ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

آیا تهدیدهای اتمی ترامپ علیه ایران جدی است؟

رضا بیدرانی ـ دونالد ترامپ در ماه‌های اخیر چند بار با عباراتی مبهم از نابودی ایران سخن گفته؛ اظهاراتی که به‌عنوان تهدید تلویحی به استفاده از سلاح هسته‌ای نیز تفسیر شده‌اند. سابقه او نشان می‌دهد که برخی تهدیدهایش هرگز عملی نشده‌اند و برخی دیگر از مرحله تهدید گذشته‌اند. در شرایطی که جنگ و فشار نظامی علیه ایران ادامه دارد، زمانه از سه کارشناس و دیپلمات پیشین پرسیده است: احتمال استفاده آمریکا از سلاح هسته‌ای، از جمله بمب اتمی تاکتیکی، تا چه اندازه جدی است؟

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، روز سه‌شنبه هفته قبل در سخنرانی خود در هشتاد و یکمین مجمع عمومی سازمان ملل، برای چندمین بار از زمان آغاز جنگ چهل روزه در نهم اسفند ۱۴۰۴، به گونه‌ای علیه جمهوری اسلامی ایران سخن گفت که بسیاری از ناظران سیاسی، سخنش را حاوی تهدید تلویحی به حمله اتمی به ایران قلمداد کردند.

او در نطقش در سازمان ملل گفت:

من باید تصمیم بزرگی بگیرم: آیا توافقی با ایران حاصل خواهد شد که امکان بازسازی و ایجاد کشوری بسیار بزرگ‌تر از گذشته را فراهم کند - کشوری که بتواند به یکی از بزرگ‌ترین‌ها در خاورمیانه یا حتی جهان بدل شود - یا اینکه جمهوری اسلامی را به سرعت نابود کنم تا هرگز مجالی برای کشتار و ویرانی کشورها پیدا نکند و بدون کوچک‌ترین شانس بقا یا امیدی برای نسل‌های آینده، سرنگون شود؟

اینکه «نسل‌های آینده» ایران نیز در پی اقدام ترامپ به نابودی جمهوری اسلامی، فاقد «کوچک‌ترین شانس بقا» شوند، منطقا بر اقدامی بیش از «براندازی یک نظام سیاسی از طریق جنگ» دلالت دارد.

اینکه تهدیدهای ترامپ علیه جمهوری اسلامی ایران، دقیقا چه معنا و دلالتی دارد، سؤالی است که ناظران و فعالان سیاسی پاسخ‌های متفاوتی به آن می‌دهند. ترامپ در سی‌ام بهمن ۱۴۰۴ اولتیماتومی ده روزه به جمهوری اسلامی داد و گفت در صورت عدم دستیابی به توافق طی این مدت، عواقب «واقعا بدی» در انتظار ایران خواهد بود. رسانه‌های اصولگرا در ایران، تهدید او را «لفاظی ترامپ» نامیدند و اسماعیل کوثری نماینده اصولگرای مجلس ایران نیز مهلت ده روزه ترامپ را «بلوف» خواند.

در همان ایام، در حالی که احتمال آغاز جنگ در پی تهدیدات مکرر ترامپ علیه جمهوری اسلامی بسیار جدی به نظر می‌رسید، علی خامنه‌ای در آخرین سخنرانی‌اش، در ۲۸ بهمن ۱۴۰۴، درباره تهدیدات ترامپ و سایر مقامات آمریکایی به اقدام نظامی علیه ایران گفت:

این روزها درباره‌ ایران تقریباً یکسره تهدید است؛ تهدید می‌کنند که ما چنین می‌کنیم، ما چنان می‌کنیم... خود آمریکایی‌ها که حالا مدام تهدید می‌کنند که جنگ می‌شود، فلان می‌شود، می‌دانند که طاقت این حرف‌ها را ندارند؛ مشکلات اقتصادی‌شان، مشکلات سیاسی‌شان، اعتبار و آبروی بین‌المللی‌شان طاقت برخورد را به آن صورت ندارد؛ این را می‌دانند؛ می‌دانند که اگر چنانچه اشتباهی بکنند، چه آینده‌ای در اختیار آنها است.

