نوازنده خیابانی ایرانی، در ۲۵ آوریل ۲۰۲۶ در خیابانی در تهران اجرا میکند. منبع: AFP

چهار سال پس از آغاز جنبش «زن، زندگی، آزادی»، جمهوری اسلامی همچنان پابرجاست. اما آیا نتیجه یک جنبش اجتماعی را میتوان فقط با تغییر قدرت سیاسی سنجید؟
چهار سال از مرگ ژینا مهسا امینی میگذرد. جمهوری اسلامی هنوز سر جایش است. اعتراضها سرکوب شدند، بسیاری از معترضان کشته یا بازداشت شدند و جنبشی که در خیابانهای ایران شکل گرفت، نتوانست به تغییر ساختار سیاسی منجر شود.
عفو بینالملل در گزارش دوسالگی این جنبش، از کشتهشدن صدها معترض و رهگذر، از جمله دهها کودک، در جریان سرکوب اعتراضهای ۱۴۰۱ خبر داد و استفاده غیرقانونی نیروهای امنیتی از سلاح گرم و دیگر ابزارهای سرکوب را مستند کرد. [۱] اگر همهچیز را با نتیجه سیاسی بسنجیم، پرونده خیلی ساده است: «زن، زندگی، آزادی» به تغییر ساختار سیاسی منجر نشد. اما جامعه فقط با تغییر حکومت تغییر نمیکند.
واقعیتی که در خیابان رخ میدهد الزاماً از تصمیمها و میزگردهای سیاسی تبعیت نمیکند و اثرش را در بطن جامعه باقی میگذارد؛ در نحوه لباس پوشیدن، رفتوآمد، رابطه زن و مرد و آنچه مردم حاضرند بپذیرند یا دیگر مانند گذشته نمیپذیرند.
چهار سال پس از جنبش «زن، زندگی، آزادی»، شاید معیار سنجش موفقیت آن فقط این نباشد که «آیا حکومت تغییر کرد؟» دستاوردها را میتوان در جایی دیگر نیز جستوجو کرد: در تغییر رابطه جامعه با قواعدی که زمانی بدیهی یا اجتنابناپذیر به نظر میرسیدند. پرسش امروز میتواند این باشد که آیا جامعه جوان ایران میتواند دوباره به همان نقطه پیش از شهریور ۱۴۰۱ بازگردد؟
مسیری که طی شد؛ از ۱۳۹۶ تا ۱۴۰۱
ایران پیش از ۱۴۰۱ هم اعتراضهای گسترده دیده بود. در دی ۱۳۹۶، اعتراضها از مشهد شروع شد و خیلی زود به شهرهای دیگر رسید. درباره انگیزه تجمعهای اولیه هنوز بحث وجود دارد. برخی تحلیلها در همان زمان به نقش احتمالی جریانهای نزدیک به رقبای حسن روحانی اشاره کردند، اما شواهد قطعی برای نسبت دادن آغاز اعتراضها به یک جریان مشخص وجود ندارد. [۲]
اما اگر هم بخشی از ساختار قدرت تصور کرده بود میتواند از نارضایتی اجتماعی برای فشار بر رقیب سیاسی استفاده کند، اعتراضها بهسرعت از چارچوب اولیه فراتر رفتند. در آبان ۱۳۹۸ نیز افزایش قیمت بنزین جرقه اعتراضها شد و اعتراضها بهسرعت از یک تصمیم اقتصادی فراتر رفت. این اعتراضها در بیش از صد شهر و شهرک گزارش شد. [۳] این دو تجربه یک وجه مشترک داشتند: وجود یک محرک مشخص و واکنش جامعه به آن، فرصتی برای بروز نارضایتیهای انباشته فراهم کرد.
۱۴۰۱ اما تفاوت داشت. مرگ مهسا امینی در بازداشت گشت ارشاد و بازتاب گسترده آن، جوانان و بهویژه نسل جدید را به خیابان کشاند، اما اعتراضها خیلی زود از پرونده یک دختر ۲۲ ساله فراتر رفتند و به مطالباتی گستردهتر درباره آزادیهای فردی و اجتماعی پیوند خوردند.
