ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

مشاعره در سیاست خارجی: از نکته‌سنجی ادبی تا فضل‌نمایی سیاسی

شعرخوانی‌های اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه ایران، از حافظ و مولانا تا یغمای جندقی، پرسشی فراتر از ذوق ادبی یک مقام سیاسی پیش می‌کشد: شعر در زبان دیپلماسی چه می‌کند؟ آیا به روشن‌ترشدن مواضع کمک می‌کند یا گاه به پوششی برای کنایه، کلی‌گویی و نمایش فضل تبدیل می‌شود؟ این جستار با بررسی چند نمونه از استنادهای بقایی به شعر کلاسیک فارسی، مرز میان نکته‌سنجی ادبی و بهره‌برداری از اعتبار فرهنگی شاعران را بررسی می‌کند.

اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه ایران به دلیل به‌کارگیری شعر فارسی در نشست‌های خبری‌اش و در پاسخ به پرسش‌های خبرنگاران درباره برخی تنش‌های روز در خاورمیانه و در جنگ با آمریکا شهرت پیدا کرده است.

در بسیاری از نطق‌های جنجالی، شعر نه برای زیبایی یا مفهوم ژرفی که در آن نهفته است، بلکه برای «ضربه زدن» یا «دفاع» به کار گرفته می‌شود. یک بیت مناسب می‌تواند هم جای استدلال را بگیرد و هم اینکه ذهن مخاطب را تحت تأثیر قرار دهد. در دوران جمهوری اسلامی، به ویژه در سال‌های اخیر هرچندگاه یک‌بار از پشت تریبون مجلس نمایندگان با شعرخوانی‌هایی خبرساز شده‌اند. جهانبخش محبی‌نیا (نماینده تکاب و شاهین‌دژ) در شهریور ۱۳۹۷ وقتی خواست شعر «زمستان» از مهدی اخوان ثالث را بخواند، سبب جنجال و مسخره شد. عبدالحمید خدری، نماینده بوشهر، با ابیات «حرف دلم با تو همین است که دوست...» نطق خودش را آغاز کرد که نمایندگان با فریاد «بزن! بزن!» به آن واکنش نشان دادند. سیدکاظم دلخوش (نماینده مجلس) در مهر ۱۳۹۹ یک شعر طنز و سخیف خطاب به حسن روحانی (رئیس‌جمهور وقت) درباره وضعیت گرانی و وضعیت کشور خواند که آن هم سبب مسخره و خنده شد.

از اندیشیدن تا آراستن سخن با شعر

 شعرخوانی بقایی اما از جنس شعرخوانی‌ها و نکته‌سنجی‌های کسانی است که بر ادبیات کلاسیک فارسی تسلط دارند و با تکیه بر همین تسلط بر تریبون نیز مسلط می‌شوند. در بین این اشخاص هم باید میان کسی که با شعر می‌اندیشد و کسی که سخن خود را با شعر می‌آراید، تمایز قائل شد.  کسی که با شعر می‌اندیشد، شعر را درونی کرده است. ممکن است بیتی از حافظ یا سعدی در لحظه‌ای خاص به ذهنش برسد، زیرا آن بیت واقعاً با تجربه یا موقعیتی که در آن قرار گرفته پیوند دارد. در این حالت، شعر چیزی به سخن می‌افزاید که زبان معمولی از بیان آن ناتوان است. اما کسی که برای هر مناسبتی بیتی در آستین دارد، ممکن است شعر را به نوعی سرمایه نمادین فرهنگی تبدیل کرده باشد. او با نقل شعر نه‌فقط می‌خواهد چیزی بگوید، بلکه می‌خواهد نشان دهد که اهل فرهنگ است، بر سنت ادبی تسلط دارد و سخنش از پشتوانه‌ای تاریخی برخوردار است. در این حالت، شعر گاهی بیش از آنکه به روشن‌شدن موضوع کمک کند، به اعتبار گوینده خدمت می‌کند.

در مورد سخنگوی وزارت خارجه، مسئله پیچیده‌تر می‌شود. سخنگو در جایگاهی قرار دارد که وظیفه اصلی‌اش اطلاع‌رسانی، پاسخ‌گویی و روشن‌کردن مواضع سیاسی است. وقتی او در پاسخ به پرسشی مشخص به شعری کهن متوسل می‌شود، باید دید شعر چه کارکردی پیدا می‌کند.

یکی از انتخاب‌های ظریف بقایی، گزینش این بیت از حافظ است که ۲۰ مهر به مناسبت روز حافظ در نشست خبری وزارت خارجه خواند:

گرت هواست که معشوق نگسلد پیمان
نگاه دار سر رشته تا نگه دارد

این بیت بر اساس یک آموزۀ قرآنی در وفاداری به عهد در رابطه تأکید می‌کند. بقایی با انتقال مضمون بیت از قلمرو رابطه عاشقانه به مناسبات سیاسی، اصل وفای متقابل به تعهدات را در عبارتی موجز و آشنا بیان می‌کند. در این نمونه، شعر به وسیله‌ای برای صورت‌بندی یک اصل مرتبط با موضوع فرومی‌کاهد. نکته اینجاست که بقایی این شعر را از قبل و به طور اندیشیده برگزیده بود و اتفاقاً با دشواری و اغلب غلط و با جاافتادگی‌هایی آن را خواند. (فیلم شعرخوانی بقایی)

