گزارش رویترز: ایرانیها زیر فشار فزاینده هزینههای هفت ماه جنگ
هفت ماه پس از آغاز جنگ با آمریکا، فشار اقتصادی بر زندگی روزمره ایرانیها تشدید شده است؛ افزایش شدید هزینه مسکن، دارو، مواد غذایی و سایر نیازهای اساسی، همزمان با کاهش فعالیتهای اقتصادی و از دست رفتن مشاغل، بسیاری از خانوارها را ناچار به کاهش شدید مصرف، جابهجایی به مناطق ارزانتر و حتی چشمپوشی از برخی نیازهای ضروری کرده است.

تورم و گرانی در ایران ـ عکس از آرشیو
خبرگزاری رویترز در گزارشی از وضعیت اقتصادی مردم ایران نوشته که ممکن است رهبران ایران در جنگ با آمریکا مواضعی امیدوارکننده و محکم از خود نشان دهند، اما زندگی برای شهروندان عادی که توان پرداخت هزینه نیازهای اساسی یا اجاره مسکن را ندارند، روزبهروز دشوارتر میشود؛ بهویژه آنکه محاصره آمریکا، منبع مالی حیاتی دولت یعنی صادرات نفت را تحت فشار قرار داده است.
گزارش میافزاید، از مهندسی که بهدلیل اجارههای سنگین مجبور به ترک تهران شده است، تا زنی که بهدلیل افزایش قیمت سیگار مجبور شده آن را ترک کند و مراقبانی که برای خرید دارو با مشکل مواجهاند، تقریباً تمام عرصههای زندگی روزمره تحت تأثیر قرار گرفته است.
بهنام ریاضی، صاحب یک رستوران که در تهران مقابل دوربین با رویترز گفتوگو کرده است، میگوید: «مجبورم کالاهایم را با سودی بسیار ناچیز و تقریباً قابل چشمپوشی بفروشم، اما نمیتوانم کسبوکارم را تعطیل کنم، چون در آن صورت بیکار خواهم شد.»
ریاضی نمیتواند قیمتهای خود را افزایش دهد، زیرا مشتریانش توان پرداخت بیشتر را ندارند؛ ضمن اینکه بسیاری از آنها اکنون فقط ضروریترین کالاها را خریداری میکنند.
اینکه فشارهای اقتصادی تا چه اندازه ممکن است ایران را به سمت مصالحه دیپلماتیک سوق دهد، مشخص نیست؛ بهویژه آنکه ایران نیز با تشدید محدودیت بر صادرات انرژی کشورهای حاشیه خلیج فارس از طریق تنگه هرمز، به افزایش قیمت نفت و گاز در آمریکا و سراسر جهان دامن میزند.
فشار اقتصادی ممکن است به دیپلماسی منجر شود
منابع آمریکایی، خاورمیانهای و ایرانی هفته گذشته گفتند که موج اخیر دیپلماسی تا حدی تحت تأثیر فشارهای اقتصادی شکل گرفته است.
مقامهای ایرانی بارها نسبت به احتمال بروز ناآرامی ابراز نگرانی کردهاند و در برابر نشانههای نارضایتی، برخوردهای سختی داشتهاند.
در ماه ژانویه (دیماه)، یعنی بیش از یک ماه پیش از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، مقامها هزاران معترض را که از سالها فشار اقتصادی انباشتهشده به ستوه آمده بودند، به قتل رساندند.
اما اکنون تمام افرادی که رویترز با آنها گفتوگو کرده است، میگویند آنقدر با مشکلات روزمره دستوپنجه نرم میکنند که دیگر فرصتی برای فکر کردن به اعتراض ندارند.
هدیه، یک زن خانهدار ۶۰ ساله در شمال ایران، با مستمری همسرش که کارمند دولت بوده زندگی میکند. او بهسختی میتواند هزینه دارو یا حتی پوشک بزرگسال مورد نیاز مادر سالخوردهاش را که به بیماری آلزایمر مبتلاست، تأمین کند.
او میخواست برای نوهاش که قرار بود پاییز امسال نخستین روز مدرسهاش را آغاز کند، یک کیف جدید بخرد؛ اما قیمت کیف پنج یا شش برابر چیزی بود که انتظار داشت. در نهایت تنها توانست برای او یک دفتر و چند مداد بخرد.
مانند بیشتر ایرانیهایی که رویترز از طریق تلفن یا پیامرسان با آنها گفتوگو کرده است، او نیز نخواست نامش منتشر شود؛ زیرا از مجازات بهدلیل گفتوگو با رسانههای خارجی بیم داشت.
