دو جنگ و یک زرادخانه؛ هزینه باز کردن جبهه یمن برای آمریکا
گشودن جبههای تازه در یمن برای آمریکا از نظر نظامی ممکن است، اما هزینههای آن میتواند فراتر از دستاوردهایش باشد. در شرایطی که جنگ با ایران ذخایر تسلیحاتی و توان پدافندی آمریکا را تحت فشار گذاشته، ورود به نبرد با حوثیها خطر گسترش جنگ و تهدید بیشتر مسیرهای حیاتی انتقال نفت را به همراه دارد. تجربه حملات سال ۲۰۲۵ نیز نشان میدهد که بمباران گسترده لزوماً به حذف تهدید حوثیها نمیانجامد. آیا واشنگتن توان تحمل جبههای دیگر را دارد؟

حوثیهای یمن در اعتراض به حملات آمریکا و اسرائیل به ایران، در میدان السبعین صنعا تجمع کردند ـ ۳ آوریل ۲۰۲۶ ـ عکس از خبرگزاری فرانسه
روز شنبه ۱۰ اکتبر (۱۸ مهر ماه)، دونالد ترامپ گفت آمریکا «شاید» به حملات عربستان علیه حوثیهای یمن بپیوندد و البته تصمیماش را «خیلی سریع» خواهد گرفت. در معرکهای که در یمن و سعودی برپا است، تاکنون کمک واشنگتن به ریاض در حد اطلاعات، شناسایی هدف و برنامهریزی بوده، نه عملیات تهاجمی. ورود مستقیم داستان دیگری دارد. پا گذاشتن آمریکا به این معرکه، یعنی گشودن جبههای تازه در جنگ به بنبسترسیدهاش با ایران که هفت ماه از آن میگذرد، در حالی که مذاکرات بر سر تنگه هرمز به بنبست خورده و ذخایر پدافندی آمریکا کاهش یافته است.
آمریکا میتواند یمن را هم به جبهه نظامیاش علیه ایران بیفزاید؟ البته که میتواند. حمله به حوثیها از نظر نظامی شدنی است. همانطور که حمله به ایران هم شدنی بود. «شدنی بودن» البته تضمین تامین اهداف عملیاتی به صورت کمهزینه و قابل تحمل نیست. تجربه حملات آمریکا به یمن در سال ۲۰۲۵ نشان میدهد بعید است درگیری احتمالی جدید، تهدید دریایی، حمله به فرودگاههای سعودی و پالایشگاههای آرامکو را ریشهکن کند. نکته دیگر هم این است که حملات به یمن یعنی دستاندازی به ذخایر مهمات و تسلیحات نظامی آمریکا در منطقه سنتکام و دیگر مناطق با این قید که فعلا همه این منابع برای نزاع با ایران در نظر گرفته شدهاند.
چرا یمن ناگهان مهم شد؟
با بستهشدن تنگه هرمز، عربستان صادرات نفت را به بندر ینبع در دریای سرخ منتقل کرد. بنا بر برآوردهای طرفهای آمریکایی و سعودی، روزانه چهار تا پنج میلیون بشکه از این مسیر میگذرد. حوثیها از تابستان محاصره دریایی کامل عربستان را اعلام کردند و در روزهای پایانی شهریورماه، اول خط لوله شرق به غرب سعودی را هدف قرار دادند و بعد بندر مخا و چند جزیره نزدیک بابالمندب را گرفتند.
اگر اشراف بر بابالمندب را یک تحول مهم بدانیم که البته بسیار مهم است، نتیجه عملی این تحول آن است که برای نخستین بار کنترل فیزیکی تنگه در دست حوثیها است. دولت یمن که در عمل دولت نیابتی سعودیها است با پشتیبانی هوایی عربستان عملیات «سپیدهدم یمن» را آغاز کرده و حوثیها هم در پاسخ به فرودگاهها، پایگاههای نظامی و تاسیسات نفتی عربستان حمله کردهاند. دستکم ۱۸ نفر در حملههای حوثیها یا منتسب به آنها به فرودگاههای سعودی کشته شدهاند. ریاض از همان وقتی که بوی الرحمن شهرهای مخا و جزایر دریای سرخ در نزدیکی بابالمندب به مشامش رسید از ترامپ خواست وارد معرکه شود، اما به گزارش نیویورکتایمز ترامپ زیر بار این درخواست نرفت و عقب نشست.