به هر حال حمله آمریکا به ایران در نهم اسفند آغاز شد. یعنی ترامپ حتی صبر نکرد که مهلت ده روزه‌اش به جمهوری اسلامی به پایان برسد. با اینکه تهدید ترامپ به آغاز جنگ، برخلاف انتظار  اسماعیل کوثری بلوف نبود، این نماینده اصولگرای مجلس در ۲۹ فروردین ۱۴۰۵ در گفت‌وگو با خبرگزاری تسنیم، تهدید ترامپ به محاصره دریایی ایران را نیز «یک بلوف سیاسی» خواند ولی الان ایران ماههاست که تحت محاصره دریایی است.

جالب اینکه اسماعیل کوثری در ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ هم ادعای ترامپ در خصوص «به تعویق انداختن جنگ با ایران» را نیز مجددا «یک بلوف سیاسی» خواند ولی جنگ بین ایران و آمریکا از اواسط تیر ماه ۱۴۰۵ دوباره و این بار در جنوب ایران آغاز شد و حدود ۲۵ روز هم طول کشید و در شهریور ماه نیز حملات آمریکا به جنوب ایران چند بار تکرار شد.

در جریان تشدید تنش‌ها پس از حمله به سفارت آمریکا در بغداد، ترامپ هشدار داد ایران مسئول خسارت‌ها و تلفات احتمالی خواهد بود. سه روز بعد، قاسم سلیمانی در حمله آمریکا در نزدیکی فرودگاه بغداد کشته شد. دولت ترامپ حمله به سفارت را در کنار حملات پیشین به نیروهای آمریکایی و ادعای برنامه‌ریزی برای حملات جدید، از دلایل این اقدام عنوان کرد.

در دی ماه ۱۴۰۴ نیز ترامپ مقام‌های جمهوری اسلامی را تهدید کرد که اگر «معترضان مسالمت‌جو» را بکشند، «به شدت آن‌ها را خواهیم زد». اگرچه او در آن ایام اقدامی علیه جمهوری اسلامی نکرد، ولی الان حتی خود اصولگرایان نیز معتقدند وقایع دی‌ماه در کشته‌شدن علی خامنه‌ای نقش مهمی داشت. مثلا علی عبدی، از کارشناسان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران، در اواسط اردیبهشت امسال گفت: «تصمیمات اقتصادی غلط دولت منجر به وقایع دی‌ماه شد که عملا موجب شد که رهبر انقلاب به قتلگاه برود».

از سوی دیگر، کسانی که تهدیدات اتمی تلویحی ترامپ را جدی نمی‌دانند، به درستی می‌گویند او تا به حال چند بار اعلام کرد به زودی دستور حمله به نیروگاه‌های برق و سایر زیرساخت‌های ایران را صادر خواهد کرد ولی نهایتا به حرفش عمل نکرده. علاوه بر این، ترامپ تا قبل از سخنرانی‌اش در سازمان ملل، حداقل دو بار هم تلویحا ایران را به حمله اتمی تهدید کرد. بار اول اواسط اردیبهشت ماه امسال بود که گفت «اگر آتش‌بسی نباشد، فقط باید به یک نور بزرگ که از ایران بیرون می‌آید نگاه کنید»، بار دوم هم در اواخر اردیبهشت‌ماه، هنگامی که مذاکرات پس از آتش‌بس بین ایران و آمریکا در جریان بود، ترامپ هشدار داد «اگر ایران به توافق نرسد، امشب یک تمدن کامل خواهد مرد».

اگر در پرگویی‌های ترامپ کنکاش بیشتری کنیم، به موارد دیگری از تهدیدهای ریز و درشت متحقق‌نشدۀ او برمی‌خوریم. اما عدم تحقق تهدیدهای اتمی تلویحی ترامپ از اواسط اردیبهشت تا اوایل مهر امسال، تضمینی برای باقی‌ماندن قطار سیاست‌ورزی او بر ریل بلوف‌زدن نیست. شخصیت پیش‌بینی‌ناپذیری مثل ترامپ، ممکن است نهایتا تهدیدات اتمی‌اش را نیز مثل تهدیدهای ماقبل کشتن قاسم سلیمانی و علی خامنه‌ی عملی کند. اما قاعدتا عملی‌کردن تهدیدهای بزرگ و خطیر، برای هر کسی دشوارتر از عملی‌کردن تهدیدهای سطح پایین‌تر است؛ حتی اگر آن فرد، کسی مثل ترامپ باشد که ـ به قول حسین شریعتمداری: مدیر و سردبیر روزنامه کیهان ـ دوست دارد نقش «مرد دیوانه» را بازی کند تا از حریف در مذاکرات امتیاز بگیرد.

