اعتراضات کارگری در مرداد ۱۴۰۵: از مطالبات مزدی تا همبستگی ضد اعدام در شرایط جنگی
در مرداد ۱۴۰۵، کارگران مناطق عملیاتی صنعت نفت با ازسرگیری دوشنبههای اعتراضی، خواستهای دیرینه خود از جمله حذف سقف حقوق، اصلاح کف دستمزد و عدم ادغام صندوق بازنشستگی را دوباره به میدان آوردند. علیرضا نوایی، فعال کارگری، در گفتوگو با ما توضیح میدهد که کارگران پیمانکاری نیز در دو دسته ارکان ثالث و پروژهای همچنان برای تبدیل وضعیت، افزایش دستمزد و دریافت بهموقع حقوق و بیمه مبارزه میکنند. او تأکید دارد موقعیت جنگی به بهانهای برای اخراج و تأخیر در پرداختها تبدیل شده و بدهی کلان دولت به تأمین اجتماعی این بحران را عمیقتر کرده است. در همان حال اما همبستگی گستردهای میان تشکلهای صنفی معلمان، کارگران، نویسندگان و دانشجویان با اعتصاب غذای زندانیان قزلحصار و کارزار نه به اعدام شکل گرفته است.

کارگران در صنایع پتروشیمی عسلویه
با بررسی خبرهای کارگری ایران در مرداد ۱۴۰۵ میتوان به سادگی به این واقعیت پی برد که موضوع مشترک اصلی در محیطهای کارگری ایران، موج گسترده اعتراضات، اعتصابها و تجمعهای مداوم کارگران، بازنشستگان، معلمان، پرستاران، جوانان جویای کار و متقاضیان مسکن است که همگی پیرامون بحران شدید معیشتی شکل میگیرد؛ عدم پرداخت یا تأخیر چندماهه حقوق و مطالبات، سطح نازل دستمزد و مستمری در برابر تورم افسارگسیخته، ناامنی شغلی، بیکاری و بلاتکلیفی پس از تعدیل نیرو یا حوادث جنگی.
این اعتراضات در قالب اعتصاب کارخانهها و مناطق نفتی، تجمع مقابل ادارات کار و استانداریها، یکشنبههای اعتراضی بازنشستگان و فراخوانهای صنفی تکرار میشود و شعارهایی مانند «سفره ما خالیه»، «مدیر بیلیاقت استعفا» و «معیشت منزلت حق مسلم ماست» بازتاب مستقیم فشار اقتصادی روزمره است.
در کنار این مطالبات اقتصادی، سرکوب دولتی و فضای امنیتی ناشی از جنگ بهعنوان وجه مشترک دیگر ظاهر میشود: اعتصاب غذای صدها زندانی قزلحصار علیه افزایش اعدامها، کارزار سهشنبههای نه به اعدام در دهها زندان، صدور و اجرای احکام اعدام مرتبط با اعتراضات، بازداشت و اخراج معلمان و فعالان صنفی، و بهرهبرداری از شرایط جنگی برای تشدید استثمار و نادیده گرفتن ایمنی کار. بدین ترتیب، همه گزارشهای داخلی مرداد ۱۴۰۵ تصویر واحدی از درهمتنیدگی فقر، بیحقوقی شغلی و سرکوب سیاسی را ترسیم میکنند که کارگران و زحمتکشان را به مقاومت جمعی واداشته است. با آقای علیرضا نوایی، فعال کارگری گفتوگو کردهایم:
دلیل ازسرگیری اعتراضات کارگران رسمی نفت و وضعیت دوگانه کارگران پیمانکاری
علیرضا نوایی در آغاز گفتوگو با زمانه توضیح داد که دلیل اصلی ازسرگیری اعتراضات کارگران مناطق عملیاتی صنعت نفت، افزایش حقوق بوده که چند سال است با آن دستوپنجه نرم میکنند و هنوز به آن پاسخ داده نشده است:
این کارگران در مرداد و شهریور سال گذشته دستکم یازده دوشنبهٔ اعتراضی برگزار کردند با خواستهای حذف سقف حقوق در مناطق عملیاتی، اصلاح کف حقوق برای کارگران جدیدالاستخدام، اجرای کامل مادهٔ ۱۵ قانون وظایف و اختیارات وزارت نفت، عدم تفکیک مشاغل تخصصی و پشتیبانی، حذف کامل سقف بازنشستگی و پرداخت کامل حقوق، و همچنین عدم ادغام صندوق بازنشستگی صنعت نفت با سایر صندوقهای بازنشستگی.
نوایی افزود که بهدلیل موقعیت جنگی، کشتار خونین اعتراضات سراسری دیماه ۱۳۹۶ و وعدههای توخالی، این اعتراضات موقتاً متوقف شده بود اما اکنون از سر گرفته شده است:
اکنون که کارگران دیدند از یک سو آن وعدهها اجرا نشده و از سوی دیگر شرایط تا حدودی تغییر کرده، اعتراضات را از سر گرفتند و با برپایی سومین دوشنبهٔ اعتراضی، عزم راسخ خود را برای دستیابی به مطالبات به نمایش گذاشتند.
