ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

فقر در چهار قسط؛ چگونه اسنپ‌پی از کاهش قدرت خرید درآمدزایی می‌کند؟

سپهر حقیقی ـ وقتی درآمد دیگر کفاف هزینه‌های زندگی را نمی‌دهد، خرید قسطی از یک انتخاب به ضرورتی روزمره تبدیل می‌شود. اما چه کسانی از این ضرورت سود می‌برند؟ این مقاله با بررسی سازوکار اسنپ‌پی و جایگاه آن در اقتصاد بحران‌زده ایران، نشان می‌دهد چگونه کاهش قدرت خرید مردم می‌تواند به فرصتی برای درآمدزایی پلتفرم‌های اعتباری بدل شود؛ سازوکاری که با دریافت کمیسیون از فروشندگان، ممکن است فشار بر قیمت‌ها و وابستگی مصرف‌کنندگان به خرید قسطی را نیز تشدید کند.

دیدگاه
این مقاله در بخش دیدگاه منتشر شده است. نظرهای مطرح‌شده در این بخش، دیدگاه نویسندگان را بازتاب می‌دهند و نه لزوماً دیدگاه تحریریه زمانه را. زمانه آمادگی دارد نظرهای در برابر این دیدگاه را نیز منتشر کند.

نیازی که به بازار تبدیل می‌شود

ایدهٔ درآمدزایی از فقر زمانی به ذهنم رسید که با چرخش در شبکهٔ اجتماعی X، دیدم پرداخت قسطی در ایران روزبه‌روز بیشتر به چشم می‌خورد. به پستی برخوردم که از کمیسیون قابل‌توجهی شکایت داشت که اسنپ‌پی از مبلغ کل فروش دریافت می‌کند؛ همین‌طور از اینکه فروشندگان احساس می‌کنند برای دیده‌شدن چاره‌ای جز پیوستن به بازار این پلتفرم ندارند. نویسندهٔ پست می‌گفت این وضعیت باعث افزایش شدید قیمت نهایی کالاها شده، چون فروشنده ناچار است هزینهٔ کمیسیون را جبران کند. وقتی این ادعا را بررسی کردم، دیدم در راهنمای خودِ اسنپ‌پی برای پذیرندگان آمده است که نرخ کمیسیون، بسته به صنف و قرارداد هر کسب‌وکار، متفاوت است. این شرکت برای خود ۱۱ درصد کمیسیون در نظر می‌گیرد و سپس مالیات بر ارزش افزوده‌ای معادل ۱۰ درصدِ مبلغ کمیسیون به آن اضافه می‌کند؛ یعنی در مجموع ۱۲٫۱ درصد از مبلغ فروش کسر می‌شود. به این ترتیب، از فروش ۱۰۰ میلیون تومانی، ۱۲٫۱ میلیون تومان کسر می‌شود و باقی‌مانده به دست فروشنده می‌رسد (SnappPay 2026b).

بااین‌حال، آن پست کمک کرد ساختار این معامله را از زاویهٔ دیگری ببینم. آنچه توجهم را جلب کرد این بود که این سازوکار بر نیازی واقعی و روبه‌افزایش در جامعهٔ ایران تکیه دارد: نیاز به خرید قسطی. اینکه یک پلتفرم بتواند بر پایهٔ فقرِ فزاینده راهبردی تجاری بنا کند و همان فقر را به منبع درآمد تبدیل کند، یکی از خشن‌ترین چهره‌های نظام سرمایه‌داری سیاسیِ پلتفرمی‌شده را پیش چشمم گذاشت.

در اقتصادی که قیمت‌ها به‌سرعت بالا می‌روند و قدرت خریدِ دستمزدها پی‌درپی کاهش می‌یابد، پرداخت قسطی می‌تواند واقعاً به خریدار کمک کند. خریدار پیش از آنکه تمام پول کالا را پس‌انداز کرده باشد، آن را به دست می‌آورد؛ تازه اگر فرض کنیم در آن شرایط اصلاً امکان پس‌انداز چنین مبلغی وجود داشته باشد. فروشنده نیز به مشتری‌ای دسترسی پیدا می‌کند که شاید در غیر این صورت دست‌خالی مغازه را ترک می‌کرد. این خدمت خود را راهی برای گسترش دسترسی معرفی می‌کند؛ راهی که اجازه می‌دهد مصرف در شرایطی ادامه پیدا کند که پرداخت یک‌جای هزینه هر روز دشوارتر می‌شود.

