گزارش میدانی
آزار جنسی به بهای نان؛ روایت زنان کارگر از محیطهای ناامن
بنفشه خرمدل ـ«هیچکس حرفم را باور نمیکرد.» این جمله زنی است که پس از تعرض جنسی رئیسش در محیط کار، نهتنها با بدگمانی همکاران روبهرو شد، بلکه فرصت شغلی بعدی خود را نیز از دست داد. روایت او تنها یکی از تجربههای زنانی است که در کارخانهها، کارگاهها و خانههای محل کارشان با آزار جنسی مواجه میشوند. این گزارش میدانی نشان میدهد چگونه ترس از بیکاری و بدنامی، در کنار ضعف حمایتهای قانونی و نبود تشکلهای مستقل کارگری، زنان را میان تحمل آزار، سکوت و از دست دادن معاش گرفتار میکند.

کارگران زنان صنایع پوشاک، نمونهیکارگران زن صنایع پوشاک، نمونهی بارز وضع بیثباتکاران در ایران بارز وضع بیثباتکاران در ایران
کارگران به دلیل موقعیت کاری (کار کردن برای دیگران در ازای دستمزد) همواره در معرض آسیبهای جدی جسمی و روانی هستند. حتی در جاهایی که تشکلهای کارگری نظارت دقیقی بر مسائل کار و مشکلات کارگران دارند باز هم آنها از این خطرات مصون نیستند، چه رسد در جامعهای که تشکلهای کارگری تحت شدیدترین فشارهای سیاسی قرار دارند و به آنها اجازهی دخالت در بسیاری مشکلات داده نمیشود. کارگران در کارگاههای کوچک خصوصی بیشتر از کارخانجات بزرگ و زیر نظر قوانین کار، و زنان بیش از مردان در معرض سوءاستفادههای گوناگون هستند. در این میان آزار جنسی زنان کارگر مسئلهای است که همواره زنان کارگر را در محیطهای کاری گوناگون تهدید میکند. این گزارش میدانی نگاهی دارد به این مسئله.
اصطلاح آزار جنسی اولین بار در دهه ۱۹۷۰ وضع شد. تا قبل از این، به آزار جنسی نامهایی همچون «تعدی اخلاقی»، «شوخی رکیک» یا «منظورهای خلاف اخلاق» اطلاق میشد؛ مواردی که قبح آزار جنسی را میپوشاند و از دیگر سو از بزرگی مسئله میکاست. زنان و دختران کارگر از منشی گرفته تا کارگران منازل همواره قربانی آزار جنسی بودهاند و فاش کردن این موضوع، قطع رابطهی آنها با کار و اخراج و بدنامی را به دنبال داشته است. آزار جنسی در واقع یکی از انواع خشونت در محیط کار است که شامل نابرابری در فرصتهای شغلی، نابرابری دستمزد زنان و مردان، ممانعت از پیشرفت شغلی و... میشود که اعمال برخی از این خشونتها به شکل کلامی، تحقیر و در نهایت با اعمال تعرض جنسی همراه است. لیلا عسگری (فعال حوزه زنان) در گفتوگو با ایلنا بیان کرده است:
بخش عمدهای از خشونتهای ارتکابی علیه زنان در محیط کار، از نوع خشونتهای جنسی است. بنا به اذعان سازمان بینالمللی کار خشونتهای جنسی علیه زنان در محیط کار گسترهی بالایی دارد. از این جهت این موضوع در دستور کار سازمان جهانی کار قرار گرفته است. این نوع از خشونت، هم برای فرد قربانی و هم برای سازمان و در کل جامعه تأثیرات مخرب دارد. شخص آزار دیده، ممکن است سلامت روانی خود را از دست بدهد و مجبور به انزوا شود.
