ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

مدرسه در سایه جنگ، در غیاب پناهگاه و آژیر قرمز

اگر جنگ دوباره آغاز شود، میلیون‌ها دانش‌آموز ایرانی کجا پناه خواهند گرفت؟ مدارس ایران نه به شبکه‌ای گسترده از پناهگاه‌های مجهز دسترسی دارند و نه از سامانه هشدار مؤثری برای حملات هوایی برخوردارند. در همین حال، زیرساخت‌های آموزش مجازی نیز همچنان با کاستی‌های جدی روبه‌روست. با وجود خطر ازسرگیری حملات، دولت ادامه آموزش حضوری را به تشخیص مناطق پرخطر گره زده است؛ اما چگونه می‌توان پیشاپیش دانست کدام مدرسه در مسیر موشک‌ها قرار خواهد گرفت؟

با آغاز سال تحصیلی جدید، میلیون‌ها دانش‌آموز در ایران راهی مدارس شده‌اند؛ در شرایطی که احتمال ازسرگیری جنگ همچنان وجود دارد. وزارت آموزش‌وپرورش گفته است در صورت لزوم، مدارس مناطق در معرض خطر را تعطیل خواهد کرد. اما این وعده یک پرسش اساسی را پیش می‌کشد: در جنگی که زمان و مکان حملات احتمالی آن از پیش معلوم نیست، مسئولان چگونه می‌توانند تشخیص دهند کدام مدرسه در معرض خطر است و کدام مدرسه نه؟ موشک و پهپاد پیش از حمله، نشانی محل اصابت را به ساکنان شهر نمی‌دهند. حتی اگر مراکز نظامی و زیرساخت‌های مشخصی اهداف احتمالی باشند، بر اساس وقایع و تجارب دو جنگ قبلی اسرائیل و آمریکا با ایران، نمی‌توان گفت مناطق مسکونی و دیگر نقاط شهری از خطر مصون خواهند ماند. حتی با اطمینان می‌توان گفت برخی از موشک‌ها سهوا یا عمدا مناطق غیرنظامی و شهروندان عادی را هدف می‌گیرند. حتی بمب‌ها و موشک‌هایی هم که دقیقا به نقاط و اهداف نظامی و حکومتی برخورد می‌کنند، در موارد متعددی ترکش‌ها و موج انفجارشان کم‌وبیش نصیب غیرنظامیان می‌شود.

اگرچه کلاس‌های مدارس در اکثر نقاط ایران به صورت غیرحضوری برگزار نمی‌شود، اما مقام‌های سیاسی و امنیتی استان هرمزگان فعالیت مدارس این استان در تمامی مقاطع تحصیلی را غیرحضوری اعلام کرده‌اند. احمد نفیسی، معاون سیاسی، امنیتی، اجتماعی استاندار هرمزگان، روز شنبه ۱۸ مهر اعلام کرد که از روز یکشنبه (۱۹مهر) فعالیت تمامی مدارس این استان به صورت غیرحضوری خواهد بود. همچنین سازمان منطقه آزاد کیش در روز ۱۶ مهر اعلام کرد بر اساس ابلاغیه شورای تامین و طبق اعلام آموزش‌وپرورش کیش، مدارس کیش در هفته جاری نیز همانند دو هفته قبل غیرحضوری خواهد بود و کلاس‌های مدارس از طریق شبکه «شاد» برگزار خواهد شد.

به نظر می‌رسد که تصمیم محتاطانه و خردمندانه مقام‌های سیاسی و امنیتی استان هرمزگان در کثیری از استان‌های ایران و چه بسا در اکثر استان‌ها باید اتخاذ شود چراکه شواهد و قرائن موجود بر قریب‌الوقوع بودن جنگ دلالت دارند و ضمنا اکثر تحلیلگران سیاسی و نظامی معتقدند جنگ آتی به مراتب شدیدتر از دو جنگ قبلی خواهد بود. 

در جنگ ایران و عراق، امکان به صدا درآمدن آژیر قرمز وجود داشت و از لحظۀ به گوش رسیدن آن آژیر مخوف تا لحظۀ فرود بمب و موشک در نقطه‌ای از نقاط تهران و سایر شهرهای دور از مرز، مردم معمولا فرصت کافی داشتند از جایی که هستند، به جایی نسبتا امن‌تر بروند. ولی در دو جنگ اخیر، امکان به صدا درآمدن آژیر قرمز وجود نداشت. البته، به‌ویژه در جنگ دوازده‌روزه، گاهی اسرائیل اعلام می‌کرد قرار است به فلان منطقۀ تهران حمله کند اما این اطلاع‌رسانی هم با توجه به قطع بودن اینترنت آن قدرها موثر نبود و مردمی که اکثریت‌شان شهادت‌طلب نیستند، صرفا باید به بخت خوش یا به «هدف‌گیریِ دقیقِ نیروی مهاجم» امیدوار می‌بودند. با این حال، چه با آژیر حکومت چه با اطلاع‌رسانی مهاجمان، اگر قرار باشد تصمیم به تعطیلی مدارس پس از مشخص شدن «مناطق هدف حمله» اتخاذ شود، آیا ممکن نیست تصمیم‌گیری زمانی انجام شود که فرصت پیشگیری از خطر از دست رفته باشد؟