اما وقتی می‌پرسیم چرا چنین خدمتی تا این اندازه ضروری شده، ماجرا نگران‌کننده می‌شود. خرید اعتباری در سراسر جهان وجود دارد و محدود به ایران نیست. خدمات «اکنون بخر، بعداً پرداخت کن» در کشورهایی که بازار تجارت الکترونیک توسعه‌یافته‌تری دارند، تورم بالاتر است، نظام بانکی کارآمدی کمتری دارد یا دسترسی به اعتبار متعارف محدود است، رشد چشمگیری کرده‌اند. استفاده‌کنندگان این خدمات نیز معمولاً جوان‌تر، بدهکارتر و از نظر اعتبار مالی ضعیف‌تر از استفاده‌کنندگان وام‌ها و اعتبارات مصرفی سنتی‌اند (Cornelli, Gambacorta and Pancotto 2023).

نکتهٔ مهم این است که افراد آسیب‌پذیرِ مالی در اقتصادهای برخوردارتر نیز از اعتبار قسطی استفاده می‌کنند. در بریتانیا، پژوهش‌ها نشان داده‌اند استفاده‌کنندگان از خدمات «اکنون بخر، بعداً پرداخت کن» اعتبار مالی پایین‌تری دارند و نسبت به جمعیت عمومی به‌مراتب بیشتر در معرض مشکلات جدی مالی‌اند. بااین‌همه، رایج‌ترین کاربردهای گزارش‌شدهٔ این خدمات، خرید کالاهای مربوط به سبک زندگی و زیبایی و خرید برای خوشحال‌کردن خود یا دیگران بوده است؛ درحالی‌که تنها ۸ درصدِ استفاده‌کنندگان گفته‌اند برای تأمین هزینه‌های ضروری روزمره از این خدمات استفاده می‌کنند (Financial Conduct Authority 2025). در ایالات متحده نیز دریافت‌کنندگان این نوع اعتبار معمولاً بدهیِ بدون وثیقهٔ بیشتری دارند و بسیاری از آن‌ها هم‌زمان چند وام از این نوع گرفته‌اند (Consumer Financial Protection Bureau 2025).

بنابراین می‌توان گفت در جوامع برخوردارتر، خرید قسطی تا حد زیادی می‌تواند در امتداد فرهنگ مصرف‌گرایی عمل کند، هرچند گروه‌های گرفتار ناامنی مالی نیز از آن استفاده می‌کنند. اما در ایران، افول اقتصادیِ سال‌های اخیر درجهٔ دیگری از ضرورت مادی به همین سازوکار داده است. خدمات اسنپ‌پی به پوشاک، لوازم آرایشی و کالاهای دیجیتالِ غیرضروری محدود نمی‌شود؛ خرید از سوپرمارکت، سفارش غذا، خدمات مرتبط با سلامت، لوازم خانگی، وسایل نوزاد، لوازم‌التحریر، قطعات خودرو و کالاهای دیگری را هم در بر می‌گیرد که به زندگی روزمره گره خورده‌اند. خودِ پلتفرم نیز از امکان پرداخت اعتباری برای سفر، سفارش غذا، خرید سوپرمارکتی و خدمات اسنپ‌دکتر، بدون داشتن پولِ لازم در همان لحظه، سخن می‌گوید (SnappPay 2026a).

شکاف میان درآمد مردم و هزینهٔ زندگی روزمره آن‌قدر بزرگ شده که بازاری پیرامون همین فاصله شکل گرفته است. اینجا است که پلتفرمی بزرگ و قدرتمند می‌تواند وارد این شکاف شود و آن را به فرصتی برای کسب درآمد تبدیل کند.

من این فرایند را «درآمدزایی از فقر» می‌نامم. منظورم از درآمدزایی از فقر، فرایندی است که طی آن کاهش قدرت خرید، ناامنی مالی و ناتوانی از پرداخت یک‌جای هزینه‌ها به منابعی مستمر برای کسب درآمد تبدیل می‌شوند. فقر به یکی از شرایطی بدل می‌شود که این الگوی معامله را از نظر تجاری ارزشمند می‌کند. در اینجا مسئلهٔ اصلی سیاسی است: چه شرایط اقتصادی‌ای این خدمت را ضروری می‌کند، چه کسانی از آن سود می‌برند و هزینه‌هایش در نهایت بر دوش چه کسانی می‌افتد؟

وقتی درآمد دیگر کفاف نمی‌دهد

افول اقتصادی ایران در سال‌های اخیر فشار سنگینی بر قدرت خرید خانوارها وارد کرده است. تورم بالا، کاهش ارزش پول ملی، ناامنی شغلی و تحریم‌ها، در کنار رفتار غارتگرانهٔ دولت و توزیع تبعیض‌آمیز منابع اقتصادی از طریق شبکه‌های سیاسی، همگی به وضعیتی دامن زده‌اند که در آن درآمد مردم روزبه‌روز ارزش کمتری پیدا می‌کند.

