دبیرکلی سازمان ملل و مسئله گروسی؛ وقتی ساختار، تعیینکنندهتر از شخص است
مهران مصطفوی، پژوهشگر و کارشناس مسائل هستهای، در گفتوگو با زمانه درباره نامزدی رافائل گروسی برای دبیرکلی سازمان ملل، میان عملکرد فنی و مواضع سیاسی مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی تمایز میگذارد. او معتقد است گروسی در مأموریتهای فنی آژانس استقلال نسبی خود را حفظ کرده، اما مواضع سیاسیاش در قبال کشورهای مختلف همواره از وزن یکسانی برخوردار نبوده است. با این حال، مصطفوی چالش اصلی را فراتر از کارنامه شخصی گروسی میداند: سازمان ملل با ساختاری بهجامانده از موازنه قدرت پس از جنگ جهانی دوم و حق وتویی روبهروست که به اعتقاد او توان این سازمان را برای مواجهه با بحرانهای بزرگ جهانی محدود کرده است.

رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی ـ عکس از رسول شجاعی ـ خبرگزاری ایرنا
سازمان ملل متحد در آستانه انتخاب جانشین آنتونیو گوترش با مجموعهای از چالشهای همزمان روبهروست: بحران مالی و فشار برای کوچکسازی و اصلاح ساختار، ناتوانی مکرر شورای امنیت در دستیابی به اجماع بر سر جنگها و بحرانهای بزرگ و، در سطحی گستردهتر، کاهش اعتماد به کارآمدی نظام چندجانبه. در چنین شرایطی، انتخاب دبیرکل جدید صرفاً انتخاب مدیر یک سازمان بینالمللی نیست؛ مسئله این است که دبیرکل آینده تا چه اندازه میتواند میان قدرتهای بزرگ و منافع متعارض آنها استقلال و ابتکار عمل داشته باشد و اعتبار و کارآمدی سازمان ملل را در جهانی بهشدت قطبیشده حفظ کند.
یکی از نامزدهای این سمت رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی است؛ دیپلماتی که عملکرد او در سالهای گذشته با برخی از حساسترین پروندههای امنیتی جهان، از برنامه هستهای ایران تا جنگ اوکراین و امنیت تأسیسات هستهای، گره خورده است. از این منظر، کارنامه گروسی در آژانس میتواند محکی برای بررسی شیوه عملکرد احتمالی او در سازمان ملل باشد: نحوه تعامل او با قدرتهای بزرگ، میزان استقلالش در مقام رئیس یک نهاد بینالمللی، چگونگی تفکیک وظایف فنی از فشارهای سیاسی و توانایی او در حفظ اعتماد طرفهای متعارض. پرسش اصلی این است که تجربه آژانس درباره ظرفیتها و محدودیتهای گروسی برای دبیرکلی سازمان ملل چه به ما میگوید:
مواضع سیاسی گروسی همیشه از وزن یکسانی برخوردار نبوده است
مهران مصطفوی میگوید رافائل گروسی در دوران مدیریت آژانس بینالمللی انرژی اتمی بارها بر استقلال این نهاد و تلاش برای دور ماندن از مناسبات قدرت تأکید کرده است، اما کارنامه گروسی نشان نمیدهد که وی در همه زمینهها کاملاً مستقل از قدرتهای بزرگ عمل کرده باشد.
به گفته مصطفوی، باید میان مأموریتهای فنی آژانس و مواضع و ارتباطات سیاسی مدیرکل آن تمایز قائل شد:
نمونههای مختلفی در این زمینه وجود دارد؛ از جمله جنگ اوکراین و روسیه. مواضعی که ایشان درباره نیروگاه اتمی در اوکراین گرفت با مواضعش درباره نیروگاه اتمی در روسیه هموزن نبود.
او همچنین به حملات نظامی به سایتهای هستهای ایران اشاره میکند و میگوید:
همچنین در مورد جمهوری اسلامی و حمله نظامی به سایتهای ایران، ایشان بهراحتی میتوانست حملهکنندگان به این سایتها را محکوم کند، اما چنین کاری نکرد.
