«صدای اقلیتهای جنگطلب بسیار بلند است»
حمله به اصلاحطلبان شدت گرفته است و این موضوع را محمد سالاری عضو هیأترئیسه «جبهه إصلاحات» به «اقلیتهای جنگطلب» نسبت میدهد. در همین رابطه قضیه قصد ترور عباس آخوندی، از چهرههای اصلاحطلب پربازتاب شده است.

عباس آخوندی، وزیر پیشین، استاد دانشگاه و از چهرههای اصلاحطلب
محمد سالاری، عضو هیأترئیسه و رئیس کمیته برنامهریزی و راهبردهای جبهه اصلاحات ایران، در گفتوگو با خبرگزاری ایسنا گفته است که «صدای اقلیتهای جنگطلب در خارج و داخل، به دلیل برخورداری از منابع مادی و رسانههای متکثر، بسیار بلند است و حال آنکه باید برای بلند کردن صدای صلح، تفاهم و پایان جنگ تلاش کرد.»
به گفته او مواضع رسمی متناقض باعث میشود جامعهای که طی چندین دهه به لحاظ تحریمهای اعمالشده بر کشور و مشکلات ناشی از ناکارآمدی، دچار مشکلات معیشتی شده، به سردرگمی هم دچار شود.
به نظر محمد سالارییک طیف در خارج از مرزهای ایران، جنگ و فروپاشی ایران را برای رسیدن به قدرت دنبال میکند و طیفی دیگر در داخل کشور، راه نجات ایران را در تداوم جنگ همیشگی تبلیغ میکند؛ در حالی که هر دو در اقلیتاند و اکثریت جامعه به دنبال مقاومت در برابر دشمن خارجی و رسیدن به تفاهم، صلح و استفاده از ظرفیتهای ایران برای پایان جنگ و توسعه کشور هستند.
بیانیه محمد خاتمی
از میان موضعگیریهای اخیر اصلاحطلبان، بیانیهای که محمد خاتمی، رئیس جمهور سابق، منتشر کرده، پربازتاب بوده است. او وضع کنونی ایران را بسیار پیچیده میداند و میگوید «به حکم تدبیر، باید بیش و پیش از هر چیز نگران ایران و مسائل و مشکلات مردم بود و در کنار تأکید بر مقاومت شجاعانه، بر پیشبرد راهکارهای افقگشای سیاسی تمرکز یافت.»
به نظر خاتمی:
انتظار وقوع جنگ ویرانگر دیگر، حتی اگر واقعی نباشد، و یا تداوم وضعیتی بحرانی و نامشخص در کشور، زندگی واقعی و دنیای ذهنی جامعه را فرسوده میکند و تابآوری و توان ملت را در برابر حوادث مختلف کاهش میدهد. پس باید خروج از این وضع فرساینده و بحرانزا را مبنای همت و همبستگی همه ارکان نظام، جریانهای سیاسی و مدنی دلبسته ایران و آحاد ملت قرار داد و دولت محترم را در شکستن بنبستهای کنونی و گشودن افقهای جدید برای سربلندی ایران یاری کرد.
خاتمی از ایدهی خود در مورد «گفتوگوی تمدنها» یاد کرده و با انتقاد مشخص از آمریکا از وضعی که در آن سخن از «جنگ تمدنها» به میان میآید انتقاد میکند.
او در بیانیهاش هیچ اشاره روشنی به گرایش به تنش و جنگ در حکومت اسلامی ایران نمیکند و تنها به طور کلی فرا میخواند که
باید در پی چاره و تدبیر برای دور کردن سایه جنگ و تجاوز از کشور، دفاع از منافع و امنیت ملی، تأمین معیشت مردم و تحقق توسعه پایدار برای ایران بود.
نطق آخوندی و قصد ترور او
عباس آخوندی، وزیر پیشین، استاد دانشگاه و از چهرههای اصلاحطلب، نطق خود را در جلسه بنیاد باران که خاتمی و یارانش آن را تأسیس کردهاند، در سایت شخصیاش منتشر کرده است. مضمون آن نطق در روز ۲۱ مهر، در راستای پیام محمد خاتمی است اما مشخصتر به راهبردی میپردازد که به نظر آخوندی «جمهوری سوم» در ایران باید پیش گیرد. عباس آخوندی دورههای ولایت خمینی، سید علی خامنهای و اینک سید مجتبی خامنهای را به ترتیب دورههای یکم و دوم و سوم «جمهوری» میخواند. او میگوید:
اکنون پرسش بسیار مهم این است که در جمهوری سوم چه میخواهیم بکنیم؟ چه ایدهای برای توسعه و امنیت ایران داریم؟ فعلاً با وضعیتی نامعین مواجهیم و هنوز نمیدانیم نظریه غالب چیست.