پژوهش لاداتی و پسران نشان می‌دهد تحریم‌ها در کاهش ارزش پول، افزایش تورم و افت رشد تولید در ایران نقش داشته‌اند. تحلیل وهابی نیز این فشارها را در چارچوب گسترده‌تری از انباشت سیاسی و غارتگری دولتی قرار می‌دهد (Laudati and Pesaran 2023; Vahabi 2023). بانک جهانی هم در کنار کاهش درآمد سرانه و تداوم نابرابری‌های منطقه‌ای، آموزشی و جنسیتی، افزایش فقر را پیش‌بینی کرده است. در ارزیابی این نهاد، تورم بالا و افت درآمد واقعی از عواملی معرفی شده‌اند که تقاضای داخلی را تضعیف می‌کنند؛ و انتظار می‌رود با ادامهٔ اختلال‌های اقتصادی، فقر باز هم افزایش یابد (World Bank 2025).

در چنین شرایطی، شمار بیشتری از مردم دیگر نمی‌توانند هزینهٔ کالاهای ضروریِ زندگی روزمره را یک‌جا بپردازند. در اینجا خرید قسطی به پاسخی طبیعی به این فاصلهٔ مادی میان هزینهٔ زندگی و دستمزدِ در دسترس تبدیل می‌شود.

این شکاف وضعیت خاصی ایجاد می‌کند. مصرف‌کننده همچنان به کالاهایی نیاز دارد که برای کار، تحصیل، ارتباط، رفت‌وآمد و گذران زندگی خانوار ضروری‌اند؛ اما هنگام ورود به بازار، قدرت خریدِ لازم برای پرداخت فوریِ هزینهٔ آن‌ها را ندارد.

اینجاست که پلتفرم راهبرد خود را برای پرکردن این فاصله طراحی می‌کند و با دادن قدرت خریدی موقت به مصرف‌کننده، از ناکافی‌بودن درآمد او فرصتی مالی می‌سازد.

در این نمونه، اسنپ‌پی خدمت خرید چهارقسطیِ خود را به‌عنوان راهی برای خرید بدون چک یا ضامن معرفی می‌کند. جذابیت چنین خدمتی در اقتصادی که دسترسی به اعتبار متعارف در آن ممکن است دشوار یا حتی ناممکن باشد و پرداخت یک‌جای هزینه‌ها هر روز غیرواقع‌بینانه‌تر شود، روشن است. اسنپ‌پی این خدمت را چهار قسط مساوی، بدون سود و کارمزد برای مصرف‌کننده معرفی می‌کند و آن را جایگزینی برای کارت‌های اعتباری متعارفی می‌داند که ایرانیان عموماً دسترسی محدودی به آن‌ها دارند (SnappPay 2026a).

به این ترتیب، مصرف‌کننده تقسیمِ مبلغ پرداختی را نوعی گسترش آزادی خود تجربه می‌کند: کالا همین حالا در دسترس است، اما پرداخت هزینهٔ آن در آینده پخش می‌شود.

بااین‌حال، بخشی از درآمد آیندهٔ خریدار از پیش تحت تعهد واقع شده است و هیچ تضمینی وجود ندارد که آن درآمد در اقتصادی که به‌سرعت رو به افول است ارزش خود را حفظ کند. در اقتصادی بی‌ثبات که حتی تداوم دریافت دستمزد نیز همیشه تضمین‌شده نیست، هر قسط می‌تواند به مشکلی تازه بدل شود.

در اقتصادی باثبات، چنین ترتیبی شاید فرصتی قابل‌کنترل برای مصرف به نظر برسد؛ اما در اقتصادی تورمی و ناامن، همان ترتیب می‌تواند خطرناک شود. فرد ممکن است هم‌زمان چندین تعهد قسطی بر عهده بگیرد، درحالی‌که سایر هزینه‌های زندگی همچنان بالا می‌روند. پژوهش‌های انجام‌شده در ایالات متحده نشان داده‌اند که مصرف‌کنندگان به‌آسانی می‌توانند چند وام از نوع «اکنون بخر، بعداً پرداخت کن» را هم‌زمان بر عهده داشته باشند؛ وضعیتی که درکِ کل تعهدات مالی آینده را در لحظهٔ خرید دشوار می‌کند (Consumer Financial Protection Bureau 2025).