از نگاه مصطفوی، مجموعه این موارد نشان میدهد که عملکرد سیاسی گروسی را نمیتوان کاملاً مستقل از قدرتهای بزرگ دانست و او در ایجاد اعتماد میان طرفهای متخاصم نیز با محدودیتهایی مواجه بوده است.
گروسی در مأموریتهای فنی آژانس استقلال نسبی خود را حفظ کرده است
مصطفوی در عین حال میان عملکرد سیاسی گروسی و مدیریت فنی آژانس تمایز میگذارد و معتقد است مدیرکل آژانس در حوزه مأموریتهای فنی «بد عمل نکرده» و تلاش کرده است تا حدی استقلال خود را حفظ کند:
جمهوری اسلامی در چند مورد مدعی شده است که برخی بازرسان وابسته بودهاند و جاسوسی میکردهاند. من مطمئن نیستم که ادعای جمهوری اسلامی درست است؛ شاید درست باشد و شاید نادرست. اطلاع کاملی در این زمینه ندارم. اما حتی اگر چنین ادعایی درست باشد، میتواند ناشی از عملکرد دولتهایی باشد که با این افراد ارتباط برقرار کرده یا آنها را خریدهاند.
مصطفوی میگوید دلیلی در اختیار ندارد که نشان دهد گروسی با قدرتهای خارجی برای اعزام افرادی در پوشش بازرسان آژانس با هدف جاسوسی همکاری کرده یا در این زمینه تحت فشار دولتهای قدرتمند عمل کرده باشد. انتقاد اصلی به گروسی بیش از مأموریتهای فنی آژانس، متوجه موضعگیریها و ارتباطات سیاسی اوست؛ مواضعی که به اعتقاد مصطفوی شدت و وزن آنها بسته به کشوری که موضوع سخن بوده، یکسان نبوده است.
بحران سازمان ملل فراتر از شخصیت دبیرکل آینده است
مصطفوی تجربه دیپلماتیک گروسی و ارتباط مستمر او با دولتهای مختلف در مقام مدیرکل یک نهاد بینالمللی را از بخشهای قابل انتقال تجربه او به سازمان ملل میداند. او همچنین معتقد است گروسی در کارنامه خود تواناییهای دیپلماتیک نشان داده و در مقایسه با برخی دبیرکلهای سازمان ملل چهرهای نسبتاً جوان محسوب میشود.
با این حال، از نگاه مصطفوی مسئله اساسی فراتر از تواناییها یا محدودیتهای شخصی گروسی است. او معتقد است سازمان ملل در سالهای اخیر در حل بحرانهای بزرگ جهانی، از جمله بحرانهای انسانی، ناتوانی نشان داده و بنابراین پرسش اصلی این است که آیا ساختار کنونی این سازمان میتواند بدون تغییر ادامه پیدا کند:
سازمان ملل در سالهای اخیر نشان داده است که توانایی حل بحرانهای بزرگ جهانی، حتی بحرانهای بزرگ انسانی، را ندارد. از این نظر، مسئله فقط آقای گروسی نیست. مسئله این است که آیا ساختار سازمان ملل به همان شکلی که اکنون هست باقی خواهد ماند یا باید تغییر کند و خود را با وضعیت جهان منطبق سازد.
او همچنین معتقد است با بازگشت دونالد ترامپ به ریاستجمهوری آمریکا، در شرایطی که مقر سازمان ملل نیز در این کشور قرار دارد، بر مشکلات موجود افزوده شده است:
آقای گروسی در کارنامه خود تواناییهای دیپلماتیک نشان داده است. همچنین میتوان گفت در مقایسه با برخی دبیرکلهای سازمان ملل فرد نسبتاً جوانی است. اما به نظر من مسئله فقط شخصیت آقای گروسی نیست. مسئله اصلی ساختار سازمان ملل است؛ ساختاری که با شرایط کنونی جهان و بحرانهای عظیمی که دنیا را فراگرفتهاند، هماهنگی ندارد.
*این مصاحبه توسط حسین نوش آذر انجام شده و او نیز متن را نوشته است.






نظرها
نظری وجود ندارد.