محدودیتهای تازه، فوتبال زنان را از فرصتهای حرفهای محروم میکند
ممنوعیت حضور مردان در مسابقات فوتبال زنان، با ورود مستقیم دادستانی تهران، ابعاد تازهای یافته است. سعیده فتحی، روزنامهنگار ورزشی، در گفتوگو با رادیو زمانه میگوید این محدودیتها نهتنها حضور خانوادههای بازیکنان و فعالیت خبرنگاران را دشوار میکند، بلکه میتواند به کاهش پوشش رسانهای، تضعیف سرمایهگذاری و محدود شدن فرصتهای حرفهای زنان فوتبالیست بینجامد. او با اشاره به ارتباط این تصمیم با انتشار تصاویر تماشاگران بدون حجاب اجباری، آن را نمونهای از تداوم کنترل بر حضور اجتماعی زنان میداند و معتقد است اعتراض بازیکنان، پیگیری باشگاهها و فشار نهادهای بینالمللی میتواند در تغییر این وضعیت مؤثر باشد.

یکی از تمرینات تیم ملی فوتبال زنان ایران ـ عکس از آرشیو
فوتبال زنان ایران بار دیگر با محدودیتهای تازهای روبهرو شده است. علی صالحی، دادستان تهران، در نامههایی به وزیر ورزش و رئیس فدراسیون فوتبال، خواستار ممنوعیت حضور مردان در مسابقات رسمی فوتبال زنان شده است. این درخواست پس از انتشار تصاویری از حضور تماشاگران زن بدون حجاب اجباری مطرح شده و نهتنها تماشاگران مرد، بلکه خبرنگاران، عکاسان و عوامل اجرایی را نیز در بر میگیرد.
پیش از این، سازمان لیگ فوتبال ایران محدودیت مشابهی را با عنوان «صیانت از فوتبال بانوان» اعلام کرده بود؛ تصمیمی که با اعتراض برخی بازیکنان روبهرو شد. آنها میگویند فوتبال زنان برای پیشرفت به حضور خانوادهها، تماشاگران و رسانهها نیاز دارد، نه محدودیتهای بیشتر.
این اتفاق در شرایطی رخ میدهد که فوتبال زنان ایران همچنان با مشکلات مالی، کمبود امکانات و پوشش رسانهای محدود دستوپنجه نرم میکند. اکنون این پرسش مطرح است که آیا هدف از این تصمیمها حمایت از فوتبال زنان است یا گسترش کنترل بر حضور اجتماعی آنها؟ این محدودیتها چه تأثیری بر آینده فوتبال زنان خواهد گذاشت و بازیکنان و باشگاهها چه امکانی برای مقابله با آن دارند؟
این موضوع را با سعیده فتحی، روزنامهنگار ورزشی، در میان میگذاریم:
ورود دادستانی، محدودیت فوتبال زنان را به مسئلهای قضایی تبدیل کرده است
سعیده فتحی با اشاره به پیشینه محدودیت حضور زنان و مردان در ورزشگاههای ایران میگوید:
سالها یکی از بحثهای اصلی ما در فوتبال این بود که چرا زنان اجازه ندارند به ورزشگاه بروند و مسابقات مردان را از نزدیک تماشا کنند. حالا با وضعیت معکوسی روبهرو شدهایم؛ مردان اجازه ندارند مسابقات فوتبال زنان را تماشا کنند. این ممنوعیت شامل عکاسان، خبرنگاران، عوامل اجرایی و حتی خانوادههای بازیکنان نیز میشود. این در حالی است که محدودیتهای پیشین تازه مدتی بود برداشته شده بودند. پیش از آن، ورود مردان ممنوع بود.
به گفته فتحی، از سال ۱۳۹۰ عکاسانی مانند آریا جعفری توانستند در اصفهان از مسابقات فوتبال زنان عکاسی کنند، هرچند در آن زمان نیز چنین امکانی در همه شهرها وجود نداشت. دو فصل پیش ورود مردان به مسابقات فوتبال زنان آزاد اعلام شد، اما اکنون محدودیتها بار دیگر بازگشتهاند.
فتحی تفاوت مهم وضعیت کنونی با گذشته را ورود مستقیم دادستانی تهران به موضوع میداند. به گفته او، این بار مسئله صرفاً تصمیم داخلی فدراسیون فوتبال نیست، بلکه دادستانی با ارسال نامه به وزیر ورزش و رئیس فدراسیون فوتبال، از احتمال برخورد قضایی در صورت رعایت نشدن محدودیتها سخن گفته است.
این روزنامهنگار ورزشی ارتباط تصمیم تازه با انتشار تصاویر زنان بدون حجاب اجباری در ورزشگاهها را نیز قابل مشاهده میداند. او به گزارشی از خبرگزاری تسنیم اشاره میکند که در آن به انتشار تصاویر تماشاگران زن بدون حجاب اجباری و حضور مردان در مسابقات فوتبال زنان اشاره شده است.