«زن، زندگی، آزادی» فقط درباره گشت ارشاد نبود. پیش از آن نیز ویدا موحد در اعتراض به حجاب اجباری با برخورد حکومت مواجه شده بود. اما جنبش ۱۴۰۱ این پرسش را در ابعادی بسیار گستردهتر به فضای عمومی آورد: فرد تا چه اندازه میتواند درباره بدن، لباس و شیوه زندگی خودش تصمیم بگیرد؟ و همینجا بود که اتفاق مهمتری آغاز شد. بهمرور، اعتراض دیگر فقط اعتراض آشکار در خیابان نبود. چیزی که از خیابان بیرون آمد، به نافرمانی مدنی گسترده زنان منجر شد. با وجود برخوردهای اولیه و صدور احکام قضایی در ماههای بعد، زنان بسیاری بدون حجاب اجباری در خیابان، کافه، دانشگاه و محل کار دیده شدند.
قانون تغییر نکرده بود، اما رفتار بخشی از جامعه تغییر کرده بود. این تفاوت کوچکی نبود. قانون میتواند بگوید چه چیزی ممنوع است، اما اجرای یک قانون به نسبت جامعه با آن نیز بازمیگردد؛ اینکه جامعه تا چه اندازه حاضر است آن را در زندگی روزمره بپذیرد.
در چهار سال بعد، حکومت با استفاده از فشار، جریمه، دوربینهای نظارتی و برخوردهای قضایی برای اجرای حجاب اجباری تلاش کرد. با این حال، به نظر میرسد تجربه این سالها نشان داده است که بازگرداندن جامعه به وضعیت پیش از جنبش صرفاً با فشار و برخورد قضایی آسان نیست.
عفو بینالملل در سال ۲۰۲۴ گزارش کرد که حکومت ایران برای اجرای حجاب اجباری، نظارت و کنترل زنان در فضای عمومی را تشدید کرده و از توقیف گسترده خودروها، بازداشت، شلاق و حبس بهعنوان بخشی از این فشارها استفاده کرده است. [۴] با این حال، آن تصویر قدیمی دیگر تنها تصویر موجود از جامعه ایران نیست. همین تغییر را میتوان در موضوعات دیگری نیز دید.
وقتی خیابان از قانون جلو میزند
دوچرخهسواری زنان سالها با مخالفتهای شدید برخی نهادهای مذهبی و سیاسی روبهرو بود. در بعضی شهرها حتی استفاده زنان از مراکز اجاره دوچرخه محدود شد.
اما زنان دوچرخهسواری کردند. موتورسیکلت داستان پیچیدهتری دارد. سالها درباره صدور گواهینامه موتورسیکلت برای زنان اختلاف حقوقی وجود داشت. در سال ۱۳۹۸، یکی از شعب دیوان عدالت اداری در پروندهای رأی به الزام صدور گواهینامه برای یک زن داد، اما همان زمان اعلام شد که رأی قطعی نیست و قابلیت تعمیم عمومی ندارد. [۵]
در سالهای بعد، تعداد زنانی که با موتورسیکلت در خیابان دیده میشدند افزایش یافت. در سال ۲۰۲۵، رئیس پلیس راهور تهران گفت در وضعیت آن زمان، موتورسواری زنان به دلیل نبود امکان دریافت گواهینامه با مانع قانونی روبهرو است. [۶] در شهریور ۱۴۰۴، فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت، نیز اعلام کرد که طبق نظر معاونت حقوقی ریاستجمهوری، صدور گواهینامه موتورسیکلت برای زنان منع قانونی ندارد. [۷]
چند ماه بعد، در بهمن ۱۴۰۴، هیئت وزیران سازوکار صدور گواهینامه موتورسیکلت برای زنان را تصویب و ابلاغ کرد و پلیس راهور موظف شد امکان آموزش، آزمون و صدور گواهینامه برای متقاضیان زن را فراهم کند. اجرای عملی این تصمیم اما بلافاصله و بهطور کامل تحقق نیافت و در سال ۱۴۰۵ نیز مقامهای دولتی از ادامه آمادهسازی مقدمات اجرایی آن سخن گفتند.
