ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

تراستی‌های نفتی و ادعای کمک به پهلوی؛ چرا ردیابی مسیر پول دشوار است؟

آیدین اخوان در گفت‌وگو با «زمانه» می‌گوید ساختار تراستی‌های نفتی به‌گونه‌ای شکل گرفته که ردیابی مسیر درآمدها و معاملات آنها دشوار باشد و به همین دلیل ادعای کمک مالی برخی از این شبکه‌ها به رضا پهلوی فعلاً قابل راستی‌آزمایی نیست. او معتقد است تحریم‌ها به گسترش شبکه‌هایی غیرشفاف انجامیده که با انباشت ثروت، به حوزه سیاست و رسانه نیز راه یافته‌اند. اخوان در عین حال چند انگیزه احتمالی برای حمایت از یک جریان مخالف حکومت را بررسی می‌کند؛ از تلاش برای حفظ ثروت و موقعیت در صورت تغییر سیاسی تا تغییر اردوگاه برای رهایی از بدهی‌ها، اما تأکید دارد که برای اثبات اصل ادعا داده کافی وجود ندارد.

محمدجواد آذری جهرمی، وزیر پیشین ارتباطات، به‌تازگی ادعا کرده است که برخی از «تراستی‌ها» ــ واسطه‌هایی که در سال‌های تحریم در شبکه فروش نفت و انتقال درآمدهای آن فعالیت کرده و به ثروت‌های بزرگی دست یافته‌اند ــ به فعالیت‌های سیاسی رضا پهلوی کمک مالی کرده‌اند. او این افراد را از منتفعان سازوکار دور زدن تحریم‌ها معرفی کرده، اما تاکنون نامی از آنان نبرده و سندی درباره میزان کمک‌ها یا مسیر انتقال پول منتشر نکرده است. از سوی دیگر، گزارش‌های مستقل وجود شبکه‌های پیچیده و غیرشفاف فروش نفت ایران در شرایط تحریم را مستند کرده‌اند؛ شبکه‌هایی که برخی از آنها با نهادها و چهره‌های نزدیک به ساختار قدرت در جمهوری اسلامی ارتباط داشته‌اند.

این ادعا از آن رو اهمیت دارد که پرسشی فراتر از منازعه میان جمهوری اسلامی و مخالفانش را پیش می‌کشد: اقتصاد تحریم چگونه می‌تواند منافع گروه‌هایی را شکل دهد که بقای ثروت و قدرتشان الزاماً با بقای یک ساختار سیاسی مشخص یکی نیست؟ هم‌زمان، گزارش تحقیقی رویترز در ژوئیه ۲۰۲۶ از کمک بیش از سه میلیون دلاری گروهی از سرمایه‌داران ایرانی-آمریکایی به فعالیت‌های رضا پهلوی خبر داده بود، هرچند تاکنون هیچ مدرک مستقلی وجود ندارد که نشان دهد تراستی‌های مورد اشاره آذری جهرمی با این کمک‌ها مرتبط بوده‌اند.

 با آقای آیدین اخوان، پژوهشگر اقتصاد سیاسی درباره سازوکار اقتصاد تحریم، قدرت اقتصادی تراستی‌ها و این پرسش گفت‌وگو می‌کنیم که آیا می‌توان برای ادعای تازه آذری جهرمی شواهد قابل راستی‌آزمایی یافت و چنین پیوندی، در صورت اثبات، چه چیزی درباره مناسبات قدرت و ثروت در ایران نشان می‌دهد.

برای دیدن محتوای نقل شده از سایت دیگر، کوکی‌های آن سایت را بپذیرید

کوکی‌های سایت‌ دیگر برای دیدن محتوای آن سایت‌ حذف شود

ردیابی کمک تراستی‌ها از مسیر درآمد تقریباً ناممکن است

آیدین اخوان در آغاز گفت‌وگو با زمانه می‌گوید ساختار تراستی‌ها اساساً به‌گونه‌ای طراحی شده که مسیرهای معاملاتی و درآمدی آنها قابل ردیابی نباشد؛ بنابراین ادعای آذری جهرمی درباره کمک مالی برخی از این شبکه‌ها به کمپین رضا پهلوی را نمی‌توان صرفاً از طریق داده‌های اقتصادی و تراکنش‌های رسمی شرکت‌ها راستی‌آزمایی کرد. او به دشواری دولت، بانک مرکزی و قوه قضاییه در بازپس‌گیری بدهی برخی از این واسطه‌ها اشاره می‌کند و می‌گوید:

