ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

چه کسانی از جانب «ما» سخن می‌گویند؟

از «مای حکومتی» تا «مای متکثر مستقل»

جلال رستمی گوران ـ در شرایط جنگ، جمهوری اسلامی می‌کوشد مرز میان «ایران»، «مردم ایران» و حکومت را کمرنگ کند و مخالفت با حمله خارجی را در قالب یک «مای حکومتی» تعریف کند. اما آیا می‌توان هم با جنگ و مداخله خارجی مخالف بود و هم در این «ما» حل نشد؟ این دیدگاه از امکان شکل‌گیری یک «مای متکثر مستقل» می‌گوید؛ مایی که دفاع از ایران را با دفاع از آزادی، کرامت انسانی و حق تعیین سرنوشت مردم پیوند می‌زند.

دیدگاه
این مقاله در بخش دیدگاه منتشر شده است. نظرهای مطرح‌شده در این بخش، دیدگاه نویسندگان را بازتاب می‌دهند و نه لزوماً دیدگاه تحریریه زمانه را. زمانه آمادگی دارد نظرهای در برابر این دیدگاه را نیز منتشر کند.

در روزهای اخیر، هنگام دنبال کردن خبرها و بحث‌هایی دربارهٔ تماس برخی از مقامات جمهوری اسلامی با شماری از ایرانیان خارج از کشور، کسانی که خود از منتقدان یا مخالفان جمهوری اسلامی به شمار می‌آیند، به‌طور اتفاقی به ویدیویی از افتتاحیهٔ جشنوارهٔ کن در سال ۲۰۲۵ برخوردم.

رابرت دنیرو، هنرپیشهٔ مشهور آمریکایی، در این افتتاحیه، هنگام دریافت نخل طلای افتخاری، سخنرانی شدیداً انتقادی‌ای دربارهٔ ترامپ، دولت او و در مجموع شیوهٔ حکمرانی‌اش ایراد می کند. او در بخشی از این سخنرانی می‌گوید: «در کشور من، ما با تمام توان برای دفاع از دموکراسی می‌جنگیم؛ چیزی که زمانی آن را امری بدیهی می‌دانستیم.»۱ 

در نگاه نخست، میان این سخنرانی و خبرهای مربوط به دعوت از برخی  نام های شناخته شده برای بازگشت به ایران، ارتباط مستقیمی وجود نداشت، اما همین بخش از سخنرانی دنیرو، ذهن مرا دوباره به پرسشی بازگرداند که مدتی است با آن کلنجار می‌روم: نسبت وطن با حکومت چیست؟ وقتی حکومتی خود را با نام وطن معرفی می‌کند— و تنها اگر به یک نمونه از شیوه حاکمیت آن بتوان اشاره داشت —: مخالفان خود را به‌شدت سرکوب می‌کند، اعدام و شکنجه می‌کند. مخالفت با این حکومت و دفاع از وطن یا سرزمین مادری چگونه می‌توانند در کنار یکدیگر قرار گیرند؟۲ 

آنچه برای من در این میان تأمل‌برانگیزاست، نه فقط تماس حکومت با چند چهرهٔ منتقد و مخالف، بلکه تلاشی است برای ساختن یک «ما» از مجموعه‌ای به‌شدت ناهمگون. کسانی که درجریان جنگ با حملهٔ خارجی به ایران مخالفت کرده بودند، از یک جنس نیستند؛ ازافرادی گرفته که با وجود انتقادهایی، همچنان نسبت خویشاوندی!  با جمهوری اسلامی دارند، تا مخالفانی که سال‌ها هزینهٔ سنگین مخالفت خود را پرداخته اند.

اما حالا در گفتمان رسمی حکومت، همهٔ این مرزها زیر یک عبارت گرد می‌آیند: «آنها پای ایران ایستاده‌اند.»

 این «پای ایران ایستادن» دقیقاً به چه معناست؟

گفتمان «مای حکومتی»

در نزدیک به نیم قرنی که از استقرار جمهوری اسلامی می‌گذرد، حکومت، چه در شرایط عادی و چه در شرایط بحرانی، با بخش بزرگی از جامعه در تعارض بوده و از شیوه‌های مختلف سرکوب استفاده کرده است. اما در لحظه‌های جنگ و بحران، سازوکار دیگری نیز از طرف حکومت فعال شده است: ساختن یک «ما» بر پایهٔ ملی‌گرایی یا ناسیونالیسم و وطن‌دوستی  که می توان به آن ملی گرایی یا ناسیونالیسم و وطن دوستی «اضطراری» نام نهاد.

در چنین فضایی، مرز میان سه مفهوم متفاوت، یعنی ایران، مردم ایران و جمهوری اسلامی، مخدوش و هم‌زمان مرز میان مخالفت سیاسی و خیانت نیزعمداً کمرنگ می‌گردد. منتقدی که دیروز مخالف حکومت بود، امروز— بخصوص در شرایط جنگی— باید ابتدا ثابت کند که در کنار دشمن نیست.