او کارگران پیمانکاری صنعت نفت، گاز و پتروشیمی را به دو دسته تقسیم کرد: دستهٔ اول کارگران ارکان ثالث با کار دائمی که برای امنیت شغلی و معیشتی، افزایش دستمزد، تبدیل وضعیت و قرارداد مستقیم با کارفرمای اصلی و حذف شرکتهای پیمانکاری سالها مبارزه میکنند؛ دولت پزشکیان مانند دولتهای پیشین وعدهٔ حذف پیمانکاران را داده بود اما بهخاطر حمایت آقازادهها از این شرکتها عقبنشینی کرد و نظام پرداخت نیروهای شرکتی را کنار گذاشت، موضوعی که مورد اعتراض کارگران است و آنها همچنان بر خواست خود پافشاری میکنند. دستهٔ دوم کارگران پروژهای با قرارداد موقت هستند که با تأخیر در پرداخت حقوق، بیمه و سایر مطالبات مواجهاند و در پروژهها مبارزه میکنند؛ این گروه نیز خواستار افزایش دستمزد هستند و پیشتر در سالهای ۱۳۸۴ و ۱۳۸۸ اعتراضات گستردهای در صنعت نفت و نیروگاهها برگزار کرده بودند.
بیکاری ناشی از جنگ و سوءاستفاده کارفرمایان از شرایط جنگی
علیرضا نوایی در ادامه گفتوگو با زمانه گفت که موقعیت جنگی و حملههای هوایی و موشکباران به مناطق صنعتی باعث بیکاری برخی از کارگران واحدهای تولیدی شده، هرچند او تاکنون آمار دقیقی از تعداد این بیکاران ندیده است:
به نظر میرسد که دولت حقوق بخشی از کارگران بیکارشده را بهطور حداقلی یا پایه حقوقی پرداخت میکند و بخشی دیگر از این کارگران به سمت دریافت بیمه بیکاری رفتهاند. این کارگران همچنان با مشکل دریافت حق بیمه بیکاری دستوپنجه نرم میکنند و تاکنون بخش کمی از آنها موفق به دریافت بیمه بیکاری شدهاند؛ روند این دریافت باعث اعتراض کارگران و نارضایتیای شده که به اشکال مختلف ابراز میکنند.
نوایی افزود که موقعیت جنگی به کارفرماها امکان داده از شرایط سوءاستفاده کنند و برخی کارگران را به این بهانه از کار بیکار کنند. او مشکل بزرگتر را سوءاستفاده کارفرمایان از موقعیت جنگی و عدم پرداخت بهموقع حقوق، حق بیمه و سایر مطالبات کارگران دانست و گفت در این شرایط شاهد اعتراضاتی بهصورت اعتصاب یا تجمع در واحدهای تولیدی و خدماتی، از جمله کارگران شهرداریها، هستیم. به تأکید او، در واقع خود دولت اولین نهادی است که حقوق و مطالبات کارگران را بهموقع پرداخت نمیکند. نوایی با استناد به گفتهٔ مدیرعامل وقت سازمان تأمین اجتماعی در ۱۸ تیرماه سال جاری توضیح داد که از سال ۱۳۸۴ تا ۱۴۰۰ بهدلیل عدم پرداخت بدهیهای دولت به تأمین اجتماعی، رقم بدهی به هفتصد و پنجاه همت رسیده که بیش از پنج برابر کل حقوق و مستمری ماهیانه بازنشستگان تأمین اجتماعی یا بیش از سه ماه کل هزینهٔ سازمان (حدود دویست و بیست و پنج همت) است؛ مشکلی که خود دولت بهوجود آورده و اکنون دوباره عمق پیدا کرده است.
همبستگی نیروهای اجتماعی با اعتصاب غذای زندانیان و کارزار نه به اعدام
علیرضا نوایی سال جاری را سال مهمی توصیف کرد و گفت:
همزمان با اعتصاب غذای ۹۰روزه زندانیان قزلحصار و ادامه کارزار سهشنبههای نه به اعدام که روز سهشنبه ۲۵ مرداد شاهد صدوسیوسومین هفتهٔ آن در پنجاهونه زندان بودیم، اطلاعیههایی برای همبستگی از طرف شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، کانون صنفی معلمان ایران (تهران)، سندیکای کارگران شرکت واحد تهران و حومه، کانون نویسندگان ایران و مشترکاً نهادهای اجتماعی ازجمله کارگری و همچنین از طرف دانشجویان منتشر شد. بهمثابهٔ همبستگی، شاهد این بودیم که کارگران بازنشسته در تجمعات هفتگی خود، ازجمله در کرمانشاه، رشت و شوش، این اعدامها را محکوم کردند و خواهان آزادی کارگران، معلمان، معترضان و زندانیان سیاسی شدند.
نوایی افزود این اقدامات در کنار اعتراضات اصفهان همزمان با اعدام دو جوان از بازداشتشدگان اعتراضات سراسری دیماه ۱۴۰۴ و تجمع کنشگران اجتماعی مقابل زندان لاکان رشت، همگی نشاندهندهٔ همبستگیهاست.
او تأکید کرد که فراتر از این همبستگیها، به نظر میرسد نیروهای اجتماعی مختلف به این نتیجه رسیدهاند که همکاریها و هماهنگیها را در دستور کار خود بگذارند و بررسی کنند چگونه از فاز همبستگی وارد فاز همکاریها و هماهنگیهای بیشتر شوند. نوایی ابراز امیدواری کرد که این روند ادامه یابد و به همکاریهای بیشتر منجر شود تا قدمهای بیشتری در عقبراندن حکومت اسلامی برداشته شود.
*این مصاحبه را حسین نوشآذر انجام داده و متن را نیز او نوشته است.






نظرها
نظری وجود ندارد.