به همین دلیل است که بدهی‌های این افراد و تراستی‌ها، دست‌کم در یک سال گذشته، موضوع خبرها و جنجال‌های مهمی در اقتصاد و سیاست ایران بوده است. اینها بدهی‌های بزرگی بودند که قوه قضاییه و دولت ایران پیگیر بازپس‌گیری آنها بودند، اما منبعی پیدا نمی‌کردند که بتوانند آن را مصادره کنند یا حسابی را مسدود کنند و پول‌ها را پس بگیرند. در عمل راهی برای بازپس‌گیری بدهی‌هایی که طبق ادعای قوه قضاییه، بانک مرکزی و دولت، این افراد از محل ارز حاصل از فروش نفت به دولت ایران داشتند، وجود نداشت.

از نگاه اخوان، احتمال بیشتری وجود دارد که بتوان منشأ احتمالی پول را در نقطه هزینه‌کرد بررسی کرد. از آنجا که فعالیت‌ها و هزینه‌های کمپین رضا پهلوی عمدتاً در آمریکا، کانادا و برخی کشورهای اروپایی صورت گرفته، نظام‌های مالی و مالیاتی این کشورها ممکن است امکان ردیابی منشأ برخی پرداخت‌ها را فراهم کنند. با این حال، او تأکید می‌کند:

اما اینکه اساساً اراده سیاسی برای چنین پیگیری‌ای وجود دارد یا خیر، یا پول‌های بسیار بزرگ‌تری که وارد این کمپین شده‌اند ردیابی می‌شوند یا نه و مشخص می‌شود که از کدام کشورها، چه مسیرهایی و چه منابعی جمع‌آوری شده‌اند، بیشتر مسئله‌ای سیاسی است تا اقتصادی.

تحریم، شبکه‌های غیرشفاف را به بازیگران صاحب قدرت تبدیل کرده است

اخوان پیدایش شبکه‌های موسوم به تراستی را به دوره تشدید تحریم‌های هسته‌ای و محدودیت‌های مالی و بانکی علیه ایران مرتبط می‌داند. به گفته او، دولت، سپاه و بانک مرکزی برای فروش نفت و انتقال درآمدهای آن به مسیرهایی نیاز پیدا کردند که برای نظام مالی بین‌المللی و خزانه‌داری آمریکا قابل ردیابی نباشد. او رضا ضراب در ترکیه و بابک زنجانی را از نمونه‌های اولیه این نوع واسطه‌ها معرفی می‌کند.

از نگاه او، تحریم‌ها با خارج کردن بخش‌هایی از اقتصاد از حوزه رسمی و شفاف، زمینه تعمیق و نهادینه‌شدن فساد را فراهم می‌کنند. اخوان معتقد است نیاز حکومت به دور زدن تحریم‌ها، سود بالای این معاملات برای واسطه‌ها و محدود شدن مسیرهای عادی تجارت و انتقال پول، به گسترش این شبکه‌ها انجامیده است:

اگر به خاطر بیاوریم، زمانی که احمدی‌نژاد در دور دوم ریاست‌جمهوری‌اش با سپاه دچار مشکل شد، سپاه را «برادران قاچاقچی» خواند. بعداً نیز فهرستی از بیش از ۸۰ بندر غیرقانونی منتشر شد که بدون نظارت گمرک توسط سپاه کنترل می‌شد و دولت اطلاعی نداشت که چه کالاهایی و با چه حجم اقتصادی از این مبادی وارد یا خارج می‌شوند.