عملیات در یمن چه چیزهایی را میبلعد؟
بهترین معیار، عملیات «راف رایدر» است که از ۱۵ مارس تا ۶ مه ۲۰۲۵ ادامه داشت. عملیات «راف رایدر» (Operation Rough Rider) کارزار گسترده هوایی و دریایی آمریکا علیه مواضع حوثیها در یمن بود و بیش از هزار هدف، از جمله سامانههای پدافندی، موشکی، پهپادی و زیرساختهای نظامی حوثیها را هدف قرار داد. این عملیات پس از حملات حوثیها به کشتیرانی در دریای سرخ آغاز شد و با توافق آتشبسی به میانجیگری عمان پایان یافت که بر اساس آن حوثیها حمله به کشتیهای آمریکایی را متوقف کردند.
اما آن عملیات کوتاه چقدر خرج برداشت؟ به نوشته انبیسی، پنتاگون حدود ۲۰۰۰ بمب و موشک مصرف کرد، از جمله دستکم ۷۵ تاماهاوک. برآورد پولی که سوخت و به هوا رفت را برخی نظامینویسها فقط برای مهمات ۷۷۵ میلیون دلار و کل هزینه بیش از یک میلیارد دلار برآورد میکنند. پنتاگون این رقم را اغراقآمیز خوانده و رقم نزدیک به ۴۰۰ میلیون دلار را مطرح کرده است. افزون بر این، دستکم هفت پهپاد امکیو-۹ و دو جنگنده از دست رفت.
امروز اما مسئله فقط پول نیست. طبق برآورد مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی (CSIS)، ذخیره پاتریوت از ۲۳۳۰ فروند پیش از جنگ ۳۸ روزه با ایران به ۱۰۳۰ فروند در زمان آتشبس رسیده و تاد از ۴۵۲ به حدود ۲۳۲ تا ۲۶۲ فروند کاهش یافته است.
سیانان از قول مقامهای نظامی آمریکا نوشته که فرماندهان میدانی، ذخایر کنونی را «بهشدت پایین» میدانند. این را هم باید در نظر گرفت که حنگ در بنبست مانده با ایران هم تا امروز ۸۱ هواپیما و پهپاد آمریکایی را منهدم کرده یا آسیب رسانده است. حمله به یمن در این شرایط و با این محدودیتهای تسلیحاتی و لجستیکی یعنی انحراف تمرکز پنتاگون از پرونده ایران.
درس دوم یمن ۲۰۲۵: حمله شد ولی تهدید ماند
پس از عملیات سال گذشته آمریکا در یمن، سنتکام گزارش داد بیش از هزار هدف زده شده و پرتاب موشک بالستیک حوثیها ۶۹ درصد و حمله پهپادی ۵۵ درصد کاهش یافته است. یعنی بخشی از ظرفیت پرتاب، فرماندهی و زاغهها واقعا آسیب دید.
اما این همه داستان نبود و نیست. تهدید حوثیها برای آمریکا و سعودی و اسرائیل، از میان نرفت. به چند دلیل.
اول اینکه مانند ایران، اهداف اصلی و مهم، سخت و دور از دسترساند. تحلیلگران از زرادخانههای زیرزمینی، سنگرهای مستحکم و پرتابگرهای سیار میگویند که با بمبهای گرانقیمت بهسختی نابود میشوند.
دومین دلیل هم برایتان آشنا است. یک معادله نابرابر در رابطه با هزینههای عملیاتی برقرار است. پهپاد و موشک ارزان حوثی در برابر مهمات چندصدهزار تا چندمیلیون دلاری.
