ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

زمین رفت، کار نیامد؛ اعتراض جویندگان کار در حاشیه نیشکر خوزستان

اعتراض جوانان جویای کار روستاهای موران و عمشیه مقابل شرکت کشت و صنعت نیشکر دعبل خزاعی، پس از هفته‌ها تجمع و درگیری با نیروهای امنیتی، با پیوستن خانواده‌ها و اهالی منطقه وارد مرحله تازه‌ای شده است. این اعتراض اما ریشه‌ای قدیمی‌تر دارد: از دست رفتن زمین‌های کشاورزی، وعده‌های اشتغال محلی و شکافی که میان گسترش صنایع بزرگ و سهم مردم همان منطقه از کار و درآمد ایجاد شده است. شجیراتی، فعال کارگری منطقه، در گفت‌وگو با رادیو‌ زمانه می‌گوید مسئله را نباید به استخدام چند جوان تقلیل داد؛ آنچه در موران و عمشیه جریان دارد، به رابطه میان زمین، کار و معیشت خانواده‌هایی برمی‌گردد که اکنون در شرایط تشدید بیکاری و فشار اقتصادی پس از جنگ، دوباره برای سهم خود از ثروتی که در کنار محل زندگی‌شان تولید می‌شود، مطالبه‌گری می‌کنند.

روز یکشنبه ۲۹ شهریور، صدای تیراندازی در اطراف شرکت کشت و صنعت نیشکر دعبل خزاعی، خانواده‌های جوانان معترض روستاهای موران و عمشیه را نیز به محل کشاند. هفته‌ها است که جوانان برای استخدام و اعتراض به نحوه جذب نیرو مقابل شرکت تجمع می‌کنند. این بار، بنا بر گزارش‌های رسیده و ویدیوهای منتشر شده روی شبکه‌های اجتماعی، با دخالت نیروهای انتظامی، امنیتی و حراست شرکت روبه‌رو شدند؛ شماری مورد ضرب‌وشتم قرار گرفتند و تیراندازی هوایی صورت گرفت. پس از آن، اهالی دو روستا به محل آمدند و مانع بازداشت تعدادی از جوانان شدند. شاهدان همینطور درباره بازداشت چند نفر، ضبط تلفن‌های همراه و حذف فیلم‌های اعتراضی صحبت کردند.

اختلاف روستاهای موران و عمشیه با نیشکر دعبل خزاعی حداقل شش سال سابقه مستند دارد.

نام روستا نیز بخشی از داستان منطقه است. در اسناد تقسیمات کشوری، نام آن «عمیشیه» ثبت شده، اما ساکنان عرب منطقه آن را «عمشیه» می‌نامند. تغییر، فارسی‌سازی یا ثبت رسمی نام‌هایی متفاوت از نام‌های رایج محلی، سال‌هاست یکی از موضوعات مورد اعتراض مردم عرب بوده است. در منطقه‌ای که بحث بر سر زمین، منابع و سهم مردم محلی از توسعه جریان دارد، نام مکان نیز بخشی از همان رابطه است.

در مرداد ۱۳۹۹، جوانان همین روستاها در اعتراض به بیکاری و استخدام نیروهای غیربومی تجمع کردند. در آن زمان گزارش‌هایی از بازداشت دست‌کم شش معترض منتشر شد. در گزارش‌های آن دوره نیز مسئله واگذاری زمین‌های منطقه و وعده اشتغال جوانان محلی مطرح بود. در دی و بهمن ۱۴۰۰ نیز بار دیگر تجمع جویندگان کار مقابل دعبل خزاعی گزارش شد.

موج جدید از اواخر مرداد و اوایل شهریور امسال شکل گرفت. در ۱۵ شهریور، اعتراض به دهمین روز متوالی رسیده بود و جوانان در یکی از تجمع‌ها مسیری طولانی از روستاها تا داخل مجموعه را پیاده طی کردند. مطالبه آنها در گزارش‌های این دوره تقریباً ثابت مانده است: شفاف شدن روند استخدام، اولویت نیروی محلی در شرایط برابر و پاسخ درباره جذب نیروهایی که معترضان آنها را غیربومی یا رابطه‌ای می‌دانند.