در جریان اعتراضات دانش‌آموزی فرانسه، دولت فرانسه و سفیر این کشور ادعا کردند که حساب‌های رسمی وزارت خارجه ایران درباره اعتراضات دانش‌آموزی در فرانسه اخبار نادرست منتشر می‌کنند و پیر کوشیار، سفیر فرانسه با خواندن بیتی از حافظ به طعنه واکنش نشان داده بود. اسماعیل بقایی در واکنش، دیوان حافظ را گشود و با تفأل به غزل شماره ۱۵۹، این ابیات را خطاب به طرف فرانسوی خواند:

نقدِ صوفی نه همه صافِ بی‌غَش باشد
ای بسا خرقه که مُستوجبِ آتش باشد
خوش بُوَد گر محکِ تجربه آید به‌میان
تا سیه‌روی شود هر که در او غَش باشد

پس از حمله مغول در نظام خانقاهی، خرقه نشانی از مقام معنوی بود. حافظ در این ابیات اما خرقه را ابزاری برای «حقه‌بازی» و پوشاندن عیب‌ها می‌بیند. سخنگو به‌جای آنکه فقط از ضرورت آزمودن ادعاها سخن بگوید، با استفاده از بیت حافظ، امکان رسواشدن مدعی را نیز به مخاطب یادآوری می‌کند. شعر در اینجا هم‌زمان دو کار انجام می‌دهد: به سخن گوینده اعتبار فرهنگی می‌بخشد و طرف مقابل را در معرض داوری اخلاقی قرار می‌دهد.

وقتی کنایه ادبی به دام معنای خود می‌افتد

همین‌جا بگوییم که شعرخوانی با ترانه‌خوانی، کیم جون پیو، سفیر سفیر کره جنوبی در تهران و اقبال مخاطبان در شبکه‌های اجتماعی کم‌کم باب شد. وگرنه شصت تا هشتادساله‌ها به خوبی به یاد دارند که در صدر انقلاب، مسئولان همگی سعی می‌کردند ابتدا سخن را به مناسبت یا بی‌مناسبت با آیه‌ای از قرآن آغاز کنند. بی‌جهت نیست که در عرفان اسلامی – ایرانی خرقه و سجاده، نماد پارسایی ظاهری، زاهد و شیخ و واعظ، نمایندگان سخت‌گیری و ریاکاری و می و میخانه و رند نقطه مقابل ریاست.

یک نمونه صریح‌تر از چنین پلمیک‌هایی در تابستان سال جاری اتفاق افتاد و سفیر فرانسه گفته بود که این کشور هم می‌بایست در مذاکرات هسته‌ای شرکت داشته باشد وگرنه با لغو تحریم‌ها موافقت نخواهد کرد. سخنگوی وزارت خارجه در پاسخ به تمثیل «قصهٔ آهو و آخور خران» از مولانا متوسل شد:

«گفت آری لاف می‌زن لاف لاف
در غریبی بس توان گفتن گزاف»

طبعاً این کارکرد یکسر کنایی است. مولانا در این تمثیل از دفتر پنجم مثنوی می‌خواهد بگوید هر کس می‌بایست با هم‌جنس خود همدم و معاشر باشد و اگر با ضدی همراه شود، این عذاب را مانند مرگ درک می‌کند. نکته اینجاست که بیت «آری لاف می‌زن» را مولانا از زبان خر که سیر خورده است به آهوی آزادیخواه می‌‌گوید. در اینجا اگر با داستان آشنا باشیم، به خوبی معلوم می‌شود که سخن کنایی بقایی، دامن خود ما را گرفته است. آهو در تمثیل مولانا خودنمایی نمی‌کند که خر بتواند او را با شکم سیر از کاه بی‌اعتبار جلوه دهد.

در فرهنگی که حفظ کردن شعر نشانه فضل به شمار می‌رود، مخاطب اگر فقط به صورت ظاهری ابیات توجه کند، ممکن است شعرخوانی‌ها را با بلاغت اشتباه بگیرد.  باید دانست که کسی که برای هر مناسبتی شعری در حافظه دارد، لزوماً کسی نیست که آن موقعیت را عمیق‌تر از دیگران فهمیده است.  

وقتی سخنگو در پاسخ به پرسشی مشخص بیتی می‌خواند، ممکن است به‌جای روشن‌کردن موضع خود، میدان تفسیر را گسترش دهد. مخاطب باید حدس بزند که مقصود از استعاره چیست، کنایه متوجه چه کسی است و چه نسبتی میان مضمون شعر و موضوع پرسش وجود دارد.

در تازه‌ترین نمونه از زبان‌آوری‌های سخنگوی وزارت خارجه می‌توان به نشست خبری یازدهم آبان اشاره کرد. بقایی در پاسخ به ادعای مالکیت امارات متحده عربی بر جزایر سه‌گانه در بیانیه مشترک با کانادا بیتی از یغمای جَندقی، از هجوپردازان دوران قاجار آورد که می‌گوید:

گر بوی کبابی رسدت رنگ مباز
ظن قوی آن است که خر داغ کنند

جندقی که در کودکی در فقر و با چوپانی به سر برده بود، رویکردی دوگانه داشت: از یکسو شاعری توانا و منتقدی اجتماعی است از سوی دیگر گاه در شعرش زبانی تند و رکیک را به کار می‌بندد. این سرکشی آمیخته با فضل‌نمایی را می‌توان در شعرخوانی‌های اسماعیل بقایی نیز سراغ گرفت. آنجا که شعر از دل موقعیت برمی‌آید و به سخن نیرویی تازه می‌بخشد، به دل می‌نشیند؛ اما آنجا که به نمایش محفوظات و اظهار فضل بدل می‌شود، نه‌فقط از تأثیر سخن می‌کاهد، بلکه شعر را نیز به وسیله‌ای برای خودنمایی گوینده فرو می‌کاهد.

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.