در اینجا دسترسی به کالا دوباره ممکن شده، اما شرایط مادی‌ای که خرید نقدی و یک‌جا را ناممکن کرده بود، هیچ تغییری نکرده است. پس پلتفرم بدون آنکه قدرت خرید را بازگرداند، امکان دسترسی فراهم می‌کند و به‌جای پرداختن به علت اصلی، نشانهٔ مشکل را با سازوکاری تسکین می‌دهد که آن افولِ بنیادی را نادیده می‌گیرد و حتی از آن تغذیه می‌کند.

هزینه‌ای که ناپدید می‌شود

خدمت چهارقسطی با این وعده به مصرف‌کنندگان عرضه می‌شود که هیچ سود یا کارمزدی از آن‌ها دریافت نمی‌شود. این تمایز مهمی است، زیرا باعث می‌شود خدمت مزبور چیزی جدا از وام‌های مصرفیِ متعارفِ بهره‌دار به نظر برسد. مصرف‌کننده کالایی را می‌بیند که بهای آن به چند قسطِ قابل‌پرداخت تقسیم شده، بی‌آنکه هزینهٔ اضافیِ آشکاری به چشم بیاید.

اما این هزینه لزوماً ناپدید نشده است؛ فقط به جای دیگری در معامله منتقل شده است.

طبق راهنمای خودِ اسنپ‌پی برای پذیرندگان، نرخ کمیسیون به صنف و قرارداد مشخص هر کسب‌وکار بستگی دارد. شرکت نمونه‌ای ارائه می‌کند که در آن، فروشنده بابت فروش ۱۰۰ میلیون تومان کالا، ۱۱ درصد کمیسیون می‌پردازد. مالیات بر ارزش افزوده‌ای معادل ۱۰ درصدِ مبلغ کمیسیون نیز ۱٫۱ درصد دیگر از کل فروش را تشکیل می‌دهد. بنابراین در این مثال، ۱۲٫۱ میلیون تومان کسر می‌شود و از ۱۰۰ میلیون تومان فروش، ۸۷٫۹ میلیون تومان به فروشنده می‌رسد.

همان راهنما چند شیوهٔ مختلف برای تسویه‌حساب را ارائه می‌دهد. بسته به قرارداد، ممکن است پول در ماه بعد، دو ماه بعد، در دو نوبت جداگانه یا طی چهار پرداخت ماهانه به دست فروشنده برسد. اسنپ‌پی به پذیرندگان توصیه می‌کند برای اطلاع از نرخ دقیق کمیسیون و شیوهٔ تسویه، قرارداد خود را بررسی کنند (SnappPay 2026b).

کمیسیون بر اساس قیمت فروش محاسبه می‌شود. این موضوع برای کسب‌وکارهایی که حاشیهٔ سود اندکی دارند اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. اگر حاشیهٔ سود ناخالصِ یک فروشنده ۱۵ درصد باشد و کسورات مربوط به پلتفرم به ۱۲٫۱ درصدِ فروش برسد، بخش عمدهٔ آن حاشیهٔ سود از میان می‌رود؛ آن هم پیش از محاسبهٔ دستمزدها، اجاره، بسته‌بندی، ارسال، مرجوعی کالا و دیگر هزینه‌ها.

در این وضعیت، فروشنده با چند انتخاب روبه‌روست: سود کمتری بپذیرد، از خدمت خارج شود، هزینه‌های دیگر را کاهش دهد، کیفیت کالا را پایین بیاورد، فشار بیشتری به کارگران وارد کند یا قیمت‌ها را افزایش دهد.

اینجاست که ظاهرِ «بدون سود» بودنِ معامله معنای دیگری پیدا می‌کند. شاید مصرف‌کننده هیچ بهرهٔ مستقیمی نپردازد، اما فروشنده با کسری قابل‌توجه از درآمدش مواجه می‌شود. هزینه از لحظهٔ آشکارِ اعطای اعتبار کنار می‌رود و به رابطهٔ تجاری میان پلتفرم و فروشنده منتقل می‌شود.

بنابراین پلتفرم می‌تواند از یک‌سو خود را عاملِ آسودگی مصرف‌کننده معرفی کند و از سوی دیگر، از نیاز فروشنده به دیده‌شدن و دسترسی به مشتری درآمد کسب کند. در همان حال، نیاز روزافزون مصرف‌کنندگان به پرداخت قسطی، شرایط مادی‌ای را پدید می‌آورد که پلتفرم را به یکی از مسیرهای مهمِ دیده‌شدن فروشندگان تبدیل می‌کند.

فروشنده‌ای که نمی‌تواند پلتفرم را ترک کند

پیوستن به یک پلتفرم ممکن است تصمیمی تجاری و داوطلبانه توصیف شود. از نظر صوری، شاید همین‌طور باشد: فروشنده در نظریه می‌تواند این شرایط را نپذیرد و جای دیگری کالا بفروشد.

