ایران و آمریکا دوباره مذاکره میکنند؛ دیپلماسی بازگشته، توافق نه
ایران و آمریکا پس از ماهها بار دیگر در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل وارد مذاکره شدند؛ مذاکراتی که با میانجیگری قطر حدود سه ساعت ادامه یافت. دونالد ترامپ از «شتاب» برای رسیدن به توافق سخن میگوید، اما مواضع منتشرشده از دو طرف همچنان از فاصلهای قابل توجه حکایت دارد. تجربه تفاهم قبلی نیز نشان داده است که تهران و واشنگتن علاوه بر محتوای توافق، بر سر ترتیب اجرای تعهدات و حتی معنای آنچه امضا میکنند اختلاف دارند.

دونالد ترامپ روز سهشنبه ۲۲ سپتامبر در نیویورک گفت استیو ویتکاف، فرستاده ویژه او، و جرد کوشنر حدود سه ساعت با طرف ایرانی گفتوگو کردهاند. او نتیجه مذاکرات را «بسیار خوب» توصیف کرد و گفت گفتوگوهای دیگری نیز بهزودی انجام خواهد شد. ساعاتی بعد نیز از شکلگیری رابطهای میان دو طرف سخن گفت و ابراز امیدواری کرد که در نهایت توافقی حاصل شود.
روایت اولیه از یک ملاقات مستقیم خیلی زود تغییر کرد. صداوسیمای جمهوری اسلامی ابتدا از دیدار عباس عراقچی با ویتکاف خبر داد، اما اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه، بعدتر گفت مذاکرات از طریق میانجی قطری انجام شده است. ویتکاف نیز توضیح داد که میانجیان میان دو هیئت رفتوآمد کردهاند. تا این لحظه هیچیک از دو دولت، ملاقات مستقیم عراقچی و ویتکاف را رسماً تأیید نکردهاند.
این تفاوت در روایتها وضعیت واقعی روابط دو کشور را نشان میدهد: تهران و واشنگتن پس از ماهها جنگ و شکست روند قبلی دوباره با یکدیگر گفتوگو میکنند، اما هنوز برای نشستن مستقیم پشت یک میز آماده نیستند.
مذاکره درباره پایان جنگ و برنامه هستهای
پرونده فوری مذاکرات کنونی از برنامه هستهای ایران فراتر رفته است. جنگ، محاصره بنادر ایران و وضعیت تنگه هرمز اکنون در مرکز گفتوگوها قرار دارند.
یک مقام ارشد ایرانی پیش از مذاکرات به رویترز گفته بود تهران آماده است در صورت کاهش فشار نظامی آمریکا و رفع محاصره بنادر ایران، ظرف هفت روز مسیر عبور کشتیها از تنگه هرمز را دوباره باز کند. او همچنین گفته بود هیئت ایرانی حاضر در نیویورک اختیار مذاکره درباره این پیشنهاد را دارد و تهران طرح خود برای پایان مخاصمه را پیشتر از طریق میانجیان به واشنگتن رسانده است.
رسانههای دولتی ایران شروط گستردهتری را مطرح کردهاند: پایان محاصره دریایی، آزاد شدن داراییهای مسدودشده ایران و پایان درگیریها در جبهههای منطقهای. در روایت رسمی تهران، این شروط بخشی از بهایی است که آمریکا باید برای بازگشت کامل کشتیرانی در هرمز بپردازد.
ترامپ چند ساعت پیش از آنکه از پیشرفت مذاکرات سخن بگوید، از تریبون سازمان ملل موضعی کاملاً متفاوت گرفت. او از کشورهای دیگر خواست ایران را از نظر اقتصادی «کاملاً منزوی» کنند و تهدید کرد در صورت نرسیدن به توافق، میتواند جمهوری اسلامی را «نابود» کند. ترامپ در همان سخنرانی گفت انتظار دارد توافقی پس از انتخابات میاندورهای آمریکا در سوم نوامبر حاصل شود.
مذاکره و تهدید به این ترتیب همزمان ادامه دارند.
ممنوعیت دستیابی ایران به سلاح هستهای همچنان خط قرمز اعلامشده واشنگتن است. ترامپ پس از مذاکرات نیویورک بار دیگر گفت آمریکا نمیتواند اجازه دهد ایران سلاح هستهای داشته باشد. موضوع فوری گفتوگوها در عین حال به پایان جنگ، امنیت کشتیرانی و نحوه کاهش فشار اقتصادی و نظامی نیز گسترش یافته است.
مسئلهای که توافق قبلی را شکست
تجربه چند ماه گذشته بر مذاکرات نیویورک سایه انداخته است.
ایران و آمریکا در ماه ژوئن به چارچوبی برای آتشبس رسیدند. طبق گزارش رویترز، این چارچوب قرار بود محدودیتهای ایران بر عبور کشتیها از تنگه هرمز را در برابر مشوقهای اقتصادی کاهش دهد و دورهای ۶۰ روزه برای مذاکرات درباره توافقی پایدارتر ایجاد کند.
