از هپکو تا تجمعهای بازنشستگان؛ اعتراضهای مداوم، قدرت پراکنده
اعتراض کارگران هپکو و تجمعهای پیدرپی بازنشستگان تأمین اجتماعی، فولاد و مخابرات در شهرهای مختلف ایران بار دیگر مجموعهای از مطالبات قدیمی را به خیابان آورده است. دستمزد، مستمری، درمان و بیمه همچنان در مرکز این اعتراضها قرار دارند، اما در برخی مراکز کار، مسئله از مطالبه مزد فراتر رفته و به حفظ تولید و آینده خود محل کار رسیده است. پیمان شجراتی، فعال صنفی کارگری، میگوید هنوز نمیتوان از یک جنبش واحد سخن گفت، اما کارگران شاغل و بازنشستگان بیش از پیش با یک «وضعیت مشترک» روبهرو شدهاند.

تجمع اعتراضی کارگران هپکو اراک امروز سهشنبه ۷ مهر ١۴٠۵، برای سومین روز ادامه یافت.
کارگران هپکو در اراک چند روز متوالی در اعتراض به بلاتکلیفی مدیریتی، توقف تولید و مشکلات پرداخت دستمزد تجمع کردند. اعتراض در یکی از روزها از محوطه کارخانه فراتر رفت و کارگران به سمت استانداری مرکزی راهپیمایی کردند. بر اساس گزارشها، تولید هپکو از ابتدای سال متوقف شده بود و بخشی از دستمزدهای کارگران نیز پرداخت نشده بود. بیش از ۱۱۷۰ کارگر این شرکت با پیامدهای این وضعیت روبهرو بودند.
چند روز بعد اعلام شد مدیرعامل جدید هپکو منصوب شده، حقوق شهریور پرداخت خواهد شد و با ترخیص تجهیزات از گمرک امکان ازسرگیری تولید فراهم میشود. با این حال، مطالبات کارگران به پرداخت یک ماه حقوق یا معرفی مدیرعامل محدود نبود و مسئله ادامه تولید و وضعیت اقتصادی کارخانه همچنان باقی ماند.
همزمان، تجمعهای بازنشستگان در چندین شهر ادامه داشت. بازنشستگان تأمین اجتماعی در شوش، اهواز، کرمانشاه، تهران، رشت و دزفول به کاهش قدرت خرید، افزایش هزینههای زندگی، وضعیت درمان و بیمه و اجرا نشدن مطالبات خود اعتراض کردند. در اصفهان نیز بازنشستگان فولاد در اعتراض به مشکلات بیمه درمانی، پرداخت نشدن بخشی از هزینههای درمان و اجرا نشدن کامل متناسبسازی حقوق راهپیمایی کردند.
اعتراضهای بازنشستگان مخابرات نیز در تهران، رشت، اصفهان، سنندج، کرمانشاه، بیجار و تبریز ادامه یافت. اجرای کامل آییننامه ۸۹/۲۴، پرداخت مطالبات چندینساله و وضعیت بیمه تکمیلی از خواستههای اصلی آنهاست. در بیجار، بازنشستگان مخابرات به صد و چهلمین تجمع اعتراضی خود رسیدند.
تکرار این اعتراضها این پرسش را پیش میکشد که آیا با مجموعهای از مطالبات جداگانه مواجهیم، یا میان وضعیت کارگران شاغل و بازنشستگان نقاط مشترکی شکل گرفته است.
پیمان شجراتی، کارگر سابق و فعال صنفی در صنایع بزرگ از جمله گروه ملی فولاد اهواز و عضو هیئتمدیره کنفدراسیون کار ایران - خارج از کشور، در گفتوگو با رادیو زمانه میان مطالبات مشخص هر گروه و شرایط مشترکی که در پس آنها قرار دارد تفاوت میگذارد.
او میگوید:
اگر کمی از سطح شعارها و خواستههای مشخص هر تجمع فاصله بگیریم و به زندگی واقعی این گروهها نگاه کنیم، شباهتهای بسیار جدی میان آنها دیده میشود. مسئله مشترک فقط پایین بودن درآمد نیست. مسئله این است که نیروی کار، چه زمانی که هنوز در کارخانه مشغول به کار است و چه زمانی که پس از سالها کار بازنشسته شده، با وضعیتی فرسایشی روبهروست. چیزی که باید حقی روشن و در دسترس باشد، به مطالبهای تبدیل شده که برای دستیابی به آن باید ماهها و گاهی سالها اعتراض کرد.
شجراتی با این حال تأکید میکند که وجود مشکلات مشترک را نباید به معنای شکلگیری یک جنبش واحد دانست:\nبه نظر من هنوز نمیتوان از یک جنبش واحد یا همبستگی مشترک میان همه این گروهها سخن گفت. چنین وضعیتی فعلاً وجود ندارد، اما میتوان از یک وضعیت مشترک حرف زد. یک جنبش واحد و همبسته زمانی شکل میگیرد که این گروهها بتوانند بهصورت سازمانیافته و آگاهانه مطالبات خود را به یکدیگر پیوند دهند. با این حال، وضعیت مشترک همین حالا وجود دارد.
یکی از ویژگیهای اعتراضهای اخیر، تکرار مطالباتی است که برخی از آنها سالها پیش به رسمیت شناخته شدهاند. بازنشستگان مخابرات برای اجرای آییننامهای تجمع میکنند که مسئله تصویب آن نیست، بلکه اجرای آن است. بازنشستگان بخشهای دیگر نیز درباره تعهدات بیمهای و حقوقی مشابهی اعتراض دارند.