اما آزادی واقعی در بازار به ساختارهایی بستگی دارد که این تصمیم را احاطه کرده‌اند. یک پلتفرم بزرگ، امکان دیده‌شدن، دسترسی به مشتریان، زیرساخت پرداخت، داده، تبلیغات و اعتبارِ نام تجاری شناخته‌شده را فراهم می‌کند. هرچه مصرف‌کنندگان بیشتری به‌طور مشخص در پی گزینه‌های خرید قسطی باشند، فروشندگانِ بیرون از پلتفرم بیشتر در معرض از دست دادنِ دسترسی به بخشی روبه‌رشد از تقاضا قرار می‌گیرند.

در نتیجه، مشارکت همچنان در ظاهر داوطلبانه است، اما از نظر اقتصادی ردکردنِ آن هر روز دشوارتر می‌شود.

این یکی از سرچشمه‌های اصلیِ قدرت در سرمایه‌داری پلتفرمی است. پلتفرم زیرساختی را ایجاد و کنترل می‌کند که مصرف‌کنندگان و فروشندگان از طریق آن به یکدیگر می‌رسند. قرارگرفتنِ آن میان این دو گروه به پلتفرم امکان می‌دهد کمیسیون بگیرد، قواعد دیده‌شدن را تعیین کند، زمان پرداخت را کنترل کند، داده‌های معاملات را گرد آورد و شرایط مشارکت را مشخص سازد (Srnicek 2017).

فروشنده عضو می‌شود چون مشتریان آنجا هستند؛ مشتریان هم می‌آیند چون فروشندگان زیادی پیش‌تر عضو شده‌اند. حضور هر گروه، موقعیت پلتفرم را در برابر گروه دیگر تقویت می‌کند. پژوهش‌ها دربارهٔ بازار «اکنون بخر، بعداً پرداخت کن» نیز نشان می‌دهند فروشندگان به این دلیل کارمزدهای نسبتاً بالا را می‌پذیرند که پلتفرم پایگاه مشتریانشان را گسترش می‌دهد، ریسک اعتباری را منتقل می‌کند و ممکن است خدمات بازاریابی و داده نیز ارائه دهد (Cornelli, Gambacorta and Pancotto 2023).

وقتی این چرخه شکل بگیرد، پلتفرم به دروازه‌بانِ زیرساختیِ بازار تبدیل می‌شود. برای رسیدن به چنین جایگاهی، لازم نیست انحصار کامل داشته باشد؛ اسنپ‌پی در ایران رقیب هم دارد. پرسشِ اقتصاد سیاسی این است که دسترسی به مشتریان تا چه اندازه در دست شمار محدودی از پلتفرم‌های بزرگ و درهم‌تنیده با ساختار سیاسی متمرکز می‌شود.

برای فروشندهٔ کوچک، ترک پلتفرم شاید حاشیهٔ سود را حفظ کند، اما می‌تواند به قیمت از دست دادنِ فروش تمام شود. ماندن در پلتفرم نیز شاید فروش را افزایش دهد، اما می‌تواند مستلزم واگذاری بخش قابل‌توجهی از درآمد به آن باشد. در اقتصادِ رو به افول ایران، ماندن در پلتفرمی که خرید قسطی را در اختیار مصرف‌کنندگانِ فاقد قدرت خریدِ فوری می‌گذارد، ممکن است همچنان سودآورتر از ترک آن به نظر برسد.

سرمایه‌داری سیاسیِ پلتفرمی‌شده

بستر ایران به این سازوکارها ساختار ویژه‌ای در اقتصاد سیاسی می‌دهد. مهرداد وهابی (۲۰۲۳) جمهوری اسلامی را با مفهوم «سرمایه‌داری سیاسی اسلامی» توضیح می‌دهد. در این نظام، قدرت سیاسی و قهری در فرایند انباشت اقتصادی جایگاهی محوری دارند. دسترسی به مالکیت، قراردادها، فرصت‌های سودآور و حمایت نهادی، به میزان نزدیکی به حلقه‌های قدرت سیاسی وابسته است. در تحلیل وهابی، این ساختار منابعی از درآمدِ غارتگرانه ایجاد می‌کند که همچنان غیرشفاف‌اند و خارج از سازوکارهای معمول پاسخ‌گویی در امور مالی عمومی قرار دارند. پیامدهای آن نیز شامل رانت‌جویی، تصاحب، احتکار، فرار سرمایه، کاهش سرمایه‌گذاری داخلی و رکود اقتصادی است.

