افزایش دستمزد در صدر مطالبات؛ تشکلیابی، مهمترین چالش اعتراضات کارگری
علیرضا نوایی، تحلیلگر مسائل کارگری، در گفتوگو با «زمانه» میگوید با وجود گسترش دامنه مطالبات کارگران در شهریور و نیمه نخست سال به امنیت شغلی، قراردادهای موقت، پیمانکاری، بیمه و اشتغال، افزایش دستمزد همچنان مهمترین محور اعتراضات کارگران شاغل و بازنشسته بوده است. به اعتقاد او، نظام پیمانکاری علاوه بر معیشت، امنیت شغلی و آینده بیمهای کارگران را نیز تحت تأثیر قرار داده است. نوایی مهمترین مانع پیوند اعتراضهای پراکنده را فقدان تشکلهای مستقل میداند، اما معتقد است تجمعهای هماهنگ بازنشستگان و شکلگیری شبکههای سازماندهی در بخشهای مختلف نیروی کار، نشانههایی از نوعی سازماندهی میدانی به دست میدهند.

پیکهای موتوری اسنپ فود
گزارشهای کارگری شهریورماه نشان میدهند که با وجود تنوع اعتراضها، یک مسئله مشترک در بسیاری از آنها تکرار میشود: ناامنی معیشتی و شغلی. از کارگران نفت، گاز و برق تا راهآهن، پرستاران، معلمان، بازنشستگان و پیکهای موتوری، مطالبات به شکلهای مختلف حول کاهش قدرت خرید، حقوق و مطالبات معوق، قراردادهای بیثبات، پیمانکاری و برونسپاری، حق بیمه و بازنشستگی و امنیت شغلی شکل گرفته است. در این میان، نظام پیمانکاری بیش از پیش به یکی از کانونهای نارضایتی تبدیل شده؛ کارگران میپرسند چرا بخشی از ارزش کاری که خود انجام میدهند باید نصیب واسطهها شود، در حالی که خود آنها با دستمزد ناکافی و نگرانی از آینده شغلی و بازنشستگی روبهرو هستند.
اما در کنار این مطالبات مشترک، پراکندگی اعتراضها و دشواری تبدیل آنها به کنشی هماهنگ یکی از چالشهای مهم شهریور بوده است. اعتراضها در شهرها و بخشهای مختلف ادامه داشته و حتی در مواردی، مانند پیکهای موتوری، از اراک به سمنان و لاهیجان گسترش یافته است؛ با این حال، هر گروه عمدتاً برای مطالبات مشخص خود به میدان آمده است. همزمان، ناامنی شغلی و خطر اخراج نیز هزینه اعتراض را افزایش میدهد؛ چنانکه در هفتتپه، مسئله بازگشت اسماعیل بخشی به کار بار دیگر مطرح شده است. با علیرضا نوایی درباره این پرسش گفتوگو میکنیم که اعتراضات کارگری شهریور چه تصویری از وضعیت نیروی کار ایران به دست میدهد و مهمترین موانع در برابر پیوند خوردن این اعتراضهای پراکنده چیست:
افزایش دستمزد همچنان در صدر مطالبات کارگری است
علیرضا نوایی در آغاز گفتوگو با زمانه با اشاره به پایان نیمه نخست سال میگوید بررسی اعتراضات شهریور و شش ماه گذشته نشان میدهد که با وجود برجستهشدن مسائلی مانند امنیت شغلی، پیمانکاری، بیمه و مطالبات معوق، افزایش دستمزد همچنان مهمترین مطالبه کارگران شاغل و بازنشسته بوده است:
برای نمونه، کارگران رسمی صنعت نفت درباره سقف و کف حقوق دست به اعتراض میزنند یا کارگران واحدهای تولیدی و خدماتی خواهان اجرای کامل طرح طبقهبندی مشاغل میشوند. حتی مسئله حذف شرکتهای واسطه پیمانکاری نیز در وهله نخست با افزایش دستمزد ارتباط پیدا میکند. بنابراین میتوان گفت مهمترین مسئله در این اعتراضات افزایش دستمزد بوده است.
به گفته نوایی، پس از دستمزد، امنیت شغلی مهمترین مسئله است؛ مسئلهای که در قراردادهای موقت، حضور شرکتهای پیمانکاری، تعطیلی واحدهای تولیدی و اخراج کارگران نمود پیدا میکند. او همچنین معتقد است عدم پرداخت بهموقع حقوق و حق بیمه و سوءاستفاده برخی کارفرمایان از شرایط جنگی، در شش ماه نخست امسال نسبت به دوره مشابه سال گذشته افزایش یافته است. در کنار این موارد، کارگران پلتفرمی، از جمله پیکهای موتوری و رانندگان اسنپ، نیز در واکنش به افزایش هزینه سوخت و نگهداری وسیله نقلیه و کاهش درآمد اعتراض کردهاند. او در ادامه میافزاید:
آخرین نکتهای که در این دوره باید به آن اشاره کرد، اعتراض جوانان متقاضی کار در خوزستان است. آنها با تجمع مقابل کشتوصنعتها، کارخانهها و شرکتهای نفتی خواهان بهکارگیری در این واحدها و، به عبارت دیگر، خواهان اشتغال شدهاند.