همین وضعیت ناگهان فضای زبانی و گفتمانی را نیز تغییر می‌دهد. سپاه پاسداران جمهوری اسلامی به «پاسداران ما»، موشک‌های جمهوری اسلامی به «موشک‌های ما» و حتی فرماندهان نظامی به «سرداران ما» بدل می‌شوند.

این شیوهٔ گفتمانی، به‌ویژه با توجه به نقش رسانه‌ها و فضای مجازی که حاکمیت بر آنها کنترول دارد، تلاش می‌کند حتی بخشی از روشنفکران و مخالفان را، برای آنکه متهم به همکاری با دشمن خارجی نشوند، با این گفتمان و «مای حکومتی» همراه کند و به این ترتیب نشان دهد که حکومت نه‌تنها قدرت سیاسی و نیروهای سرکوب را در اختیار دارد، بلکه در لحظه‌های بحرانی توانایی  این را نیز دارد که حق تعریف «ما» را در انحصار خود بگیرد.

هانا آرنت در کتاب بسیار مهم خود، Elemente und Ursprünge totaler Herrschaft، «عناصر و خاستگاه‌های حاکمیت تمامیت‌خواه»، با بررسی یهودی‌ستیزی، امپریالیسم و حاکمیت تمامیت‌خواه، در فصل پایانی کتاب، «ایدئولوژی و ترور»، به مسئلهٔ شکل تازه‌ای از حکومت می‌پردازد.۳ 

آرنت معتقد است در حکومت‌های تمامیت‌خواه مابا شکل تازه‌ای از حاکمیت روبه‌رو هستیم که از اساس با اشکال و نوع شناخته‌شدهٔ سرکوب سیاسی در حکومت‌های استبدادی، خودکامه و دیکتاتوری که می‌شناختیم متفاوت است. او اضافه می کند که: از همین‌جاست که این پرسش دربارهٔ ماهیت حقیقی حاکمیت‌های تمامیت‌خواه مطرح می‌شود: آیا ما با شکل تازه‌ای از حکومت روبه‌رو نیستیم، شکلی نوین که تاریخ تا آن زمان با آن روبه‌رو نبوده یا برای ما ناشناخته مانده است؟

از این منظر، می‌توان جمهوری اسلامی را نیز شکل جدید و خاصی از یک حکومت توتالیتر در قرن بیست‌ویکم ارزیابی کرد؛ حکومتی که با وجود تمام عقب‌ماندگی‌های تاریخی خود، از امکانات جهان مدرن استفاده کرده و با بهره‌گیری از سازوکارها و اتاق‌های فکر متعدد، برای سیاست‌های خود برنامه‌ریزی می‌کند. از این نظر، شاید بتوان بار دیگر بر اهمیت نظریهٔ آرنت دربارهٔ نوع تازه‌ای از حکومت توتالیتر تأکید کرد و آن را امروز دربارهٔ جمهوری اسلامی نیز به کار گرفت.

«مای متکثر مستقل»

ابتدا برای اینکه نشان داده شود منظور از این «مای متکثر مستقل» چیست، توضیح مختصری دربارهٔ آن ضروری به نظر می‌رسد.

این «مای متکثر مستقل» یک «مای» یک دست و هم‌شکل نیست. مخالفت آن با جنگ به معنای چشم‌پوشی از مخالفت با جمهوری اسلامی و مطالبات سیاسی و اجتماعی خود نیست. برعکس، این «ما» می‌تواند هم‌زمان با هرگونه حمله و تجاوز خارجی مخالفت کند و در همان حال بر مطالبات خود، در مبارزه با جمهوری اسلامی، برای آزادی، کرامت انسانی، حق تعیین سرنوشت و تغییرات سیاسی تأکید کرده و برای آن مبارزه کند.

از این منظر، مخالفت با جنگ قطعاً باید بخشی از نقد سیاست‌های جنگ‌طلبانهٔ جمهوری اسلامی نیز باشد؛ اعتراض برای وارد کردن فشار برحکومت تا از سیاست‌هایی که ایران را به سوی تنش، درگیری و ویرانی بیشتر سوق می‌دهند دست بردارد.

بنابراین «مای متکثر مستقل» نه در «مای حکومتی» حل می‌شود، نه مخالفت با جمهوری اسلامی را به معنای همراهی با قدرت خارجی می‌فهمد و نه اجازه می‌دهد حکومت دراین تلاش مفهوم ایران را هم مصادره کند.