اینکه آیا تهدیدهای اتمی ترامپ را باید جدی گرفت یا نه، سؤالی است که رادیو زمانه با افشار سلیمانی، تحلیلگر روابط بین‌الملل و سفیر پیشین ایران در آذربایجان، علی افشاری، فعال سیاسی و تحلیلگر مسائل ایران، و نیز یکی از دیپلمات‌های سابق ایران در سازمان ملل مطرح کرده است.

در ایران نظام در اولویت است نه مردم

افشار سلیمانی وضعیت فعلی تقابل ایران و آمریکا را به دو ماشینی تشبیه می‌کند که شاخ‌به‌شاخ به سمت یکدیگر حرکت می‌کنند و هیچ‌یک نمی‌خواهد از خود ترس نشان دهد، اما در نهایت یکی از راننده‌ها باید پیش از برخورد فرمان را بچرخاند. به گفته او، فعلاً جنگ اقتصادی در جریان است و دو طرف در حال سنجیدن میزان تاب‌آوری یکدیگرند: آمریکا در برابر افزایش قیمت حامل‌های انرژی و ایران در برابر محاصره دریایی و هوایی.

او می‌گوید دولت آمریکا باید نگران واکنش شهروندانش به افزایش قیمت بنزین و تورم باشد و جمهوری اسلامی نیز با خطر اعتراض‌های تازه در نتیجه گرانی، کمبود کالا و تشدید تنگناهای معیشتی روبه‌رو است. از نظر سلیمانی، واشنگتن امیدوار است فشار اقتصادی و نگرانی از اعتراض‌های داخلی، تهران را به دادن امتیاز در مذاکرات وادار کند، اما او تحقق چنین سناریویی را بعید می‌داند:

در ایران مردم در اولویت نیستند؛ اولویت با نظام است. یعنی همه چیز باید فدای نظام شود. مردم باید ایستادگی کنند تا نظام حفظ شود.

سلیمانی همچنین معتقد است آمریکا با وجود واردکردن خسارت‌های گسترده به ایران، هنوز به اهداف اصلی خود نرسیده و حمله جمهوری اسلامی به پایگاه‌های نظامی آمریکا در کشورهای عربی منطقه نیز به اعتبار واشنگتن آسیب زده است. به گفته او، آمریکا در نتیجه به محاصره دریایی و تشدید تحریم‌ها روی آورده و تلاش می‌کند مسیرهای هوایی و حتی زمینی انتقال کالا به ایران را نیز محدود کند.

اگر با زدن زیرساخت‌ها به نتیجه نرسند، شاید از بمب تاکتیکی استفاده ‌کنند

افشار سلیمانی احتمال حمله آمریکا به ایران با بمب اتمی تاکتیکی را اگرچه ضعیف قلمداد می‌کند، ولی آن را منتفی نمی‌داند. وی پیروزی دموکرات‌ها در انتخابات کنگره آمریکا را عاملی در راستای کاهش بیشتر احتمال حمله اتمی آمریکا به ایران می‌داند.

به گفته سلیمانی، آمریکا بخش بزرگی از اقداماتی را که در توان داشته انجام داده، اما هنوز زیرساخت‌هایی مانند پالایشگاه‌ها و نیروگاه‌های برق ایران را هدف قرار نداده و از سلاح اتمی نیز استفاده نکرده است. او احتمال می‌دهد پیش از هرگونه استفاده از سلاح هسته‌ای تاکتیکی، آمریکا ابتدا به این زیرساخت‌ها حمله کند. در مقابل، ایران نیز تهدید کرده است زیرساخت‌های کشورهای عربی منطقه و حتی کابل‌های فیبر نوری زیر دریا را هدف قرار خواهد داد.

سلیمانی می‌گوید اگر حمله به زیرساخت‌های ایران نیز به هدف اصلی آمریکا، یعنی به گفته او «تسلیم شدن ایران»، منجر نشود، احتمال توسل به سلاح هسته‌ای تاکتیکی را نمی‌توان کاملاً کنار گذاشت. با این حال، نتیجه انتخابات سوم نوامبر آمریکا را نیز در این محاسبه مؤثر می‌داند. از نظر او، اگر دولت ترامپ هر دو مجلس کنگره را از دست بدهد و ترامپ به یک رئیس‌جمهور «اردک لنگ» تبدیل شود، فشار دموکرات‌ها در کنگره یا حتی احتمال استیضاح می‌تواند قدرت مانور او را محدود کند.