این اقتصادِ سرمایه‌داری سیاسیِ انحصارگرا از طریق رابطه‌ای گزینشی با بازار جهانی به حیات خود ادامه می‌دهد. ایران همچنان به تجارت جهانی و گردش مالی بین‌المللی متصل است، اما بخش قابل‌توجهی از این پیوند از مسیرِ سازوکارهای دورزدن تحریم‌ها، واسطه‌های غیررسمی، شرکت‌های پوششی، بانکداری در سایه و شبکه‌های برخوردار از حمایت سیاسی می‌گذرد. تحریم‌ها در کنار خسارت سنگینی که از راه کاهش ارزش پول، تورم و افت تولید به اقتصادِ گسترده‌تر وارد کرده‌اند، میزان ابهامِ سازوکارهای انباشت را نیز بیشتر کرده‌اند. کنشگرانی که می‌توانند کالا، نفت و پول را از مجراهای محافظت‌شده و پنهانی جابه‌جا کنند، به فرصت‌هایی دست می‌یابند که از دسترس کسب‌وکارهای عادی بیرون است. بررسی‌های رسمی دربارهٔ تحریم‌ها بارها شبکه‌هایی لایه‌لایه از شرکت‌های پوششی، شبکه‌های ارزی و ترتیبات مالی سایه را ثبت کرده‌اند که به نهادهای دولتی و نظامی ایران مرتبط‌اند.

بنابراین تحریم‌ها به شکلی معیوب و زیان‌بار با نظامِ انحصارگرای سرمایه‌داری سیاسی درهم می‌آمیزند. از یک‌سو سختیِ زندگی مردم را افزایش می‌دهند و فعالیت اقتصادی مستقل را تضعیف می‌کنند و از سوی دیگر، برای کنشگرانی که به قدرتِ قهری و سیاسی نزدیک‌ترند، رانتِ ناشی از کمیابی و مسیرهای پنهانِ انباشت می‌سازند. در نتیجه، انزوای اقتصادیِ جامعه هم‌زمان با جابه‌جایی بین‌المللیِ ثروتِ نهادها و افرادِ برخوردار رخ می‌دهد. همان شرایطی که قدرت خرید خانوارهای عادی را کاهش می‌دهد، می‌تواند سازمان‌هایی را تقویت کند که از راه پنهان‌کاری، کمیابی و حمایت سیاسی به انباشت ثروت دست می‌یابند.

سرمایه‌داری خود را با شرایط مادی و نهادیِ هر جامعه سازگار می‌کند. در اینجا نیز سرمایه‌داری پلتفرمی در دلِ نظامِ موجودِ سرمایه‌داری سیاسی رشد می‌کند. می‌توان این ترکیب را «سرمایه‌داری سیاسیِ پلتفرمی‌شده» نامید: صورتی از سازمان‌دهی اقتصادی که در آن واسطه‌های دیجیتال بازارها را سامان می‌دهند، اما خود در اقتصادی ریشه دارند که بر پایهٔ دسترسی سیاسی، صلاحدید نهادهای تنظیم‌گر، قدرتِ شبه‌دولتی و حمایت‌های نابرابر شکل گرفته است.

مالکیت مستقیم یکی از شکل‌های ممکنِ پیوند میان قدرت سیاسی و یک پلتفرم است. در مورد اسنپ‌پی، مالکیت مستقیمِ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی یا سازمان شبه‌دولتیِ دیگری اثبات نشده است. اما درهم‌تنیدگی با ساختار سیاسی لزوماً به مالکیت مستقیم نیاز ندارد. در چنین اقتصادی، یک پلتفرم بزرگ به زیرساخت بانکی، مجوزهای قانونی، دسترسی به داده‌ها و تداومِ اجازهٔ فعالیت وابسته است. در اقتصادی غیرشفاف و مبتنی بر زور، دسترسی به این امکانات با نزدیکی به قدرت سیاسی و برخورداری از حمایت نهادی گره می‌خورد.

پس این نظام از چند لایهٔ به‌هم‌پیوسته تشکیل شده است. نهادهای شبه‌دولتی و برخوردار از حمایت سیاسی، از راه پنهان‌کاری، دسترسیِ مبتنی بر قدرت قهری و کنترل انحصاری، ثروت انباشته می‌کنند؛ پلتفرم‌های بزرگ، جنبه‌هایی از همین ساختار را از طریق دروازه‌بانیِ زیرساختی و کنترلِ دیده‌شدن در بازار بازتولید می‌کنند؛ و سرانجام، فروشندگان کوچک برای آنکه دیده شوند، بخشی از درآمدشان را واگذار می‌کنند، آن هم در شرایطی که مصرف‌کنندگان به پلتفرم روی آورده‌اند، چون دستمزدهای معمول دیگر برای خرید نقدی و فوری کفایت نمی‌کند.