او در ادامه کلیاتی را در مورد آنچه باید برای امنیت و توسعه در نظر داشت، میپردازد و در پایان میگوید:
در نهایت، آخرین جمله من این است که آینده ایران از پیش تعیینشده نیست؛ ما ملت باید آن را بسازیم. نباید آینده را امری مفروض بپنداریم؛ آینده به این بستگی دارد که چه تلاشی میکنیم و چه ایدهای برای آینده ایران داریم. آینده یک معماری است که باید با شجاعت، دقت و عقلانیت ساخته شود. مهم این است که گذاری قطعی از «بقای تهدیدمحور» به «رفاه توسعهگرا» داشته باشیم. بله، ما باقی ماندهایم، اما در فقر. باید به سمت توسعه حرکت کنیم و ایران تنها با بنای داخلی شیشهای (شفاف) و دولت مسئول میتواند این مسیر را ادامه دهد.
با وجود موضعی که در این سخنرانی آشکار است و بسیار با احتیاط با وضعیت موجود مواجه میشود، این خبر پیچیده است که فردی در پایان جلسه بنیاد باران، قصد ترور او را داشته است. جواد امام، مدیرعامل بنیاد باران، گفته است: «فردی که دنبال ترور عباس آخوندی بود، با کمال وقاحت گفته ما گروهی پنج یا ششنفره هستیم و به دنبال حذف تعدادی از افراد هستیم.» به گفته جواد امام:
به نظر میرسد با توجه به رفتار نیروهای خودسر و اقداماتی که برخی از آنها تحت عنوان رفتارهای «آتشبهاختیار» انجام میدهند، اتفاقاتی که این روزها شاهد آن هستیم نگرانکننده است. از جمله اجتماعات غیرقانونی مقابل دفتر آقای ظریف یا منزل آقای دکتر روحانی و همچنین شعارها، اتهامات و فحاشیهایی که علیه برخی شخصیتهای این کشور مطرح میشود. به نظر میرسد این افراد از جایی تقویت میشوند؛ وگرنه برخورد با چنین رفتارهایی از وظایف و مأموریتهای دستگاههای امنیتی است. همچنین، با توجه به اینکه دادستان بهعنوان مدعیالعموم، حتی نسبت به برخی رفتارهای جریانهای سیاسی واکنش نشان میدهد، جای تعجب دارد که چرا در برابر این بیقانونیهای آشکار برخوردی صورت نمیگیرد؟!
شکلی از بروز درگیریهای جناحی
موضوع قصد ترور عباس آخوندی پربازتاب شده و به این گمان میدان داده که ممکن است ایران شاهد فصل تازهای از قتلهای زنجیرهای باشد.
در تاریخ جمهوری اسلامی، نمود یافتن درگیریها در عرصه قدرت از طریق زدن و کشتن کسانی که در حاشیه یا خارج از دایره قدرت قرار دارند و دگراندیشاند، سابقه دارد.
اکنون به نظر میرسد درگیری حادی در نظام در مورد سمتگیری در وضعیت بحرانی کنونی، مشخصا بر سر مسئله جنگ و صلح، در جریان باشد. اعدامهای پیاپی، دستگیری، زیر فشار قراردادن روزنامه و روزنامهنگار، حمله به اصلاحطلبان با وجود سکوتشان یا موضعگیریهای محتاطانهٴشان، همچنین بستن عرصهی عمومی، از جمله از طریق بستن کافهها، و افزودن فشار بر زنان همه تعبیر شدنی هستند به عنوان حاد شدن درگیریهای داخلی دستگاه.
در حالی که کشور درگیر مسائلی حاد و سرنوشتساز است و گرانی و فقر فراگیر شده، مجلس خبرگان در مورد حجاب و لزوم سختگیری در مورد آن بیانیه صادر کرده است. در این بیانیه به موضوع جنگ و مشکلات معیشیتی مردم هم اشاره میشود ولی نویسندگان آن حجاب را در رأس أمور گذاشتهاند. فرمان حمله به زنان را میدهند، تا علاوه بر سرکوب زنان و جامعه، فضا برای پیشبرد خط جناجی خواهان تداوم جنگ و همبسته با آن فشار و کنترل مهیا شود.




نظرها
نظری وجود ندارد.