«طرح ۷ روزه» ایران، مضمون آن و مخالفت آمریکا با آن
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران: «از نظر ما طرح ۷ روزه روی میز است و اگر صداقتی در طرف آمریکا هست که وجود ندارد، راهش مشخص است؛ اگر به آن شروط عمل کنند تنگه در روز ششم باز خواهد شد و روز هفتم مذاکرات آغاز خواهد شد.» مضمون این طرح چیست و چه بحثهایی پیرامون آن در جریان است؟

تنگه هرمز ـ عکس از خبرگزاری فرانسه
شرایط ما کاملا روشن است و در قالب طرح ۷ روزه به آمریکا ارائه شده و آنها نظرات خود را دادند که ما هنوز در حال پاسخگویی هستیم. از نظر ما طرح ۷ روزه روی میز است و اگر صداقتی در طرف آمریکا هست، که وجود ندارد، راهش مشخص است؛ اگر به آن شروط عمل کنند تنگه در روز ششم باز خواهد شد و روز هفتم مذاکرات آغاز خواهد شد.
این سخنان را عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، در گفتوگو با خبرنگاران در بغداد ایراد کرده است (۲۶ مهر). طرح موسوم به «۷ روزه» اکنون چارچوب پیامهایی را تعیین میکند که ایران از طریق میانجیگران قطری و عمانی و پاکستانی به آمریکا انتقال میدهد.
عراقچی در مصاحبهای با شبکه الاخباریه عراق در مورد چرایی پیش گذاشتن «طرح ۷ روزه» گفته است، طرح عرضه شده،
برای اینکه مسیر دیپلماسی را ادامه دهیم. از نظر ما، درهای دیپلماسی کاملاً باز است، مشروط بر اینکه طرف مقابل به تفاهمها پایبند باشد. خلاصه اینکه میز مذاکرات همچنان برقرار است. همه جهان باید بداند که این طرف آمریکایی است که راه را میبندد، نه ایران. اگر آنها واقعاً در تفاهم جدی هستند، باید بدانند که مسیر پیش رویشان باز است. کافی است همان شروطی را که پیشتر مطرح شده وله آن متعهد شدند را اجرا کنند. اگر به این شروط پایبند شوند، باید بدانند که تنگه بهطور کامل باز خواهد شد و پس از آن، دورهای دیگری از مذاکرات را تا رسیدن به توافق نهایی برگزار خواهیم کرد.
او در همین مصاحبه میگوید:
آمریکاییها به ما اطلاع دادند که با این شروط موافقاند، اما میخواهند چند بند دیگر نیز به آن اضافه کنند... این شروط به موضوعاتی مربوط میشود که پیشتر در جریان مذاکرات قبلی به آنها پرداختهایم. آنچه از طرف آمریکایی میخواهیم، پایبندی به تمام تعهدات مندرج در یادداشت تفاهم اسلامآباد است که پیشتر امضا شده است. پس از پایبندی آنها به این تعهدات، میتوانیم وارد مذاکرات درباره پروندههای دیگر شویم. در مرحله نهایی مذاکرات نیز میتوان هر موضوع یا مسئلهای را که هر یک از دو طرف مطرح کند، مورد بحث قرار داد و درباره آن به توافق نهایی رسید.
بر این قرار، جزئیات پاسخ آمریکا به پیامهای ایران و پاسخ متقابل ایران روشن نیست. در مورد آنها سند رسمی وجود ندارد. اما میتوان تا حدی از طریق اظهار نظرهای مقامات دو طرف و تحلیلها به مفاد آنها پی برد. در زیر یک جمعبندی در این مورد ارائه میشود.
مضمون طرح ۷ روزه
مذاکرات غیرمستقیمی که از طریق میانجیها بر سر «طرح ۷ روزه» انجام شده و هنوز به نظر نمیرسد قطع شده باشد، خطوط اختلاف نظر واشنگتن و تهران را آشکار کرده است. در حالی که عباس عراقچی، این طرح اولیه را به عنوان یک توالی عملیاتی توصیف کرده است که در آن پایبندی طرفین موجب بازگشایی آبراهه در روز ششم و ازسرگیری مذاکرات دیپلماتیک گستردهتر در روز هفتم میشود، ابتکار عمل همچنان به دلیل اولویتهای راهبردی متضاد، بیاعتمادی متقابل و جدولهای زمانی نامنطبق، فلج مانده است.
جدول زمانی «طرح ۷ روزه» ایران به این صورت است:
- روزهای اول تا سوم: تعلیق محاصره دریایی توسط آمریکا؛ تضمین معافیتهای صادرات نفت خام ایران.
- روزهای چهارم تا پنجم: راستیآزمایی مستقل دسترسی نفتکشها به پایانههای ساحلی ایران.
- روز ششم: بازگشایی آبراههای کشتیرانی تجاری در تنگه هرمز توسط ایران.
- روز هفتم: ازسرگیری مذاکرات جامع آتشبس.
برپایه «طرح ۷ روزه»، ایران خواستار آن است که ایالات متحده محاصره متقابل دریایی بندرهای ایران (بهویژه عملیات پاکسازی پیرامون جزیره خارگ و پایانههای جنوبی) را لغو کند و اجرای تحریمهای ثانویه نفتی را در روزهای اول تا سوم رسماً به حالت تعلیق درآورد. تنها پس از دسترسی فیزیکی و بدون مانع خریداران بینالمللی و نفتکشها به نفت خام ایران است که نظامیان ایرانی عملیاتهای توقیف را متوقف کرده و روبیدن میادین مین دفاعی خود را برای احیای تردد در روز ششم آغاز خواهند کرد.