از نگاه فتحی، مسئله اصلی نوع واکنش مسئولان به این تصاویر است. او توضیح میدهد که بازیکنان زن مطابق مقررات رسمی جمهوری اسلامی با حجاب مسابقه میدهند، اما انتشار تصاویر تعدادی از تماشاگران بدون روسری، به محدودیتی فراگیر برای حضور مردان و فعالیت رسانهای در مسابقات منجر شده است.
فتحی این وضعیت را با اتفاقی مقایسه میکند که به گفته او در مسابقات قهرمانی مویتای زنان در قم رخ داد. او میگوید مسابقاتی رسمی با حضور ورزشکارانی از سراسر کشور، در پی اعتراض عدهای به پوشش شرکتکنندگان نیمهتمام ماند؛ در حالی که ورزشکاران مطابق مقررات رسمی در حال رقابت بودند.
او این دو رویداد را نشانهای از تداوم الزام قانونی حجاب میداند و تأکید میکند که تغییر رفتار اجتماعی زنان به معنای تغییر قانون نیست:
اینکه امروز بسیاری از زنان بدون روسری در خیابان حضور دارند، به این معنا نیست که الزام قانونی حجاب برداشته شده یا حق انتخاب پوشش آنها به رسمیت شناخته شده است. اتفاقاً ماجرای فوتبال زنان یکی از نمونههای روشن همین مسئله است. وقتی یک الزام قانونی همچنان پابرجاست، ممکن است در مقطعی اجرای آن کمتر شود، اما در مقطع دیگری نهادهای مسئول دوباره بر اجرای آن تأکید کنند.
فتحی همچنین به تناقض میان حضور همزمان زنان و مردان در فضاهای عمومی و محدودیت این حضور در ورزشگاهها اشاره میکند. او میپرسد:
سؤال من از مسئولان این است که چگونه ممکن است زنان با پوشش اختیاری در خیابان کنار مردان قدم بزنند، وارد فروشگاهها و رستورانها شوند و اتفاقی نیفتد، اما حضور همزمان زنان و مردان در ورزشگاه، آن هم برای تماشای یک مسابقه فوتبال، با ممنوعیت روبهرو شود؟
از نظر او، این تفاوت در برخورد با موقعیتهای مشابه فاقد توجیه روشن و منطقی است.
کاهش پوشش رسانهای، فرصتهای اقتصادی فوتبال زنان را محدود میکند
فتحی در بررسی پیامدهای ممنوعیت حضور مردان در مسابقات فوتبال زنان تأکید میکند که فوتبال حرفهای صرفاً به ۹۰ دقیقه مسابقه محدود نمیشود، بلکه مجموعهای از روابط اقتصادی، رسانهای و حرفهای را در بر میگیرد.
به گفته او، باشگاهها برای فعالیت هزینه میکنند، بازیکنان قرارداد میبندند، حامیان مالی سرمایهگذاری میکنند و رسانهها و تماشاگران در دیدهشدن مسابقات و افزایش ارزش اقتصادی فوتبال نقش دارند. او در توضیح اهمیت پوشش رسانهای میگوید:
حالا تصور کنید بازیکن جوانی در لیگ برتر زنان یک گل فوقالعاده به ثمر میرساند. وقتی خبرنگار، عکاس یا تصویربردار حرفهای در ورزشگاه حضور نداشته باشد، طبیعی است که آن بازی و آن گل آنطور که باید دیده نمیشود، بازتاب رسانهای پیدا نمیکند و در خاطرهها باقی نمیماند. اما اگر همان گل بهخوبی تصویربرداری و منتشر شود، هزاران بار دیده شود و ورزشگاه نیز پر از تماشاگر باشد، تأثیر بسیار بیشتری خواهد داشت. ممکن است توجه یک مربی را جلب کند یا باشگاهی بازی آن بازیکن را ببیند و به او علاقهمند شود. چنین اتفاقی میتواند بر مذاکرات مربوط به آینده حرفهای بازیکن تأثیر بگذارد.
او همین منطق را درباره جذب حامی مالی مطرح میکند. به گفته این روزنامهنگار، شرکتی که قصد حمایت مالی از یک تیم فوتبال زنان را دارد، طبیعتاً میخواهد بداند مسابقات آن تیم چه تعداد مخاطب دارد، تصاویر آن کجا منتشر میشود و رسانهها تا چه اندازه فعالیت تیم را پوشش میدهند.
از نگاه او، محدود شدن این امکانات میتواند انگیزه سرمایهگذاران برای حمایت از فوتبال زنان را کاهش دهد.