این تحول حقوقی از یک جهت قابل توجه است: حضور زنان موتورسوار در خیابان پیش از حل مسئله حقوقی و ایجاد سازوکار رسمی صدور گواهینامه گسترش یافته بود. آسوشیتدپرس نیز در گزارشی در سال ۲۰۲۵، افزایش حضور زنان موتورسوار در خیابانهای تهران را یکی از نشانههای تغییر اجتماعی در ایران توصیف کرده بود. [۱۰]
یعنی در این مورد هم رفتار اجتماعی از سازوکار حقوقی جلو افتاد. زنان در عمل وارد فضایی شدند که سالها برای حضورشان محدود یا محل مناقشه بود و پس از آن، بحث درباره وضعیت حقوقی و نحوه اجرای آن به سطح رسمی کشیده شد. این شاید یکی از مهمترین اثرهای اجتماعی ۱۴۰۱ باشد.
سیاست بهتنهایی توضیحش نمیدهد
البته همه این تغییرها از سال ۱۴۰۱ شروع نشدهاند. زنان ایرانی دههها برای حضور برابرتر در فضای عمومی، حق انتخاب پوشش و آزادیهای اجتماعی تلاش کردهاند. «زن، زندگی، آزادی» از صفر شروع نکرد.
اما ۱۴۰۱ برای بسیاری از این مطالبات نقش یک شتابدهنده را داشت. چیزی که سالها در قالب اعتراضهای پراکنده، کمپینها، مقاومتهای فردی و تغییرات تدریجی وجود داشت، ناگهان در مقیاس بسیار بزرگتری دیده شد.
به همین دلیل، شاید اشتباه باشد که اثر یک جنبش را فقط در روزهایی که مردم به خیابان میآیند اندازه بگیریم. خیابان خالی میشود، اما نافرمانی میتواند ادامه پیدا کند. آدمها دوباره به خانه، محل کار، دانشگاه و زندگی روزمره برمیگردند، اما تجربه یک جنبش میتواند رابطه آنها را با حقوق فردی، قواعد اجتماعی و آنچه پیشتر ناگزیر تصور میکردند تغییر دهد.
چهار سال بعد، جمهوری اسلامی تغییر نکرده است. این واقعیت سر جایش است. اما در همان خیابانهایی که پیش از ۱۴۰۱ قواعد سختگیرانهتری برای پوشش و رفتار زنان اعمال میشد، امروز شکلهایی از پوشش و حضور زنان در فضای عمومی دیده میشود که پیش از شهریور ۱۴۰۱ با برخورد شدیدتری مواجه میشد.
این تغییر نه کامل است، نه یکدست و نه برگشتناپذیر. فشار هنوز میتواند بیشتر شود. قوانین میتوانند سختگیرانهتر شوند. جامعه هم ممکن است در مقاطعی عقبنشینی کند. اما بازگرداندن جامعه دقیقاً به نقطه پیش از ۱۴۰۱ فقط با نوشتن قانون ممکن نیست. آنچه به چالش کشیده شده، فقط یک قانون مشخص نیست؛ رابطه میان قانون، اقتدار سیاسی و آزادیهای فردی نیز تغییر کرده است. شاید به همین دلیل باشد که چهارمین سالگرد «زن، زندگی، آزادی» را نمیشود فقط با یک سؤال درباره پیروزی یا شکست به پایان برد.
حکومت تغییر نکرد. اما جامعه هم دقیقاً همان جامعه پیش از شهریور ۱۴۰۱ نماند. این دو واقعیت میتوانند همزمان درست باشند. و شاید هنوز زود باشد که بفهمیم کدامیک در بلندمدت اهمیت بیشتری پیدا خواهد کرد.