پیمانکاری امنیت شغلی و معیشتی کارگران را تحت تأثیر قرار داده است
نوایی تأکید میکند اعتراض کارگران پیمانی، از جمله کارگران ارکان ثالث صنعت نفت، برای حذف شرکتهای پیمانکاری تازگی ندارد و تاریخچهای طولانی دارد. به اعتقاد او، علت تداوم این وضعیت نخست پدیدهای جهانی در چارچوب سیاستهای نئولیبرالی است که پس از جنگ هشتساله دولتهای مختلف حکومت اسلامی، فارغ از نام و جناح، آن را در دستور کار گذاشتهاند.
او رواج پیمانکاری را از یک سو در چارچوب سیاستهای اقتصادی موسوم به نئولیبرالی در سطح جهانی قرار میدهد و از سوی دیگر معتقد است دولتهای مختلف ایران از پایان جنگ ایران و عراق تاکنون، صرفنظر از گرایش سیاسی آنها، این سیاست را ادامه دادهاند. لاو در ادامه یادآوری میکند:
جدا از این عامل جهانی، باید اشاره کنم که بخشی از این شرکتهای پیمانکاری متعلق به نیروهای امنیتی و نظامی و بخشی دیگر متعلق به آقازادهها هستند؛ به عبارت دیگر، از پشتوانه قدرتمندی برخوردارند. نکته دیگر این است که به اعتقاد من، کسانی هم که در درون حاکمیت مسئله حذف شرکتهای پیمانکاری را مطرح میکنند، در این زمینه جدی نیستند و بیشتر در چارچوب اختلافات درونی حاکمیت از این موضوع استفاده میکنند. این مسئله در دولتهای مختلف، برای مثال در دولت احمدینژاد و اخیراً در دولت پزشکیان، مطرح شده اما در همان چارچوب اختلافات باقی مانده است.
به اعتقاد نوایی، حذف شرکتهای واسطه میتواند امکان قرارداد مستقیم یا تبدیل وضعیت را برای کارگران افزایش دهد و از این طریق امنیت شغلی آنان را تقویت کند:
زیرا با حذف شرکتهای واسطه امکان انعقاد قرارداد مستقیم یا تبدیل وضعیت آنان فراهم میشود. از یک طرف، این امر میتواند به افزایش حقوق آنها منجر شود؛ هرچند اخیراً زمزمههایی نیز مطرح شده است که در صورت تبدیل وضعیت، ممکن است حقوق برخی از آنان کاهش پیدا کند. از طرف دیگر، قراردادهای کوتاهمدت میتوانند به قراردادهای بلندمدت تبدیل شوند و کارگران از امنیت شغلی بیشتری برخوردار شوند. وضعیت درمان و بیمه آنان نیز میتواند با پرداخت بهموقع حق بیمهها بهبود پیدا کند.
فقدان تشکلهای مستقل مانع اصلی هماهنگی اعتراضهاست
نوایی مهمترین مانع پیوند اعتراضهای پراکنده کارگری را فقدان تشکلهای مستقل میداند و این وضعیت را نتیجه محدودیتها و فشارهای حکومتی بر تشکلیابی مستقل کارگران میخواند. او به تجربه فعالان شرکت واحد، نیشکر هفتتپه و تشکلهای صنفی فرهنگیان اشاره میکند و میگوید:
فعالان این حوزهها با بازداشت، زندان، اخراج و فشار بر خود و خانوادههایشان مواجه شدهاند.
به گفته او، موانع تشکلیابی فقط به برخورد مستقیم محدود نمیشود. پایین بودن درآمد، نیاز به اضافهکاری یا داشتن شغل دوم و سوم، وقت و امکان مشارکت کارگران در فعالیتهای صنفی را کاهش میدهد. قراردادهای موقت و پیمانکاری نیز به اعتقاد او هزینه اعتراض را افزایش میدهند، زیرا کارگر ممکن است نگران از دست دادن شغل خود باشد.
با این همه، نوایی معتقد است فقدان تشکلهای مستقل به معنای فقدان سازماندهی نیست:
با وجود فقدان تشکلهای مستقل کارگری، اعتراضات کارگران شاغل، بازنشسته و بیکار، به دلیل وجود سازماندهندگان اعتراضات کارگری، از نوعی سازماندهی میدانی برخوردار است و این روند رو به پیشرفت است. برای نمونه، بازنشستگان یک روز در هفته، مانند یکشنبه یا دوشنبه، تجمعهای همزمان در نقاط مختلف کشور برگزار میکنند. همچنین کارگران صنعت فولاد، نفت و بخشهای دیگر گاه از نقاط مختلف کشور به تهران میآیند و مقابل مجلس، نهاد ریاستجمهوری یا وزارتخانهها تجمع میکنند.
از نگاه او، کمیتهها و شبکههای سازماندهی موجود میتوانند در شرایط کنونی بخشی از خلأ تشکلهای مستقل را جبران کنند و در صورت تغییر شرایط سیاسی، زمینه تشکیل تشکلهای مستقل و سراسری کارگری را فراهم آورند.
*این مصاحبه را حسین نوشآذر انجام داده و متن را نیز او نوشته است.








نظرها
نظری وجود ندارد.