یک معلم که نخواست نامش معرفی شود، نیز گفت که همیشه توان خرید داروهای مورد نیاز مادرش را ندارد.
او پس از آنکه مدارس بهدلیل جنگ آموزش را به صورت آنلاین ادامه دادند، تهران را ترک کرده و به خانه مادر و خواهر و برادرهایش در روستایی در شمال کشور رفته است. با این حال، نگران است که اگر آموزش حضوری از سر گرفته شود، دیگر توان مالی بازگشت به تهران را نداشته باشد.
در سنندج، مرکز استان کردستان، نازنین، رواندرمانگر ۳۴ ساله، میگوید بهدلیل افزایش قیمت سیگار آن را ترک کرده است؛ کاری که پیش از این، با وجود تلاشهایش، نتوانسته بود انجام دهد.
افرادی که توانایی پرداخت هزینه استفاده از بازار سیاه برای دور زدن روشهای معمول دریافت کالا یا خدمات را دارند، میگویند استفاده از این مسیرها گستردهتر شده است؛ هرچند هزینه آن نیز افزایش یافته است.
یک مرد گفت برای دور زدن روند اداری مورد نیاز برای انجام یک عمل جراحی، ۲۰۰ دلار ارز خارجی به یک جراح پرداخت کرده است.
فرد دیگری گفت درخواست پلیس برای دریافت رشوه بیشتر شده و پس از آنکه در یک ایست بازرسی بهدلیل نداشتن مدارک شناسایی متوقف شده، مجبور شده مبلغی بیشتر از گذشته پرداخت کند.
کاهش مشاغل در بخش خصوصی
یک معمار که نخواست نامش معرفی شود، میگوید حتی ایرانیهای ثروتمند نیز در حال کاهش هزینههای خود هستند: «همه آنها در مقایسه با سبک زندگیای که قبلاً داشتند، فقیر شدهاند.»
هفته گذشته لاستیک خودروی او پنچر شد و اکنون مجبور است دو هفته با لاستیک زاپاس رانندگی کند؛ زیرا توانایی خرید لاستیک ارزانتری را که میتوانست فوراً تهیه کند، ندارد.
او نگران است که ایران به سمت کمبود سوخت پیش برود؛ اتفاقی که میتواند زنجیرههای تأمین را مختل کرده و آشفتگی اقتصادی گستردهتری ایجاد کند.
جنگ در حال حاضر موجب از دست رفتن شمار زیادی از مشاغل در بخش خصوصی شده است.
زنی در تهران که او نیز نخواست نامش معرفی شود، گفت این ماه شغل خود را در بخش تدارکات یک شرکت محلی از دست داده است؛ این در حالی بود که قرارداد یکساله او تنها یک روز پیش از آن تمدید شده بود.
او اکنون باید مبلغی را که شرکت برای سال آینده به سازمان تأمین اجتماعی ایران پرداخت کرده بود، بازگرداند. خانواده او هزینههای خود را بهشدت اولویتبندی کردهاند و مواد غذایی در صدر این فهرست قرار دارد.
این زن گفت: «خدا را شکر که هنوز از عهده هزینه اینترنت برمیآییم؛ بنابراین میتوانیم همچنان آنلاین در ارتباط باشیم و شاید فیلمی تماشا کنیم.»
بیژن، ۴۰ ساله، مهندس سابقی که اکنون برای کسب درآمد به دانشآموزان تدریس خصوصی میکند، گفت او و همسرش آپارتمان خود در تهران را ترک کرده و به منطقهای در حومه پایتخت نقل مکان کردهاند که خودش آن را «نصفهنیمه حاشیهنشین» توصیف میکند.
این زوج تمام پسانداز خود را خرج کردهاند و قصد دارند به شهر دیگری نقل مکان کنند؛ جایی که امیدوارند هزینه زندگی در آن کمتر باشد.
صاحبان فروشگاهها بیش از بسیاری دیگر شاهد کاهش سطح زندگی مردم هستند.
رامین یوسفینیا، صاحب یک فروشگاه مواد غذایی در تهران، در گفتوگویی مقابل دوربین گفت تمام مشتریانش خریدهای خود را کاهش دادهاند.
او گفت: «چیزی را که قبلاً پنج یا ۱۰ عدد از آن میخریدند، حالا فقط میتوانند دو عدد بخرند. اصلاً از پسانداز کردن برایم نگویید. این واقعیت زندگی ماست.»




نظرها
نظری وجود ندارد.