(نقل از تابناک/ دردنامه مسکوتِ زنان از خشونت جنسی درمحل کار/1397)
این فعال زنان انواع خشونتهای شغلی در محیط کار را به خشونتهای جنسی، عاطفی و جسمی تقسیم کرده است که از راههای شفاهی، پیامکی، ایمیلی و ابزارهای اینترنتی و حتی دستدرازیهای فیزیکی اعمال میشود. دربارهی خشونتهای فیزیکی و از جمله خشونت جنسی در محیط کار هرگز آمار قابل دسترسی ارائه نشده است اما دیدهها و شنیدهها بیانگر این نکته است که اعمال خشونت در کارگاههای کوچک که کمتر تحت کنترل و نظارت است بیشتر و نیز پنهانکاری این رفتارها در این محیطها هم بیشتر است. اغلب کارگاههای کوچک در محیطهای زیرزمین و محصور و نامناسب قرار دارند و البته امکان کاریابی زنان نیز در این کارگاهها بیش از کارخانهها و کارگاههای بزرگ رسمی است. گرچه در آن محیطهای بزرگتر هم اعمال خشونت جنسی وجود دارد اما جمعیت بیشتر کارگران زن و وجود فضای باز کاری تا حدودی مانع اعمال خشونتهای هولناکی میشود که در محیطهای کارگاهی کوچک وجود دارد. این نکته را باید در نظر داشت که زنان کارگر اغلب با تحصیلات پایین و نیاز مالیِ فوری جذب کار میشوند، تخصص شغلی ندارند و از همین رو بیش از دیگران در معرض خشونت جنسی قرار میگیرند.
هر چه میزان تحصیلات پایینتر و تخصص کاری کمتر باشد، امکان قرار گرفتن کارگر زن در معرض خشونت جنسی و سوءاستفادههای کاری نیز بیشتر میشود. با توجه به نیاز مالی و عدم توان دسترسی این دسته از زنان به تشکلهای رسمی یا غیررسمی محیطهای کار، اعتراض آنان به معنای اخراج از کار یا اجبار به شرایط بدتر کاری است و اینجاست که وجود اتحادیههای کارگری که بتواند کارگران خُرد را نیز پوشش دهد ضرروی است گرچه همواره اتحادیههای کارگران –در کشورهایی هم که وجود دارد- مدافع کامل حقوق زنان نبودهاند اما وجود این حمایتهای جمعی باعث میشود که ترس زنان از آبروریزی یا اخراج در صورت فاش کردن تعرضهای جنسی محیط کار کم شود. موضوع این است که تا وقتی مردان کارگر به اعتراض نسبت به خشونتهای جنسی به زنان کارگر نپیوندند و این را مسئلهای مربوط به زنان بدانند، هیچ وجهی از خشونت در محیط کار چه برای مردان و چه زنان از بین نخواهد رفت.
«تکتم» در کارخانهای خارج از شهر مسئول رسیدگی به مواد پایه وارداتی به کارخانه است. او تحصیلکرده است و سابقهای حدوداً ده ساله از کار در این کارخانه دارد. علاوه بر بیمه، با توجه به مدرک تحصیلیاش حقوق و مزایایی برابر با همکاران مرد دارد. میگوید رئیس جدید که آمد باید هر روز صبح قبل از شروع کار به اتاق او میرفت تا لیست اجناسی را که قرار است برسد به او بدهد و بعد از پایان کار هم برای گزارشدهی. در حالی که قبلاً اینطور نبود و هر گاه نیاز بود رئیس او را فرا میخواند. کمکم متوجه شد که خواستههایش بیشتر میشود. یکبار میخواهد بنشیند و با او صبحانه بخورد و اگر بگوید سرش شلوغ است اخم میکند و آن روز را با ایرادهای بیخودی که میگیرد، زهرمار میکند. او ادامه میدهد:
در وقت ناهار هم مرا به اتاقش دعوت میکرد و همیشه موضوعی برای صحبت داشت. من متأهل و در اواخر دههی سی زندگیام بودم، اینجور نبود که متوجه منظورش نباشم و میدانستم که ته این ماجراها به کجا میکشد. برای همین قبل از اینکه کار به جاهای بدتر برسد چند فرم تقاضای کار برای جاهای دیگر پر کردم. حالا درست به خاطر ندارم که خودم گفته بودم یا از طریق همکاری به گوشش رسیده بود که دنبال کار میگردم، برخوردش با من تغییر کرد. اول سعی کرد با ملاطفت نظر مرا جلب کند که دلیلِ میل به رفتنم را از آنجا بگویم و بعد که فایده نداشت شروع به تهدید و آزار زبانی کرد. یک روز که خواستم از اتاقش بیرون بروم محکم مچ دستم را گرفت و مرا به دیوار مقابل چسباند و به زور مرا بوسید. من هول شده زود از اتاق زدم بیرون. بعد متوجه شدم که پچپچهایی پشت سر من راه افتاده و همه دارند دربارهی من بدگویی میکنند. همان روز به من ارتقای حقوق داد و فرم آن را به حسابداری فرستاد. دیگر همه مطمئن بودند که تقصیر خودم است و من با زرنگبازی و دزدیدن قاپ رئیس این ترفیع حقوقی را گرفتهام. هیچکس حرفم را باور نمیکرد. روزی که بالاخره استعفایم را برایش فرستادم چون در جای دیگری درخواستم پذیرفته شده بود، خیلی عادی گفت که با استعفایم موافقت میکند.