علاوه بر این، نگرانی والدین نیز صرفاً به احتمال اصابت موشک به ساختمان مدرسه محدود نمی‌شود؛ چراکه دانش‌آموز باید از خانه خارج شود، مسیر مدرسه را طی کند، در سرویس یا وسایل حمل‌ونقل عمومی بنشیند و ساعاتی را در محیطی بگذراند که ممکن است امکانات حفاظتی مناسبی نداشته باشد. در صورت وقوع حمله، همین رفت‌وآمد روزانه می‌تواند کودکان را در معرض خطر قرار دهد.

نکته مهم‌تر اینکه، ایران فاقد شبکه گسترده پناهگاه‌های عمومیِ مجهز و اختصاصی برای حفاظت از شهروندان در برابر بمباران است. در جریان جنگ دوازده‌روزه خرداد ۱۴۰۴، دولت اعلام کرد که ایستگاه‌های مترو، مساجد و مدارس برای پناه‌گرفتن مردم در دسترس قرار می‌گیرند. مترو تهران نیز رسماً برای این منظور به‌صورت شبانه‌روزی اعلام شد. بااین‌حال، گزارش‌هایی از امتناع برخی ایستگاه‌ها از پذیرش پناه‌جویان منتشر شد و اساساً ایستگاه‌های مترو و ساختمان‌های عمومی برای مقابله با هر نوع بمبارانی طراحی نشده بودند.

در چنین شرایطی، نمی‌توان صرفاً به این امید که دانش‌آموزان هنگام حمله به مکانی امن دسترسی خواهند داشت، آموزش حضوری را ادامه داد. در اواخر جنگ ایران و عراق در بعضی از مدارس تهران ساخت پناهگاه برای در امان ماندن دانش‌آموزان از حملات هوایی عراق آغاز شد، ولی کمتر از دو سال پس از این اقدام، جنگ به پایان رسید و بعد از جنگ هم دولت دیگر نیازی ندید پروژه تجهیز مدارس به پناهگاه‌ها را ادامه دهد. وقتی مدارس پناهگاهی ندارند و در مسیر تردد دانش‌آموزان در سطح شهر نیز زیرساخت‌های حفاظتی کافی وجود ندارد، باید درباره راه‌هایی اندیشید که مواجهه کودکان با خطرهای قابل پیشگیری را کاهش دهد.

یکی از این راه‌ها، آموزش مجازی است؛ راهکاری که ایران در بهار امسال نیز ناچار به استفاده از آن شد. با این‌ حال، آن تجربه نشان داد که انتقال آموزش به فضای مجازی، صرفاً با اعلام تعطیلی مدارس متحقق نمی‌شود. اختلال‌های سامانه «شاد»، محدودیت‌های فنی و مشکلات دسترسی به اینترنت، ادامه آموزش را برای بسیاری از دانش‌آموزان دشوار کرد.

در بهار ۱۴۰۵، اختلال‌های فنی شاد و قطعی اینترنت، دسترسی بخشی از دانش‌آموزان به کلاس‌ها را مختل کرد. وزارت آموزش‌وپرورش از برنامه توسعه زیرساخت این سامانه خبر داده است: بنا بر گزارشی در شهریور ۱۴۰۵، قرار بود ظرفیت «شاد» با افزودن ۳۰۰ سرور تقویت شود؛ تا آن زمان ۱۴۰ سرور خریداری شده بود و قرار بود راه‌اندازی آن‌ها از ابتدای مهر ۱۴۰۵ آغاز شود و سرورهای باقی‌مانده تا پایان آبان به بهره‌برداری برسند. این ارقام نشان می‌دهد که تقویت زیرساخت آموزش مجازی همچنان در جریان است و نمی‌توان صرفاً با اعلام آمادگی «شاد»، از فراهم‌بودن دسترسی پایدار برای همه دانش‌آموزان مطمئن شد.

اما این تجربه، به‌ جای آنکه دلیلی برای کنار گذاشتن آموزش مجازی باشد، ضرورت تقویت و رفع نواقص آن را نشان می‌دهد. اگر مسئولان از احتمال بروز بحران آگاه‌اند، چرا باید منتظر وقوع حمله بمانند و بعد برای مشکلات فنی و اجرایی آموزش آنلاین چاره‌اندیشی کنند؟ تقویت سامانه آموزشی، فراهم کردن راه‌های جایگزین برای دسترسی به محتوای درسی و پیش‌بینی امکانات لازم برای دانش‌آموزانی که اینترنت یا ابزار دیجیتال ندارند، اقداماتی است که باید پیش از وقوع بحران انجام شوند.

