روایت سه کنشگر از فشار بر سمنهای محیط زیستی در ایران
حفاظت از طبیعت با دستهای خالی
تانیا فروزنده ـ آنها برای نجات جنگلها به دل آتش میزنند، به کودکان حفاظت از طبیعت را آموزش میدهند و برای جلوگیری از تخریب محیط زیست طرح ارائه میکنند؛ اما بهجای حمایت، با فشارهای امنیتی، تهدید، بیاعتنایی نهادهای دولتی و موانع اداری روبهرو میشوند. سه فعال محیط زیستی در ایران روایت میکنند که چگونه با وجود کمبود منابع مالی، تمدیدنشدن مجوزها و وعدههای عملینشده دولتها، همچنان برای حفاظت از طبیعت تلاش میکنند؛ تلاشی که به گفته یکی از آنها، «نبرد برای بقا» است.

دو فعال محیط زیست در حال خاموش کردن آتشهای زاگرس
در ایران، بیش از هزار سازمان مردمنهاد محیط زیستی فعال هستند، اما این نهادها در دو دهه گذشته روندی پرفرازونشیب را طی کردهاند. بر اساس گزارشهای میدانی و پژوهشهای علمی، سمنهای محیط زیستی با موانع ساختاری متعددی از جمله «تداوم جو امنیتی بر فعالیت حفاظتگران، فقدان امنیت شغلی و مالی، نداشتن جایگاه تصمیمگیری و بیتوجهی سازمان محیطزیست» روبهرو هستند. این گزارش میدانی، روایت سه فعال محیط زیستی را بازگو میکند که با وجود این موانع، به کار خود ادامه میدهند.
شهره، عضو یکی از سمنهای محیط زیستی، فعالیت خود را با پیوندی عمیق میان هویت زنانه و طبیعت توصیف میکند:
زن و محیط زیست هر دو یکی هستند. طبیعت و زن هر دو مادرند، هر دو میپرورانند و مهرباناند، هر دو بارور میکنند. دلیل اینکه من سالهاست در این حوزه فعال هستم همین است، چون احساس میکنم بخشی از وجود من در محیط زیستم است و من بهعنوان نگهبان کوچکی در قسمتی از این شهر خودمان میتوانم از آن محافظت کنم تا برای فرزندانمان سالم بماند.
او با انتقاد از سیاستهای دولتی میگوید که دولتها با سدسازی، پایهگذاری کارخانههای زیاد و غیراستاندارد و جنگلزدایی باعث نابودی محیط زیست میشوند؛ روندی که بعداً دامن همه، از جمله خود دولتها را میگیرد. به گفته شهره، فعالان محیط زیستی اعتراض میکنند و از دولت میخواهند کارهای اصولی و همراستا با محیط زیست انجام دهد تا بعداً مشکلی پیش نیاید، اما بهجای گوش دادن به حرفهای آنان، تهدید به بازداشت میشوند یا مانند برخی دیگر از فعالان محیط زیستی، انگ جاسوسی به آنان زده میشود.
شهره از بیپاسخ ماندن طرحهای محیط زیستی سمنها در نهادهای دولتی میگوید:
ما طرحهای محیط زیستی زیادی را به سازمان محیط زیست، منابع طبیعی و شهرداری بردهایم. این سازمانها از اول میگویند حمایت میکنیم و مدام جلسه برگزار میکنند، اما وقتی عکسهایشان را با نام سمنها گرفتند و نوبت به حمایت و اجرا رسید، جوابمان را نمیدهند.
او بر آموزش از پایه به کودکان تأکید دارد و میگوید حفاظت از محیط زیست را باید از پایه به کودکان آموزش داد. به گفته شهره، آنان در مدارس به کودکان این آموزشها را میدهند و معلمان و مدیران مدارس نیز همکاری میکنند، اما گاهی حراست آموزشوپرورش مانعتراشی میکند؛ بهویژه پس از سال ۱۴۰۱ که این سختگیریها بسیار بیشتر شده است. به همین دلیل تلاش میکنند تا جای ممکن کوچکترین حاشیهای نداشته باشند تا مدرسهها را از دست ندهند.
مبین، عضو یکی از سمنهای محیط زیستی، از تفاوت رفتار دولتها با سمنها میگوید:
بسته به هر دولتی که روی کار میآید، شیوه برخورد با سمنهای محیط زیستی فرق دارد. مثلاً روحانی با شعار احیای دریاچه ارومیه توانست توجه بسیاری از سمنها را به خودش جلب کند، اما بعد از روی کار آمدنش انگار هیچ مسئلهای محیط زیستی برایشان مهم نبود و دیگر هیچ توجهی به سمنها نداشتند. در دوران انتخابات آنان یاد گرفتهاند که ما را بازی بدهند و بعد از تمام شدن آن، بیخیال سمنها میشوند.
او از تعویق طرحها پس از تغییر دولتها میگوید و به یاد میآورد که در دوران روحانی طرحی را برای یک گونه مهاجم تحویل داده بودند، اما با روی کار آمدن دولت رئیسی اجرای طرحشان به تعویق افتاد و اکنون نیز دوباره وعده حمایت میدهند. بااینحال، مبین میگوید آنان میدانند حمایتی وجود ندارد و باید بهتنهایی و با دستان خالی برای حفظ محیطزیستشان بجنگند.