سومین دلیل آن است که پایان آن عملیات نظامی نبود بلکه سیاسی بود. یعنی آمریکای ترامپ نتوانست حوثیها را نابود کند یا به تسلیم بیقید و شرط وادارد. آن هم مانند ایران. توافق آتشبس واشنگتن و حوثیها در میانه اردیبهشت پارسال (چند هفته قبل از آغاز جنگ ۱۲ روزه با ایران) با میانجیگری عمان حاصل شد. آن توافق فقط حمله به کشتیهای آمریکایی را متوقف کرد و حمله به اسرائیل و اختلال در بابالمندب ادامه یافت.
چهارمین دلیل هم شاید برایتان یادآور ماجرای ایران باشد. تا وقتی حوثیها موشک، پهپاد و شناور بدون سرنشین دارند، حتی با از دست دادن بخشی از نوار ساحلی کار خودشان را میکنند و تسلیم نمیشوند.
نتیجه اینکه بمباران آمریکا میتواند توان حوثیها را کم کند، اما تضمین نمیکند سعودیها آرام سر بر بالشت بگذارند یا مسیر کشتیرانی در دریای سرخ و بابالمندب امن شود.
ایران هم جایی در داستان دارد
مذاکرات غیرمستقیم واشنگتن و تهران با میانجیگری قطر ادامه دارد، اما ایران پاسخ آمریکا به طرح هفتشرطیاش برای بازگشایی هرمز را «ناکافی» خوانده است. شرطها شامل آتشبس در سراسر منطقه، آزادسازی داراییها، لغو تحریم نفتی و پایان محاصره دریایی است. پزشکیان گفته هر بار گفتوگو میکنیم، حمله دوباره آغاز میشود. در این فضا، ورود آمریکا به یمن به روایت تهران قوت و قدرت میدهد که مذاکره پوششی برای تجاوز نظامی است.
از سوی دیگر، ترامپ پیشتر اعلام کرده تا پس از انتخابات میاندورهای میانه آبان به ایران حمله نمیکند. یمن میتواند راهی برای گرم کردن جبهههای نزاع پیش از حمله بزرگ سوم به ایران باشد. البته این تحلیل و بیان احتمالات است و نه خبر. اما ریسک این گرم کردنها برای آمریکا کم نیست. کریس مورفی، سناتور دموکرات مخالف جنگ با ایران، هشدار داده جنگ دارد از کنترل خارج میشود. در نظرسنجی آسوشیتد پرس، ۶۹ درصد آمریکاییها گفتهاند جنگ با ایران ارزشاش را نداشته. بنابراین وقتی سنتکام در خاورمیانه گرم میکند، عدهای در واشنگتن تن و بدنشان میلرزد که نکند اکثریت مجلس نمایندگان را از دست بدهیم.
وضعیت ناخوشایند سنتکام
حوثیها اکنون برد حملاتشان را تا ریاض گسترش دادهاند. آژانس ایمنی هوانوردی اروپا درباره حریم هوایی عربستان هشدار داده و سفارت آمریکا به شهروندان این کشور توصیه کرده به ریاض و نزدیکی مرز یمن سفر نکنند. اگر آمریکا مستقیم وارد شود، پایگاهها، ناوها و پرسنلاش در عربستان و دریای سرخ اهدافی مشروعتر در نگاه حوثیها میشوند.
از طرفی همان رهگیرهایی که باید از این نیروها محافظت کنند کمیاباند. رهگیرها الان منتظر موشکها و پهپادهای ایرانیاند و اگر موشکها و پهپادهای حوثیها هم به معادله وارد شوند، اوضاع برای سنتکام ناخوشایند خواهد شد. خلاصهاش این است که گشودن جبهه یمن لایهای تازه به تهدیدهای موجود برای آمریکا در خاورمیانه و شاید فراتر از آن، میافزاید.




نظرها
نظری وجود ندارد.