ائتلافی که دوام نیاورد
همزمان با ادامه اعتراضها در ایران، در خارج از کشور نیز تلاشهایی برای نزدیک کردن جریانهای مختلف مخالف جمهوری اسلامی شکل گرفت. نشست جورجتاون در فوریه ۲۰۲۳ یکی از مهمترین نمونههای این تلاش بود. [۱۱]
تلاش برای ایجاد یک ائتلاف سیاسی ادامه پیدا کرد، اما اختلافها درباره نقش افراد، نمایندگی و شیوه تصمیمگیری در نهایت مانع شکلگیری یک ائتلاف پایدار شد. [۱۲] اما شکست یک ائتلاف سیاسی، لزوماً به معنای شکست جنبش اجتماعی نیست. در حالی که این تلاش سیاسی به نتیجه نرسید، تغییرات اجتماعی ایجادشده در داخل ایران مسیر خود را ادامه دادند.
منابع:
[۱] Amnesty International, “Iran: Two years after ‘Woman Life Freedom’ uprising, impunity for crimes reigns supreme”, 11 September 2024.
همان منبع فعلی نویسنده برای سرکوب اعتراضهای ۱۴۰۱.
[۲] Carnegie Endowment for International Peace, “Making Sense of Iran’s Protests”, January 2018.
برای بخش اعتراضهای دی ۱۳۹۶.
[۳] United States Institute of Peace, Iran Primer, “Protests in Iran”, December 2019.
برای اعتراضهای آبان ۱۳۹۸.
[۴] Amnesty International, “Iran: Draconian campaign to enforce compulsory veiling laws through surveillance and mass car confiscations”, 6 March 2024.
برای فشارهای مرتبط با حجاب اجباری.
[۵] Radio Farda, «حکم دیوان عدالت اداری درباره صدور گواهینامه موتورسیکلت برای زنان قطعی نیست»، ۲۰۱۹.
برای رأی سال ۱۳۹۸ دیوان عدالت اداری.
[۶] منبع مربوط به موضع پلیس راهور در سال ۲۰۲۵ درباره نبود امکان صدور گواهینامه برای زنان. در نسخه نویسنده Iran International آمده بود.
[۷] تسنیم، «مهاجرانی: ... صدور گواهینامه موتور برای بانوان منع قانونی ندارد»، ۱۱ شهریور ۱۴۰۴.
برای اظهارات سخنگوی دولت.
[۸] مصوبه دولت ایران، ابلاغشده ۳ فوریه ۲۰۲۶ / ۱۴ بهمن ۱۴۰۴، درباره صدور گواهینامه موتورسیکلت برای زنان. برای استناد بیرونی میتوانیم از گزارش مأموریت حقیقتیاب سازمان ملل استفاده کنیم که خود مصوبه و تکلیف پلیس به آموزش، آزمون و صدور گواهینامه را ثبت کرده است.
[۹] اظهارات مقامهای دولت در تابستان ۱۴۰۵ درباره ادامه فرایند اجرایی صدور گواهینامه زنان. در مرداد ۱۴۰۵ سخنگوی دولت گفت فرایند هنوز در حال طیشدن است؛ گزارشهای بعدی نیز از آمادهشدن مقدمات اجرایی خبر دادند.
[۱۰] Associated Press, “Women riding the streets of Tehran on motorbikes is the latest sign of Iran’s societal change”, 12 November 2025.
برای افزایش حضور زنان موتورسوار در تهران.
[۱۱] Reuters, “Iran exiled opposition figures in talks to unite against mullah regime”, February 2023.
برای نشست و تلاش اولیه جهت تشکیل ائتلاف اپوزیسیون.
[۱۲] Atlantic Council, “After a failed coalition effort, where is the Iranian opposition headed?”, May 2023.




نظرها
نظری وجود ندارد.