اگرچه سودِ این کنشگران یکسان نیست و میزان اختیارشان در مشارکت نیز برابر نیست، همگی در یک ساختار واحدِ اقتصاد سیاسی جای گرفته‌اند. فقری که نظامِ انحصارگرای گسترده‌تر ایجاد کرده، به یکی از شرایط رشد پلتفرمی تبدیل می‌شود که در دلِ همان نظام فعالیت می‌کند. سرمایه‌داری سیاسیِ پلتفرمی‌شده از پیامدهای اجتماعیِ سرمایه‌داری سیاسی تغذیه می‌کند و عملکردش نیز ممکن است وابستگی، فشار بر قیمت‌ها و نابرابری‌هایی را تشدید کند که ارزش اقتصادیِ خود را از آن‌ها می‌گیرد.

چرخه به خریدار بازمی‌گردد

درآمدزایی از فقر زمانی کاملاً آشکار می‌شود که هزینه در مسیرِ معامله جابه‌جا شود و سرانجام به همان کسی بازگردد که ناتوانی‌اش از خرید، در وهلهٔ نخست این فرصتِ تجاری را ایجاد کرده بود.

چرخه به این صورت پیش می‌رود: مصرف‌کننده به‌سختی می‌تواند تمام مبلغ را یک‌جا بپردازد. پلتفرمِ فروش قسطی امکان خرید را فراهم می‌کند. فروشنده نیز در قالب کمیسیون و شرایط تسویه، برای دسترسی به مشتریانِ خواهانِ خرید قسطی پول می‌پردازد. سپس ممکن است برای حفظ حاشیهٔ سودش قیمت را بالا ببرد. قیمت بالاتر، خرید یک‌جا را دشوارتر می‌کند. مصرف‌کننده بیشتر به قسط وابسته می‌شود، پلتفرم موفق‌تر عمل می‌کند و شرایط مادی‌ای که پلتفرم از طریق آن از فقر درآمد به دست می‌آورد، تقویت می‌شوند.

کاهش قدرت خرید، تقاضا برای اعتبار قسطی ایجاد می‌کند؛ تقاضای قسطی فروشندگان را جذب می‌کند؛ حضور فروشندگان جایگاه پلتفرم را تقویت می‌کند؛ کمیسیون‌های پلتفرم بر قیمت‌ها و حاشیهٔ سود فشار می‌آورند؛ و قیمت‌های بالاتر، وابستگی به اعتبار را عمیق‌تر می‌کنند. به این ترتیب، این حرکت می‌تواند خودش را بازتولید کند.

بااین‌حال، هنوز جای پژوهش فراوانی دربارهٔ این موضوع وجود دارد. این چرخه باید با مقایسهٔ قیمتِ خرید نقدی و قسطی، بررسی قراردادهای فروشندگان، محاسبهٔ حاشیهٔ سود، مستندسازیِ زمان‌های تسویه و گفت‌وگو با کسب‌وکارهای بخش‌های مختلف، به‌صورت تجربی مطالعه شود.

البته باید پرسید انجام چنین پژوهشی در شرایط سرکوب سیاسی و ابهام تجاری تا چه اندازه امکان‌پذیر است. فروشندگان ممکن است از ارائهٔ قراردادهایشان یا صحبتِ آشکار دربارهٔ پلتفرمی قدرتمند پرهیز کنند و پژوهشگران نیز شاید به اطلاعاتِ معتبر دربارهٔ شرکت و ساختار مالکیت آن دسترسی محدودی داشته باشند.

بااین‌همه، امکانِ ساختاریِ چنین چرخه‌ای روشن است. خدمتی که در پاسخ به کاهش توانِ خرید شکل گرفته، ممکن است خود به یکی از سازوکارهای گران‌ترشدن کالاها تبدیل شود و از این راه، همان شرایط مادیِ لازم برای رونقش را تقویت کند. فقر، درحالی‌که همچنان فاجعه‌ای اجتماعی است، به بخشی ساختاری از الگوی کسب‌وکار بدل می‌شود، وارد محاسبات می‌شود، مصرف‌کنندهٔ وابسته به اعتبار را فراهم می‌کند، با ترس از دست دادن مشتری فروشنده را تحت فشار می‌گذارد و از طریق زبانِ «گسترش دسترسی» به پلتفرم مشروعیت می‌بخشد.

در این میان، اقتصاد آن‌قدر بی‌رحم خود را بروز می‌دهد که حتی مجال چندانی برای پلتفرم  باقی نمی‌ماند که چهره‌ای دلسوز از خود بنمایاند. این الگو آشکارا از فقر تغذیه می‌کند و ممکن است آن را به‌عنوان بخشی از راهبردِ رونق خود بازتولید کند.