فتحی در عین حال تأکید میکند که ممنوعیت خبرنگاران مرد لزوماً به معنای توقف کامل پوشش رسانهای نیست، زیرا خبرنگاران، عکاسان و تصویربرداران زن توانمندی در این حوزه فعالیت میکنند.
با این حال، او معتقد است محدود کردن دسترسی حرفهای خبرنگاران مرد، تکرار همان تبعیضی است که زنان خبرنگار ورزشی سالها تجربه کردهاند. فتحی با اشاره به تجربه شخصی خود میگوید:
من بهعنوان یک خبرنگار زن ورزشی سالها از حضور در مسابقات مردان محروم بودم و به همین دلیل با دشواریهای زیادی کار میکردم. این وضعیت مانند آن است که به پزشکی بگویند اجازه ندارد وارد بیمارستان شود و بیمار خود را معاینه کند، اما باید بدون دیدن بیمار او را درمان کند. برای ما خبرنگاران زن نیز وضعیت به همین شکل بود و حالا همین اتفاق برای همکاران مرد ما رخ داده است. برای مثال، سال ۱۳۹۶ برای پوشش مسابقات فینال لیگ برتر بسکتبال به تبریز رفتم. آنجا یک روز در اتاقی حبس شدم، فقط به این دلیل که میخواستم کارم را انجام دهم. من حتی تماشاگر نبودم. میخواستم مسابقه فینال را گزارش کنم و پوشش خبری بدهم. بنابراین اکنون بهخوبی درک میکنم همکاران مرد من وقتی از ورود به مسابقات محروم میشوند چه احساسی دارند. همچنین میتوانم درک کنم پدری که میخواهد بازی دخترش را از نزدیک ببیند و اجازه ندارد وارد ورزشگاه شود، چه احساسی دارد.
فتحی پیامدهای ممنوعیت را فراتر از حوزه رسانه میداند و بر تأثیر آن بر روحیه بازیکنان و روابط خانوادگی تأکید میکند. او به اعتراض سارا دیدار، بازیکن تیم ملی و خاتون بم، اشاره میکند که حضور پدران و برادران بازیکنان در ورزشگاه را حق آنان دانسته است. فتحی همچنین از سارا قمی، کاپیتان پیشین تیم ملی و بازیکن ملوان، یاد میکند که به گفته او، یکی از بزرگترین حسرتهایش این بود که پدرش هرگز نتوانست بازی او را از نزدیک تماشا کند.
از نگاه این روزنامهنگار، محروم کردن خانوادهها از تماشای مسابقات، بازیکنان را از یکی از مهمترین منابع حمایت عاطفی محروم میکند.
فتحی هشدار میدهد که مجموعه این محدودیتها میتواند فوتبال زنان را در چرخهای معیوب قرار دهد: کاهش پوشش رسانهای، جذب حامی مالی را دشوارتر میکند؛ کاهش سرمایهگذاری منابع مالی باشگاهها را محدود میسازد و در نهایت فرصتهای حرفهای بازیکنان کاهش مییابد.
اعتراض بازیکنان و فشار بینالمللی میتواند بر تغییر محدودیتها اثر بگذارد
فتحی در ارزیابی امکان مقابله با محدودیتهای تازه، میان توانایی بازیکنان برای اعتراض و احتمال تأثیرگذاری اعتراضها بر تصمیم مسئولان تفاوت قائل میشود.
او معتقد است بازیکنان فوتبال زنان در مقایسه با بازیکنان مرد از قدرت رسانهای کمتری برخوردارند. در حالی که یک فوتبالیست مرد شناختهشده ممکن است با انتشار یک مصاحبه یا پیام در شبکههای اجتماعی توجه گستردهای جلب کند، بازیکنان زن به دلیل پوشش محدود مسابقات و دیدهشدن کمتر، چنین امکانی ندارند.
به گفته او، شرایط حرفهای بازیکنان زن نیز ممکن است بر تصمیم آنها برای اعتراض تأثیر بگذارد. بازیکنی که قرارداد مالی محدودی دارد، برای حضور در تیم ملی تلاش میکند و آینده حرفهایاش به تصمیم نهادهای فوتبال وابسته است، ممکن است از پیامدهای اعتراض علنی نگران باشد.
با وجود این، فتحی واکنش بازیکنانی مانند سارا دیدار و سرشین کمانگر را مهم میداند؛ زیرا به اعتقاد او، این بازیکنان از نیازهای واقعی و حرفهای خود سخن میگویند، نه صرفاً از یک مسئله سیاسی یا اجتماعی.