در این باره با پیمان شجیراتی، کارگر سابق و فعال صنفی در صنایع بزرگ از جمله گروه ملی فولاد اهواز و عضو هیئت مدیره کنفدراسیون کار ایران ـ خارج از کشور، گفت‌وگو کردیم. او مسئله را از تاریخ تغییر مالکیت و کار در این روستاها جدا نمی‌کند و به رادیو زمانه می‌گوید:

اگر بخواهیم اعتراض جوانان موران و عمشیه را فقط در حد درخواست استخدام چند جوان ببینیم، بخش اصلی ماجرا را ندیده‌ایم. مسئله از سال‌های ابتدایی دهه ۷۰ شروع می‌شود؛ زمانی که زمین کشاورزی، یعنی منبع اصلی تولید و زندگی خانواده‌های روستایی، از اختیار اهالی خارج و در اختیار یک مجموعه بزرگ اقتصادی قرار گرفت. وقتی زمین از دست می‌رود، فقط یک قطعه زمین از بین نرفته؛ شغل، درآمد، استقلال اقتصادی خانواده و امکان اشتغال نسل بعد هم تحت تأثیر قرار گرفته است.

برای دیدن محتوای نقل شده از سایت دیگر، کوکی‌های آن سایت را بپذیرید

کوکی‌های سایت‌ دیگر برای دیدن محتوای آن سایت‌ حذف شود

در گزارش‌هایی که درباره این اعتراض‌ها منتشر شده نیز اهالی منطقه از واگذاری زمین‌های کشاورزی و وعده‌هایی درباره اشتغال بومی سخن گفته‌اند. یکی از معتمدان محلی گفته بود خود ۹۰ هکتار زمین به این مجموعه واگذار کرده و ۳۴ سال در آن کار کرده است، اما فرزندش هنوز برای ورود به شرکتی که بر همان زمین‌ها ایجاد شده، آزمون می‌دهد. دعبل خزاعی یکی از واحدهای هفت‌گانه توسعه نیشکر خوزستان است و حدود ۱۲ هزار هکتار زمین در اختیار دارد. ادعای وجود تعهدات قدیمی درباره اولویت اشتغال بومیان نیز از سوی چند تن از اهالی مطرح شده است، هرچند سند اولیه این تعهدات در دسترس من نیست.

شجیراتی می‌گوید:

یک طرف مجموعه بزرگی است که زمین وسیع، سرمایه، ماشین‌آلات، آب و زیرساخت را در اختیار دارد و از فعالیت اقتصادی گسترده درآمد ایجاد می‌کند. طرف دیگر خانواده‌هایی هستند که بخشی از امکان تولید مستقل خود را از دست داده‌اند و فرزندانشان برای فروش نیروی کارشان مجبورند پشت در همان مجموعه‌ای بایستند که زمین‌های منطقه در اختیار آن قرار گرفته است. سؤال این است که سهم مردم محلی از این توسعه چه بوده؟

بیکاری جوانان در اقتصادی که از جنگ بیرون آمده است

اعتراض موران و عمشیه در دوره‌ای رخ می‌دهد که بازار کار ایران نیز نسبت به یک سال قبل وضعیت دشوارتری پیدا کرده است. بر اساس نتایج طرح نیروی کار مرکز آمار، نرخ بیکاری در بهار ۱۴۰۵ به ۹,۱ درصد رسید؛ ۱,۸ واحد درصد بیشتر از بهار سال قبل. شمار شاغلان نیز حدود ۴۵۰ هزار نفر کاهش یافت. در میان جوانان فاصله بیشتر است: نرخ بیکاری جمعیت فعال ۱۵ تا ۲۴ ساله به ۲۳,۴ درصد رسیده است.

در خوزستان تصویر کمی متفاوت است. مقام‌های استانی از کاهش نرخ بیکاری از ۱۲,۴ درصد در بهار سال گذشته به ۱۱,۹ درصد در بهار امسال خبر داده‌اند. با وجود این کاهش، نرخ بیکاری استان همچنان بالاتر از متوسط کشوری است.

جنگ نیز بر بازاری فشار آورده که پیش از آن با بیکاری، ناامنی شغلی و کاهش قدرت خرید روبه‌رو بود. غلامحسین محمدی، معاون وزیر کار و رئیس سازمان آموزش فنی‌وحرفه‌ای، در فروردین گفته بود برآورد اولیه دولت از آثار جنگ، از دست رفتن بیش از یک میلیون شغل و بیکاری مستقیم و غیرمستقیم حدود دو میلیون نفر است. این برآورد را نمی‌توان با کاهش حدود ۴۵۰ هزار نفری تعداد شاغلان در آمار فصلی مرکز آمار یکی گرفت، اما هر دو تصویری از افزایش فشار بر بازار کار پس از جنگ ارائه می‌کنند.