تکتم میگوید که بعداً متوجه شد از طریق ارتباطاتی که با محل کار جدیدش داشته به او انگ اخلاقی زده و بنابراین دیگر نتوانست کار جدید را بگیرد. به گفته او کسانی که با محیطهای کاری چنین جاهایی آشنا باشند میدانند که این محیطها مثل دهکده است که گرچه ظاهراً از هم مجزاست ولی خبرها زود میپیچد: «من از آنجا رفتم بدون اینکه بتوانم دیگر شغلی مناسب خودم پیدا کنم و با دوندگی زیاد توانستم حقوق بیمه بیکاریام را احیا کنم.»
تابو بودن خشونتهای جنسی در کنار عدم قوانین حمایتی
به محض اینکه پای تعرض و آزار جنسی به میان میآید نگاهها معطوف به قوانین عفت عمومی میشود. در جایی که قوانین کار تعریف روشنی برای جلوگیری از اعمال خشونت جنسی در محیط کاری وجود ندارد، فرد آسیبدیده به ناچار اگر بخواهد اعتراض کند باید از مجرای حقوقی دیگری وارد شود که در آن تعرض و تجاوز جنسی جرم شناخته شده است. دربارهی تعرض جنسی هیچ قانون روشنی وجود ندارد ولی اثبات تجاوز جنسی به مراحل پیچیدهای نیاز است که اغلب آسیبدیدگان عطایش را به لقایش میبخشند تازه اگر خود متهم نشوند.
وقتی زنی در محیط کار در معرض خشونت یا تعرض جنسی قرار میگیرد، قوانین نانوشتهی عرفی چنان قدرتمند است که طرح این مسئله خود به مسئلهای ثانوی تبدیل میشود؛ از آبروریزی گرفته تا ظنِ تلاش بهمنظور جلب ترحم و یا حتی تهمتزنی باعث میشود که زنان معمولاً به این مسائل سرپوش بگذارند بهخصوص اگر ترس از دست دادن کار هم به آن اضافه شود. تابوی اجتماعی چنان قدرتمند است که حتی مانع بیان آزار و اذیت برای همکاران و دوستان نزدیک میشود. علاوه بر آن نبود قوانین آزار جنسی در محیط کار در ایران، مشکلاتی از این دست را به گره کور تبدیل کرده است.
در ایران قانون ویژهای دربارهی آزار جنسی بهویژه در محیط کار وجود ندارد. در قانون مجازات قدیم، کسانی که با این مسئله مواجه میشدند میتوانستند مطابق ماده ۶۳۷ که مربوط به مجازات مجرمان آزار جنسی بود شکایت کنند. طبق این ماده «درصورتیکه زنا صورت نگرفته باشد، مجازات مجرم شامل ۹۹ ضربه شلاق است»، که چون حد نیست قابل خریدن است. همچنین مجازات متجاوز جنسی اعدام بود ولی در حقیقت این نوع مجازات و تعریف حدود تجاوز جنسی موجب شده بود تا در عمل صرفاً مرتکبان تجاوزهای گروهی و سازمانیافته، به مجازات محکوم شوند. و براساس تبصره دوم ماده ۲۲۵ قانون مجازات اسلامی جدید:
هرگاه کسی با زنی که راضی به زنای با او نباشد، در حال بیهوشی، خواب یا مستی زنا کند، رفتار او در حکم زنای به عنف است. در زنا از طریق اغفال و فریب دادن دختر نابالغ یا از طریق ربایش، تهدید و یا ترساندن زن، اگرچه موجب تسلیم شدن او شود، نیز حکم فوق جاری است.