مبین از فساد در برخی نهادهای مدعی حمایت از محیطزیست میگوید:
از طرفی ما با سازمانهای دیگری نیز که ادعای حمایت از محیط زیست دارند و در پشت پرده مشغول قاچاق درخت، حیوانات یا حتی مرتعخواری هستند، درگیریم. اینها در مقابل بعضی افراد که به قول خودشان کلهگنده هستند، سکوت میکنند و مسیر را برای غارت آنان آماده میکنند. و بدشان میآید اگر ما با سروصدایمان جلویشان را میگیریم.
او با اشاره به وضعیت اعضای سمنها میگوید که اعضای آنان، از کودک ۹ ساله تا کسانی که با ۶۳ سال سن فعالیت دارند، بسیار ارزشمندند، زیرا از وقت و زندگی خود برای حمایت و حراست از محیط زیست گذشتهاند. اما دولت بهجای حمایت از چنین افراد سالم و دلسوزی، در مقابلشان میایستد.
بهروز از عدم تمدید مجوز سمن خود میگوید:
چند سال است که مجوز سمن ما را تمدید نکردهاند. اینان اجازه فعالیت به ما را نمیدهند، چه برسد به اینکه ما را حمایت کنند. حتی قوانین محیطبانان را نیز عوض نمیکنند. دیگر باید چه انتظاری داشته باشیم؟ وقتی که از بین آنان که از جنگلزدایی میکنند و کسی که نهال میکارد، طرفدار اولی هستند؛ وقتی که بین شکارچیان و حامیان حیوانات، سمت شکارچیان را میگیرند؛ وقتی که بین دلسوزیهای ما حامیان محیط زیست و باندهای تخریب، طرفدار تخریبچیها را میگیرند. بعداً چه میشود؟ دودش به چشم همه ما میرود.
او تأکید میکند:
محیط زیست شوخی نیست؛ نبرد برای بقا است. اگر الان به فکرش نباشیم، فردا کاری از دستمان بر نمیآید. اینان فکر میکنند ما دشمن این آب و خاک هستیم، در حالی که کسی که محیط زیستی باشد، جز عشق چیزی در وجودش نیست. فکر کنید کسانی با دست خالی برای خاموش کردن آتش جنگل بروند و جانشان را بدهند. آیا اینان واقعاً فراانسان نیستند؟ آدمی که به آن درجه از درک اجتماعی رسیده باشد که جانش را برای حفاظت از محیط زیست بدهد تا برای آیندگان بماند، من به جای دولت بودم این آدمها را حمایت و با جان و دل حفظ میکردم.
بهروز از بیتوجهی به آتشسوزی جنگلهای زاگرس میگوید. به گفته او، سالهاست جنگلهای زاگرس در آتش میسوزند، اما نهادهای مسئول هیچ برنامهای برای آن ندارند. آنان طرحی برای پیشگیری از آتشسوزی ارائه دادهاند، اما هر سازمانی که مراجعه کردهاند گفته است بودجه ندارد و هیچ نهادی از طرح حمایت نکرده است. بیشتر حمایتها شخصی است و بودجهای که سازمانهای دولتی به سمنها میدهند، فقط به برخی سمنهای خاص اختصاص دارد؛ همانهایی که همیشه بلهقربانگو هستند. به گفته بهروز، سازمانها حتی در مسیر فعالیت بیشتر سمنهایی که با بودجه خودشان کار میکنند نیز مانع ایجاد میکنند و فعالیت را برایشان دشوارتر میسازند.
مطالعهای در سال ۲۰۲۵ نشان میدهد که «تداوم جو امنیتی بر فعالیت حفاظتگران، فقدان امنیت شغلی و مالی، نداشتن جایگاه تصمیمگیری و بیتوجهی سازمان محیطزیست» از جمله موانع اصلی فعالیت سمنهاست. همچنین پژوهشی در دانشگاه تهران نشان میدهد که تعداد سمنهای محیطزیستی اثر مثبت و معناداری بر شاخص توسعه پایدار محلی دارد، اما این اثر در عمل با بیثباتی حمایت دولتی و تبعیض در تخصیص بودجه خنثی میشود.
نهادهای مردمی بهعنوان حلقه واسط بین حاکمیت و مردم، در موضوع محیط زیست بهدلیل «ضعف شفافیت و دسترسی به دادهها» به کنشگری در سطح «کشف جرم و توقف طرحهای اجرایی» محدود شدهاند. این در حالی است که سمنها بهتدریج «دچار فرسودگی، اصطکاک و ریزش» میشوند.
در سطح بینالمللی نیز، سازمانهایی مانند عفو بینالملل و ARTICLE 19 از بازداشت فعالان محیط زیستی در ایران ابراز نگرانی کردهاند. فعالان محیط زیستی در ایران «بدون امنیت شغلی و مالی» کار میکنند و دولت نه تنها از آنان حمایت نمیکند، بلکه «پاسخ آن اغلب با تأخیر، گاهی غایب و گاهی خصمانه» است.
منابع:
1. سمنها در تنگنای حکمرانی، پیام ما، ۱۶ شهریور ۱۴۰۵
2. حفاظت مشارکتی، قربانی نگاه امنیتی، پیام ما، ۱۵ آوریل ۲۰۲۵
3. چالشها و فرصتها، روزنامه شرق، ۲۸ فوریه ۲۰۲۴
4. Iran: Environmental activists must be immediately released, ARTICLE 19, ۷ ژوئیه ۲۰۲۶
5. Hamid Moradi, died on July 25th after battling a forest fire in Iranian Kurdistan, Mongabay, ۲۹ ژوئیه ۲۰۲۵
6. تحلیل اثر سازمانهای مردمنهاد محیطزیستی بر توسعه پایدار محلی، فصلنامه تحقیقات اقتصادی، دانشگاه تهران




نظرها
نظری وجود ندارد.