تجربه اوکراین نیز نشان می‌دهد که آموزش در شرایط جنگی نیازمند برنامه‌ریزی پیشاپیش است. در شهرهایی مانند کی‌یف، برخی مدارس با تجهیز پناهگاه‌های زیرزمینی امکان برگزاری کلاس حضوری را فراهم کرده‌اند. در خارکیف و زاپوریژیا نیز فضاهای آموزشی زیرزمینی ایجاد شده‌اند تا کودکان بتوانند در محیطی محافظت‌شده‌تر به تحصیل ادامه دهند. در مناطقی که چنین امکاناتی وجود ندارد یا شرایط امنیتی اجازه نمی‌دهد، آموزش مجازی همچنان یکی از گزینه‌های اصلی است.

البته اوکراین و ایران از نظر زیرساخت‌ها و شرایط جنگی تفاوت دارند و نمی‌توان سیاست آموزشی یک کشور را عیناً به کشور دیگر منتقل کرد. اما یک درس از تجربه اوکراین روشن است: ادامه آموزش در زمان جنگ نباید به معنای نادیده گرفتن الزامات امنیتی باشد. در اوکراین، برگزاری کلاس حضوری در بسیاری از مدارس به وجود پناهگاه یا فضای حفاظتی مناسب وابسته است؛ در ایران، که چنین زیرساختی به‌طور گسترده وجود ندارد، باید این تفاوت را در تصمیم‌گیری لحاظ کرد.

ممکن است گفته شود آموزش مجازی کیفیت آموزش حضوری را ندارد و محرومیت کودکان از محیط مدرسه می‌تواند پیامدهای آموزشی و روانی داشته باشد. این نگرانی در زمان صلح واقعی است و در شرایط جنگی بلاموضوع می‌شود. اگرچه همه خانواده‌ها به اینترنت مناسب و ابزارهای لازم برای آموزش آنلاین دسترسی ندارند، اما «امنیت» مهم‌تر از «آموزش» است.

در واقع مسئله انتخاب میان آموزش خوب و آموزش بد نیست؛ مسئله این است که چگونه می‌توان حق آموزش را حفظ کرد، بی‌آنکه کودکان را در معرض خطر قابل پیشگیری قرار داد. مشکلات آموزش مجازی باید با برنامه‌ریزی و تأمین امکانات کاهش یابند، نه اینکه دلیلی باشند برای نادیده گرفتن خطرهای آموزش حضوری. هر چند که کودکان در خانه هم ممکن است در معرض حملات قرار بگیرند، ولی منتفی شدن موقت حضور در مدارس می‌تواند خطرهای ناشی از رفت‌وآمد روزانه دانش‌آموزان در سطح شهر و تجمع آن‌ها در محیط‌های آموزشیِ شهرهای زیر بمباران را کاهش دهد. مجازی شدن حضور در مدارس، همچنین امکان خروج خانواده‌ها از شهرهای بزرگ‌تر را، که طبیعتا تحت تهدید بیشتری قرار دارند، فراهم می‌کند.

ازاین‌رو، وزارت آموزش‌وپرورش باید به‌جای اکتفا به این وعده که در صورت لزوم مدارس مناطق خطرناک را تعطیل خواهد کرد، معیارهای تصمیم‌گیری خود را روشن کند. این وزارتخانه بر چه اساسی می‌تواند پیش از وقوع حمله، مناطق امن و ناامن را از یکدیگر تشخیص دهد؟ چه برنامه‌ای برای مدارسی دارد که امکانات حفاظتی کافی ندارند؟ آیا زیرساخت لازم برای انتقال سریع آموزش به شکل مجازی فراهم شده است؟ و برای دانش‌آموزانی که به اینترنت یا ابزارهای دیجیتال دسترسی ندارند، چه تدبیری اندیشیده شده است؟ دایر بودن مدارس در شرایط جنگی، نشانه عادی بودن اوضاع نیست. مسئولیت دولت تنها این نیست که کلاس درس را برقرار نگه دارد. مطابق الفبای علم سیاست، وظیفۀ دولت تامین «نظم و امنیت» است. اگر امنیت کودکان با پدافند هوایی چنانکه باید تامین نمی‌شود، با آموزش مجازی می‌تواند به طور نسبی تامین شود. میان پذیرفتن خطرهای اجتناب‌ناپذیر و قرار دادن شهروندان در معرض خطرهایی که می‌توان از آن‌ها کاست، تفاوت وجود دارد.

کودکان مسئول آغاز یا پایان جنگ نیستند. آن‌ها نباید هزینه نبود برنامه‌ریزی پیشگیرانه را بپردازند. حفاظت از جان دانش‌آموزان نباید به توانایی مسئولان در پیش‌بینی محل اصابت موشک وابسته باشد؛ زیرا چنین پیش‌بینی دقیقی اساساً ممکن نیست. در واقع پرسش اصلی این نیست که آیا می‌توان در شرایط جنگی مدارس را باز نگه داشت. پرسش این است که با چه تدابیری می‌توان آموزش را ادامه داد، بدون آنکه سلامت و امنیت کودکان به حاشیه رانده شود. پاسخ به این پرسش باید پیش از وقوع حمله آماده باشد، نه پس از آن.

از همین نویسنده:

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.