خرید آسان‌تر، به چه قیمتی؟

«درآمدزایی از فقر» نامِ فرایندی است که ناامنی اقتصادی را به رابطه‌ای بازاری تبدیل می‌کند. این مفهوم وضعیتی مادی را توصیف می‌کند که در آن دستمزدِ ناکافی، افزایش قیمت‌ها و ناتوانی از خرید کالاهای معمولِ زندگی، برای واسطه‌ای که میان خریدار و فروشنده قرار گرفته، فرصتِ تجاری ایجاد می‌کنند.

در مورد اسنپ‌پی، این خدمت می‌تواند واقعاً گرهی از کار مردم باز کند. فرد ممکن است بدون پرداخت فوریِ تمام مبلغ، کالایی ضروری را تهیه کند و فروشنده نیز فروشی را به سرانجام برساند که در غیر این صورت از دست می‌رفت. همین کارکردها هستند که الگو را مفید جلوه می‌دهند و به آن قدرت می‌بخشند.

پرسش سیاسی اما این است که این فایده در چه جهتی گسترش می‌یابد. آیا این خدمت توانِ مادیِ مردم را افزایش می‌دهد یا توانِ روبه‌کاهش آن‌ها را در قالب نظامی سودآور سازمان می‌دهد؟ آیا مانعِ کنارگذاشته‌شدن مردم از بازار می‌شود یا ادامهٔ مشارکت در بازار را به پیش‌خورکردن درآمد آینده وابسته می‌کند؟ آیا از فروشندگان حمایت می‌کند یا آن‌ها را وامی‌دارد برای دسترسی به مشتریانی که قدرت خریدشان پیشاپیش کاهش یافته، هزینهٔ فزاینده‌ای بپردازند؟

در چارچوب سرمایه‌داری سیاسیِ پلتفرمی‌شده، این پرسش‌ها از حوزهٔ اعتبار مصرفی فراتر می‌روند. آن‌ها به مالکیت و کنترلِ زیرساختی مربوط می‌شوند که زندگی اقتصادیِ روزمره را ممکن می‌سازد. پلتفرم بر خریدار، فروشنده، کالا، پرداخت و بدهی اشراف دارد و در میانهٔ جامعه‌ای ایستاده است که افول اقتصادی‌اش وابستگیِ روزافزونی به همین جایگاهِ واسطه‌ای ایجاد می‌کند.

کسی که پای صندوقِ پرداخت ایستاده، به‌جای یک پرداختِ ناممکن، چهار پرداختِ کوچک‌تر پیش روی خود می‌بیند. انگار مشکلِ فوری حل شده است. کالا را می‌توان خرید، فروشنده معامله را انجام می‌دهد و پلتفرم نیز یک مورد موفقِ دیگر را به حسابِ گسترش دسترسی ثبت می‌کند. اما دستمزد همچنان ناکافی است و قیمت‌ها همچنان بالاست. فقر به چهار قسطِ قابل‌پرداخت تقسیم شده و به الگوی کسب‌وکار تبدیل شده است.

منابع:

Consumer Financial Protection Bureau (2025) Consumer Use of Buy Now, Pay Later and Other Unsecured Debt. Washington, DC: CFPB.

Cornelli, G., Gambacorta, L. and Pancotto, L. (2023) ‘Buy now, pay later: a cross-country analysis’, BIS Quarterly Review, December, pp. 61–75.

Financial Conduct Authority (2025) Distress Deferred? The Impact of Buy Now Pay Later Credit on Consumer Indebtedness and Arrears. Occasional Paper 69. London: FCA.

Laudati, D. and Pesaran, M. H. (2023) ‘Identifying the effects of sanctions on the Iranian economy using newspaper coverage’, Journal of Applied Econometrics, 38(3), pp. 271–294.

SnappPay (2026a) ‘SnappPay credit service and four-instalment purchasing’. Official SnappPay website. Accessed 4 August 2026.

SnappPay (2026b) ‘Guide to calculating SnappPay sales, commissions and settlement dates’. SnappPay Merchant Academy, 20 April. Accessed 4 August 2026.

Srnicek, N. (2017) Platform Capitalism. Cambridge: Polity.

Vahabi, M. (2023) Destructive Coordination, Anfal and Islamic Political Capitalism: A New Reading of Contemporary Iran. Cham: Palgrave Macmillan.

World Bank (2025) Islamic Republic of Iran Poverty and Equity Brief: April 2025. Washington, DC: World Bank.

از همین نویسنده:

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.