اختلاف بر سر اجرای همان چارچوب خیلی زود آشکار شد. ایران بر نقش خود در مدیریت تردد در هرمز تأکید داشت و حتی موضوع دریافت عوارض را مطرح کرد؛ موضوعی که آمریکا و کشورهای منطقه نمیپذیرفتند. همزمان، اختلاف درباره مشوقهای مالی، تحریمها و ترتیب اجرای تعهدات ادامه یافت. رویترز تا پایان ژوئن گزارش میداد که دو طرف هنوز درباره اجرای آتشبس اولیه اختلاف جدی دارند.
این سابقه نشان میدهد توافق بر سر مجموعهای از اصول بهتنهایی برای پیشبرد مذاکرات کافی نیست. تفسیر مشترک از متن و سازوکار اجرای آن نیز تعیینکننده است.
ترتیب اجرا اکنون یکی از محورهای اصلی اختلاف است.
ایران میخواهد آمریکا ابتدا نشانهای عملی از کاهش فشار نشان دهد؛ محاصره بنادر را کاهش دهد، فشار نظامی را کم کند یا بخشی از محدودیتهای اقتصادی را بردارد. واشنگتن در مقابل میخواهد پیش از دادن امتیازهای اساسی، تغییر رفتار ایران در هرمز و سایر جبهههای جنگ را ببیند.
این اختلاف در ترتیب اقدامات، باز شدن کانال گفتوگو را از رسیدن به توافق جدا میکند.
دو روایت از یک جلسه
روایتهای منتشرشده از نشست نیویورک نیز همین فاصله را نشان میدهند.
ترامپ از «شتاب زیاد» به سوی توافق سخن گفته است. تریتا پارسی، پژوهشگر ایرانی-آمریکایی و معاون اجرایی مؤسسه کوئینسی، برداشت محتاطانهتری دارد. او ازسرگیری تماس را مثبت میداند، اما میگوید نشست نیویورک هنوز تغییری در مسیر تقابل ایجاد نکرده و دو طرف همچنان فاصله زیادی با یکدیگر دارند.
پارسی خوشبینی علنی ترامپ را تا حدی نمایشی و مرتبط با نگرانی دولت آمریکا از بازارها و انتخابات میاندورهای تفسیر میکند. این بخش تحلیل اوست و شواهد مستقلی که انگیزه ترامپ را اثبات کند منتشر نشده است؛ اما واکنش بازارها نشان میدهد حتی احتمال مذاکره نیز اثر اقتصادی دارد. قیمت نفت در آستانه مجمع عمومی با امید به احیای دیپلماسی ایران و آمریکا کاهش یافت.
در تهران، خود مذاکره به مسئلهای سیاسی تبدیل شده است. پس از انتشار گزارش احتمال دیدار مستقیم عراقچی و ویتکاف، رسانههای نزدیک به سپاه و تعدادی از نمایندگان مجلس از وزیر خارجه خواستند توضیح دهد این تماس با چه مجوزی انجام شده است. ابراهیم رضایی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، پرسیده است عراقچی بر اساس کدام سیاست با نماینده کشوری ملاقات کرده که او آن را «دشمن متجاوز» مینامد.
این واکنشها از اختلاف درون ساختار سیاسی جمهوری اسلامی بر سر مذاکره و حدود امتیازدهی حکایت دارد.
بازگشت دیپلماسی، بدون توافق
مذاکرات نیویورک تغییری مهم اما محدود در روابط ایران و آمریکا ایجاد کرده است. پس از فروپاشی روند قبلی، کانال گفتوگو دوباره فعال شده و دو طرف، با میانجیگری قطر، چند ساعت به تبادل پیام پرداختهاند. هر دو دولت نیز از ادامه مذاکرات سخن میگویند.
اما بازگشت به گفتوگو به معنای حل اختلافهایی نیست که روند قبلی را متوقف کرد. تهران خواهان کاهش فشار نظامی و اقتصادی در برابر بازگشایی تنگه هرمز و حرکت به سوی توافق با شروط اعلام شده از سوی ایران است؛ واشنگتن نیز همچنان فشار اقتصادی و نظامی را بخشی از اهرم خود در مذاکرات میداند. همین تناقض در سخنان ترامپ نیز دیده میشود: او در همان روزی که مذاکرات را «بسیار خوب» توصیف کرد، خواهان افزایش فشار اقتصادی بر ایران شد.
در این میان، جامعه ایران طرف مذاکره نیست، اما مستقیماً با پیامدهای آن زندگی میکند. ادامه جنگ، اختلال در تجارت و حملونقل و فشارهای اقتصادی بر زندگی روزمره مردم اثر میگذارد؛ همانطور که توقف جنگ و کاهش فشار اقتصادی نیز میتواند پیامدهایی فراتر از روابط دو دولت داشته باشد.
تجربه ماههای گذشته در عین حال نشان داده است که حتی دستیابی به یک چارچوب مشترک الزاماً به توافقی پایدار منجر نمیشود. اختلاف بر سر اینکه کدام طرف نخست اقدام کند، چه امتیازی در برابر چه تعهدی داده شود و اجرای توافق چگونه تضمین شود، پیشتر نیز مانع تثبیت روند دیپلماتیک شده بود.
باز شدن کانال دیپلماسی بنابراین هنوز به معنای نزدیک بودن توافق نیست. تجربه آتشبس پیشین نشان داده است که علاوه بر اصول توافق، ترتیب اقدامات، سازوکار اجرا و تضمین پایبندی دو طرف تعیینکننده خواهد بود.




نظرها
نظری وجود ندارد.