برای جوانی که در یکی از روستاهای اطراف صنایع بزرگ خوزستان زندگی می‌کند، این اعداد شکل مشخص‌تری دارند. شجیراتی می‌گوید:

خوزستان از نظر منابع طبیعی و صنایع بزرگ بسیار ثروتمند است، اما وجود صنعت بزرگ به خودی خود به معنای برخورداری برابر مردم منطقه از ثروت نیست. نفت، گاز، پتروشیمی، فولاد و نیشکر وجود دارد و در کنار همین صنایع، روستاهایی با بیکاری و مشکلات معیشتی وجود دارند. این تناقض برای جوانی که چند کیلومتر با یک مجموعه صنعتی بزرگ فاصله دارد اما خودش بیکار است بسیار ملموس است.

شرکت چه می‌گوید، معترضان چه می‌خواهند؟

رسول ساکی، فرماندار کارون، پیش‌تر درباره این اعتراض‌ها گفته بود مدیریت دعبل خزاعی ادعای استخدام نیروی جدید طی یک سال‌ونیم گذشته را رد کرده است. به گفته او، حدود ۳۰ تا ۴۰ نفری که جوانان از استخدامشان سخن می‌گفتند، نیروهای موقت یک پیمانکار برای تعمیرات اساسی بوده‌اند و کارمند شرکت محسوب نمی‌شوند.

فرماندار همچنین گفته بود در جلسه‌ای توافق شده اگر جوانان استخدام نیروهای جدید را اثبات کنند، موضوع جذب نیروی محلی پیگیری شود و نمایندگانی از معتمدان و شوراهای روستا در مصاحبه‌های استخدامی آینده حضور داشته باشند.

او ظرفیت اقتصادی شرکت را نیز محدود دانسته و گفته است هیچ بنگاه تولیدی نمی‌تواند بدون توجه به نیاز واقعی خود به‌طور نامحدود نیرو استخدام کند. شجیراتی نیز این بخش از استدلال را رد نمی‌کند:

اینکه مدیریت یا فرمانداری می‌گوید ظرفیت استخدام نامحدود نیست، از نظر اقتصادی قابل فهم است. اما سؤال جوانان این نیست. سؤال این است که اگر استخدامی انجام می‌شود معیار چیست؟ چه تعداد نیرو جذب شده‌اند، از چه مناطقی بوده‌اند، آزمون و گزینش چگونه انجام شده و سهم نیروهای منطقه چقدر بوده است؟

او ادامه می‌دهد:

بخشی از معترضان تحصیلات دانشگاهی و مهارت‌های فنی دارند. مطالبه آنها این نیست که بدون داشتن شرایط وارد شرکت شوند؛ می‌گویند معیارها برای همه یکسان اجرا شود و اگر نیرویی جذب می‌شود، اولویت نیروهای محلی در شرایط برابر رعایت شود.

این مطالبه با مواضعی که مقام‌های استانی درباره اولویت استخدام نیروهای بومی اعلام کرده‌اند نیز فاصله چندانی ندارد. استاندار خوزستان پیش‌تر گفته بود تا زمانی که در یک منطقه نیروی بومی جویای کار وجود دارد، جذب نیرو از مناطق دیگر پذیرفتنی نیست و شرکت‌های نفتی، پتروشیمی، فولادی و کشاورزی باید در استخدام به نیروهای همان مناطق اولویت دهند.

مسئله، بنابراین، فقط ظرفیت استخدام نیست. بخشی از مناقشه بر سر این است که در ظرفیت موجود چه کسانی استخدام می‌شوند، قواعد دسترسی به این فرصت‌ها چیست و تا چه اندازه می‌توان روند جذب را مشاهده و سنجید.

برای دیدن محتوای نقل شده از سایت دیگر، کوکی‌های آن سایت را بپذیرید

کوکی‌های سایت‌ دیگر برای دیدن محتوای آن سایت‌ حذف شود

وقتی خانواده‌ها وارد می‌شوند

آنچه در ۲۹ شهریور رخ داد، یک تغییر دیگر نیز داشت. اعتراض از جمع جوانان جویای کار بیرون آمد و خانواده‌ها و اهالی روستا را مستقیماً وارد ماجرا کرد.

شجیراتی می‌گوید:

وقتی صدای تیراندازی شنیده می‌شود یا احتمال بازداشت جوانان مطرح می‌شود، خانواده دیگر نمی‌تواند نسبت به موضوع بی‌تفاوت بماند. فرزندشان برای مطالبه کار ایستاده؛ مطالبه‌ای که ریشه‌اش به زندگی خود خانواده برمی‌گردد. زمین، کار و خانواده اینجا از هم جدا نیستند.