او در جمع‌بندی می‌گوید:

در مجموع احتمال حمله اتمی به ایران هر چند ضعیف است، ولی کاملا منتفی نیست. البته ایران هم می‌گوید سلاح‌هایی دارد که هنوز رو نکرده و در صورت شدت‌گرفتن جنگ، از سلاح‌های جدید استفاده می‌کند.

با این حال افشار سلیمانی نقش سیاسی نتانیاهو و «قدرت‌محوریِ نظام بین‌الملل» و ضعف سازمان ملل را جزو عوامل افزایش‌دهندۀ احتمال حمله اتمی به ایران می‌داند. از نظر او، تمایل ترامپ به تغییر رژیم در ایران زیاد نیست، اما نتانیاهو آشکارا بر سرنگونی جمهوری اسلامی تأکید دارد و این می‌تواند احتمال تشدید جنگ را افزایش دهد.

سلیمانی همچنین معتقد است ضعف سازمان ملل نشان‌دهنده قدرت‌محور بودن نظام بین‌الملل است؛ نظامی که در آن دولت‌های قدرتمندتر امکان واردکردن آسیب بیشتری به دشمنان خود دارند. او این منطق را منحصر به آمریکا نمی‌داند و معتقد است ایران نیز اگر از قدرتی هم‌اندازه آمریکا برخوردار بود، رفتار متفاوتی نداشت:

ایران هم اگر در حد و اندازه آمریکا بود، مثل آمریکا رفتار می‌کرد. الان که در اندازه آمریکا نیست، چنین کارهایی کرده. اگر قدرت آمریکا را داشت، اقدامات دیگری هم انجام می‌داد.

پرهیز ترامپ از حمله اتمی به ایران، ناشی از ملاحظات انسانی نیست

اما علی افشاری، فعال سیاسی مقیم آمریکا، احتمال استفاده ترامپ از سلاح اتمی را در هر سطحی، چه تاکتیکی چه استراتژیک، ضعیف می‌داند. به اعتقاد او، از سخنان ترامپ به‌خودی‌خود نمی‌توان یک پیام یا سیاست مشخص استخراج کرد، زیرا رئیس‌جمهور آمریکا عامدانه از «ابهام راهبردی» استفاده می‌کند و گزینه‌های متضاد را هم‌زمان مطرح می‌کند تا تشخیص رفتار بعدی او برای طرف مقابل دشوار باشد.

افشاری در عین حال معتقد است تکرار این شیوه باعث شده اثرگذاری سابق خود را تا حدی از دست بدهد:

به هر حال نمی‌توانیم بگوییم حمله اتمی به ایران کاملا منتفی است ولی به نظر من احتمال استفاده ترامپ از سلاح اتمی در هر سطحی ضعیف است.

علی افشاری در توضیح دلایل اجتناب ترامپ از حمله به ایران با بمب اتمی تاکتیکی، عامل اصلی را نه ملاحظات انسانی یا پیامدهای زیست‌محیطی، بلکه هزینه راهبردی چنین اقدامی می‌داند. به اعتقاد او، استفاده آمریکا از سلاح هسته‌ای می‌تواند راه را برای رفتار مشابه روسیه در برابر کشورهای اروپایی، به‌ویژه کشورهای شرق اروپا، باز کند و به همین دلیل ریسک بسیار بالایی دارد.

با این حال، افشاری احتمال حمله آمریکا به کوه‌کلنگ با بمب‌های سنگرشکن را منتفی نمی‌داند و یادآوری می‌کند که آمریکا در حمله به فردو نیز از بمب‌هایی استفاده کرد که به گفته او خاص ایران طراحی شده بودند.

وی نهایتاً احتمال تغییر سیاست جنگ اقتصادی علیه ایران را اندک می‌داند:

ترامپ گزینۀ "امحاء ایران" را در کنار گزینه‌های "تشدید تنش نظامی" و "توافق" مطرح کرده. ولی فعلا نشانه‌ها حاکی از این است که امکان تغییر معنادار در سیاست خشم اقتصادی یا قطع کردن منابع مالی ایران به عنوان ابزار اصلی دولت آمریکا در تقابل با جمهوری اسلامی، فعلا بعید است.