(سایت عدالت جنسیتی/ مروری بر قوانین مربوط به آزار جنسی در محیط کار)
این در حالی است که حتی در کشوری مانند هند که زنان در معرض آسیبهای جدی جنسی هستند نیز قانونی برای منع آزار جنسی در محیط کار وجود دارد. در ماده ۴ «سیاستهای اشتغال زنان در جمهوری اسلامی» که در سال ۱۳۷۱ به تصویب رسیده است به اشتغال زنان پرداخته شده است. بر اساس ماده ۴ «شرایط و محیط کار اجتماعی بانوان باید به گونهای مهیا شود که زمینه رشد معنوی، علمی و حرفهای آنان فراهم شود و به دیانت، شخصیت، منزلت و سلامتی فکری و روحی و جسمی آنان لطمهای وارد نیاید.» نه تنها در این بند که به شکلی کلی به لزوم سلامت روحی و جسمی زنان در محیط کار اشاره دارد که در هیچکدام از ۱۳ بند این مصوبه به برنامههای حمایتگرانه در مقابله با خشونت در محیط کار و از جمله خشونت جنسی اشارهای نشده است. بنابراین وقتی زنی در محیط کار در معرض آزار و اذیت جنسی قرار بگیرد به دلیلِ عدم قوانین حمایتی کار میبایست به همان قوانین عمومی موجود اکتفا کند و در این صورت فرقی ندارد کسی در محیط کار مورد آزار جنسی قرار گرفته باشد یا در خیابان و مهمانی و غیره که طبیعی است شرایط هر کدام با دیگری متفاوت است.
«زهرا» زن جوانی است با تحصیلات ناتمام مدرسه که به کار پرستاری از سالمندان مشغول است. میگوید مرد سالمندی را که او پرستاریاش را به عهده گرفته بود بهتازگی یک عمل جراحی سخت را پشت سر گذاشته بود و نیاز به کسی داشت که کارهای خانه و آشپزی و رسیدگیهای معمول خانه را برایش انجام دهد. مرد بعد از مدتی که حالش رو به بهبود گذاشت از او تقاضای ازدواج کرده بود.
شوکه شده بودم البته خندهدار هم بود ولی خب، من گذاشتم به حساب سالمندی و بیماریاش و موضوع را با پسرش که مرا استخدام کرده بود و هر روز به پدرش سر میزد در میان گذاشتم. مرد وقتی ماجرا را شنید مدتی در سکوت و بیحالت نگاهم کرد و بعد چیزی نگفت. احساس شرمندگی کردم که چرا این موضوع را با او مطرح کردهام. من قصدم کمک بود و اینکه شاید بهتر باشد برای پدرشان دستی بالا بزنند. اشتباه کردم، میدانم ولی رفتار پسرش تحقیرآمیز بود. روز بعد پسرش با یک روسری سفید و پیشبندی سفید برگشت و به من گفت از این به بعد این لباسها را موقع کار بپوشم و از من خواست روسری را مثل لچک گره بزنم. من اطاعت کردم. تا اینکه کمکم متوجه شدم وقتی که درخانه است و من مشغول کار کردن هستم تماشایم میکند. معذب میشدم و همین موضوع را به او گفتم ولی او از پشت مرا گرفت و بعد دستمالی کرد وقتی سر و صداکردم تا پدرش صدایم را بشنود گفت: تو به هرحال کلفتی و یک کلفت باید همیشه در خدمت مرد خانه باشد.
او در ادامه میگوید که با گریه و التماس از آن خانه بیرون رفت و نتوانست بقیه حقوقش را بگیرد:
حتی نتوانستم به دخترهای پیرمرد که اصرار داشتند برگردم چون پدرشان از کار من رضایت داشت، چیزی بگویم. هر چیزی میگفتم برای خودم بد میشد. شرکت هم بهخاطر اینکه کاری را نیمهتمام رها کرده بودم، موردهای خوبی را که پیش میآمد به من پیشنهاد نداد.