موران و عمشیه تنها جغرافیایی نیستند که چنین اعتراضی در آن دیده شده است. در مرداد امسال جوانان جویای کار مقابل کشت و صنعت کارون در شوشتر به نحوه استخدام اعتراض کردند. چند هفته بعد، جویندگان کار مقابل پالایشگاه لیشتر گچساران نیز بر سر روند جذب نیرو تجمع کردند و گزارش‌هایی از تیراندازی در جریان برخورد با آنها منتشر شد.

در سال ۱۴۰۲ نیز اهالی روستاهای مبارکه و خزیریات در اعتراض‌هایی مشابه، مسئله زمین‌های کشاورزی، فعالیت مجموعه‌های نیشکری و اشتغال جوانان محلی را کنار یکدیگر قرار داده بودند. شجیراتی این شباهت‌ها را اتفاقی نمی‌داند:

هر جا توسعه صنعتی بدون مشارکت واقعی جامعه محلی در منافع آن انجام شود، امکان شکل‌گیری چنین تعارضی وجود دارد. مسئله مخالفت با صنعت یا تولید نیست. سؤال درباره نوع توسعه است؛ اینکه زمین و منابع در اختیار یک مجموعه بزرگ قرار می‌گیرد، اما جامعه محلی در مقابل چه چیزی دریافت می‌کند.

تکرار یک مطالبه مشابه در چند نقطه، مسئله استخدام در موران و عمشیه را از یک اختلاف کاملاً محلی خارج می‌کند. در هر یک از این مناطق، شکل و سابقه ماجرا متفاوت است، اما یک پرسش مشترک دیده می‌شود: رابطه صنایع بزرگ با نیروی کاری که در پیرامون آنها زندگی می‌کند چیست؟

مسئله جنگ هم اینجا موضوعیت پیدا می کند هر چند این پرسش را ایجاد نکرده است. اعتراض موران و عمشیه سال‌ها پیش از جنگ وجود داشت، همان‌طور که بیکاری، ناامنی شغلی و اختلاف بر سر سهم جوامع محلی از منابع و صنایع خوزستان مسئله تازه‌ای نیست. اما جنگ و پیامدهای اقتصادی آن، این تعارض قدیمی را در شرایط دشوارتری قرار داده است.

شجیراتی می‌گوید:

هر بحران اقتصادی و سیاسی معمولاً فشار اصلی خودش را بر کسانی وارد می‌کند که درآمد ثابت، سرمایه و پشتوانه اقتصادی ندارند. وقتی هزینه زندگی بالا می‌رود و از طرف دیگر فرصت‌های شغلی محدودتر می‌شود، طبیعی است که جوان بیکار بیش از گذشته تحت فشار قرار بگیرد.

از این زاویه، حضور خانواده‌ها در اعتراض اخیر معنای دیگری نیز پیدا می‌کند. با افزایش فشار بر بازار کار و معیشت، بیکاری یک جوان کمتر از گذشته مسئله‌ای فردی باقی می‌ماند؛ درآمدی است که وارد خانواده نمی‌شود، وابستگی اقتصادی طولانی‌تری است که ادامه پیدا می‌کند و آینده‌ای است که امکان برنامه‌ریزی برای آن محدودتر می‌شود.

به همین دلیل شاید مهم‌ترین پرسش اعتراض موران و عمشیه همان پرسشی باشد که پیش از جنگ نیز وجود داشت اما اکنون پاسخ به آن دشوارتر شده است: اگر زمین و منابع یک منطقه وارد چرخه یک صنعت بزرگ شده‌اند، مردم همان منطقه در مقابل چه چیزی به دست آورده‌اند؟

جنگ می‌تواند فرصت‌های شغلی را کمتر، تولید را دشوارتر و زندگی را گران‌تر کند. اما در موران و عمشیه، مسئله از جایی قدیمی‌تر آغاز شده است؛ جایی که زمین از چرخه معیشت خانوادگی خارج شد، صنعت جای آن را گرفت و نسل بعد برای یافتن کار، دوباره به همان زمین بازگشت ــ این بار نه به‌عنوان کشاورز، بلکه به‌عنوان جوینده کار پشت در کارخانه.

*این مصاحبه را سیاوش شهابی انجام داده و متن را نیز او نوشته است.

از همین نویسنده:

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.