او همچنین معتقد است باشگاهها میتوانند از فدراسیون فوتبال درباره تأثیر محدودیتها بر قراردادهای مالی، پوشش رسانهای و روند فنی برگزاری مسابقات توضیح بخواهند. او میگوید:
برای مثال، دیدیم که این ممنوعیت بر استفاده از داور ویدئویی در شهرآورد اخیر استقلال و پرسپولیس زنان تأثیر گذاشت. قرار بود یک داور مرد در اتاق کمکداور ویدئویی، VAR، حضور داشته باشد، اما در نهایت به دلیل همین ممنوعیت، مسابقه بدون استفاده از این فناوری برگزار شد. این مثال نشان میدهد که تصمیم مورد بحث فقط به سکوهای تماشاگران مربوط نمیشود، بلکه حتی بر روند فنی برگزاری مسابقات نیز تأثیر میگذارد.
فتحی درباره نقش نهادهای بینالمللی به تجربه ممنوعیت حضور زنان در مسابقات فوتبال مردان اشاره میکند:
سال ۱۴۰۱، هنگام برگزاری مسابقه ایران و لبنان در مشهد، تعداد زیادی از زنان از قبل بلیت خریده بودند، اما نتوانستند وارد ورزشگاه شوند. در آن ماجرا از گاز اشکآور علیه زنان استفاده شد. این اتفاق بازتاب رسانهای گستردهای داشت و در گزارشهای حقوق بشری نیز منعکس شد. چند ماه بعد، تعدادی از زنان توانستند برای تماشای یکی از مسابقات لیگ برتر وارد ورزشگاه آزادی شوند. این اتفاق پس از سالها پیگیری زنان ایرانی و در شرایطی رخ داد که فشارهای بینالمللی، بهویژه فشار فیفا، نیز وجود داشت.
فتحی همچنین به تأکید فیفا در سال ۲۰۱۹ بر حق حضور زنان در مسابقات فوتبال ایران و ممنوعیت تبعیض جنسیتی در ماده چهارم اساسنامه این نهاد اشاره میکند. او میگوید فیفا در راهبرد توسعه فوتبال زنان نیز بر افزایش مشارکت، دیدهشدن مسابقات و توسعه اقتصادی این رشته تأکید کرده است.
از نگاه فتحی، ممنوعیت حضور خبرنگاران، عوامل رسانهای و خانوادههای بازیکنان با این اهداف در تعارض قرار میگیرد و این پرسش را مطرح میکند که چرا فیفا در برابر چنین محدودیتهایی اقدام نمیکند.
او معتقد است فیفا و کنفدراسیون فوتبال آسیا میتوانند از فدراسیون فوتبال ایران توضیح رسمی بخواهند، پیامدهای محدودیتها بر توسعه فوتبال زنان را بررسی کنند و موضوع را در چارچوب تعهدات بینالمللی فوتبال پیگیری کنند. فتحی در همان حال تأکید میکند:
به نظرم مهم است که صدای خود بازیکنان در این فرایند شنیده شود، زیرا این زنان هستند که مستقیماً با پیامدهای تصمیم روبهرو میشوند. در نهایت، تجربه سالهای گذشته نشان داده است که تغییر محدودیتها در ایران معمولاً حاصل یک عامل نبوده، بلکه نتیجه ترکیبی از پیگیری زنان، بازتاب رسانهای و فشار نهادهای بینالمللی بوده است. امیدوارم این بار نیز چنین اتفاقی بیفتد و این ممنوعیت اجرایی نشود.
او همچنین هشدار میدهد که درخواست دادستان تهران لزوماً به معنای اجرای یکسان محدودیتها در سراسر کشور نیست.
به گفته او، حتی در دو فصلی که ورود مردان به مسابقات فوتبال زنان آزاد اعلام شده بود، در اصفهان همچنان چنین اجازهای داده نمیشد؛ مسئلهای که به گفته فتحی به مواضع امامجمعه، دادستان و مدیرکل ورزش استان ربط داشت.
او این وضعیت را نشانه نبود اتفاقنظر میان مسئولان و اجرای متفاوت مقررات در شهرهای مختلف میداند.
فتحی برای توضیح این مسئله به حوزه موسیقی نیز اشاره میکند؛ جایی که ممکن است یک گروه موسیقی با حضور زنان در شهری روی صحنه برود، اما برای اجرای مشابه در شهری دیگر، از جمله اهواز، با ممنوعیت روبهرو شود. از نگاه او، وضعیت مشابهی در ورزش زنان نیز وجود دارد و تصمیمهای محلی میتوانند به محدودیتهایی متفاوت در نقاط مختلف کشور منجر شوند. فتحی در پایان ابراز امیدواری میکند که ممنوعیت تازه در شهرهای دیگر اعمال نشود و در نهایت بهطور کلی اجرایی نشود.
*این مصاحبه را حسین نوشآذر انجام داده و متن را نیز او نوشته است.





نظرها
نظری وجود ندارد.