شجراتی این وضعیت را فاصله میان «حق قانونی» و قدرت واقعی برای اعمال آن میداند:
یک کارگر ممکن است از نظر قانونی حقی داشته باشد، اما برخورداری از حق قانونی با داشتن قدرت اجتماعی برای تحقق آن یکی نیست. حتی در بخشهایی که قوانین مشخصی وجود دارد، موازنه قدرت به سود مزدبگیر نیست تا بتواند به اتکای آن حق خود را از سیستم بگیرد.
او پراکندگی مسئولیت میان کارفرما، سهامدار، صندوق، وزارتخانه و سازمانهای مختلف را نیز یکی از دلایل فرسایشی شدن مطالبات میداند. به گفته او، در چنین وضعیتی هر نهاد میتواند بخشی از مسئولیت را به نهادی دیگر منتقل کند و کارگر یا بازنشسته بارها ناچار شود همان مطالبه را از مسیرهای مختلف پیگیری کند.
اعتراض هپکو در عین حال وجه دیگری از تغییر مطالبات کارگری را نشان میدهد. کارگران در کنار دستمزد، درباره ادامه تولید و آینده کارخانه نیز اعتراض کردهاند. به این ترتیب، مسئله برای بخشی از نیروی کار دیگر تنها میزان مزد یا زمان پرداخت آن نیست. بقای خود محل کار نیز به یک مطالبه تبدیل شده است.
شجراتی میگوید:
این وضعیت یک پیام مهم دارد. کارگر دیگر فقط فروشنده نیروی کار خود نیست که درباره قیمت آن مذاکره کند. اکنون فراتر از آن، ناچار است برای اصل امکان فروش نیروی کار خود نیز مبارزه کند. ابتدا باید کارخانه باقی بماند، سپس تولید ادامه پیدا کند و اشتغال حفظ شود تا بعد بتوان درباره مزد سخن گفت.
از نگاه او، این وضعیت دامنه مطالبات کارگری را گستردهتر کرده است:
در نتیجه، مطالبات کارگری از مسئله حقوق و دستمزد فراتر رفته و به سمت امنیت اقتصادی، شغلی، اجتماعی و امنیت آینده حرکت کرده است. امنیت اقتصادی یعنی مزد بهموقع پرداخت شود. امنیت شغلی یعنی کارخانه تعطیل نشود. امنیت اجتماعی یعنی بیمه کارگر قطع نشود و امنیت آینده یعنی کارگر بداند فردا نیز شغلی برای او وجود دارد. بازنشستگی نیز در همین زنجیره قرار میگیرد.
اما استمرار اعتراض لزوماً به معنای افزایش قدرت سازمانیافته نیست. اعتراضهای بازنشستگان مخابرات نمونه روشنی از این مسئلهاند. تجمعها میتوانند دهها و حتی بیش از صد بار تکرار شوند، بدون آنکه لزوماً موازنه قدرت را به صورت پایدار تغییر دهند.
شجراتی در توضیح این وضعیت میگوید:
واقعیت دوم این است که استمرار اعتراض بهتنهایی به معنای افزایش قدرت سازمانیافته نیست. این دو را نباید با یکدیگر اشتباه گرفت. ممکن است یک گروه صد بار تجمع کند، اما اگر هر بار از نقطه صفر آغاز کند، تصمیمگیری جمعی پایدار نداشته باشد، نمایندگان واقعی و پاسخگو نداشته باشد و نتواند ارتباط خود را با گروههای دیگر گسترش دهد، تکرار تجمعها لزوماً به افزایش قدرت چانهزنی منجر نمیشود.
او محدودیت تشکلهای مستقل، فشارهای امنیتی، خطر اخراج و تفاوت میان قراردادهای رسمی، پیمانی و روزمزدی را از عواملی میداند که امکان تبدیل اعتراض مستمر به سازمانیابی پایدار را محدود میکنند. در عین حال، خودِ تجربه اعتراض میتواند ارتباط میان کارگران و بازنشستگان را گسترش دهد و تجربههای یک مرکز یا شهر را به نقاط دیگر منتقل کند.
در نهایت، از نگاه شجراتی پرسش اصلی دیگر وجود یا نبود نارضایتی نیست:
مسئله مهمتر این است که آیا این نارضایتی میتواند به قدرت جمعی تبدیل شود یا نه. این قدرت تنها با افزایش تعداد تجمعها شکل نمیگیرد. به ارتباط مستمر، اعتماد، نمایندگی واقعی، تصمیمگیری جمعی، انتقال تجربه میان مراکز مختلف کار و مهمتر از همه، پیوند دادن مطالبات پراکنده نیاز دارد.
اعتراضهای هفتههای اخیر از هپکو تا تجمعهای بازنشستگان نشان میدهند که مطالبات همچنان در مراکز و گروههای مختلف صورتهای متفاوتی دارند. آنچه میان آنها مشترک شده، تداوم ناامنی در دوره اشتغال و بازنشستگی و ضرورت تکرار اعتراض برای مطالباتی است که بخشی از آنها سالهاست مطرح شدهاند. مسئلهای که باقی میماند، همان فاصلهای است که شجراتی میان استمرار اعتراض و شکلگیری قدرت سازمانیافته بر آن تأکید میکند.
*این مصاحبه را سیاوش شهابی انجام داده و متن را نیز او نوشته است.




نظرها
نظری وجود ندارد.