در اینجاست که به مسئلهٔ مخالفان جمهوری اسلامی می‌رسیم؛ بخشی از مخالفانی که صادقانه دغدغهٔ آزادی، سرنوشت ایران و مبارزه با جمهوری اسلامی را دارند و درست به همین دلیل نیز مخالف جنگ هستند. آنان باید نشان دهند که جامعهٔ ایران را جامعه‌ای متکثر می‌بینند، نه امتی یکدست. باید نشان دهند که نه پیاده‌نظام فردی خاص‌اند و نه ابزار دست قدرت‌های خارجی؛ با هرگونه تجاوز خارجی مخالف‌اند، همان‌گونه که با استبداد داخلی مخالف‌اند و با آن مبارزه می‌کنند. دفاع از ایران برای آنان، بیش از هر چیز، دفاع از جان، آزادی، کرامت و حق تعیین سرنوشت مردم ایران به دست خود آنان است.

اما درست در همین نقطه پرسشی اساسی مطرح می‌شود: آیا مخالفان جمهوری اسلامی توانسته‌اند بر پایهٔ چنین برداشتی از ایران و جامعهٔ متکثر آن، «مای» مستقل خود را شکل دهند؟

مشکل «مای متکثر مستقل»

در میان طیف‌های مختلف مخالفان جمهوری اسلامی، با وجود تلاش‌هایی که گاه برای ایجاد اتحاد صورت می‌گیرد، کمتر شاهد تداوم و شکوفایی این تلاش‌ها هستیم. همین امر نشان می‌دهد که مسئله تنها ناتوانی در ایجاد اتحاد نیست؛ مشکل بنیادی‌تر، ناتوانی در ساختن یک «مای» مستقل، اجتماعی، متکثر و دموکراتیک است؛ مایی که نه در برابر تهدید خارجی در «مای حکومتی» حل شود و نه برای مخالفت با حکومت، سرنوشت و استقلال ایران را نادیده بگیرد.

درمتن چنین زمینه‌ای، شعر حمید مصدق معنایی تازه پیدا می‌کند. مصدق در منظومهٔ «آبی، خاکستری، سیاه»، که در میانهٔ دههٔ ۱۳۴۰ سروده و منتشر شد، شعری دارد که بعدها، به‌ویژه در سال‌های آغازین انقلاب، در میان نسل‌های مختلف، از جمله دانشجویان و مخالفان شاه، رواج فراوان یافت. این شعر را شاید بتوان امروز نیز، در پرتو مسئلهٔ «ما» و دشواری شکل‌گیری یک «مای متکثر مستقل»، از نو خواند:

«چه کسی می‌خواهد
من و تو ما نشویم
خانه‌اش ویران باد!
من اگر ما نشوم، تنهایم
تو اگر ما نشوی، خویشتنی

…

از کجا که من و تو
شور یکپارچگی را در شرق
باز برپا نکنیم
از کجا که من و تو
مشت رسوایان را وانکنیم
من اگر برخیزم
تو اگر برخیزی
همه برمی‌خیزند
من اگر بنشینم
تو اگر بنشینی
چه کسی برخیزد؟
چه کسی با دشمن بستیزد؟
چه کسی پنجه در پنجه‌ هر دشمن دون آویزد.»

جمهوری اسلامی در لحظه‌های بحرانی می‌کوشد تا «من و تو ما نشویم» و تلاش می‌کند «مای حکومتی» را به جای «مای اجتماعی و متکثر» بنشاند و اجازه ندهد این «مای متکثر و دموکراتیک»، مستقل از حکومت، شکل بگیرد.

جنبش «زن، زندگی، آزادی» را شاید بتوان تا به امروز تنها جنبشی در دوران حاکمیت جمهوری اسلامی دانست که توانست جنبشی مستقل، اجتماعی و دموکراتیک را در برابر حاکمیت سازمان دهد. هرچند این جنبش به‌شدت سرکوب شد، اما همچنان زنده است.

پلاتفرم «زن، زندگی، آزادی» نیز از مستقل‌ترین، متکثرترین و دموکراتیک‌ترین پلاتفرم‌ها در عرصهٔ مبارزات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در جمهوری اسلامی است.

از این منظر، پاسخ دموکراتیک به این وضعیت، عمق بخشیدن به همین پلاتفرم، همراه با «نه به جنگ»، و تلاش برای بازپس‌گرفتن «ما» و «ایران» از انحصار حکومت است؛ ایرانی که وحدتش نه از خاموش کردن و نادیده گرفتن تفاوت‌ها، بلکه از آزادی، کثرت، کرامت انسانی و مسئولیت مشترک سرچشمه می‌گیرد.

پانویس‌ها:

۲- گزارش‌های حقوق‌بشری نیز سرکوب، اعدام و شکنجه و بدرفتاری با مخالفان و بازداشت‌شدگان در ایران را مستند کرده‌اند:

۳- هانا آرنت:

Hannah Arent: Elemente und Ursprünge totaler Herrschaft

Antisemitismus, Imperialisms, totale Herrschaft; Piper Verlag 11Auflage 2006

۴- https://shows.acast.com/sedaye-shaer/episodes/6814629f9704d99f84e47e3c?utm_source=chatgpt.com#:~:text=Play-,شعر,-با صدای شاعر

از همین نویسنده:

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.