حمله اتمی به شهرهای ایران بسیار بعید است

در روزهای اخیر ابوالفضل بازرگان، کارشناس روابط بین‌الملل و پژوهشگر امنیت، در راستای دفاع از ضرورت برخورداری ایران از تسلیحات اتمی، حملۀ آمریکا با بمب اتمی تاکتیکی به کوه‌کلنگ را تقریبا قطعی دانست و احتمال حملۀ آمریکا با بمب اتمی استراتژیک به شهرهای ایران را نیز بالا قلمداد کرد.

اما یک دیپلمات سابق ایران در سازمان ملل، که نخواست نامش فاش شود، در گفت‌وگو با رادیو زمانه فقط حمله با بمب اتمی تاکتیکی به کوه‌کلنگ را محتمل می‌داند و احتمال حمله آمریکا با بمب اتمی استراتژیک به شهرهای ایران را رد می‌کند.

او معتقد است حمله هسته‌ای به شهرهای ایران، علاوه بر کشتار گسترده غیرنظامیان، محکومیت جهانی و هزینه سنگینی برای آمریکا به همراه خواهد داشت، بدون آنکه دستاورد نظامی روشنی برای واشنگتن ایجاد کند. در مقابل، اگر آمریکا به این نتیجه برسد که تأسیسات هسته‌ای ایران در کوه‌کلنگ قرار دارد و بمب‌های سنگرشکن قادر به نابودی آن نیستند، از نگاه این دیپلمات احتمال استفاده از یک سلاح هسته‌ای تاکتیکی بیشتر می‌شود.

او می‌گوید:

چنین حمله‌ای، از دید خود دولت آمریکا، دست کم منطقی دارد ولی حمله با بمب اتمی استراتژیک به شهرها هیچ منطقی ندارد.

این دیپلمات کهنه‌کار و بازنشسته همچنین استفاده از بمب اتمی تاکتیکی را دارای پیامدی فراتر از ایران می‌داند: چنین اقدامی می‌تواند سابقه‌ای برای استفاده از این نوع سلاح در جنگ‌های دیگر ایجاد کند. او همچنین معتقد است حتی استفاده آمریکا از بمب اتمی علیه کوه‌کلنگ یا یکی از شهرهای ایران نیز الزاماً به تسلیم جمهوری اسلامی منجر نخواهد شد.

او برای توضیح این استدلال به جنگ غزه اشاره می‌کند و می‌گوید حماس با وجود ویرانی گسترده تسلیم نشده و بخش‌هایی از غزه که تحت اشغال نیست همچنان در کنترل آن قرار دارد. از نظر او، نتیجه چنین سناریویی در ایران نیز ممکن است نه سقوط جمهوری اسلامی، بلکه باقی‌ماندن حکومت در کشوری ویران‌شده باشد:

فوقش می‌خواهند تمام ایران را شبیه غزه بکنند. در این صورت باز جمهوری اسلامی خواهد بود و یک سرزمین ویران. این اقدامات تاثیری در سقوط جمهوری اسلامی ندارد.

وی همچنین در پاسخ به این سؤال که «اگر آمریکا حملۀ اتمی تاکتیکی نکند، ممکن است یک حمله بزرگ بکند برای سرنگونی جمهوری اسلامی؟» احتمال وقوع جنگ دیگری را زیاد نمی‌داند. به اعتقاد او، صرف حملات هوایی قادر به سرنگونی یک نظام سیاسی نیست.

این دیپلمات می‌گوید در جنگ قبلی، ترامپ با این تصور وارد درگیری شد که طرح‌های موساد، حذف رهبران ایران و ایجاد غافلگیری و شوک می‌تواند در مجموع به فروپاشی نظام منجر شود، اما چنین اتفاقی رخ نداد و اکنون جمهوری اسلامی نیز برای مواجهه با سناریوهای مشابه آماده‌تر است.

او در نهایت می‌گوید:

اما در کل باید گفت این نوع سیاست‌ورزی که احتمال حمله اتمی به ایران را موضوع بحث ناظران سیاسی کرده، نامقبول و خطرناک بوده. نباید کار به این‌جا می‌کشید.

از همین نویسنده:

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.