موارد این چنینی از زنان کارگری که پرستار سالمند یا بیمار هستند آنقدر زیاد است که در حوصلهی این مطلب نمیگنجد. زن دیگری که مادر سه فرزند بود و فرزندانش را در یکی از روستاهای شمال نزد والدینش گذاشته و برای کار به تهران آمده بود روایتی مشابه دارد. او میگوید:
از همسر بیمار مردی نگهداری میکردم. همه نوع امکانات در خانهشان بود و زن و مرد خیلی با من مهربان بودند. کمکم احساس کردم مرد به من علاقهمند شده است. با هم رابطه داشتیم. مرد به من وعده داد که به زودی عقدم میکند. دست و دلباز بود و همیشه هوای بچههایم را داشت ولی من معذب بودم. احساس میکردم اگر درخواستش را قبول نکنم ممکن است این کار خوب و این امکانات رفاهی را از دست بدهم. بچههایش متوجه شدند و مرا از خانه بیرون کردند. مرد موافق نبود اما در مقابل بچههایش هیچ حمایتی از من نکرد. آنها به من تهمت زدند که قصد سوءاستفاده از پدرشان و اموالش را داشتهام. من هنوز هم به آن زن بیمار که خیلی هم مهربان بود فکر میکنم. نفهمیدم باید چه کار میکردم تا از این وضعیت بیرون بیایم که هم کارم را داشته باشم و هم مراقب اخلاقیات باشم.
این مورد شاید در تعریف عام تعرض یا تجاوز جنسی قرار نگیرد چون ظاهراً به رضایت خودش بوده اما نبود تحصیلات و نیاز مالی و عدم شناخت از شرایط اجتماعی باعث شده که او بهخاطر از دست ندادن کارش به خواستههای مرد تمکین کند و حتی بر آن سرپوش بگذارد. این موضوع خود به خود بیانگر خلأ قوانین حمایتی است که از زنان کارگر در مقابل کارفرمایشان حفاظت کند.
در گفتوگو با زنان کارگر مشخص شد که تعداد بسیاری از آنها لااقل یکبار در محیط کار خود با یکی از انواع آزار جنسی مواجه شدهاند؛ آزارهایی که حتی گاه خودشان هم متوجه نبودهاند که این آزارگری است مثل تعریف و تمجید از زیباییشان در حضور دیگران به شکلی ناخوشایند و زننده یا به کار بردن الفاظ جنسی در حضور آنان به قصد تحریک یا تحقیر آنها و نگاههای هیز و شوخیهای جنسی. اغلب زنان این حد از آزار را در محیط کار تحمل میکنند اما وقتی کار به لمس و تماس فیزیکی یا پیشنهاد رابطهی جنسی بکشد تازه متوجه آزارگری میشوند و خودشان را در منگنهی حفظ شغل یا ترک آن میبینند و از آنجا که هیچ راهی برای اثبات آزارگری ندارند، اگر در معرض تجاوز یا تعرض قرار گرفته باشند بر آن سرپوش میگذارند یا در مصممترین حالت، به ترک کار بدون اشاره به آزاری که بر آنها رفته است راضی میشوند.
در خلأ اتحادیههای کارگری و عدم قوانین حمایتگرانه در مقابله با آزار جنسی در محیط کار، تنها راهِ باقیمانده در مقابله با این وضعیت اطلاعرسانی است؛ اینکه زنان کارگر با مصادیق خشونتهای جنسی در محیط کار آشنا شوند، ترس از بیان خشونتهای اعمال شده بر آنها در محیط کار نداشته باشند تا بدین ترتیب جامعه بتواند در اینباره صحبت کند. وقتی مسئلهای از شکل خصوصی خارج شود و وارد فضای گفتوگوی اجتماعی شود، خودبهخود گامی برای خواست تغییر قوانین از طریق فشار مدنی برداشته شده است. تنها شاید در این صورت کارگران و بهخصوص زنان با آشنایی بیشتری به حقوق خود، گامهای محکمتری در مقابله با نابرابری بردارند.




نظرها
نظری وجود ندارد.