دولت ترامپ از کاهش پیشدستانه تحریمها یا خروج نیروهای دریایی خودداری میکند. مذاکرهکنندگان آمریکایی اصرار دارند که ایران باید مینهای دریایی را به صورتی قابل راستیآزمایی برچیند، به این معنای که مختصات مینهای مهارشده در کف دریا و شناور را ارائه دهد و پیش از صدور هرگونه معافیت تحریمی یا عقبنشینی خطوط قرنطینه دریایی، کریدورهای ممنوعه دریایی را پاکسازی کند.
به نظر میرسد یک اختلاف اساسی پیرامون تعریف مفهوم «باز بودن» در جریان باشد:
ایران به دنبال تغییر دائمی رژیم حاکمیت دریایی تنگه هرمز است و بر آن است که به شکلی یک سیستم اطلاعرسانی پیشدستانه اجباری، حقوق بازرسی زیستمحیطی و دریافت عوارض عبور از کشتیهای تجاری که از آبهای سرزمینیاش عبور میکنند، نهادینه شود.
آمریکا هرگونه چارچوبی را که به حاکمیت مقرراتی یا اختیارات دریافت عوارض ایران بر تنگه مشروعیت ببخشد، رد میکند. متحدان آمریکا در خلیج فارس هم با آمریکا در این مورد همنظرند.
بحث هستهای
در «طرح ۷ روزه» ایران هیچ اشارهای به مسئله برنامه هستهای که آمریکا حملهها و دخالتگریهایش را با آن توجیه میکند، وجود ندارد. به نظر میرسد که مذاکرات غیرمستقیم، مکرراً بر سر این مسئله که آیا شروط هستهای در چارچوب یک بحران اضطراری دریایی میگنجند یا نه، دچار تنش شده باشد.
آنچنان که از اظهارات جیدی ونس، معاون رئیسجمهوری آمریکا در باره لزوم «کاهش معنادار» ذخایر هستهای ایران برمیآید، کاخ سفید اصرار دارد که لغو محاصره دریایی را به رقیقسازی ذخایر اورانیوم ۶۰ درصد غنیشده تهران و انتقال مواد حساس به خارج از کشور گره بزند.
مقامات ایرانی در این روزها عقبنشینی از غنیسازی تحت فشار و اجبار دریایی را قاطعانه رد میکنند. آنان تأکید میکنند که چارچوب هفتروزه باید صرفاً به تنشزدایی دوجانبه در خلیج فارس (محاصره در ازای دسترسی به تنگه) محدود بماند و تأکید میکند که مذاکرات گستردهتر هستهای تنها میتواند در فرمتهای جداگانه پس از آتشبس مورد بررسی قرار گیرد.
دامنه منطقهای تنش
مرز جغرافیایی آتشبس یکی از نقاط اصلی اصطکاک میان تهران و واشنگتن است.
مقامات ایرانی تأکید کردهاند که یک آتشبس دریایی پایدار نیازمند پایان مخاصمات در تمامی جبهههای عملیاتی است؛ از این رو خواستار توقف همزمان حملات هوایی ائتلاف تحت حمایت آمریکا علیه حوثیها در یمن و حملات در جنوب لبنان هستند. البته در مورد یمن، موضع رسمی تهران این است که آنچه در آنجا میگذرد، ربطی به ایران ندارد. عباس عراقچی در مصاحبه با تلویویزن عراق گفته است:
موضوع دریای سرخ و تحولاتی که در آنجا رخ میدهد، بههیچوجه به ما مربوط نیست و مسائل خاص خود را دارد. اما موضع ما درباره تنگه هرمز شفاف و روشن است؛ پیشتر نیز آن را اعلام و بر آن تأکید کردهایم.
واشنگتن بر تفکیک تنگه هرمز از دریای سرخ و جبهه شامات اصرار دارد و حق انجام عملیات تلافیجویانه علیه مراکز فرماندهی حوثیها که زیرساختهای عربستان و بابالمندب را تهدید میکنند، برای خود محفوظ میداند.
تقابل جدولهای زمانی
یک جدول زمانی سیاسی نامتقارن هم در پس اختلاف نظر در مورد جدول «طرح ۷ روزه» وجود دارد.
دولت ترامپ در آستانه انتخابات میاندورهای ۳ نوامبر، تحت فشار شدید در داخل قرار دارد، از این نظر که وجههاش افت کرده و حزب جمهوریخواه ممکن است انتخابات را بیفزاید. افزایش بهای بنزین و گازوئیل خردهفروشی باعث اقدامات اضطراری نظیر واردات سوخت پالایششده از روسیه منجر شده است. انتقاد از برنامه جنگ با ایران بالا گرفته و از این نظر دولت ترامپ مایل است به گونهای سروته قضیه را به هم آورد. اما در عین حال میخواهد این کار را با ژست پیروز انجام دهد.
در این وضعیت، واشنگتن «طرح ۷ روزه» ایران، را طرحی برای فشارآوری بر خود در این مقطع میبیند. دولت ترامپ پذیرش آن را مغایر با ژست پیروزی میداند، از این رو به نظر نمیرسد که آن را بپذیرد. حتا این نظر به صورتی قوی وجود دارد که پس از انتخابات، آمریکا ممکن است با کمک اسرائیل دست به حملهای بسیار ویرانگر اما متمرکز و کوتاهمدت بزند و بدون اینکه به محاصره اقتصادی ایران پایان دهد، درگیری با ایران را خاتمه یافته اعلام کند.




نظرها
نظری وجود ندارد.