او در ادامه استدلال می‌کند که این شبکه‌های اقتصادی به مرور تنها به فعالیت اقتصادی محدود نمانده و با انباشت ثروت، در سیاست و رسانه نیز نفوذ پیدا کرده‌اند. اخوان این الگو را از برخی جهات با شکل‌گیری الیگارشی در روسیه مقایسه می‌کند؛ با این تفاوت که به گفته او، این ساختار در ایران «بدون نام و تابلو» شکل گرفته است.

به اعتقاد اخوان، «اعتماد» یکی از عناصر اصلی این سازوکار است:

طبیعی است که شبکه از نزدیک‌ترین حلقه افراد و دوستان مورد اعتماد آغاز شود؛ برای مثال، گعده‌های دوستی دوران جنگ که اعضای آنها پیوند دوستی و اعتماد ناگسستنی با یکدیگر دارند. سپس افراد خانواده و فرزندان، در لایه‌های بعدی، وارد این شبکه می‌شوند؛ زیرا شرط اصلی گسترش چنین ساختار شبه‌مافیایی، اعتماد است.

اخوان در نهایت معتقد است انباشت ثروت و شبکه‌سازی سیاسی به برخی از این گروه‌ها قدرتی داده که ممکن است امکان فشار یا «گروکشی سیاسی» از حاکمیت را برایشان فراهم کند.

اما به مرور این افراد چنان قدرتمند شدند و شبکه‌ای چنان قوی از ثروت و قدرت ساختند که به نظر می‌رسد دست‌کم در ماجرای ابتدای دی، تنشی میان آنها و حاکمیت شکل گرفته است؛ حالا اینکه این تنش ناشی از عوامل بیرونی بوده یا انگیزه‌های داخلی، هنوز نمی‌دانیم. آنها نیز به‌عنوان یک کل واحد رفتار نمی‌کنند و ممکن است بخش‌هایی از این شبکه رفتارها و انگیزه‌های سیاسی متفاوتی داشته باشند. هنوز اینها را نمی‌دانیم، اما به هر حال مشخص است که به چنان قدرتی رسیده‌اند که ممکن است از حاکمیت گروکشی سیاسی کنند یا تهدیدهایی را متوجه آن کنند.

انگیزه احتمالی تراستی‌ها می‌تواند حفظ موقعیت در فردای تغییر سیاسی باشد

اخوان تأکید می‌کند که اصل ادعای کمک مالی تراستی‌ها به رضا پهلوی قابل راستی‌آزمایی نیست و حتی وقوع چنین انتقال مالی‌ای قطعی نیست؛ بنابراین هرگونه توضیح درباره انگیزه احتمالی آنها نیز در حد فرضیه باقی می‌ماند. با این ملاحظه، او احتمال می‌دهد برخی از تراستی‌هایی که بر سر بدهی‌های خود با بانک مرکزی، دولت یا قوه قضاییه دچار تنش بوده‌اند، با تصور احتمال تغییر سیاسی در ایران، در پی حفظ ثروت و موقعیت خود در نظم آینده برآمده باشند.

به گفته اخوان، سناریوی دیگر می‌تواند نوعی محاسبه اقتصادی ـ سیاسی باشد:

احتمال دیگر این است که برآورد سیاسی اشتباهی کرده و سرمایه‌گذاری کرده باشند؛ تصور کرده باشند روی اسب برنده شرط می‌بندند و می‌توانند موقعیت الیگارشیک غیررسمی خود را در آینده، در یک اقتصاد آزاد و متصل به اقتصاد جهانی، رسمی کنند و به سرمایه‌دارانی مشروع، با اسم و رسم و همه ویژگی‌هایی که در یک اقتصاد عادی می‌بینیم، تبدیل شوند. چنین تغییری نیازمند نوعی تحول است و شاید کسانی که چنین تصمیم سیاسی‌ای گرفته‌اند با این نگاه عمل کرده باشند.

 او در عین حال احتمال نادرست بودن اصل ادعای کمک مالی یا وجود انگیزه‌های سیاسی و امنیتی دیگری را نیز منتفی نمی‌داند و بار دیگر تأکید می‌کند که داده کافی برای اثبات هیچ‌یک از این سناریوها در دست نیست.

*این مصاحبه را حسین نوش‌آذر انجام داده و متن را نیز او نوشته است.

بیشتر بخوانید:

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.